تبليغاتX
دکتر مهر افرین

دکتر مهر افرین

هنر و ادبیات

درسهای تاریخ

بعضی از دوستان از من می پرسند که رمان چندگانه ی مارسل پروست را خوانده ام؟در پاسخ به انها می گویم نه.ولی تاریخ تمدن ویل دورانت را تمامن خوانده ام .عشق به تاریخ در من بسیار بیشتر از علاقه ام به رمان است.اما برای اغاز ،کتاب درس های تاریخ را توصیه می کنم.محسن خادم انرا ترجمه کرده است و نشر ققنوس انرا چاپ کرده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 14:49  توسط مهران معمارزاده  | 

ویل دورانت و فردوسی

در حالیکه شادروان احمد شاملو و ابراهیم گلستان وکسان دیگر به حکیم ابوالقاسم فردوسی بی حرمتی می کردند و می کنند ویل دورانت نابغه ی زمانه که تاریخ تمدن او گویای این مدعاست نظر دیگری داشت .در وبسایت ارزنده ی روزنامک چنین امده است :

رشته سخنراني هاي دورانت درباره ادبيات ايران در دهه 1950 در دانشگاه كلمبيا، بيش از پيش مردان فكر ميهن ما در قرون وسطا را به جهانيان شناسانيد. وي يك جلسه تمام، تنها به تفسير اين بيت حافظ پرداخته بود كه گفته است : غلام و بنده آنم كه زير چرخ كبود ـ زهر چه قيد تعلق پذيرد آزاد است .
    دورانت درباره فردوسي گفته است كه در ميهندوستي، همتاي فردوسي به دنيا نخواهد آمد و از اين بابت، ايران درجهان سرزميني منحصر به فرد است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 14:25  توسط مهران معمارزاده  | 

بدون شرح

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 14:11  توسط مهران معمارزاده  | 

گی دوموپاسان

صادق هدایت از دوستداران گی دوموپاسان بود.اورا باید از پدران داستان کوتاه مدرن دانست.گی دوموپاسان پس از ملاقات فلوبر متحول شد.صادق هدایت هم به نورماندی می رفت تا فضای داستانهای فلوبر و گی دوموپاسان را ببیند.در ۱۸۷۰ جنگ پروس وفرانسه روی داد و او شجاعانه جنگید و نورماندی را به سوی پاریس ترک کرد.گوستاو فلوبر اورا در زیر عنایت خود قرار داد و در خانه ی فلوبر ،امیل زولا و تورگنیف را زیارت کرد.او به روانپزشکی هم علاقه داشت و به مکتب شارکو هم می امد و بازتاب این علاقه را در داستانهایش می بینیم.صادق هدایت هم فروید را دوست داشت و اثار وی را مطالعه می کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 14:4  توسط مهران معمارزاده  | 

معرفی چند کتاب

بهترین منبع برای شناخت صادق هدایت ،کتابهای م.ف .فرزانه است.جدیدن کتابی از او را با نام صادق هدایت در تار عنکبوت  خواندم.خواندن این کتاب را توصیه می کنم.کتابی به نام چخوف از هنری تروایا را خریدم و یک دوم انرا خوانده ام.روایتی رمان گونه از زندگی انتون چخوف توسط نویسنده ی فرانسوی روسی تبار و برگردان علی بهبهانی.کتاب ایران در دوره ی سلطنت قاجار از علی اصغر شمیم هم جالب بود.سفرنامه ی حاجی سیاح به کوشش علی دهباشی را امروز خریدم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 19:41  توسط مهران معمارزاده  | 

