remote viewing

این مرد جوزف مک مونئاگل است که توانایی دارد نقاط دور و نادیدنی را ببیند.این توانایی سبب شد تا در مطالعات پاراسایکولوژی و اطلاعات ارتش امریکا شرکت کند.
هنر و ادبیات

این مرد جوزف مک مونئاگل است که توانایی دارد نقاط دور و نادیدنی را ببیند.این توانایی سبب شد تا در مطالعات پاراسایکولوژی و اطلاعات ارتش امریکا شرکت کند.
![]()
بی بی سی حملات هدفمندی را علیه سای بابا اغاز کرده است و مرتب در ترور شخصیت او می کوشد.انگلیسی ها مرتب در مدد جستن از خرافات در مشرق زمین برای رسیدن به اغراض سیاسی و مالی کوشیده اند و اینک با تهمت هایی چون سو استفاده ی جنسی ،فریب و شعبده به ساحت این مرد بزرگ می کوشند او را کوچک کنند.فیزیکدانان و دانشمندان زیادی به دیدن او رفته اند و بر اعمال وی مهر تایید زده اند.
![]()
عرفان و تصوف سبب شده است که من ماتریالیست نباشم.در سربازی با ان همه مشغله به دیدن دراویش قادری روستای نجار پاوه رفتم.سای بابا هم با خواندن کتاب هولوگرام مرا به خود جلب کرده است.ویدئویی از او دیدم.ادم بسیار بزرگی است.با دیدن فیلمش ارام گرفتم.عینیت سازی می کرد و از هوا و هیچ ،طلا و سکه بیرون می اورد.از او بیشتر خواهم نوشت.
| سه شنبه 13 اسفند1387 ساعت: 9:43 | توسط:مهشید | ||||
|
سلام | |||||
با سپاس از اینکه طریقه ی دانلود یوتیوب را به من یاد دادی.وقتی در ادرس voobysرا قرار دادی و search بکنیم .صفحه ای باز می شود و ما روی دانلود ویدئو می زنیم.ذخیره می گردد و البته از اینترنت ،نرم افزار flv playerرا دانلود کنید.من با این روش مراسم سوگواری استالین و سخنرانی بریا ،ریگا پایتخت لتونی ،مینسک پایتخت روسیه سفید را دیدم و هایدگر ،هرژه ،ریگا،ویلنیوس پایتخت لیتوانی را ضبط کردم.
![]()
دوستی داشتم که به خانه ی انها می رفتم و بازی می کردیم ،تن تن می خواندیم و گاه به طبقه ی بالا که اتاق برادرانش بود سری می زدیم.مجله های دانستنیها در ان اتاق انتظار ما را می کشید و همه گونه مطالبی از قبیل مثلث برمودا و...ذهن کودکانه مان را مخاطب قرار می داد.دو کتاب از انها گرفتم،داستان های لتونی و داستان های سوییسی.با این دو کتاب حالی کردم.در سفر اخیرم به روسیه ی سفید ،یاد ان داستان ها افتادم.جنگل ،مراتع ،قارچ های خوشگل زیر درخت ،دریاچه ،قلعه ی شکلاتی و...مرا در حرکت سیال ذهن به ان دوران رهنمون شد.فضای روسیه سفید چون لتونی می ماند.اخر این دو کشور هم مرزند.بی سبب نیست که به کشورهای بالتیک (لیتوانی -لتونی و استونی )دلبستگی دارم که العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر.قبایل بالتیک ۳۰۰۰قبل از میلاد مسیح به لتونی امدند و بعدن ژرمن های بالتیک امدند و اقا شدند و لتونی ها سرف و برده.فرهنگ لتونی و لیتوانی استوره شناسی کهنسالی دارد.فستیوال ها سنت کشاورزی لتونی را نشان می دهد.در داستان های لتونی نبرد شیطان و خدا بسیار به چشم می خورد.یادم است شیطان ،بسیار در این داستان ها حضور داشت.شیطان به نوعی با فرهنگ پاگان ارتباط داشت.
![]()
زواره ی اردستان در ۱۱۰ کیلومتری اصفهان است.مادر بزرگی داشتم که اقلیم نام داشت و اکنون در زیر خاک تفتیده ی کویر غنوده است.سینه ی او پر از قصه و داستان بود.داستان های او بیشتر از پیامبران بود.ما قصه های او را بارها شنیدیم و در حافظه مان اندوختیم.ای کاش این ادبیات شفاهی را بر کاغذ می اوردیم.اگر پیرزنان و مادر بزرگ ها نبودند برادران گریم و گابریل گارسیا مارکز نبودند.جاکوب و ویلهلم گریم المانی دو شخصیت برجسته ی مکتب رمانتیک المان بودند که با هانسل و گرتل ،سیندرلا ،سفید برفی و...زندگی کودکانه مان را رنگ و رویی بخشیدند.

