
کتاب ثروت ملل از ادام اسمیت به سبب هواداری از تجارت ازاد شهرت دارد.کارل مارکس هم وامدار این کتاب است.مکتب سوداگری هوادار نظارت حکومت بر تجارت خارجی بود ولی ادام اسمیت بر نظام روشن و ساده ی ازادی طبیعی تاکید کرد و از مکتب سوداگری انتقاد نمود.اسمیت در سال ۱۷۳۷ در سن ۱۴ سالگی به دانشگاه گلاسکو رفت.درسهای مورد علاقه ی او در دانشگاه گلاسکو ،ریاضیات و فلسفه طبیعی (فیزیک )بود.درسال ۱۷۴۰ به اکسفورد رفت.کمک هزینه ی اسنل در اختیار دانشجویان با استعداد دانشگاه گلاسکو اسکاتلند نهاده می شد تا به اکسفورد بروند.او نیز چون ادوارد گیبون معلمان دانشگاه اکسفورد را کاهل و بی کفایت می دانست.اما به کتابخانه ای خوب دسترسی یافت که اثار کلاسیک لاتینی ،یونانی و ادبیات فرانسه را بخواند.او رساله ی درباره فطرت ادمی را نوشته هموطنش هیوم خواند.رساله ی هیوم در ان زمان عمومن ملحدانه و مخرب اخلاق بود.گروهی از نیکخواهان ادینبورگ امکاناتی فراهم کرده بودند تا اسمیت در دانشگاه انجا سخنرانی کند.او سپس در کرسی درس منطق دانشگاه گلاسکو استاد شد.او علاوه بر منطق ،درس فلسفه ی اخلاق هم می داد.او ۱۲ سال عهده دار کرسی فلسفه اخلاق در گلاسکو بود.او به پریشان حواسی شهره بود ولی در موارد عملی سرسختی و کارایی بسیار از خود نشان می داد.ادام اسمیت به سبب نظریه ی احساسات اخلاقی در بریتانیا و قاره ی اروپا پراوازه شد.این کتاب در محافل ادبی پاریس خوانده شد.او در گلاسکو با بازرگانان شهر که بخصوص در تجارت پررونق توتون دست داشتند دیدار کرد.ادام اسمیت در ۱۷۶۴ به فرانسه رفت.سپس به ژنو رفت و پنج شش باری با ولتر دیدار کرد.اسمیت ،ولتر را بسیار محترم می داشت.اسمیت و شاگردان جوانش از ژنو به پاریس امدند.او نیز چون هیوم محبوب خانمهای ادب دوست سالن های پاریس بود.او مشتری همیشگی تئاترهای این شهر هم بود.در نشست های گروهی اقتصاددانان فرانسوی (فیزیوکرات ها )شرکت داشت.رهبر این گروه دکتر کنه پزشک شاه بود -همین الان عمه ام زنگ زد تا حال مرا بپرسد-فیزیوکرات ها معتقد بودند که کشاورزی یگانه منبع ثروت ملی است بنابراین در سیاست دولت باید کشاورزی اولویت داشته باشد نه صنعت و تجارت که سوداگران بربرتری ان تاکید می کنند.اسمیت به ازادی تجارت و اینکه ثروت واقعی ملل نه از پول بلکه از کالاها تشکیل می شود باور داشت که این اموزه ی مشترک او و فیزیوکرات ها بود.اسمیت در این عقیده بیشتر وامدار هاچسن و هیوم بود نه کنه.اسمیت به خانه ی مادرش در کرکالدی اسکاتلند رفت و سپس به لندن.در قهوه خانه ی بریتانیا با هموطنان اسکاتلندی اش و با محافل سرامدان انگلیسی چون سمیوئیل جانسون ادیب ،ادوارد گیبون مورخ،ادموند برک پدر محافظه کاری بریتانیا و سرویلیام جونز مستشرق و...ملاقات داشت.اسمیت اطلاعاتی درباره ی امریکا از فرانکلین کسب می کرد.ثروت ملل در ۱۷۷۶ منتشر شد.نشر نخست کتاب ۶ ماهه به فروش رفت.نخستین جلد کتاب گیبون ،انحطاط و سقوط امپراتوری رم به وسیله همان ناشر چند هفته پیشتر منتشر شده بود.هیوم در نامه اش به اسمیت نوشت :Euge!belleکه واژه ی اول یونانی و دومی لاتین است و به معنای دست مریزاد !عجب کاری ! است.اسمیت هم هیوم را بزرگترین فیلسوف عصر خود می دانست.هیوم چند ماه پس از انتشار ثروت ملل به علت بیماری معده درگذشت.اسمیت شرح کوتاهی بر زندگینامه ی هیوم افزود که مسیحیان سنتی جا خوردند و به او حملاتی بردند.انها می گفتند که اسمیت با پیش کشیدن سرمشق هیوم و گفتن اینکه الحاد انسان را از خوف مرگ ایمن می دارد ،خداناشناسی را رواج می دهد.در ۱۷۷۷ اسمیت رییس گمرک ادینبورگ شد.سیاستمداران انگلیسی چون پیت پسر و لرد نورث ارای اسمیت را در سیاست به کار میبردند.یک هفته پیش از مرگش از هاتن و بلک خواست که دستنوشته هایش را که ۱۶ مجلد بود بسوزانند.او در ۱۷۹۰ در سن ۶۷ سالگی درگذشت و در صحن کلیسای کانن گیت دفن شد که چندان فاصله ای با خانه اش در ادینبورگ نداشت.
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 9:20  توسط مهران معمارزاده
|

