پنجدری
![]()
در پنجدری خانه ی پدربزرگ که متاسفانه از بین رفت ،به سراغ یخچال می رفتیم و اب هندوانه ی تگری را می نوشیدیم.ان زمان ها روی بوم اب انبار ،گل کوچیک بازی می کردیم.عرق می کردیم و شدیدن تشنه بودیم.
هنر و ادبیات
![]()
در پنجدری خانه ی پدربزرگ که متاسفانه از بین رفت ،به سراغ یخچال می رفتیم و اب هندوانه ی تگری را می نوشیدیم.ان زمان ها روی بوم اب انبار ،گل کوچیک بازی می کردیم.عرق می کردیم و شدیدن تشنه بودیم.
![]()
ایوان ها مشخصه ی معماری ساسانی بودند که بعدن در مسجدسازی ایرانیان وارد شد.مسجد جامع اصفهان از قدیمی ترین مساجد ایران محسوب می گردد که که چهار ایوانی است.این مسجد ،اتشکده بوده است و پیش از یورش اعراب مرکز مذهبی بوده است.یک پاستون با تزیینات ساسانی ریشه ی زرتشتی اینجا را نشان می دهد.وقتی به کاخ اردشیر بابکان در فیروز اباد رفتم دریافتم که ایوان و عناصر معماری ساسانی چگونه به مسجدسازی ایرانی وارد شده است.
![]()
یاد ایامی که برق نبود و نور و روشنایی از گاز زغال سنگ و بعدن گاز طبیعی ایجاد می شد.بیشتر به یاد زمانی هستم که روشنایی از روغن زیتون ،روغن کنجد ،روغن ماهی ،موم عسل ،روغن وال و...تامین می شد.برق را خوش نمی دارم.
خرس جانور راز الودی است و سمبولیسم ان در ملل مختلف وچود دارد.فنلاندی ها در گذشته های دور ،انرا واجدروح نیاکانی می شناختند وپرستشش می کردند.حیوان ملی فنلاند ،خرس قهوه ای است.خرس روسی ،تجسم ملی روسیه است و حتا نام خانوادگی رییس جمهور این کشور ،مدودف ،معنای خرس دارد.
медведь=خرس
![]()
خرس روسی و شیر انگلیسی ،گربه ی پرسیا (ایران )را در بازی بزرگ از بین بردند.
در امریکا چندین ایالت از جمله کالیفرنیا ،جانور ایالتیشان ،خرس است.در اقوام ژرمنی ،خرس به عنوان توتم استفاده می شد و نشاندهنده ی قدرت بود.ما در نشانه ی شهر برلن ،خرس می بینیم.برن پایتخت سوییس به معنای خرس است.برلین پایتخت المان به معنای خرس کوچک است.
![]()
در فیلم گربه سیاه ،از موسیقی توکاتا وفوگ در D minorشاهکاری جاودانی از یوهان سباستیان باخ استفاده شده بود.توکاتا فرم خاصی ندارد و به فانتزی شبیه است.
The Toccata and Fugue in D minor, BWV 565, is a piece of organ music commonly attributed to Johann Sebastian Bach, composed sometime between 1703 and 1707. It is one of the most famous works in the organ repertoire, and has been used in a variety of popular media ranging from film, to video games, to rock music, to cellphone ringtones and used for the autumn holiday Halloween.
![]()
حاج میرزا محمد علی محلاتی (حاج سیاح )بیش از نه سال در امریکا ماند واز چنان موقعیتی برخوردار گشت که چندین بار در کاخ ریاست جمهوری امریکا با ژنرال گرانت رییس جمهوری وقت امریکا ملاقات می نماید.

دکتر مصدق گمان می کرد می تواند با قرار دادن قدرتها دربرابر یکدیگر و بازی بین انها مانند قوام السلطنه سرانجام مسئله را به نفع ایران حل کند،در وطن پرستی و نیکنهادی وی شکی نیست ولی قوام السلطنه علاوه بر توانایی و مهارت سیاسی دارای انعطاف هم بود.مصدق تا اخر سخت و انعطاف ناپذیر باقی ماند و روز بروز منزوی تر شد.او حزب توده را ازاد گذاشت.خطر به قدرت رسیدن کمونیست ها در ایران که مصدق برای نیل به مقاصد سیاسی خود انرا بزرگ می کرد ،سبب تغییر سیاست امریکا در ایران شد و تدارک مقدمات سرنگونی او را ایجاد کرد.