اشکارسازی چهره ی واقعی اباما

دکتر نوشیروان کیهانی زاده

آنان كه جزئيات مكالمات «باراك اوباما» رئيس جمهور منتخب آمريكا با سران كشورها و اظهارات و ملاقاتهايش را دنبال كرده اند در پنجمين روز انتخاب وي گفته بودند كه تغيير چشمگيري در استراتژي و پاليسي قديمي آمريكا به وجود نخواهد آورد. به اين ترتيب، سرمايه گذاري هنگفت تلويزيوني و اينترنتي تقريبا دوساله براي معرفي او به عنوان «عامل تغيير» در سياست هاي زورمدارانه آمريكا و جلب نظر و دوستي جهانيان حاصل چنداني نداشته است. شنبه ـ پريروز بسياري از روزنامه ها تيتر زده بودند: اوباما يك سياهپوست است ولي از اعقاب بردگان سياهپوست آمريكايي نيست و درخانواده اي سفيد پوست بزرگ شده و با فقر و تبعيض آشنايي ندارد. او در مكالمه با سران لهستان از اتحاد نظامي دو كشور سخن گفته بود ولي رئيس جمهور لهستان در وبسايت خود نوشته بود كه «اوباما» همانند بوش تمايل خودرا به نصب موشك ضد موشك در لهستان ابراز داشته كه مشاور اوباما، پس از مكالمه او با رئيس جمهور روسيه، نوشته وبسايت رئيس جمهور لهستان را تكذيب كرد. رئيس جمهور لهستان اين مطلب را در زماني در وبسايت خود قرارداده بود كه رسانه هاي جهان خبر درگذشت «راكووسكي» 82 ساله نخست وزير اسبق لهستان را كه يك تاريخدان و روزنامه نگار بود منتشر كرده بودند كه عقيده داشت اگر جنگ ديگري در اروپا رخ دهد از مرز لهستان و روسيه آغاز خواهد شد و لذا لهستان بايد در قبال روسيه كه قرنها مالك و سپس متحد لهستان بوده احتياط را از دست ندهد. به علاوه، هزينه مالي استقرار اين موشكها در اين زمان كه آمريكا داراي ده ميليون بيكار است و كارخانه هاي اتومبيلسازي اش دارند شعب خود را تعطيل مي كنند دشوار است و دولت هاي ثروتمند عرب و نيز چين هنوز به تقاضاي دولت آمريكا مبني بردادن قرض تازه پاسخ نداده اند. سران كشورها در مذاكرات تلفني خود با «اوباما» عمدتا خواستار اصلاح نظام پولي جهان شده اند كه مفهوم آن يافتن يك جانشين براي دلار آمريكاست. رسانه ها انتقاد تند «علي لاريجاني» رئيس مقننه ايران از اظهارات اوباما را بزرگ كرده بودند. به گزارش اين رسانه ها، لاريجاني ضمن انتقاد از اوباما كه ادامه تلاش اتمي ايران را غير قابل قبول خوانده است گفته بود كه تغيير؛ عوض شدن ظاهر، رنگ و تاكتيك نيست بايد استراتژي و سياست هاي آمريكا تغيير يابد. تكرار مخالفت با برنامه اتمي ايران، گام گذاردن اوباما در مسيري نادرست است. اين رسانه ها همچنين اشاره به نامه «توكلي» نماينده قدرتمند و اصولگراي پارلمان ايران و وزير اسبق اقتصاد كرده بودند كه درنامه اي خطاب به احمدي نژاد نوشته است كه پيام تبريك او به «اوباما» قابل دفاع نيست. بسياري از ايرانيان براين باورند كه احمدي نژاد در ارسال اين نامه عجله كرده است. او قبلا هم براي سران بسياري از كشورها از جمله جورج بوش نامه هاي نصيحت گونه ارسال داشته بود.

باراک حسين اوباما در کنار ديوار ندبه (اسرائيل) کاغذ حاوي نيات خودرا در درز ديوار قرار مي دهد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 2:16  توسط مهران معمارزاده  | 

دو برادر

حسن وثوق (وثوق الدوله )و احمد قوام (قوام السلطنه )دو برادر در تاریخ ایران بودند.وثوق الدوله انگلوفیل بود و نقش مهمی در قرارداد ۱۹۱۹ داشت که ایران را به مناطق نفوذ انگلیس و روسیه تقسیم می کرد.ملک الشعرای بهار بسیار به او باور داشت و کارهای او را توجیه می کرد.حسن وثوق در از بین بردن کمیته ی مجازات هم نقش داشت.او مدتی رییس فرهنگستان ایران هم شد.