در سده ی ۳ میلادی فرمانده ی رومی کاراسیوس عزم مبارزه ای پیگیر را با دزدان دریایی فرانکی و ساکسون نمود.امروز هم دزدان دریایی در شاخ افریقا و سومالی ظهور کرده اند و امنیت کشتیرانی بین المللی را از بین برده اند.بعضی از دزدان دریایی ،ماهیگیران سابق هستند که با کمک warlordها دست به چنین کاری زده اند.اینک Combined Task Force 150وظیفه ای چون نقش کاراسیوس رومی را در مبارزه با دزدان دریایی یافته اند.سومالی در شرق افریقاست و تقریبن تمامی مردم این کشور مسلمان سنی هستند.از نظر اقتصادی فقیر است و هفتاد درصد مردم ان زندگی شبانی دارند.پرتغالی ها نخستین اروپاییانی بودند که در سده ی ۱۵ به این سرزمین پا نهادند.بعدن انگلیسی ها و سپس ایتالیایی ها امدند.ایتالیایی ها جنوب و انگلیسی ها شمال این کشور را گرفتند.شورشی توسط محمد عبدالله علیه سلطه ی انگلیسی ها بر شمال سومالی برپا شد ولی سرکوب گردید.ایتالیا در ۱۹۶۰ از ادامه ی قیمومیت بر این سرزمین منصرف شد.بدنبال خروج ایتالیا ،انگلستان هم با استقلال سومالی موافقت نمود.در سال ۱۹۶۹ ژنرال محمد زیادباره با یک کودتای نظامی قدرت را در سومالی به دست گرفت.با سقوط زیادباره دراواخر دهه ی ۱۹۸۰ سومالی دوران تازه ای از بی ثباتی را اغاز کرده است.
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 7:13  توسط مهران معمارزاده
|

اندره برتون در ۱۷ سالگی تحصیلات مقدماتی پزشکی را اغاز کرد اما دریافت که طب برایش دستاویزی بیش نیست.با بروز جنگ جهانی اول به خدمت نظام فراخوانده شد.اپولینر و واشه براو تاثیر فراوانی نهادند.او نشریه ی دادا را در اپارتمان اپولینر خواند.دوستی او با اراگون و سوپو به ایجاد مجله ی لیتراتور منجر شد.در ۱۹۱۹ منتشر شد و اشعار لوتره امون به طور مسلسل چاپ شد.وقتی تریستان تسارا رهبر دادائیست ها به پاریس امد چون مسیحایی مورد استقبال قرار گرفت.مشارکت برتون در فعالیتهای دادائیستی در پاریس از ۱۹۱۹ اغاز شد.دادائیست ها در عمل همه ی نیروهایشان را صرف تخریب می کردند.برتون در ۱۹۲۲ از دادئیسم جدا شد و در ۱۹۲۴ به مانیفست سوررئالیسم راه برد.برتون فقط کسانی را مخاطب قرار داد که مشتاق کندوکاو در مسیرهایی بودند که مورد اعتماد عقل نیست.در ۱۹۲۶ اعلام کرد که از نظر ما طغیان فی النفسه خلاق است.شگفتی خصلت ذاتی واقعیت است.سوررئال در خود واقعیت جای دارد و نه از ان برتر است و نه بیرون از ان.رابطه ی ظرف و مظروف شبیه وضعیت ظروف مرتبط است.برتون برنقش عامل ذهنی انسان در کندوکاو واقعیت عینی تاکید داشت.نیروهای سرکوبگری که به ضدیت با تجربه ی عاشقانه بر می خیزند ،اصلی ترین فشار اجتماعی است و در عرصه ی سیاسی باید با ان مبارزه کرد تا انسان به ازادی کامل دست یابد.او به ارتباط نزدیک واقعیت و خیال باور داشت.برتون در دوران اقامتش در ایالات متحده دو بیانیه مهم در مورد سوررئالیسم منتشر کرد.ازادی متضمن بالندگی مداوم است و بر شدن انسان دلالت دارد نه بودن اش.برتون با یقین کامل به اینکه تفکر مرد ارمغانی جز رنج نداشته می گوید باید رهبری را به زن سپرد.نفس طغیان افریننده ی روشنایی است و این روشنایی در سه معبر شعر ،ازادی و عشق است.سوررئالیسم خودکاری روانی نابی است.
هماغوشی شاعرانه همانند هماغوشی جسمانی
تا دوام دارد
پناه می دهد در برابر چشم زخم نکبت عالم
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 18:57  توسط مهران معمارزاده
|