چندی پیش ،بهرام مشیری در دفاع از دکتر مصدق می گفت که اگر ایران مستعمره ی شوروی هم می شد اشکالی نداشت و اینک مثل استونی و...ازاد شده بودیم.از ادم کتاب خوانی چون او بعید است که چنین حرفهایی بزند.او که دم و دقیقه از مغالطات می گوید خود در دام همین مغالطات می افتد.برای مقابله با شیعه ،از عمر و معاویه چه تعریفها که نمی کند.از طرفی از حکیم ابوالقاسم فردوسی می گوید و از طرف دیگر معاویه را می ستاید،کسی که به تفضیل عرب بر عجم معتقد بود.چون غرض امد هنر پوشیده شد صد حجاب از دل به سوی دیده شد.
![]()
یوهان سباستین باخ بزرگترین اهنگساز دنیاست.او از ایالت ساکسونی برخاست و با تسلط بر موسیقی ایتالیایی و فرانسوی ،المان را در موسیقی بی همتا ساخت.بر نوازندگی ارگ و کلاویه و ویولن تسلط داشت و کانتاتاها (موسیقی برای اواز )،توکاتا ها(شبیه فانتزی )و...را به جا گذاشت .موسیقی مذهبی را اعتلا بخشید.او از اهنگسازان باروک بود.
![]()
هنر باروک را بسیار دوست دارم و اهنگسازان باروک چه کاتولیک و چه پروتستان در چشم من جای دارند.البینونی،ویوالدی ،مونته وردی ،هندل ،کورلی و باخ.

نخستین بار ،دکتر امید قوامی دهکردی متخصص بیهوشی مرا با البینونی اشنا ساخت و مرا بیهوش ساخت.اداجیوی البینونی واقعن زیباست.از سایت ۴ sharedانرا گرفتم تا زینت بخش موبایلم باشد.

گاریبالدی یا غریبالدی (به قول حاجی سیاح محلاتی )از شخصیت های مورد علاقه ی من است.گاریبالدی به عنوان پادو در یک کشتی بخاری به سوی امریکای جنوبی رهسپار شد و در دهه ی دوم عمرش ناخدای کشتی باربری شد.او با میهن پرستی و ازادیخواهی اشنا شد ودر امریکای لاتین،هنگی از جنگجویان ایتالیایی را با لباس های سرخ (سرخ جامگان )تشکیل داد.گاریبالدی بر ضد اتریشی ها و حکومت پاپی قیام کرد و ایتالیای واحد را شکل داد.رییس جمهور امریکا ،لینکلن برای او پیغام فرستاد تا به امریکا بیاید و با درجه ی سر لشکری وارد ارتش این کشور گردد ولی گاریبالدی در ایتالیا ماند.او پیش از مرگ شاهد خروج فرانسوی ها از رم و برقراری ان شهر به پایتختی ایتالیا شد.
![]()
حاجی سیاح محلاتی در تورین می گوید :
از چیزهای غریب در هر مکان از قبیل قهوه خانه وغیره صورتی می دیدم که به عزت و حرمت تمام مردم اورا حرمت می داشتند ،مثل قبله .پرسیدم که این چه صورت است ؟گفتند :این شکل غریبالدی است .سبب این احترام را پرسیدم گفتند این مرد ملت ما را ازاد نمود.
