در موسیقی کلاسیک برقراری تعادل میان بیان احساس و ساختار رسمی قطعه دیده می شد ولی اهنگسازان رومانتیک موازنه را از بین بردند و در جستجوی ازادی بیشتر در فرم و طرح اثر موسیقی و بیان عمیق تر احساسی بودند.تخیل و تصور و میل به ماجرا جویی دیده می شد.ملودی های تغزلی و اواز گونه ،هارمونی های غنی تر ،بافت های متراکم و سنگین تر ،توسعه ی ارکستر و ارتباط نزدیکتر با هنرهای دیگر و ملی گرایی و مهارت تکنیکی بیشتر دیده می شد.اثار اوازی در المان رشد کرد که لید نام داشت.شوبرت لید ساز خوبی بود.پیانو متکامل تر شد و اثار زیادی برای ان نوشته شد.
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 2:0  توسط مهران معمارزاده
|
موسیقی باروک عموما پلی فون بود.اما موسیقی کلاسیک بافت هوموفون داشت.سبک تر و واضح تر با پیچیدگی کمتر.اکورد به علاوه ی ملودی هوموفون را ایجاد می کند.نغمه هایی روی بخش همراهی کننده ی اکوردی قرار می گرفت.موسیقی سازی بیش از موسیقی اوازی اهمیت یافت.پیانو فورته یا پیانو گل سرسبد شد و اثار زیادی برایش نوشته شد.گل سرسبد این دوره موتسارت و بتهوون بود.سونات و سمفونی بارور شدند.
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 1:53  توسط مهران معمارزاده
|
قرن هفدهم دوره ی باروک بود.من این سبک را بسیار دوست دارم .در این سده دو مد باقی ماند که سیستم ماژور و مینور از ان رشد کرد و بر هارمونی چیره شد.فرم های موسیقیایی چون اپرا ،سونات ،سوییت ،کنسرتو و فوگ و....ایجاد شد.ویولون جایگزین ویولا شد.اپرا یا درام موزیکال شکل گرفت و بعدا توسط کلودیو مونته وردی روح گرفت.فرم مهم اوازی دیگر همزمان با اپرا شکل گرفت و اراتوریو نام داشت که برگرفته از کتاب مقدس بود.مثل اپرا بود ولی داستانش مذهبی.هندل از اوراتوریو سازان بنام بود.مسیح اوراتوریویی از او بود که هله لویای معروفش را صدها بار شنیده ایم.فرم دیگر فوگ بود که قطعه ای کنترپوانی بر اساس ایده ی تقلید بود.یک سوژه در یک بخش صدایی ملودی می امد و سپس بخشهای دیگر صدایی انرا تقلید می کردند.توکاتا و فوگ معروف باخ را همه شنیده ایم.هندل و باخ هم فوگ های خوبی ساخته اند و هم اوراتوریو.در باروک یک احساس و یک حالت در تمام طول قطعه القا و حفظ می شد.در موسیقی نوعی مبالغه بود.ریتم های پرانرژی موسیقی را به جلو می انداخت.در این دوره می توان به هندل و باخ و ویوالدی و البینونی و...اشاره کرد.
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 1:45  توسط مهران معمارزاده
|
در رنسانس اهنگسازان باس را کشف کردند.در قرون وسطا تنور کشف شد و در رنسانس محدوده صدایی پایین تر از تنور که باس بود ظاهر شد.اهنگسازان هلند رهبری موسیقی را در رنسانس داشتند.بافت کنترپوان یا ملودی ها در چهاربخش صدایی بود.در قرون وسطا سه بخش صدایی بود و در رنسانس بخش صدایی باس هم اضافه شد بنابراین پولی فونی غنی تر شد.هارمونی یا اکوردها هم بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 1:31  توسط مهران معمارزاده
|
در تاریخ موسیقی غرب که نظر کنیم می بینیم که ابتدا موسیقی مونو فونیک بود .یعنی یک خط ملودی اجرا می شد و نه اکوردی بود و نه خطوط ملودی دیگر.به اصطلاح نه کنترپوان پیچیده بود و نه هارمونی وجود داشت.البته در قرن نهم سراغاز موسیقی پولی فونیک دیده می شد.در فرانسه موسیقی پولی فونیک شد یعنی چند خط ملودی به موازات اجرا می شد.ما در موسیقی پولی فونیک مدیون فرانسه و به خصوص مکتب نتردام هستیم.انها با سازوکاری به نام ارگانوم به خلق موسیقی پولی فونیک همت گماردند.از سوی دیگر فرانسوی ها با ان تروبادورها و تروورها ترانه ها و موسیقی های رقص خوبی ایجاد کردند.در قرون وسطا اهنگسازان فرانسوی شیوه ی ارس نوا را ایجاد کردند.کنترپوان و پولی فونی جریانی ازادانه تر یافت.بافت هارمونی یا جریان اکوردها هم پیشرفت کرد.