کمر درد شدیدی عارضم شده است ،اسپاسم شدیدی بود .امروز به پزشکی قانونی نرفتم.فیلمی هالیوودی از اینگمار برگمان دیدم ،تخم مار.داستان فیلم درباره ی برلن دهه ی ۱۹۲۰ بود.جو یاس الود المان و ریشه های ظهور هیتلر را هم نشان می داد.
And therefore think him as a serpent's egg
Which hatch'd, would, as his kind grow mischievous;
And kill him in the shell.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 16:47  توسط مهران معمارزاده
|
نخستین بار با فرهنگ امریکای لاتین در زمان خردی اشنا شدم.کتاب تن تن ومیلو (معبد خورشید )از جرج رمی (هرژه ).البته ان فرهنگ پروبود.

cuecaرقص ملی شیلی است که زنان شوهر گم کرده در زمان دیکتاتوری پینوشه به این وسیله اعتراض می کردند.

ایزابل النده نویسنده ی داستانهای رئالیسم جادویی

ابی نشانه ی اسمان و اقیانوس ،قرمز خونهایی که برای استقلال داده شده و سفید برای کوهستان اند

پایلا مارینا غذای دریایی شیلی.در ضمن شراب انجا پیسکو نام دارد.

مراسم هواسو

شکار با بولاس
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 11:21  توسط مهران معمارزاده
|

حالم به هم می خورد از ادم بودن
......
به گوش و کنار می رانندم
به هوای دم دار ان جور خانه ها
به بیمارستانها
انجا که استخوان
بیرون زده از قاب پنجره ها
به کفش فروشیها
با بوی سرکه شان
در سفیدی نقش خیابانها
با ترکها و زخمهاشان
اینجا پرندگانی هست
زرد ،چون گوگرد
و روده هایی
وحشتناک
اویخته در درگاه خانه ها
که منزجرم از انها
اینجا دندانهایی مصنوعی هست
که جا مانده در قهوه جوش
و اینه هایی
که باید گریسته باشند از شرم و ترس
...
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:49  توسط مهران معمارزاده
|

ویکتور خارا نماد تلاش برای حقوق بشر در زمان دیکتاتوری پینوشه بود.کودتای امریکایی ۱۹۷۳ سبب دستگیری او شد.شکنجه اش کردند و کشتندش.موسیقی هایش هویتی چپ گروانه و ضد امپریالیستی داشت.او متخصص موسیقی بومی شیلی و نمایشنامه نویسی زبر دست بود ،شعر می سرود ،می خواند و گیتار می زد.
پنج هزار نفر این جاییم/ در این بخش کوچک شهر/ چه دشوار است سرودی سرکردن/ آنگاه که وحشت را آواز میخوانیم/ وحشت آنکه من زندهام/ وحشت آنکه میمیرم من/ خود را در انبوه این همه دیدن/ و در میان این لحظههای بیشمار ابدیت/ که در آن سکوت و فریاد هست/ لحظه پایان آوازم رقم میخورد.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:29  توسط مهران معمارزاده
|

ژنرال الفردو استروئسنر دیکتاتور پاراگوئه بود.پاراگوئه مدتها به عنوان بهشت نازیها شناخته می شد.انها به انجا می امدند تا محیط ارام و دنجی داشته باشند.جامعه ی المانی برای ابجوهای اینجا علاقه ی خاصی داشت.پدر استروئسنر مهاجری المانی و ابجو ساز بود که به این کشور امد.الفردو از ابجو سازی نفرت داشت و وارد حرفه ی نظامی پاراگوئه شد در حالیکه ۱۷ سال داشت و ۱۹۲۹ بود.جنگ چاکو در دهه ی ۱۹۳۰ با بولیوی ،خسارات زیادی از نظر تلفات جانی و اقتصادی داشت.این مصیبت برای استروئسنر فرصتی طلایی بود.تا ۲۸ سالگی سرگردی معتبر بود.او مدافع حزب کلرادو (محافظه کار )علیه لیبرال بود.در دهه ی ۱۹۵۰ با کودتایی روی کار امد.او اقتصاد بالایی را برای اسونسیون اورد ولی نقض حقوق بشر و سرکوب بی رحمانه شهروندان کار وی بود.در ۱۹۸۹ به برزیل گریخت و در انجا درگذشت.در زمان او پاراگوئه بهشت قاچاقچیان هم شده بود.
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 10:11  توسط مهران معمارزاده
|
فاشیسم راست و چپ ،کام جهان را با حرمان و ددخویی ،تلخ نمودند.من در پست های پیشین بیشتر به کثافت کاری های استالینیستی اشاره نموده ام و اینک جا دارد تا از فاشیسم راست در امریکای لاتین بگویم.شیلی بهترین نمونه ی ان است.کشوری که در سده ی ۱۶ توسط اسپانیولی ها شناخته شد و در ۱۹۶۰نیروهای چپ در ان ریشه گرفتند و در ۱۹۷۰ سالوادور النده رییس جمهور شد.نخستین رهبر مارکسیست جهان که از طریق انتخابات ازاد به قدرت رسید.او مس ،صنایع فولاد ،زغال سنگ و ۶۰ درصد سرمایه ی بانک های شیلی را ملی کرد.سیا دست به کار شد و کودتایی به رهبری ژنرال پینوشه ،اورا از کار برداشت.عملیات کندر ،در سرتاسر امریکای لاتین در جهت سرکوب نارضایان سیاسی به ویژه چپ ها ساری و جاری بود.در دهه ی ۱۹۷۰ اوج عملیات کندر بود.