سفرنامه ی حاجی سیاح را خواندم.محمد علی سیاح محلاتی در عنفوان ازدواج با دختر عمویش و در دهه ی دوم عمر فرار می کند و به سفری ۲۰ ساله رهسپار می گردد.به ایروان و تفلیس می رود انگاه اسلامبول،بلگراد ،وین ،ونیز ،میلان ،پاریس ،لندن ،بروکسل ،برن ،رم ،واتیکان ،برلن ،هامبورگ ،مسکو ،سن پترزبورگ و...او با کوشش بی نظیر زبان ها را می اموزد.در اسلامبول به اموختن زبان فرانسوی مشغول می شود .موسیوبری که فرانسوی بود و در انجا مدرسه ای دائر کرده بود از طاقت حاجی برای زبان اموزی متحیر می شود و می گوید :
خداوند جزا بدهد ان مردمی را که شما ها را بی تربیت می نمایند زیرا که هیچ فرنگی طاقت این نوع تحصیل را ندارد.
موسیوبری به اصفهان هم رفته بود تا مدرسه ای باز کند اما اهالی ملت ممانعت نمودند و مسلمانان اشفتند مبادا که موسیوبری اطفالشان را عیسوی کند.دولت حمایت کرده بود اما او از اصفهان بازگشت.

حادثه ی تروریستی در بمبئی در حد ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ارزیابی شده است.برای این منظور شرح ماوقع را از وبسایت روزنامه نگار کهنه کار دکتر نوشیروان کیهانی زاده اورده ام.
26 نوامبر 2008 گروهي مسلح مرکب از ده مرد جوان در شهر بندري 17 ميليوني مومباي هند (بمبئي) وارد ده مرکز از جمله هتل معروف و 104 ساله و 565 اتاقه «تاج محل» متعلق به «راتان تاتا» از پارسيان هند و هتل اوبروي Oberoi، کافه معروف لئوپلد متعلق به يک پارسي به نام فرهاد جهاني، يك كانون يهوديان، يک پاسگاه پليس و يك ايستگاه قطار شدند و دست به تيراندازي و انفجار زدند و در آن دو هتل با هدف سپرقراردادن، مرتکب گروگانگيري هم شدند. اين افراد در آغاز کار دو به دو حرکت مي کردند، هرکدام يک کوله پشتي داشتند، قيافه اي شبيه دانشجو به خود داده بودند و آرام و خونسرد بنظر مي آمدند. آنان پس از اتمام کار در يک هدف خود به سوی هدف ديگر مي شتافتند. دو تن از اين افراد در ايستگاه قطار (ايستگاه نهايي بنام Shivaji) پلاتفورم به پلاتفورم رفتند و بدون اينکه در جستجوي هدفي خاص باشند همه جا دست به تيراندازي و انفجار نارنجک زدند. در اين محل که باز بود جمعا 53 تن کشته شدند. در اينجا يک عکاس که جهت رفتن به خانه در انتظار آخرين قطار بود شاهد اين ماجرا بود و از صحنه، چند عکس گرفت که «سند تاريخ» شده اند. دولت هند به كمك پليس محلي، كماندو و چترباز فرستاد و ماجرا تا بعد از ظهر جمعه 28 نوامبر به وقت آمريکا و بامداد شنبه به وقت هند و به مدت 60 ساعت ادامه داشت. پيش از غروب آفتاب پليس با خارج ساختن 400 تن باقيمانده ساکنان هتل تاج محل، پايان قضيه را اعلام داشت و افزود که تنها يکي دو فرد مسلح در هتل باقي مانده اند. با از ميان رفتن اين دو تن که مرگشان بامداد شنبه به وقت مومباي اعلام شد ظاهرا 9 تن از اين افراد مسلح کشته شدند. دو جوان مسلحي که در ايستگاه راه آهن مرتکب تيراندازي و هياهو شده بودند هنگام فرار با يک وانت، که آن را با زور تصاحب کرده بودند زير آتش پليس قرارگرفتند که يک نفرشان کشته و نفر بعدي به نام محمدجمال قاسم دستگير شد. وي تنها فردي از مهاجمان است که دستگير شده و گفته است که پاکستاني است. در جريان زد و خورد، افراد مسلح برخي از قسمتهاي هتل