یک نقاشی از هوگو

یک نقاشی از ویکتور هوگو
هنر و ادبیات

یک نقاشی از ویکتور هوگو
![]()
هماره به رمانتیک ها و علی الخصوص ویکتور هوگو دلبستگی داشته ام.هوگو از غولهای رمانتیسیسم فرانسه بود.پدرش سربازی از لشکر ناپلئون بود وویکتور دلداده ی شعر و ادبیات.او می گفت اگر شاعر نمی شدم سرباز می شدم.هوگو سلطنت طلب بود.اصولا بسیاری از رمانتیک های فرانسه عاشق سلطنت و احیای شاهی بوربونها بودند.ویکتور با کرامول علم منهزم کردن کلاسیسیسم را در ادبیات برافراخت.کرامول نقطه ی عطف رمانتیسیسم فرانسه بود.در زمان لویی فیلیپ و احیای سلطنت او راحت زیست اما ناپلئون صغیر که داداشی زاده ی ناپلئون بود روی کار امد و هوگو تبعید شد.به انگلیس و بلژیک رفت و با سقوط ناپلئون توسط پروسها بازگشت.وصیت هوگو این بود که با تابوت بینوایان به خاک سپرده شود.او در انوالید به خاک سپرده شد.
امروز سی دی چایکفسکی را در ماشین بلند کردم.در جاده ی دولت اباد گوییا در سن پترزبورگ بودم.علاقه ی عجیبی به چایکفسکی دارم.اوورتور ۱۸۱۲ را انقدر بلند کردم تا در حال و هوای پاسداشت دفاع روسیه در برابر ناپلئون قرار بگیرم.روبنشتاین استاد او بود و در ۱۸۶۲ کنسرواتوار امپراتوری سن پترزبورگ را ایجاد کرد.چایکفسکی یک تنه در برابر گروه خمسه ایستاد .پس از اوورتور ۱۸۱۲ دریاچه ی قو را شنیدم.ارامشی عجیب مرا در برگرفت.با اوورتور ۱۸۱۲ تهییج و برانگیخته شدم و با این ارام.
از استوپموشن های اثر گذار مامفی بود.فضای سوررئال و فانتزی عجیبی داشت.
تهیه کننده و کارگردان : مری ترنر و جان رید
بر اساس کتابی از کاترین توزر ؛ سال نشر 1930
نویسندگان : بریت الکرافت و جان کین
موسیقی : لری گروسمن
اشعار : جان کین
تهیه کننده انیمیشن : مایکل بی . هفرون
کارگردان : جان لورنس کالینز
کمپانی سازنده : ATV
کشور سازنده : انگلستان
سال ساخت نخستین قسمت : 1975
52 اپیزود 11 دقیقه ای ( در دو سری 26 قسمتی )
مامفی یا همان ماجراهای سحر آمیز مامفی ؛ انیمیشن عروسکی کلاسیکی است که در داستانهایی کوتاه ماجراهای زندگی یک فیل مودب بانمکی را تعریف می کند که در حومه یک دهکده با والدین اش آقا و خانم جامبو زندگی می کند . اما عموی او ( عمو ساموئل ) که فیل غیرعادی ای است و در یک کشتی عجیب زندگی می کند ؛ او را تشویق می کند که به دنبال ماجراهای عجیب و سحرآمیزی برود. دراین سفرها مامفی را دو دوست وفادار و همیشگی همراهی می کنند : یکی مترسک است و دیگری یک موش که در جیب او زندگی می کند.
او با یک موتورسیکلت به دنبال ماجراهای خود می رود که واگنی به کنار آن متصل است و محل نشستن مترسک است .
در این بین جادوگر خبیثی همواره به دنبال اسیر کردن اوست ؛ چرا که می خواهد از این طریق ؛ شخصیت مودب او را برباید و به چنگ آورد.
لازم به ذکر است که قسمت های ابتدایی این مجموعه به صورت سیاه و سفید ساخته شده است و بعدا قسمت هایی رنگی نیز به دنبال آن ساخته شدند.
اما در سال 1996 تهیه کننده و خالقی به نام بریت الکرافت تحت تاثیر این انیمیشن نسخه جدیدی از آن را تهیه می کند . این نسخه جدید موزیکال بوده و به صورت رنگی تهیه می شود .
از آنجایی که آنچه که از تلویزیون ملی ایران پخش شده ؛ همان نسخه نخستین و سیاه و سفید بوده ؛ من از توضیح کامل تر این نسخه جدید خودداری می کنم.
در زیر لازم می دانم اشاره کنم که نسخه اصلی ؛ آهنگ و ترانه بی نظیری داشته که در زمان خود بسیار معروف و مشهور بوده است و نسل ما خاطرات بسیاری با آن داشته اند. متاسفانه من به اصل ترانه دسترسی ندارم ؛ اما شعر آن را در زیر به انگلیسی قرار می دهم . امیدوارم که مورد توجه دوستان قرار بگیرد :