قوام السلطنه با قلم خوش خود فرمان مشروطیت را نوشت.قیام کلنل پسیان از افسران ژاندارمری و غائله ی اذربایجان را سرکوب کرد.او از سیاستمداران برجسته ی ایرانی بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 2:4  توسط مهران معمارزاده  | 

باقر بقال و علی اکبر پلوپز

پس از اینکه فرمان مشروطه به امضای مظفرالدین شاه رسید و مجلس نخست تشکیل شد ،۶۰ نماینده به ان راه یافتند که باقر بقال و علی اکبر پلوپز هم جزو انها بودند.خیلی دوست دارم نظرات و سخنان ایندو را در مجلس می خواندم .احتمالن ایندو صفا و صمیمیت داشتند و حرفهای شنیدنی هم بسیار داشته اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 1:35  توسط مهران معمارزاده  | 

Geri's Game

پیکسار نامی اشنا در صنعت انیمیشن امریکاست.امشب چند فیلم کوتاه انیمیشنی را دیدم که اسکار گرفته بودند.Geri,s gameیکی از انها بود.بسیار لذت بردم.یان پینکاوای چک تبار این فیلم ۴ دقیقه ای را ساخت.یان پینکاوا از کارگردانان فیلم انیمیشنی راتاتویل نیز بود.

The film is set in an empty park during autumn. The title character, Geri (voiced by Bob Peterson), plays a game of chess against himself, 'becoming' each of the players in turn by moving to the other side of the chessboard, where he changes his personality and either puts on or takes off his glasses to show this change. As the game progresses, it seems as though there are two people playing (at one point they are both in frame). Non-Glasses Geri (playing the black pieces) appears to be on the edge of victory, all his pieces still are on board, with glasses Geri (playing the white pieces) having only his king left (in check). Geri outsmarts black-side Non-Glasses Geri by distracting him by faking a heart attack and rotating the board around when Non-Glasses Geri looks under the table where Geri fell, meaning that now Non-Glasses Geri has only his king left. Black-side Geri, who had been the white Geri the rest of the game, the one with glasses, wins and the other Geri gives his false teeth to the winning Geri. The camera pulls back and the audience sees there is, in actuality, only one Geri.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 1:25  توسط مهران معمارزاده  | 

جان ویلیامز

استیون اسپیلبرگ از نوابغ سینماست.فیلم شیندلر لیست او را بسیار می پسندم و موسیقی ان را بیشتر.جان ویلیامز را می ستایم.این اهنگساز بیشتر در سبک رمانتیسم نو ،موسیقی می سازد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 1:2  توسط مهران معمارزاده  | 

گرگ تولند

امشب در محضر یکی از اهالی سینما و تلویزیون بودم و بسیار استفاده بردم.از مراحل فیلمسازی گفت و نکاتی را دانستم که لذت بخش می نمود.فیلمبرداری از قسمتهای مهم سینماست.هنر سینماتوگرافی از پایه های مهم سینماست.از جنبه های مختلف چون نورپردازی ،زوایای فیلمبرداری ،لنز ها و فیلمهای دیجیتال و نگاتیو و...برایم گفت.وقتی سخن از فیلمبردار می شود یاد گرگ تولند ،فیلمبردار همشهری کین می افتم .او شهره بود و در تکنیک فوکوس ژرف و شیوه های بدیع نور پردازی استاد بود.اوج هنرش در فیلم همشهری کین دیده می شود.او با کارگردانان بزرگی چون جان فورد ،کینگ ویدور ،هوارد هاوکس ،اشتروهایم ،ارسون ولز و ویلیام وایلر کار کرد.بعضی از مورخان سینما شکوه همشهری کین را به تولند نسبت می دهند و نقش وی را از ارسون ولز بیشتر و مهمتر می شناسند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 0:52  توسط مهران معمارزاده  | 