تاج محل مومباي را آتش زدند. آتش نشاني شهر جمعي از ساكنان دو هتل را كه عمدتا خارجيان بودند از پنجره هاي طبقات بالا خارج ساخته بود. تنها يک نفر كه قبلا رهايي يافته بود گفته بود كه افراد مسلح از آنان اوراق هويت مي خواستند و مي پرسيدند كه از اتباع كدام كشور هستند و تنها آمريكاييان و انگليسي ها را به گروگان مي گرفتند و بقيه را رها مي ساختند تا خارج شوند. ديگران اين گفته را تاييد نکردند و گفتند که مهاجمان اصرار به کشتن نداشتند و دنبال افراد معين نبودند. آنان حتي عربها را که براي يک نشست در هتل بسر مي بردند با ديگران به يک چشم مي نگريستند. بنظر مي رسد که قصد آنان تنها ارعاب و چيزي از اين دست و شايد هم تحريک سياسي و برهم زدن نظم آسياي جنوبي بوده است!. جمع تلفات 195كشته و 295 مجروح اعلام شد که 18 تن از مقتولين خارجي بودند و ازجمله شش آمريکايي و يک تن از آنان انگليسي. در کانون يهوديان 9 تن از جمله يک روحاني يهوديان نيويورک به نام گاوريل نواح هولتسبرگ و زنش شدند. اين حاخام از روحانيون هاردلاين (اصطلاحا: يهودي ارتودوکس) بود.يک منبع که خودرا «مبارزان دکن» اعلام داشته گفته است که اين افراد (ده جوان مسلح) وابسته به لشکر طيبه بودند. سالها پيش سازمان اطلاعات ارتش پاکستان «لشکر طيبه» را جهت مبارزه در کشمير با هند، بوجودآورده بود که بعد کنترل آن از دستش خارج شد. سينگ نخست وزير هند در يك نطق تلويزيوني شديد الحن در اين زمينه چنين گفت:
افراد مسلح مهاجم به مومباي با نقشه ماهرانه و ازقبل تنظيم شده كارخودرا آغاز كردند. آنان ارتباط خارجي دارند. از آنجايي كه اماكن مشهور مومباي را مورد حمله قرار داده اند هدفشان جنجال به راه افتادن و ايجاد رعب و ترس، نه تنها در هند بلكه در سراسر جهان است. آنان پايگاه خارجي دارند و با دقت تمام قلب اقتصاد و فرهنگ هند را هدف قرارداده اند. ما براي سركوب و قطع دست آنان تصميمات شديد گرفته ايم ـ تصميماتي كه با اجراي آنها، چنين رويدادي در هند تكرار نشود. ما به همسايگان مي گوييم كه هند هرگونه استفاده از خاك آنها را عليه خود تحمل نخواهد كرد و اگر براي قطع دست اين گروهها و انهدام پايگاههاي آنان اقدام نكنند بهايي سنگين خواهند پرداخت. ما همه جا دنبال اين گروهها و سازمانها خواهيم رفت و حاميانشان را ـ صرف نظر از چه كسي و كجا باشند ـ تنبيه خواهيم كرد. اين حاميان بدانند كه هزينه سنگيني بايد بپردازند.
اين اخطار نخست وزير هند، بسيار شديد تلقي شده است كه بايد در انتظار واكنش عملي آن بود. اصحاب نظر، اين رويداد را قابل مقايسه با رويدادهاي 11 سپتامبر سال 2001 آمريكا دانسته اند كه عمليات نظامي در افغانستان، اشغال نظامي عراق، تاسيس وزارت امنيت داخلي آمريكا و سختگيري هاي دولت آمريكا نسبت به افراد مورد سوء ظن نتيجه آن است.
![]()
مدتی این مثنوی تاخیر شد.فیلم ماری انتوانت از سوفیا کاپولا بود که الحق دختر ان مرد بزرگ فرانسیس فورد کاپولا چنین فیلم می سازد.لباس ها بسیار جالب بود و جایزه ای هم برای طراحی گرفت.با موسیقی مشکل داشتم چون اناکرونیسم و ناهمزمانی وجود داشت و موسیقی نو وپسا پانکی را برای این حادثه ی قرن ۱۸ گذاشته بودند.بی دقتیهای تاریخی هم بود ولی در کل کار خوبی بود.