+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 1:22  توسط مهران معمارزاده
|
رمان معروف ارتور کستلر ظلمت در نیمروز در دهه ی ۴۰ میلادی منتشر شد که فضای تصفیه ی بزرگ استالین و دادگاههایی که بزرگان بلشویک چون بوخارین را اعدام کرد تصویر می کند .البته رویاشف اسمی فرضی است که در رمان انتخاب شده است.اسدالله امرایی انرا به فارسی برگردانده است.زندگی ارتور کستلر نشیب و فراز بسیاری داشت.او از یهودیان بوداپست بود و جزو کمونیست های المان.ولی تصفیه ی بزرگ و دادگاههای نمایشی دهه ی ۳۰ در مسکو و به خصوص دادگاه ۲۱ که افراد بزرگی چون بوخارین و ریکوف و....در ان به اعدام محکوم شدند اورا از کمونیسم جدا کرد.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 0:32  توسط مهران معمارزاده
|

اجداد اواز ترس اعراب از ایران خارج شدند و به هند رفتند.در زنگبار یا تانزانیا زوجی از پارسیان هند صاحب فرزندی شد که کسی نتوانست به گرد پایش برسد.او فرخ بلسارا نام داشت و بعدا فردی مرکوری شد خواننده ی اصلی گروه کویین در بریتانیا.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 23:37  توسط مهران معمارزاده
|
موسولینی در مانیفست خود از ارتقای معنوی ایتالیایی ها گفت اما پازولینی مشت اورا باز کرد و ارتباط سادیسم و فاشیسم را نشان داد.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت 23:27  توسط مهران معمارزاده
|
بعد از انتخابات سرویس گوگل برای پارسی زبان امکانات ترجمه ایجاد کرد.در سایت اشپزی به تهیه ی باقلا قاتق برخوردم وانرا در سرویس گوگل برای ترجمه قرار دادم.
Main Ingredients:
Fava Bean: 2 cups, peeled
Dill: 1 cup chopped fresh (or 3/4 cup dried, soaked in water for half an hour)
Eggs: 4
Onion: 1 small, diced
Oil: 2 tbsp
Garlic: 2 cloves, minced
Salt
Directions:
1. Saute onion till golden.
2. Cook fava beans with water in a pan till softens.
3. Add dill and garlic to the pan and stir occasionally for 10 min.
4. Add sauteed onion, eggs and salt.
5. Stir till the eggs are done.
6. Serve warm or chilled
و اما ترجمه ی ان
مواد اولیه ی آشپزی :
فاوا باقلا سبز : 2 فنجان ، peeled
زرشک : قطعه قطعه شده تازه 1 فنجان (و یا 3 / 4 فنجان خشک ، در آب برای نیم ساعت خیس)
تخم مرغ : 4
پیاز : 1 کوچک ، diced
نفت : 2 tbsp
سیر : 2 میخک ، قیمه شده
نمک
جهت :
1. پیاز در روغن سرخ کرده تا طلایی رنگ شود.
2. لوبیا کوک فاوا با آب در تابه تا نرم می شود.
3. اضافه کردن سیر و زعفران را به هم بزنید و در ماهی تابه بگذارید گاهی اوقات به مدت 10 دقیقه.
4. sauteed اضافه کردن پیاز ، تخم مرغ و نمک.
5. هم بزنید تا تخم مرغ انجام می شود.
6. خدمت گرم یا سرد
+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 14:48  توسط مهران معمارزاده
|

علی دشتی از پژوهشگران بزرگ ایرانی است.او به زبان عربی و فرانسه اشنایی داشت.پدرش روحانی مبرزی بود و خود وی هم دروس حوزوی را خواند.با خواندن کتابهایش به وسعت معلوماتش پی می بریم.بعضی اورا به خاطر نوشتن کتاب ۲۳ سال مذمت می کنند در حالیکه او بسیار نوشته است و تنها با یک کتاب نمی توان در مورد وی قضاوت کرد.پیش از انقلاب بسیار در زندان بود و بعد از انقلاب هم مدتها دستگیر شد.علی دشتی از نویسندگان مبرز ماست و من بسیاری از کتابهایش را در مضمونهای عرفانی خوانده ام.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 23:30  توسط مهران معمارزاده
|
در کتاب پرده ی پندار شادروان دشتی از عطار نیشابوری اغاز می کند و کتاب تذکره الاولیا ی اورا نقد می کند.در ادبیات منثور هم عطار و هم مولوی ان شور و وجد عارفانه را نداشتند.مولوی را باید در دیوان شمس و عطار را باید در اشعارش کاملا شناخت.مولوی در فیه مافیه دوست داشتنی نیست و عطار در تذکره الاولیا.عطار و مولوی عشق را کشف کردند و عرفان و تصوف را از حالت قبضی و زاهدانه و عبوسانه در اوردند.شادروان دشتی به زندگی نجم الدین دایه و ژنده پیل و حلاج و ...هم نظر می کند و نکات زیبا و پوشیده ای را در تصوف اشکار می کند.
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 23:18  توسط مهران معمارزاده
|
علی دشتی نامی اشنا برای کتابخوانهای ایرانی است.شادروان دشتی را باید عرفان پژوهی بزرگ دانست که مقالات اودر روزنامه ی اطلاعات در دهه ی ۵۰ در نقد تصوف بسیار گره گشا بود .کتاب پرده ی پندار به کوشش دکتر مازوحی همان مقالات اوست.انرا خریدم و خواندم.بسیار عالمانه بود....
+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور 1388ساعت 23:11  توسط مهران معمارزاده
|