سریال میشل استروگف با بازی ریموند هارمستورف المانی و موسیقی ولادیمیر کوزمای رومانیایی بسیار جالب بود.دکتر جراحی که مرا به ایین ابراهیمی دراورد شبیه هارمستورف بود و من به او میشل استروگف می گفتم.حیف که هارمستورف پارکینسون گرفت و خودکشی کرد.داستان فیلم از ژول ورن بود و از روسیه ی تزاری و تاتار می گفت.
![]()
نشستن در سالن تاریک سینما و خوردن ساندویچ کالباس بسیار خاطره برانگیز است.برادرم و داییم مرا به سینما می بردند.فیلمهای گیشه ای و مبتذل را با داییم می رفتم.معمولن در انها افسانه بایگان بازی می کرد.فیلمهای خوب را با برادرم می رفتم.پاپیون ،چگوارا،کاپریکورن و...را در معیت اخوی تماشا می کردم.ساندویچ کالباس پای ثابت بود.مارتادلا در بولونای ایتالیا شکل گرفت و ساندویچ کالباس (بولونا )از ساندویچ های مورد علاقه ی امریکاییان گشت.منطقه ی میدوست و اپالاش از پیشقدمان ساندویچ کالباس خوری شدند.لهستانی ها به ان کیلباسا می گویند و ما واژه ی کالباس را از انها اتخاذ کرده ایم گرچه به ان یهودانه هم می گفتیم.
![]()
در اصفهان ساختمان قرمز رنگی است که جزو اموال مصادره ای محسوب می گشت.انجا کتابخانه ی توحید نام داشت .هماره به انجا می رفتم و کتاب قرض می گرفتم.زیباترین لحظات نوجوانیم در انجا سپری شد و ژول ورن خوانی در انجا انجام می شد.ژول ورن انیس رویاهای ذهنیم بود و جای وزینی را در فانتزی من اشغال می کرد.متاسفانه چون دختر و پسرها در انجا قرار می گذاشتند ناگهان کتابخانه ی توحید در مقرراتش تغییراتی داد و پای من بریده شد.ژول ورن پدر داستانهای تخیلی -علمی بود.ژول ورن به ادگار الن پو عشق می ورزید.ادگار الن پو هم پدر داستانهای کاراگاهی بود.
![]()
نخستین بار ،مستاجرمان که دندانپزشکی می خواند به مناسبت تولدم ،برایم کتاب معبد افتاب را از سری تن تن و میلو نوشته ی هرژه (جرج رمی بلژیکی )واز انتشارات یونیورسال اورد.بیشتر کتابهای انرا خریدیم و با اشتیاق بارها انرا خواندم.سالهای مدرسه ی ابتدایی او در بلژیک اشغال شده توسط المانیها در جنگ جهانی اول گذشت.او به طراحی علاقه ی فراوانی داشت.اوبه جریان پیشاهنگی پیوست و اخلاق این اجتماع بسیار درکارهای او تاثیر نهاد.تن تن در شوروی اولین کار او بود که در ۱۹۲۹ شکل گرفت.نقاشی های ناپخته ای داشت اما شروع کار بود.جرج رمی کاتولیک با جریان کمونیسم شوروی همدلی نداشت و مشت انرا در ۱۲ سال پس از ان انقلاب ننگین باز کرده بود.کاراکتر تن تن با الهام از برادرش که افسری در ارتش بلژیک بود خلق شد.میلو سگ وفادار او سفیدبرفی و از تریر های فاکس محسوب می شد.دومین کار او تن تن در کنگو بود که مدتها مستعمره ی بلژیک محسوب می شد.