![]()
دیشب فیلم ماری انتوانت را می دیدم.حرفهای نخ نمایی را روشنفکرنمایان ایرانی درباره ی ماری انتوانت می زنند که او در بحبوحه ی انقلاب ناکبیر فرانسوی گفته است مردم اگر نان ندارند شیرینی بخورند در حالیکه روشنفکران ایرانی خود در فربه کردن شکمشان گوی سبقت را از بسیاری ربوده اند.جنگهایی که لویی ۱۴ اغاز کرد باعث ضعف نیروی فرانسه گردید و عواملی که موجب برپا شدن انقلاب شد از همین تاریخ نمایان شد.بیچاره ماری انتوانت برای تحکیم دوستی اتریش و فرانسه به دربار لویی اوگوست (لویی ۱۶ )پا گذاشت و از ابتدا به عنوان یک خارجی (اتریشی )مورد حسد بود و سرانجام هم سر او در ان کشور بریده شد.در انقلابی که ۸۰۰۰۰نفر و از جمله پدر علم شیمی -لاوازیه-کشته شد.

نقاشی های هیتلر را دوست دارم.



استانلی کوبریک بر استودیوی وارنر کاملن تسلط داشت.این قدرت واقعن عجیب و باور نکردنی بود.او جلوی جریان فیلم پرتغال کوکی را گرفت.
Kubrick developed another science-fiction project called AI (Artificial Intelligence), but he determined that special effects technology could not handle the requirements of the story, so the project was put on hold.
In April of 1993 Variety announced Kubrick's next film would be an adaptation of Louis Begley's first novel Wartime Lies, about a Jewish boy and his aunt trying to survive in Nazi occupied Poland in WWII by passing as Aryan. Joseph Mazzello, from Jurassic Park, was set to play the boy and rumors had Kubrick looking to Julia Roberts, Uma Thurman, or Jodie Foster to play the aunt. The 100 day shoot was to begin that summer for a Christmas 1994 release. Kubrick had sent location scouts to Poland, Hungary, and Slovakia and he was to base the production out of Bratislava, Slovakia.
Then in November of 1993 the L.A. Times reported that after being impressed with the special effects technology in Jurassic Park and because of the success of Schindler's List, Kubrick decided to set aside plans to direct Aryan Papers and planned to produce and direct AI with production planned the next year
In mid-December of 1995, Warner Bros. released the news that Kubrick was still in pre-production for the very complicated AI, but would first make a film called Eyes Wide Shut starring Tom Cruise and Nicole Kidman. The film began shooting in late 1996 and finished shooting in early 1998.
On Saturday March 8th, 1997, the Director's Guild of America awarded Stanley Kubrick its highest honor, the D.W. Griffith Award. The 68 year old Kubrick did not attend but did send an acceptance speech on videotape. Jack Nicholson accepted the award for Kubrick and said:
"My first impulse was to quote Bum Phillips when he said of Earl Campbell the running back that he was in a class all of his own, and if he wasn't, it don't take long to call the roll."
In September of 1997, Kubrick was also awarded the Golden Lion Award at the 54th Venice International Film Festival
In the first week of March 1999, Kubrick arranged a special screening of Eyes Wide Shut for two Warner Brothers studio heads and the film's two stars, Tom Cruise and Nicole Kidman. By all accounts reaction was very favorable and Kubrick was very excited about the film. One report claims he said he thought it was his best film.
On March 7th, 1999, Stanley Kubrick died in his sleep of a heart attack. He was 70 years old.
On July 16th, 1999, Eyes Wide Shut was released in the United States and was the top grossing film of that opening weekend despite the usual mixed reviews and mixed audience reaction that accompany a Kubrick film.
On July 1st of 2001, Steven Spielberg's version of A.I. also opened as the top box office draw of the week also despite the usual mixed reviews and mixed audience reaction that accompany a Kubrick film.

منتقدان سینما اکثرن موجودات کثیفی هستند.ادمهایی با حب و بغض.متاسفانه با این استاد بزرگ سینما برخورد بسیار بدی داشتند.