تیم برتون انیماتوری مسلط است که از اولین کارهای او روایتی ژاپنی از هانسل و گرتل برادران گریم به چشم می خورد.او مرگ و وحشت را با استادی تمام به استوپموشن وارد کرده است و بچه ها را به تفکر درباره ی ان فرا می خواند.به نظر من اوج کارش عروس مرده بود.
![]()
داستانی فولکلوری یهودی -روسی در سده ۱۹ که انرا به روستایی انگلیسی در دوره ی ویکتوریا منتقل می کند و با استادی تمام سوژه های بدیع و متفکرانه ی خودرا اظهار می دارد.
![]()
پریروز داشتیم شلغم می خوردیم.خطه ی اردستان به خوردن شلغم موسومند و شلغم های انجا هم بسیار خوشمزه است.یاد سلت ها افتادم و ان رسم هالووین که در همین ماه اکتبر شاهد ان هستیم.سلتی ها به سر بسیار علاقه داشتند و به شکار سر می رفتند.سر را جادویی و اصل حکمت و دانایی و توانایی می شناختند.انها سر سبزیجات یا چیزی چون شلغم را برای دفع شرور در طاقچه ی خانه قرار می دادند.در شلغمی نوری می اویختند و اینچنین با شرور و ارواح خبیثه مبارزه می کردند.مرد قمارباز و عرقخوری که بسیار دستنگ و خسیس هم بود و جک نام داشت شیطان را فریب داد و اورا به درختی به دام نهاد.شیطان اورا نفرین کرد که جک اواره شود و فقط با شمعی در شلغمی مجوف شبها را بگذراند.این افسانه ای ایرلندی است .با رفتن مهاجران ایرلندی و اسکاتلندی ،یاد جک ا لانترن به صورت کدوی مجوفی و در مراسمی به نام هالووین پاس داشته می شود.هالووین البته به ادبیات و سینمای گوتیک و وحشت هم رونقی داده است.دوست اندیشمندم مهدی باتقوا که نویسنده ی سرشناسی نیز هست نخستین بار مرا با استوپموشنی از تیم برتون اشنا ساخت که هالووین در ان به خوبی مطرح شده بود.مصطفا عقاد هم فیلمهای هالووینی می ساخت.اما تروریسم کور جان اورا در اردن گرفت.

به سراغ من اگر میایید نرم و اهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من

برادران گریم -یعقوب و ویلهلم -بسیار بر گردن من حق دارند.ایندو شخصیت رمانتیک زندگی مرا زیبا و تخیل امیز نمودند.پدر یعقوب وکیل بود.خود او هم در ۱۸۰۲ وارد دانشگاه ماربورگ شد و حقوق خواند.او به تاریخ و زبانشناسی هم علاقمند شد و به پاریس رفت و از کتابخانه های انجا برای مطالعه ی قرون وسطا مدد جست.برادران گریم هردو پروفسور بودند و در دانشگاه گوتینگن درس می دادند.انها جزو هفت پروفسوری بودند که به اقدام شاه هانوور در نقض مشروطیت اعتراض کردند.این اقدام کار خطرناکی بود و برادران گریم از تدریس بازداشته شدند و از هانوور اخراج شدند.انها به کاسل زادگاهشان امدند.شاه پروس انها را به برلین دعوت کرد.انها به انجا رفتند،پروفسوری خود را دریافت کردند و جزو اکادمی علوم شدند.اما داستانهای عامیانه ی انها برایم نقش مهمی دارند.در ۱۸۰۳ یعقوب گریم در دانشگاه ماربورگ دو شخصیت رمانتیک را زیارت کرد و به داستانهای عامیانه علاقمند شد.او داستانهای زیادی را جمع اوری کرد .داستانهای زیبایی چون هانسل وگرتل ،سفیدبرفی و هفت کوتوله و...

یکی دیگر از شخصیت های دلبندم ادوارد گریک اهنگساز رمانتیک نروژ است.از کارهای جالبش سوییت پییر ژینت است که برای نمایشنامه ی ایبسن افرید.نیاکان گریگ اسکاتلندی بود.در سده ی ۱۸ نیای او به برگن دومین شهر بزرگ نروژ امد و تجارتی را در انجا راه انداخت.مادر ادوارد نخستین معلم موسیقیش شد واو درسهای پیانو را از سن خردی دریافت کرد.مدتی در لایپزیک درس خواند و زمانی در کپنهاک.گریگ رابطه ی نزدیکی با ارکستر فیلارمونیک برگن داشت.در ۱۸۷۰ اتفاق مهمی افتاد و گریگ در رم با لیست ملاقات کرد.لیست از کارهای او خوشش امد و اورا تشویق کرد.در ۱۸۸۸ چایکفسکی را در لایپزیک ملاقات کرد.در ۱۹۰۷ گریگ درگذشت.مارش معروف شوپن برایش نواخته شد و خاکسترش در حفره ی از کوهستان تولد هاوگن قرار داده شد.

در قسمتی از سوییت مارش ترولها خلق می شود.ترولها موجودات عجیب الخلقه ای هستند که در فولکلور شمال اروپا نقش مهمی دارند.انها دشمن انسانند و در افتاب می ترکند.
![]()