در این عکس ویلدا در کنار پینوشه است.ویلدا رییس جمهور ارژانتین ،بساط دیکتاتوری و عملیات کندر را در کشورش گسترد.جنگ کثیف از ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۳ علیه شهروندان ارژانتین روی داد.ویلدا اکنون در حبس ابد در خانه به سر می برد.

ارنستو گیزل دیکتاتور برزیل

هوگو بانزر دیکتاتور بولیوی

الفردو استروسنر دیکتاتور پاراگوئه
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 9:39  توسط مهران معمارزاده
|

مانوئل کنترراس رییس پلیس مخفی شیلی (دینا )در زمان دیکتاتور اوگوستو پینوشه بود.شخصیتی قدرتمند و مخوف در شیلی.سازمان سیا با او ارتباط کامل داشت و سیاست های امریکا را در این کشور پیاده می کرد.کنترراس در قتل ناراضیان سیاسی به ویژه چپ ها نقش محوری داشت.او اورلاندو لتلیر عضو کابینه ی سالوادور النده و سفیر در واشنگتن را از بین برد.

اقدام کنترراس در قتل لتلیر ،تنش بین پینوشه و وی را افزود و دینا در ۱۹۷۷ از بین رفت و با سازمان دیگری جایگزین شد.کنترراس اینک زنده است و باید به مجازات کارهای زشتش برسد.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 19:12  توسط مهران معمارزاده
|

نازیها پس از شکست خود روانه ی امریکای جنوبی شدند.ایا انجا برای انها امنیت ایجاد می کرد و دنج بود یا عوامل دیگری هم دخیل بود ؟سازمانی به نام odessaوجود داشت که به سران نازی مدد می رساند تا به امریکای لاتین به خصوص ارژانتین بروند.این سازمان اکرونیمی به معنای The Organization of Former SS Membersبود.این سازمان امریکای لاتین را برگزید.المان روابط خوبی با کشورهای امریکای لاتین داشت.در میانه ی سده ی ۱۹ المانی های زیادی به برزیل ،ارژانتین و پاراگوئه رفتند.افسران نظامی پروس ،ارتش شیلی را در ۱۹۰۰sاموزش می دادند.در جریان جنگ جهانی دوم ،ارژانتین ،خود را بی طرف اعلام کرد ولی روابط تجاری را با حکومت های فاشیستی المان ،ایتالیا و اسپانیا ادامه داد.

ادعا می شود که ژنرال خوان پرون تعداد ۱۰۰۰۰ پاسپورت به سازمان ادسا فروخت تا با این مدارک ،نازیها به راحتی به امریکای لاتین روانه گردند.ادولف ایشمن در ۱۹۳۲ به حزب نازی اتریش پیوست و در اس اس خدمت کرد و به زودی از سران نازی شد.در ۱۹۴۱ او رییس بخش امور یهودیان گشتاپو شد که مسئول مرگ سه میلیون یهودی در اردوگاه های مرگ شناخته شد.پس از پایان جنگ به بوئنوس ایرس پایتخت ارژانتین گریخت گرچه بعدن موساد او را دزدید و در محاکمه ای ۵ ماهه در تل اویو در ۱۹۶۲ به مرگ محکوم شد.جوزف منگل در ۱۹۳۸ به اس اس پیوست ودر ۱۹۴۰ به جبهه ی اوکراین فرستاده شد.این دکتر مرگ در ۱۹۴۳ در کمپ اشویتس در لهستان خدمت می کرد.ازمایشات بی رحمانه ی پزشکی بر روی قربانیان کار وی بود.در ۱۹۴۹ ادسا او را به ارژانتین رساند و انگاه پاراگوئه و سپس برزیل.فرد دیگر والتر راف بود .والتر در ۱۹۵۰ به امریکای لاتین وارد شد ودر شیلی مستقر شد.