It was another 7 years before Kubrick released his next film, Full Metal Jacket. Despite arriving on the heels of the blockbuster hit Platoon, the film was a box office success and critical favorite but only one received Oscar nomination for writing.
At this time Kubrick gave an interview to Rolling Stone magazine where he refuted many of the persistent rumors of his eccentric behavior.
Kubrick became involved in supervising the transfers of some of his films for the home video market and also creating a new negative of Dr. Strangelove from the highest quality prints available after it was discovered the original negative was lost.
In May of 1990 Kubrick joined with directors Martin Scorsese, Woody Allen, Francis Coppola, Steven Spielberg, Robert Redford, Sydney Pollack, and George Lucas in forming the Film Foundation, an organization meant to promote the restoration and preservation of films.

استانلی کوبریک به تمام جنبه های سینما تسلط داشت.فیلمبرداری و لنزها را می شناخت.با درام و سناریو اشنایی داشت.موزیک و نور و صدا را می شناخت و بالاخره کارگردانی بزرگ ،شجاع و اثرگذار بود.
Kubrick then adapted the novel A Clockwork Orange to the screen. Despite its initial X rating in the United States, the controversial film did well and received numerous accolades, including 3 more Oscar nominations for Kubrick as writer, director, and producer.
Around this time, with such a string of extraordinary films to his credit, many magazine and newspaper articles and books were written about Kubrick, some portraying him as an eccentric recluse about whose personal life little was known. Far from Hollywood, Kubrick lived in a large home in a semi-rural setting well outside of London with his third wife, Christiane Harlan, and their three daughters. Harlan, a German painter and former actress, had played the only woman in Paths of Glory. Their large home also contained his offices and post-production facilities
After two futuristic science-fiction films Kubrick changed direction and created Barry Lyndon an 18th century story based on the 19th century novel by William Makepeace Thackery. While the 11 million dollar costume drama was not a box office success, the accolades continued to pile up. 7 Oscar nominations, more than any other Kubrick film before or since, including Kubrick's usual 3 for writing, directing and producing.
In 1980, 5 years after Barry Lyndon, Kubrick released his contribution to the horror genre, The Shining, based on the novel by Stephen King. This time the film was a financial success but critics were generally not as receptive and there were no Oscar nominations at all.

فیلمهای کوبریک مناقشه بر انگیز بود.راه های افتخار چندین سال در فرانسه ممنوع شد چون به زعم انها تصویر بدی از افسر فرانسوی داده شده بود.لولیتا مورد نفرت کاتولیک ها شد.چشمان باز بسته مورد اعتراض هندوان قرار گرفت و پرتقال کوکی در انگلستان مسبب خشونت شناخته شد.کوبریک را دیوانه می خواندند و او را تهدید کردند.
Next, Kubrick/Harris made Lolita, based on Vladimir Nabokov's controversial novel. They had bought the rights to the book in 1958, for a reported $150,000. For a number of financial and legal reasons the film was shot in England. In the late 60s Kubrick moved to England permanently and has made all of his subsequent films there.
After Lolita, James B. Harris and Kubrick ended their partnership. Harris went on to become a director and Kubrick took over producing his own films again
A fascination with the "delicate balance of terror" of the cold war lead Kubrick to the novel Red Alert which he adapted into a nightmare comedy called Dr. Strangelove. This time Kubrick had a hit on his hands and the film received much critical acclaim including Oscar nominations for Kubrick as co-author, director, and producer.
Following the success of Dr. Strangelove, Kubrick hired noted science-fiction writer Arthur C. Clarke to develop an original scenario about man's encounter with extraterrestrial intelligence. 2001: A Space Odyssey is generally considered not only one of the greatest films ever made but a landmark in cinema history. Kubrick garnered more Oscar nominations for writing and directing, and his only Oscar win ever, for designing and directing the film's special effects
Kubrick next planned to make a film about Napoleon, but because of the prohibitive cost he could not get the project made.