اباما و بایدن

من فکر می کردم که اباما رای نیاورد چون می گفتم وسپ نیست .گمانه ام اشتباه از اب درامد و می توان گفت کاملن خیط شدم.تازه دیشب فهمیدم که معاون رییس جمهور یعنی جو بایدن هم ایرلندی تبار و کاتولیک است !


با سپاس از دوست خوبم که با او در پزشکی قانونی اشنا شدم و عکس های جالبی برایم از هلند فرستاد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 23:24  توسط مهران معمارزاده  | 

یوسا

هایدگر و ریمون ارون را بر سارتر ترجیح می دهم و یوسا را بر گابریل گارسیا مارکز.در این جو چپ زده ی امریکای لاتین ،نویسنده ی بزرگی چون او که راست باشد غنیمت است.یوسا از ستایشگران گوستاو فلوبر است.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 23:11  توسط مهران معمارزاده  | 

سارتر و فلوبر

گوستاو فلوبر مورد توجه بسیاری از مشاهیر ادبی جهان قرار گرفته است.سارتر خالق مادام بواری را روانکاوانه بررسی می کند والبته او را شماتت می کند که چرا تعهد نداشته است و با کمون پاریس در ۱۸۷۱ همدلی نکرده است !سارتر دوست داشت که فلوبر و برادران کونکور انقلابی عمل می کردند!گویا فلوبر و برادران کونکور بورژواهایی بودند که سبب شکست کمون انقلابی ۱۸۷۱ شده اند و مسئول کشتار ۲۰۰۰۰نفری پاریس به دست دولت فرانسه شده اند.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 23:1  توسط مهران معمارزاده  | 

سارتر ومن

هیچوقت جذب ارای سارتر نشدم.یکی اینکه علی شریعتی با چسباندن خود به او ،مرا از سارتر دور کرد.هیچوقت دوستدار شریعتی نبودم و سروش شیدایی من هم به همین دلیل بود.دوم اینکه سارتر چپ بود ،طرفدار مائوییست های چینی بود و ...سوم اینکه او بر این باور بود که ما ازادیم و پیش از اینکه هر چیز دیگری باشیم ،ازادیم .ارای روانکاوانه ی او با زیگموند فروید ،صد و هشتاد درجه مغایر بود.فروید جبر گرا بود و من نیز چنین هستم.اما سارتر را به دودلیل دوست دارم.او به ادبیات متعهد باور داشت و زندگی و ادبیاتش با تعهد بود.دوم اینکه اتاق بسته را نوشت.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 22:47  توسط مهران معمارزاده  | 

سیرک خلیل عقاب در اصفهان

از اتوبان غرب شهرکه می روی خیمه ی بزرگی در کنار جاده دیده می شود.اری...سیرک ایتالیایی خلیل عقاب امده است.به احتمال زیاد در انجا حضور خواهیم یافت و به یاد روم باستان از فضای کارناوالی و چند اوایی ان لذت خواهیم برد.نخستین سیرک روم باستان که در تصویر بالا دیده می شود سیرکوس ماگنوس بود.اینک پهلوان خلیل عقاب از ایتالیا یعنی زادگاه نخستین سیرک ها به اصفهان امده است و سبب رامش چشمانمان خواهد شد.

خلیل عقاب در سال ۱۳۰۳ در شیراز به دنیا آمد. از كودكى علاقه زیادی به ورزش باستانی داشت. چهارده ساله بود که کار جدی ورزش باستانی را شروع کرد و از همان زمان میلی را که دیگران به سختی بلند می کردند به راحتی بالا می انداخت اما در سن سی سالگی بود که به پختگی لازم رسید. در این سن بود که وزنه ای ۴۵۰ کیلویی را با دندان بلند کرد. این رکورد در کتاب رکوردها (موسوم به کتاب گینس) ثبت شده است."