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 18:34  توسط مهران معمارزاده
|

تئاتر ماریونت سالزبورگ اتریش یکی از قدیمیترین محلهای نمایش عروسکی در دنیاست.در اینجا البته ،اپرا ،باله و نمایشهای عروسکی جهت کودکان ارائه می شود.در ۱۹۱۳ تاسیس گشت و اپرای موتسارت با ماریونت (عروسکی که با ریسمان از بالا حرکت داده می شود )اجرا شد.تئاتر ماریونت سالزبورگ ،تورهایی به کشورهای دیگر داشته است .
27 February 1913
The sculptor Professor Anton Aicher made his début with his marionette theatre, performing Mozart's opera Bastien und Bastienne.
In October 1913, he hired the gymnasium of the archiepiscopal Borromaeum seminary in the Dreifaltigkeitsgasse and installed his Salzburg Marionette Theatre, which was to remain there for 49 years.
تئاتر ماریونت سالزبورگ
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:59  توسط مهران معمارزاده
|


لوریس چکناوریان سازنده ی اپرای رستم و سهراب

بهروز غریب پور سازنده ی نمایش عروسکی رستم وسهراب
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:44  توسط مهران معمارزاده
|

ژان ماری ولونته را بسیار دوست دارم.بازیگری توانا بود که نقش جوردانو برونو را به زیبایی بازی کرد.فیلم جالبی بود.جدا از عقاید چپ گرایانه ی افراطیش ،بازیش را می ستایم.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:26  توسط مهران معمارزاده
|

در سال ۱۶۰۰ میلادی در منطقه ی کامپو دی فیوری روم ،جوردانو برونو سوزانده شد.برونو بر این باور بود که جهانهای بی شماری وجود دارد .او وجه زمانی و مکانی طبیعت را بی منتها اعلام کرد.زمان اغازی ندارد و مکان بی مرز است.طبیعت اینچنین خداگونه شد.او را به اتهام دهریت سوزاندند.اورا نخستین شهید راه علم لقب داده اند.

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:16  توسط مهران معمارزاده
|

در سده ی ۱۹ در فرانسه ،شیوه ای از زندگی بین هنرمندان ،نویسندگان و موسیقیدانان رایج شد که کولی وار بود و به بوهمیانیسم موسوم شد.این عقیده بود که کولی ها از بوهم ریشه گرفته اند.محله هایی در اروپا با این شیوه ی زندگی عجین شد که مون مارته و مون پارناس در پاریس از همه مهمتر بود.سالوادور دالی ،ونگوگ ،کلود مونه ،مودیلیانی و پابلو پیکاسو در مون مارته بودند.کاباره ی گربه سیاه در مون مارته بود واریک ساتی در ان پیانیست بود.دبوسی اهنگساز امپرسیونیست ،استریندبرگ سوئدی نمایشنامه نویس شهیر و پل ورلن و...به این کاباره رفت و امد داشتند.هنری ماتیس ،پیر اوگوست رنوار،ادگار دگا ،تولوز لوترک و بعدن شاعری چون لنگستون هیوز در مون مارته بودند.اما مون پارناس مهمتر بود.از کشورهای مختلف به ان می امدند.خوان میرو ،ساموئل بکت ،هنری میلر ،سالوادور دالی ،پابلو پیکاسو ،ادگار دگا،اندره برتون ،شاگال ،دیه گو ریورا ،مارسل دوشامپ ،ماکس ارنست ،ازرا پوند ،مودیلیانی ،اپولینر ،ژان کوکتو و دیگران در ان بودند.گورستان مون پارناس ،مدفن بسیاری از هنرمندان و مهاجران است.تریستان تزارا شاعر رومانیایی و موسس دادائیسم ،هنری ترویا ،سوزان سونتاگ ،ژان پل سارتر و سیمون بوار ،گی دوموپاسان ،اوژن یونسکو ،ساموئل بکت ،مارگریت دوراس ،امیل دورکهایم ،الفرد دریفوس ،بودریار ،بودلر ،شاپور بختیار ،بارتولدی سازنده ی مجسمه ی ازادی ،ریمون ارون ،الخین ودیگران در این گورستان خفته اند.
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:4  توسط مهران معمارزاده
|

با شهاب پرنیانچی و مازیار ستاری ،نخستین مجله ی دانشجویی دانشکده ی پزشکی اصفهان را به نام پاد چاپ کردیم.شهاب ادمی خوش ذوق ،اهنگساز ،شاعر و با روابط عمومی قوی بود.خاطرات زیادی با او دارم و هماره به یادش هستم.او به ینگه دنیا رفته است و اینک به مدد فضای مجازی اورا یافته ام.چامه ای ازو ارائه می گردد.
دلم زخم عمیقی دارد از غم
سراپای دلم ،اندوه و ماتم
دلم مستوجب همچین سزایی است
که مرگ خود ببینم من ،دمادم
اشعار شهاب پرنیانچی
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 1:31  توسط مهران معمارزاده
|
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 16:35  توسط مهران معمارزاده
|