استانلی کوبریک تباری یهودی داشت و در نیویورک زاده شد.با عکاسی اغاز کرد و سرانجام به عنوان یکی از نوابغ سینما مطرح شد.
In 1953 he raised $13,000 from his relatives to finance his first feature length film Fear and Desire.
In 1955 he raised $40,000 from friends and relatives and shot his second feature, Killer's Kiss.
In 1956 Kubrick hooked up with budding producer James B. Harris and went to Hollywood to make his first studio picture, The Killing, based on a novel, with a budget of $320,000, and a cast of notable Hollywood character actors
After The Killing, Kubrick/Harris were signed by Dore Schary, the head of production at MGM, to develop properties. Kubrick and novelist Calder Willingham prepared a script based on a Stefan Zweig story called The Burning Secret. The project was never made.
Next Kubrick and Willingham along with Jim Thompson wrote an adaptation of Humphrey Cobb's novel Paths of Glory. Every studio turned the project down until Kirk Douglas agreed to star. The resulting film proved to be Kubrick's first classic, and is often regarded as one of the best films about war ever made
Kubrick spent the next year or two in development hell, creating scripts which he couldn't get produced, including one for Kirk Douglas called I Stole 16 Million Dollars, about safecracker Herbert Emmerson Wilson, and another about Mosby's Rangers, a southern guerilla force in the American Civil war. He spent six months in preproduction with Marlon Brando for One Eyed Jacks, a film Brando eventually decided to direct himself.
In 1959, Kirk Douglas was producing Spartacus. The original director Anthony Mann was fired after only two weeks of production and Douglas offered Kubrick the job, which he accepted. The film was Kubrick's first hit and garnered some Academy Award attention.
![]()
دیشب دو مستند درباره ی هیتلر و استانلی کوبریک دیدم.کوبریک از نوابغ سینماست.شطرنج باز ،عکاس و سینماگری بزرگ.او به خانواده علاقه داشت ومتاهل بود و صاحب اولاد ولی فیلمهای او روایتی از خشونت ،سکس و ضد جنگ بود.فیلم پرتقال کوکی او را بدنام کرد و مجبور شد دوئیت و دشمنی منتقدان فیلم را تحمل کند.فیلم لولیتای او مورد خشم کاتولیک ها قرار گرفت.او فیلمسازی برجسته و اثرگذار بود که بسیاری از بزرگان سینما از او تاثیر پذیرفته اند.
Stanley Kubrick was born on July 26, 1928 in the Bronx, New York City
By age 13 he had developed passions for jazz drumming, chess, and photography
Sold photos to Look magazine while still a student at William Taft High School, where his activities included band and the school newspaper, the Taft Review. Graduated high school in 1946 with a 67 average. Couldn't get into college because of low grades and an influx of returning WWII veterans
At 17 years of age he landed a job at Look magazine as a photographer. Worked there for several years, traveling all over America
All of that traveling opened his eyes to the world and Kubrick developed a thirst for knowledge. He enrolled as a non-matriculating student at Columbia University and monitored classes taught by Lionel Trilling, Mark Van Doren, and Moses Hadas.
Attended the Museum of Modern Art film showings as often as they changed the program.
Played chess for money at the Marshal and Manhattan clubs and in Washington Square park in Greenwich Village.
In 1951 at 23 years of age, Kubrick used his savings to finance his first film, a 13 minute documentary short about boxer Walter Cartier, who had been the subject of one of his Look photo assignments. Taught to use the equipment by the man who rented it to him, Kubrick acted as producer, director, and cinematographer. Day of the Fight was bought by RKO for its This is America series and played at the Paramount Theatre in New York, netting young Kubrick a small profit
Quit his job at Look to purse filmmaking full time.
RKO advanced him money to make a documentary short for their Pathe Screenliner series. Called Flying Padre, the 9 minute film was about Father Fred Stadtmueller, a priest who tended to duties in his 4000 square mile New Mexico parish by flying from place to place in a Piper Cub.
In 1953 was commissioned by the Atlantic and Gulf Coast District of the Seafarers International Union to direct and photograph a 30 minute industrial documentary called The Seafarers. It was Kubrick's first film in color.