خلیل عقاب بین سال های ۱۳۳۰ تا ۱۳۵۰ به بسیاری از شهرهای ایران سفر کرد و نمایش های خود را به اجرا گذاشت. بلند کردن وزنه های بسیار سنگین، خوابیدن زیر کامیون و اتوبوس،  و خم کردن تیرآهن.

به گفته مجرى برنامه او اولین برگزار كننده نمايش هاى پهلوانی با بلیط فروشی بود و نيز اولین کسی بود که از هندوستان، شیر و خرس به ایران آورد و آنها را تربیت كرد و روی صحنه برد. بعد از آن بسیاری از کارگردانان بزرگ سینما از اوخواستند که در سینما و تلویزیون به اجرای برنامه بپردازد.

خليل عقاب در سال ۱۳۵۰ ایران را ترک کرد و به دعوت سیرک فاست به ایرلند سفر کرد. سپس به سیرک جری کاتل انگلیس رفت در این سیرک بود که موفق به بلند کردن فیل ۱۴۰۸ کیلویی شد. او در این مورد می گوید:"آن زمان ۵۰ ساله بودم و در مدت چهارسالی که در انگلستان اقامت داشتم شبی دو بار این فیل را بلند می کردم."

بعد از انگلستان به سیرک دریکس تون ایتالیا رفت و طی این سال ها در بیش از ۳۷ کشور جهان به اجرای نمایش های پهلوانی پرداخت.

خلیل عقاب می گوید:" به بسیاری از کشورهای دنیا سفر کردم اما در بین تمام این کشورها درایتالیا به سیرک اهمیت خاصی می دهند. در این کشور ۶۴ میلیونی حداقل ۲۵ سیرک بزرگ وجود دارد و مردم ايتاليا توجه خاصی به این هنر دارند."

شاید به همین دلیل بود که سال ها در کنار سیرک دریکس تون ایتالیا ماند و به کشورهای مختلف سفر کرد و بالاخره هم موفق شد آن را به ایران بیاورد.

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 20:17  توسط مهران معمارزاده  | 

راسین

سده ی ۱۷ میلادی عجب قرن عجیبیست.بسیار باشکوه بوده است ،در علم و هنر و ادبیات.قرن گالیله و شکسپیر و هابز و نیوتن و...اما در فرانسه هم مولیر در کمدی و راسین در تراژدی از غولها بود.کورنی و مولیر و راسین سه درام نویس بزرگ قرن ۱۷ فرانسه بودند.نمایش اسکندر او توسط گروه مولیر بازی شد اما او با اقدامی خیانت وارانه اجرای این نمایش را به گروه رقیب مولیر سپرد.در تراژدی های او شور و عشق فرد را از بین می برد.ما از بدو تولد محکومیم و قدرت تصمیم گیری نداریم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 22:39  توسط مهران معمارزاده  | 

مولیر

مولیر  ملک الشعرای کمدی فرانسه در زمان لویی ۱۴ بود.پدرش پرده فروش سلطنتی بود و می توانست زندگی مرفهی داشته باشد اما او دلداده ی تئاتر بود و حتا با تحصیل حقوق به نمایش جذب شد.کمدی های او برایش گرفتاریهای زیادی به بار می اورد ،در کمدی های شخصیت او به نارسایی های جامعه و مردمان ان می پرداخت.پزشکان سودجو و شیاد که امروزه هم کم نیستند،کشیش ریاکار ،اشرافیت متفرعن و...کاری از او تارتوف نام داشت که سبب شد اسقف اعظم پاریس انرا تحریم کند.مکتب زنان هم جنجال فراوانی به بار اورد.از بختیاری او شاه لویی ۱۴ مدافع وی بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 22:14  توسط مهران معمارزاده  | 

مغزهای بسته ی امریکاییان...