ایرانیان در زمان صفویه ،ورق بازی می کردند.این بازی ،گنجفه نام داشت.اختراع انرا به میر غیاث الدین منصور شیرازی نسبت می دهند.این بازی در زمان صفویه رایج شد و شاه عباس نخست به ان علاقه ی زیادی داشت.اما دیانت در زمان شاه عباس دوم شدت گرفته بود و گنجفه ،قمار محسوب گشت و ممنوع شد.تاورنیه ،گنجفه را دیده بود وگفت :گنجفه ۸ نشان دارد ولی ورق های غربی ۴ نشان.۸ دسته ی ۱۲ برگی یعنی ۹۶ برگه در گنجفه بود.نام این ۸ دسته عبارتند از :غلام ،تاج ،شمشیر ،اشرفی(زر سرخ ) ،چنگ ،برات ،سکه (زر سفید )و قماش .این ۱۲ برگ ،از شماره ۱ تا ۱۰ و وزیر و شاه بود.اکبر شاه هندی با الهام از گنجفه ی ایرانی ،گنجفه ای ساخت.ظاهرن این بازی شبیه بازی حکم بوده است و حتا علامه دهخدا هم طریقه ی گنجفه بازی را نمی دانست.در رابطه با بازی پوکر بسیاری از مورخان انرا به بازی As nasپارسی نسبت می دهند.ریشه ی بازی ورق به چین و سلسله ی تانگ می رسد.بازی ورق در اواخر سده ی ۱۴ میلادی در اروپا گسترش یافت.اسپانیا نخستین کشور بود اما شکیل شدن این بازی در فرانسه ودر زمان چارلز ششم روی داد.مکتب المانی چاپ ورق نیز معروف شد.درسده ی ۱۵ بازی ورق با ۴ نشان (suits)شد.در المان ،این چهار نشان عبارت بودند از :hearts-bells-leaves-acorns.چهار نشان رایج امروز یعنی spades-hearts-clubs-diamondsدر فرانسه شکل گرفت.clubsاز acornsکپی شد و spades از leavesورق المانی.انگلستان از نشان های فرانسوی استفاده کرد.اما در همان سده ی ۱۵ ،court cardsهم شکل گرفت که نشاندهنده ی سیستم شاهی و دربار ان بود.شاه ،شوالیه و پیشکار.در المان در دو نشان ،ملکه جای شاه را به عنوان عالی رتبه ترین مقام گرفت.۵۶ کارت با شاه ،ملکه ،شوالیه و نوکر شکل گرفت.در سده ی ۱۶ دو مکتب rouennaise(در انگلستان )و parisian(در فرانسه )وجود داشت.با امدن انقلاب فرانسه در قرن ۱۸ ،اس (Ace)که اهمیتی نداشت به نشانه ی طبقات پایین بر شاه غلبه کرد.می گویند سمبولیسم ورق بازی به فازهای قمری بر می گردد.در هر نشان ،۱۳ برگ وجود دارد که نشاندهنده ی ۱۳ فاز قمری است.رنگ سرخ و مشکی به روز و شب اشاره دارد و...ورق های امروزی را بیشتر french deck گویند و بعضی انرا Anglo-american playing cards.در کتاب گناهان کبیره ی ایت الله دستغیب ،ورق بازی جزو قمار محسوب شده است و حرام اعلام گردیده .
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 16:18  توسط مهران معمارزاده
|

ایران دانشمندان ،ریاضیدانان و پزشکان قدری داشته است از گذشته تا اینک و بعد از ان هم خواهد داشت.لطفعلی عسکر زاده از پدری اردبیلی و مادری یهودی در باکو زاده شد.او ریاضیدان و پروفسور علوم کامپیوتری دانشگاه برکلی کالیفرنیا است.او بنیان گذار منطق فازی (fuzzy logic)است.او در دبیرستان البرز تهران درس خواند وانگاه در ۱۹۴۲ در رشته الکترونیک از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.در بحبوحه ی جنگ جهانی دوم به امریکا رفت ودر MITودانشگاه کلمبیا در مقاطع بالاتر تا حد دکترا را دریافت نمود.در دهه ی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ در برکلی بود واستاد انجا گردید.در ۱۹۹۱ بازنشسته شد و عشقش عکاسی است.در ژاپن از منطق فازی مدد بردند و شرکت ماتسوشیتا میلیاردها دلار از ان به جیب زد.انها دوشی ساختند که با منطق فازی ،دمای اب را کنترل می کند.این منطق در اروپا برای تنظیم دستگاه تولید بخار در یک نیروگاه به کار رفت.در دهه ی ۱۹۸۰متروی سندای ژاپن با منطق فازی راه اندازی شد.مرحوم ولی الله طحانی پایه گذار فازی در ایران شد.منطق فازی از نوع منطق های چندارزشی است که گزاره نه راست است نه دروغ بلکه ارزشهای بین راست ودروغ هم دارد.عسکرزاده می کوشد دانش عینی و شخصی را ریاضی وار و منطقی هماهنگ سازد.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 3:43  توسط مهران معمارزاده
|