در این کار تا حدودی روحیات نژاد پرستانه و استعماری هرژه اشکار می شود.کار سوم تن تن در امریکا بود.تن تن به شیکاگوی ایلینویز می رود و با گانگستریسم کاپونی در می افتد.سیگارهای فرعون کار بعدی اوست که کاراکترهای راستاپاپولوس و تامسون و تامپسون معرفی می گردد.در تن تن در امریکا ،هرژه ی کاتولیک با امریکا همدلی ندارد و انجا را مهد الکاپونیسم و گانگستریسم می داند.همدلی او با سرخپوستان امریکا مشهود است.در نیلوفر ابی او به مسائل چین و ژاپن نظر دارد.دانشجویی چینی در بلژیک درس می خواند و دوست هرژه بود.اطلاعات هرژه درباره ی چین از او سرچشمه می گرفت.او از دخالت ژاپن و غرب در امور چین خوشش نمی اید.البته انزمان هنوز چین کمونیست نشده بود.اشغال منچوری توسط ژاپنیها و پیشفرضهای منفی غربیها درباره چین مذموم شناخته شده است.گوش شکسته در حوزه ی امریکای لاتین نوشته می شود.تجار غربی که در امریکای لاتین توطئه می کنند.جنگ های بین این کشورها برسر نفت و...شاید با دخالت غرب باشد.جنگ چاکو بین بولیوی و پاراگوئه شاید مدلی برای این کتاب بوده است.جزیره ی سیاه در اسکاتلند روی می دهد و از جعل پول می گوید.عصای سحرامیز اشکارا ضد نازی است.سرزمین طلای سیاه به نقش نفت در معادلات بین المللی و جنگها و مسائل اعراب اشاره می کند.هرژه به زن ستیزی و میزوژنی متهم می شود شاید کاراکتر بیانکا کاستافیوره با ان اعمال احمقانه اش به این اتهام قوت بخشد .اتهام یهودی ستیزی یا انتی سمیتیسم هم به او وارد می شود.او در جریان جنگ جهانی دوم با روزنامه ی همکار نازیهای اشغالگر همکاری داشت.کاراکترهای یهودی در کارهایی چون گوش شکسته ،جزیره ی سیاه و سرزمین طلای سیاه حضور دارند و مشاغل تروریستی ،شیادی و گانگستری را دارند.در ستاره ی اسرار امیز ،دو مرد یهودی با چهره ی شیطانی حضور دارند.
![]()
من نمی توانم از youtubeویدئو ضبط کنم خواهشمندم کسانی که بلدند ،این کار را به من یاددهند.
![]()
مهر مادری به چندین شکل بروز می کرد.مادرم برایم کتابهای تن تن و میلوو... را می خرید و شکلات های مختلف و هانیسمک و...را برایم ابتیاع می نمود.محصولات صبحانه ای کلوگ از خواهش های مستمرم بود.ویل کیت کلوگ غول صنعت صبحانه ی امریکا بود.او در زمان جنگ های شمال و جنوب امریکا به دنیا امد و عمر مفیدی نمود.برادراو مدیر سانیتاریوم و بهداشتگاهی در میشیگان بود.جان هاروی کلوگ پزشک بود.جان هاروی مانند سپهر فاطمی گیاهخوار بود و خوردن کورن فلکس را شایع کرد.برادر وی ویل کیت اورا در این امر مدد رساند.سی دبلیو پست هم از بیماران دکتر جان هاروی کلوگ بود و در بهداشتگاه دکتر با کورن فلکس اشنا شد و کارخانه ای برای تهیه ی ان راه اندازی کرد.او نیز از غولهای صنعت صبحانه ی امریکا بود.