امشب در راه رفتن به اغذیه فروشی به مانکن ها (دامی ها )می نگریستم.در مغازه ی مانتو فروشی ،صفی از مانکن های مونث بودند که سر انها نیمه بود و روی ان روسری نهاده بودند.یاد حرفهای الن بلوم افتادم که مغزهای بسته ی امریکایی ها را نوشت.هرچه می گذرد از امریکایی ها بیشتر بدم می اید و به حرفهای هایدگر بیشتر جلب می شوم.امریکا مابی در فرهنگ او مذموم بود.رشد فرد پرستی و ظاهر گرایی که البته کانون ان در هالیوود است ،سبب تعمیق شکاکیت اخلاقی در سطحی وسیع شده است و انسجام این کشور رو به زوال است.زشت است که خودخواهی های فردی ،مجالی به ارمانهای ناسیونالیستی ندهد.هنر امریکایی به مدد یهودی های لیبرال و سیاه پوستان عاصی و سفید پوستان حشری رو به انحطاط است.حتا تحصیلکرده ها هم از فرهیختگی خالی شده اند.رسانه ها عرصه را بر ازادی تنگ کرده اند.روزگار غریبی ست نازنین...

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 1:30  توسط مهران معمارزاده  | 

خرمالو یا persimmon

در جا میوه ای دو خرمالوی نارنجی قشنگ به چشم می خورد.خرمالو ،میوه ای که در دیدگاه یونانیان باستان میوه ی خدایان بود با ان طعم گس و سرشار از تانین اش ،طعم خرما و الو را در زبان ما زنده می کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 0:58  توسط مهران معمارزاده  | 

به یاد عباس میرزا

ما هیچ دشمنی بزرگتر و حیله گر تر از روسیه نداشتیم.جنگهای اول و دوم با روسیه ،سرزمین های بزرگ و مهمی را از ما جدا کرد.گرجستان ،گنجه ،باکو ،داغستان ،ارمنستان و...ولی از ان مهمتر اعتماد نفس جمعی ایرانیان را از بین برد.البته فرانسه ی ناپلئونی نیز با ان ژنرال گاردان و عهد نامه ی تیلیسیت هم در حق ما خیانت کرد.مارک تواین ،حاکمان فرانسه را چون روسپیان می دانست.انها با ما عهد نامه ی فین کن اشتاین بستند و بیچاره فتحعلی شاه دل به انها خوش کرد ولی در لحظه ی حساس ما را تنها گذاشتند.انگلیسی ها با ان ملکم خان و جونز و سرگور اوزلی و شاه جرج سوم که جای خود دارد.در جنگ با روسیه ،سپاهیمردان ایران چون عباس میرزا بسیار دلاوری کردند و در بسیاری از جبهه ها ،روسها را راندند اما سرانجام غدر و حیله و خیانت فرانسه و انگلیس و البته خودمان جز حرمان نصیبمان نکرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 0:40  توسط مهران معمارزاده  | 

ژرمانوفیلی خفیف

من یک ژرمانوفیلی خفیف دارم.بنابراین به لایبنیتس به عنوان نخستین فیلسوف المان و به باخ به عنوان نخستین موسیقیدان المان احترام می گذارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:54  توسط مهران معمارزاده  | 

دیوید هیوم

این مرد ،دیوید هیوم امپریسیست معروف کسی است که شک گرایی را در معرفت شناسی وارد نمود و پایه ی دین و علم را سست نمود ،شکاکیت اخلاقی ایجاد نمود و علیت را منکر شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:48  توسط مهران معمارزاده  | 

لیبرال های لیموزینی

چپ های لیموزینی و سوسیالیست های شامپانی نقش مهمی در بالا امدن اباما داشتند.

A "champagne socialist" is a pejorative political term originating in the United Kingdom. The phrase is used to describe a Labour Party politician, or other Socialist self-proclaimed advocate of the poor or working classes, who claims to support a form of socialist ideology, but who might disregard socialist ideals in their daily life.