زمان محمد هاشمی در ریاست صدا و سیما ،سریال ها ومسابقات خوبی را شاهد بودیم.یکی از انها قرن جراحان بود که اگر انرا بیابم به سرعت می خرم.یکی از انها مربوط به دکتر ایگناز زملوایس پزشک مجاری بود.او گفت که باید در بخش زنان ،دستها را خوب بشوریم تا تب زایمانی اینقدر رخ ندهد و مادران نمیرند.او نجات دهنده ی مادران شد.او در وین درس پزشکی خواند و گفت که باید از هیپوکلریت کلسیم برای شستشوی دستها استفاده کرد.روش اورا نادیده گرفتند ،عرصه را برایش تنگ نمودند و مسخره اش کردند و او ناچارن به بوداپست رفت.فکر کردند عقلش را از دست داده است و او را به اسایشگاه روانی بردند ودرانجا درگذشت.علت مرگ وی ضرب و شتم او در اسایشگاه توسط نگهبانان بود !لویی پاستور روش زملوایس را دنبال کرد و اینچنین دکتر ایگناز زملوایس پیشروی شیوه انتی سپتیک شد.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 3:12  توسط مهران معمارزاده
|

این امید جلیلی کمدین ایرانی مقیم انگلستان است که در فیلم مودیلیانی در نقش پیکاسو بازی کرد.مودیلیانی در خانواده ای یهودی در توسکانی ایتالیا زاده شد.او در نوجوانی مریض و ضعیف بود.درد جنبی ،تب تیفویید (حصبه )و سل بیماریهای اوشد.در فلورانس و ونیز نقاشی می کشید و در ونیز نخستین بار حشیش کشید.او به نیچه و کتابش چنین گفت زرتشت علاقه داشت و از سوی دیگر زندگی بی بند وبارانه ای را در پیش گرفت.در ورود به پاریس نقاشی پیشرو و اوانگارد شد.نقاشی هایی از زنان و زنان برهنه با چشمانی بادامی در مونت مارته (محل نقاشان بی پول )می کشید.او green fairyوحشیش مصرف می کرد و زیر تاثیر پاره فرهنگ بوهمیان بود.مودیلیانی مجسمه هم می ساخت و در اثار هنریش تاثیر فرهنگ افریقا و کامبوج هم دیده می شد.

این همسر روسی مودیلیانی است که پس از مرگ وی ،خود و بچه ی در شکمش را از بلندی پرتاب نمود.

گور او وهمسرش در پرلاشز پاریس
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 2:42  توسط مهران معمارزاده
|

ادوار مانه نقش محوری در انتقال نقاشی از رئالیسم به امپرسیونیسم داشت.دو نقاشی معروف او یعنی ناهار در چمنزار و المپیا را نمی توانم در این پست نشان دهم چون قوانین بلاگفا اجازه نمی دهد.پدرش می خواست اودریانورد شود و حتا با کشتی به برزیل رفت ولی قسمت این بود که در ازمون دریانوردی رد گردد و نقاش شود.من نقاشی گاوباز مرده را از او در زیر اوردم

این نقاشی مرا یاد چامه ی لورکا ،مرثیه ای برای ایگناسیوسانچز مخیاس می اندازد که با برگردان احمد شاملو و البته با صدای گرمش شنیدیم.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 2:8  توسط مهران معمارزاده
|

از فیلمهای جان هوستون خوشم می اید.فیلم فروید اورا قبلن معرفی نمودم .گنج سیرامادره و شاهین مالت از او شناخته شده تر است.او فیلمی هم به نام مولن روژ در دهه ی ۱۹۵۰ ساخت که از تولوز لوترک و پاره فرهنگ بوهمیان در پاریس قرن ۱۹ می گوید.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 1:52  توسط مهران معمارزاده
|

تولوز لوترک نجیب زاده ای فرانسوی بود که درکاباره ها ،روسپی خانه ها و...به نقاشی می پرداخت.روسپیگری از طریق اثار گی دوموپاسان و امیل زولا در ادبیات مطرح می شد و عامه پسند گردید.تولوز لوترک را باید نقاش روسپیان نامید.او از حکاکی های چوبی هنرمند ژاپنی ،اوتامارو هم بهره والهام می گرفت.البته تاثیر گویا ،دگا ،گوگن و...را می توان درکارهایش دید.او قدی کوتاه و رشد نیافته داشت و معتاد الکل green fairyبود و در دهه ی سوم عمرش دچار اشفتگی روانی حادی شد و بعد فلج و مرگ.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 1:36  توسط مهران معمارزاده
|

این ماده ی الکلی و تقطیر شده از گیاه wormwoodتهیه می شد که در بین نویسندگان و هنرمندان زیادی در پاریس مقبولیت داشت.در ان زمان فرهنگ بوهمیان شکل گرفته بود وافرادی چون بودلر ،اسکاروایلد ،پل ورلن ،ارتور رامبو ،ونسان ونگوگ از این مشروب قوی وسمی بنام Green fairyاستفاده می کردند.

نیواورلئان امریکا در مصرف این مشروب سابقه ی تاریخی دارد و افرادی چون مارک تواین ،فرانکلین روزولت ،فرانک سیناترا و...دمی به خمره زده اند.