امروز کتابی خریدم که از سری علوم ترسناک بود و دانشمندان زحمتکش نام داشت.نویسنده نیک ارنولد و تصویر ساز تونی دوسالز و مترجم محمود مزینانی.معرکه بود.عشق کتاب های علوم و تاریخ علم به زبان کودکان و نوجوانان هنوز با من است.از این کتابها بسیار می توان اموخت.اموزش علوم برای کودکان در کشورهای پیشرفته بسیار اهمیت دارد.تمام سری انرا خواهم خرید .


این عکس روبرت زمکیس و استیون اسپیلبرگ است.روبرت زاده ی شیکاگوی ایلینویز بود که ابتدا فیلم ۸ میلیمتری ساخت و فیلم دوران دانشجوییش مورد توجه اسپیلبرگ قرار گرفت و بدو کمک کرد تا در دنیای پر اشوب سینما بالا بیاید.فیلم فارست گامپ اورا بسیار دوست داشتم.

این مرد هم جانی کش، کانتری خوان ایالت ارکانزاس است که با نیکسون رییس جمهور ملاقاتی در کاخ سفید در دهه ی ۱۹۷۰ داشت.صدای او هم دل ادمی را می برد.
از کارهای U2 به میس سارایوو بسیار دلبستگی دارم.کار مشترکی از پاواروتی و یوتو.بارها انرا می شنوم و از شنیدنش خسته نمی شوم.
من به موسیقی کلاسیک دلبستگی دارم .دیشب برنامه ی U2از بی بی سی پخش می شد.نکته ای که مهم است توانایی ستارگان راک اندرول و پاپ برای شکل دادن به اجتماعاتی باشکوه است.فوج راک شیدایان در لندن گرد امده بودند تا دیوانه وار این گروه را پرستش کنند.این گروه دوبلینی به مسائل حقوق بشری علاقه دارد.به برمه و مسائل ان هم پرداخته است و برای ان سان سوچی ترانه ای اجرا کرده است.بونو خواننده ی این گروه علاوه بر مهارت در کارش ،ادم نوعدوستی است و به مسائل اجتماعی دنیای امروز بسیار نظر دارد.گروههای راک هماره با شیطانیت مهر خورده اند اما گروه یوتو از نوع دیگرست.جا دارد حتا بونو جایزه ی صلح نوبل را دریافت کند.
![]()
برای ان سان سوچی رهبر مقاومت برمه خوانده اند.
![]()
برای جنگ بوسنی خوانده اند
![]()
برای مبارزه با تسلیحات اتمی خوانده اند

به نظر می رسد اباما به افغانستان و مبارزه با طالبان بیشتر توجه دارد ولی روابط امریکا با کرزای به خوبی دولت گذشته نیست.حامد کرزای در خانواده ای سرشناس در طایفه ی پوپالزای قوم پشتون در ناحیه ی قندهار به دنیا امد.پدرش در پارلمان افغانستان در زمان ظاهر شاه خدمت می کرد و بزرگ طایفه ی پوپالزای بود.حامد در قندهار و کابل و هند درس خواند.پس از اشغال افغانستان در دهه ی ۸۰ کرزای رابطه ی خوبی با مجاهدین مسلمان برقرار کرد.جریان طالبان به او نظر داشت و حتا پست سفیر در سازمان ملل را به او پیشنهاد کردند ولی او گروهی ضد طالبان را شکل داد ولی ماموران طالبان پدرش را کشتند.او رییس طایفه ی پوپالزای شد.حامد رهبر مقاومت علیه طالبان در پشتونها گشت.او رییس جمهور افغانستان شد.

![]()
برک حسین اباما سیاست های گذشته را با شیوه های دیگری ادامه می دهد.اوردن دنیس راس جهت تنظیم مناسبات با ایران ،شاهد این مدعاست.دنیس راس در زمان رییس جمهور بوش پدر هم سمت داشت.او هم کرملینولوژیست است و علوم سیاسی را با جهت گیری جنگ سرد و شوروی شناسی خوانده است.روابط حسنه ای با اسراییل دارد و سخنانی بر ضد جمهوری اسلامی ایران داشته است.او مورد توجه دوحزب بوده است و در صلح خاورمیانه فعال بود.