Limousine liberal (also latte liberal, limousine leftist, learjet liberal, lakefront liberal, Lexus liberal, MasterCard Marxist, parlor pink, white wine socialist or champagne socialist) is a pejorative North American political term used to illustrate perceived hypocrisy by a political liberal of upper class or upper middle class status, such as calling for the use of mass transit while frequently using private jets (ergo 'learjet liberal'

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:38  توسط مهران معمارزاده  | 

نامه ی مارکس به ابراهام لینکلن

Presented to U.S. Ambassador Charles Francis Adams
January 28, 1865

Sir:

We congratulate the American people upon your re-election by a large majority. If resistance to the Slave Power was the reserved watchword of your first election, the triumphant war cry of your re-election is Death to Slavery.

From the commencement of the titanic American strife the workingmen of Europe felt instinctively that the star-spangled banner carried the destiny of their class. The contest for the territories which opened the dire epopee, was it not to decide whether the virgin soil of immense tracts should be wedded to the labor of the emigrant or prostituted by the tramp of the slave driver?

When an oligarchy of 300,000 slaveholders dared to inscribe, for the first time in the annals of the world, "slavery" on the banner of Armed Revolt, when on the very spots where hardly a century ago the idea of one great Democratic Republic had first sprung up, whence the first Declaration of the Rights of Man was issued, and the first impulse given to the European revolution of the eighteenth century; when on those very spots counterrevolution, with systematic thoroughness, gloried in rescinding "the ideas entertained at the time of the formation of the old constitution", and maintained slavery to be "a beneficent institution", indeed, the old solution of the great problem of "the relation of capital to labor", and cynically proclaimed property in man "the cornerstone of the new edifice" — then the working classes of Europe understood at once, even before the fanatic partisanship of the upper classes for the Confederate gentry had given its dismal warning, that the slaveholders' rebellion was to sound the tocsin for a general holy crusade of property against labor, and that for the men of labor, with their hopes for the future, even their past conquests were at stake in that tremendous conflict on the other side of the Atlantic. Everywhere they bore therefore patiently the hardships imposed upon them by the cotton crisis, opposed enthusiastically the proslavery intervention of their betters — and, from most parts of Europe, contributed their quota of blood to the good cause.

While the workingmen, the true political powers of the North, allowed slavery to defile their own republic, while before the Negro, mastered and sold without his concurrence, they boasted it the highest prerogative of the white-skinned laborer to sell himself and choose his own master, they were unable to attain the true freedom of labor, or to support their European brethren in their struggle for emancipation; but this barrier to progress has been swept off by the red sea of civil war.

The workingmen of Europe feel sure that, as the American War of Independence initiated a new era of ascendancy for the middle class, so the American Antislavery War will do for the working classes. They consider it an earnest of the epoch to come that it fell to the lot of Abraham Lincoln, the single-minded son of the working class, to lead his country through the matchless struggle for the rescue of an enchained race and the reconstruction of a social world. [B]

Signed on behalf of the International Workingmen's Association, the Central Council:

Longmaid, Worley, Whitlock, Fox, Blackmore, Hartwell, Pidgeon, Lucraft, Weston, Dell, Nieass, Shaw, Lake, Buckley, Osbourne, Howell, Carter, Wheeler, Stainsby, Morgan, Grossmith, Dick, Denoual, Jourdain, Morrissot, Leroux, Bordage, Bocquet, Talandier, Dupont, L.Wolff, Aldovrandi, Lama, Solustri, Nusperli, Eccarius, Wolff, Lessner, Pfander, Lochner, Kaub, Bolleter, Rybczinski, Hansen, Schantzenbach, Smales, Cornelius, Petersen, Otto, Bagnagatti, Setacci;

George Odger, President of the Council; P.V. Lubez, Corresponding Secretary for France; Karl Marx, Corresponding Secretary for Germany; G.P. Fontana, Corresponding Secretary for Italy; J.E. Holtorp, Corresponding Secretary for Poland; H.F. Jung, Corresponding Secretary for Switzerland; William R. Cremer, Honorary General Secretary.