هوا بارانی بود.اسمان مینسک ابرهای بارانزایی داشت.گرسنه بودم.از هتل خارج شدیم و به پارک وارد شدم.کلاغ ها ،گلابی های ریخته از درخت را نوک می زدند.از کنار رودخانه ی سیلسیویچ گذشتیم.دختر ها و پسرها نشسته بودند و ابجو می خوردند.شیشه های پر از چند قطره ابجو در کنار رودخانه افتاده بودند.کنار رودخانه نه ،بل روی حاشیه ی سیمانی ان.از کنار تندیس پوشکین رد شدم.خیابان را گذراندم.علامت مک دونالد هویدا شد.همبرگری گرفتم و در زیر باران لمباندم.در ذهنم به ری کروک بنیانگذار مک دونالد فکر می کردم و به این مرد بزرگ چک تحسین گفتم.بازگشتم ،گنبدهای طلایی کلیسای ارتدوکس را از نظر گذراندم.زیر زبانم مزه ی مک دونالد بود درحالی که به جنگ سرد فکر می کردم.
![]()
دکتر با مهارت ابسه ی مغزی کنار بطن را تخلیه کرد.دستکش هایش را دراورد و با شتاب از اتاق خارج شد....
۲- با ماشین از خیابانی سرشار از درخت های زیرفون عبور می کرد.کنار پیتزا فروشی ایستاد.کاظم :چرا دیر اومدی ؟دکتر :ببخشید عمل سختی بود.جاش خیلی خطرناک بود...می فهمی که !نزدیک بطن بود.اگه یه اشتباه می کردم ...خیلی بد می شد.کاظم :خوب!دیگه تکرار نشه.داره شلوغ می شه.
۳-دکتر با سرعت در جلد خرگوش فرورفت و به بیرون شتافت.برای خانواده ای که به پیتزافروشی وارد می شد دست تکان داد...

الن تورینگ بانی علوم کامپیوتری در جهان بود.او به جرم همجنس گرایی دستگیر شد زیرا این عمل جرمی در انگلستان محسوب می گشت.او با سیانید خودکشی کرد.
![]()
این فیلم بر اساس اثری از فردریش دورنمات به کارگردانی شون پن و بازی جک نیکلسون است.
![]()
دیشب نمایشنامه ی قاضی و جلادش از شادروان فردریش دورنمات نویسنده ی المانی زبان سوییس را می خواندم.ژانر پلیسی بود ولی نه از ان بازرس های کراوات زده و منظم امریکایی و انگلیسی بل بازرسی سرطانی ،پیرمرد و عجیب و غریب.نام او برلاخ بود.او مانند برشت ،ظرفیتهای دراماتیک تئاتر حماسی را کاوش می کرد.او به مناسبت بزرگداشت واسلاو هاول و گورباچف سخنرانیهایی نمود.او برخلاف برشت موضع سیاسی نداشت بلکه فلسفه ی عملی را در زندگیش اجرا می کرد.معروفترین کار او فیزیکدانها است.

شاه عباس کبیر از سیاستمداران کامیاب ما بود که در مجموع کارنامه ی مثبتی داشت.پس از چهل و اندی سال حکومت ،تبریز را از یورش عثمانی ها و مشهد را از یورش ازبکان نگاه داشت.بغداد و قندهار را گرفت.شفیق برخلق بود و مردم او را دوست داشتند.شیعه ی متعصبی بود ولی شراب هم می نوشید.چیگین و لعابچی هم داشت ولی ارامنه و گرجیان و سفرای خارجی را اکرام می کرد.انزمان حتا حقوق بشر در غرب هم شکل نگرفته بود که ما گیر حقوق بشری به او بدهیم.حتا در انگلستان معاصر او کرامول امد و چارلز اول را سر برید و ان جنایات را کرد.البته بهتر بود او چشم پسرهایش را کور نمی کرد ،نقطویان (ماتریالیست های زمانش )را نمی کشت ولی او سیاستمداری بزرگ بود.روشنفکر نمایانی چون علی شریعتی با تقسیم شیعه به صفوی و علوی ،بحث عنیفی را ایجاد کردند.شاه عباس را دوست داریم و او را ارج می نهیم .

این عکس دالای لاما را تابلو کرده ام و برفراز کتابخانه ام قرار داده ام.به انرژی مثبت او نیاز دارم.

در ۱۹۵۶ بوداپست مجارستان شاهد گستاخی کمونیست های روسیه (شوروی )بودند.انها در زمان خروشچف به بوداپست حمله کردند.
![]()
ماتیاس راکوشی استالینیست و رهبر حزب کمونیسم مجارستان اوامر استالین را اجرا می کرد.
![]()
در ۱۹۵۳ استالین سقط شد و ایمبره ناگی نخست وزیر مجارستان شد.او لیبرال بود و ضد کمونیست ها را ازاد کرد.راکوشی با او مخالف بود.خروشچف برای سرکوبی ناگی نیروها را به مجارستان فرستاد.