18 Greek Street, Soho.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:20  توسط مهران معمارزاده  | 

مارکس و ابراهام لینکلن

 کارل مارکس موسس کمونیسم به ابراهام لینکلن نامه نوشت و از او ستایش کرد.ابراهام لینکلن جمهوریخواه بود.جالب است که  حزب کمونیسم امریکا از برک ابامای دموکرات پشتیبانی کرد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:16  توسط مهران معمارزاده  | 

Black is beautiful

برک حسین اباما رییس جمهور شد و سیاهپوستان از این به بعد بیشتر در خبرها مورد توجه قرار می گیرند.خانواده ی پدری او در کنیا مسابقه ی فوتبال برگزار کردند.عمه ی او به طور غیرقانونی در امریکا به سر می برد.cnnاز قاره ی سیاه افریقا رپرتاژهایی داشت.اباما شیدایی توسط رسانه های لیبرال ،ثروتمندان شامپانی ،سرمایه داران چپ ،اهالی هالیوود و جوانان سرخورده و رنگین پوستان و...سبب شد تا دزدمونای امریکا در اغوش اتللوی کنیایی تبار بیفتد.پرتغالی ها از تجارت برده ثروتمند شدند و به زودی اروپایی های دیگر طابق النعل بالنعل به دنبال برده داری روانه شدند.بندر بریتانیایی لیورپول مرکز این صنعت شد.بردگان افریقا از این بندر حمل می شدند.خریداران برده در انسوی اقیانوس اطلس ،شکر می فروختند و برده می خریدند.در شمال امریکای مهاجر نشین برده داری رواج نداشت ولی در جنوب انها در کشتزارهای پنبه و نیل و تنباکو کار می کردند.مثلت تجاری نیوانگلند اینچنین بود که تجار برای خرید برده در ساحل غربی افریقا مشروب می دادند و برده می گرفتند و بردگان را در امریکای جنوبی و  کاراییب با ملاس معاوضه می کردند و با ملاس مشروب رام درست می کردند.هفت ایالت شمالی در ۱۷۸۷ برده داری را غیرقانونی اعلام کردند ولی ایالت های جنوبی قادر به این کار نبودند.برده های سیاهپوست جنوبی رفاه مادی کمی داشتند ،غذای انها ملاس ،چربی خوک و گاهی قهوه بود.بردگان افریقایی یا به مذهب توسل می جستند یا علیه اربابانشان می شوریدند.حزب جمهوریخواه پیشگام الغای برده داری شد .در سال ۱۸۵۴ ،۵۰ طرفدار الغا در ساختمان یک مدرسه در ویسکانسین گرد امدند ،این گروه بعدن به حزب جمهوریخواه تبدیل شد.در دهه ی ۱۸۶۰ابراهام لینکلن جمهوریخواه با جنوبیان برده دار جنگید و بعدن جان خودرا از دست داد.اعلامیه ی ازادی بردگان در ۱۸۶۳ صادر شد.امروز در امریکا حدود ۱۲.۴درصد افریقایی امریکایی و ۱۲.۱ درصد سیاه غیرهیسپانیک و ۰.۲۳درصد سیاه هیسپانیک وجود دارد.تغییر خصوصیات دموگرافیک امریکا ،نفوذ رسانه های لیبرال و نظر سنجی های وابسته ،بحران اخیر مالی و تداوم جنگ سبب شد تا برک حسین اباما دل اکثریت را برباید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 14:56  توسط مهران معمارزاده  | 

رییس جمهور امریکا

دزدمونای امریکا در اغوش اتللوی کنیایی تبار افتاد و میشله اباما بانوی نخست امریکا شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 14:20  توسط مهران معمارزاده  |