به سیاهه ی خورندگان این مشروب می توان گی دوموپاسان ،ارنست همینگوی ،الیستر کرولی،پابلو پیکاسو ،اوگوست استریندبرگ ،تولوز لوترک ،مودیگلیانی،ادوارد مانه و...را افزود.اسکار وایلد وقتی بار را ترک می کرد احساس رویش لاله بر ساقهایش داشت.تولوز لوترک و ونسان ونگوگ بی ثباتی روانی داشتند.
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 1:19  توسط مهران معمارزاده
|

در شهر اورسورواز فرانسه مردی خفته است که چالش بزرگی برای پزشکان فراهم کرده است.پزشکان متعدد درباره ی بیماری ونسان ونگوگ نقاش شهیر هلندی پژوهش کرده اند و تشخیص های زیادی مطرح نموده اند.می دانیم در ۱۸۸۸ ونگوگ گوش چپش را برید.تشخیص هایی که درمورد او مطرح شده است فراوان است ،شیزوفرنی ،سیفلیس ،بیماری خلقی دوقطبی ،صرع لوب گیجگاهی ،پورفیری ،مسمومیت از رنگ های بلعیده شده و...که این موارد با سوتغذیه ،کار زیاد ،بی خوابی ،نوشیدن الکل بویژه ابسینس که لیکور قوی از یک گیاه مسموم کننده برای سیستم عصبی و...تشدید می شدند.این ماده می تواند زانتوپسیا ایجاد کند که همان زرد بینی است.نقاشی های زرد ونگوگ شاید به خاطر همین علت باشد.شاید دکتر گاشه برای درمان صرع او ،دیژیتالیس تجویز می کرده است که این دارو نیز زردبینی می دهد.مسمومیت با سرب هم برای او مطرح شده است و بیماری هیپرگرافیا یا نوشتن زیاد در مواقع صرع لوب تمپورال هم برایش گفته شده است.
الله اعلم بالصواب

گور ونسان و برادرش تئو در گورستان اورسورواز
+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 0:55  توسط مهران معمارزاده
|

russia todayشبکه ی تلویزیونی موزد علاقه من است.در قسمت اینترنی ان قسمتی وجود دارد به نام GET IT OFF YOUR CHESTکه می توانید نظرتان را درباره پرسش های مطرح شده بنویسید.مثلن در پاسخ به این پرسش Who is the greatest person in Russian history?من چنین گفتم :
mehran October 1, 2008, 01:54
Vladimir Konstantinovich Bukovsky
فرد دیگری به نام راجر چنین گفته بود :
Roger September 30, 2008, 02:45
I believe of many great Russians, history will judge Vladimir Putin to be the greatest Russian ever!
As Winston Churchill in England was the right man in the right place for England. Churchill’s war time leadership saved England from Hitler and contributed globally to the defeat of Hitler and Hitler’s quest for world domination
Putin is the man now for Russia.
Putin is not only a great leader leading Russia to become a true trillion dollar economy; he has created stability, brought national pride back to Russia. I believe he truly cares about Russia and Russians.
It has always been thought in the west, Russia was ungovernable - Putin disproves this! Putin is unlike any previous Russian leader by achieving this without resorting to and unlike previous leaders’ use of the autocracy of a dictatorship.
Not only is he a great leader I believe he stands way ahead of any living Politician or leader on the planet today!
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 12:6  توسط مهران معمارزاده
|

من دلم می خواهد رییس جمهور روسیه ولادیمیر بوکفسکی باشد نه این شاگرد مرشد ،مدودف
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 2:29  توسط مهران معمارزاده
|

عید فطر در سرزمین جیمز جویس
گفتم کدام عید نه اضحی بود نه فطر
بیرون از این دو عید چه عید است دیگرش .
خاقانی
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:55  توسط مهران معمارزاده
|

پل نیومن هم از سرطان ریه درگذشت.این هنرپیشه ی اسلواک و یهودی تبار را نخستین بار در فیلم رنگ پول اسکورسیزی پسندیدم گرچه وی کورنگ بود !بعدن یادم امد که اورا درگربه روی شیروانی داغ با الیزابت تایلور دیده ام.نیومن لیبرال و طرفدار حقوق همجنسگرایان ،سیگارت کش حرفه ای (chain smoker)بود و نتیجه اش را هم دید ،مرگ با سرطان ریه.
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 1:34  توسط مهران معمارزاده
|

چندی پیش به پارک مرداویج رفتیم و در نهایت تعجب دیدم که بسیاری ،تخته نرد بازی می کنند و کیوسک انتظامی هم کمی انطرف تر.این بازی در خاور میانه بسیار مقبول است.ارمنیان را دیدم که به این بازی مشغولند.در کتب فقهی شیعه در تفسیر ایه ی فاجتنبوا الرجس من الاوثان امده است که مراد شطرنج و نرد است و نرد از شطرنج بدتر است و نگاهداری این دو ،کفر است.در شاهنامه ی فردوسی ،شطرنج افریده ی هندیان و نرد افریده ی ایرانیان (برزو یا بزرگمهر وزیر انوشیروان ساسانی )امده است.بزرگمهر استاد شطرنج نیز بود.کهنترین تخته نرد از شهر سوخته ایران است که به مراتب قدیمی تر از تخته نرد اور بوده است.تخته نرد مدرن در سده ی ۱۱ میلادی در فرانسه ظاهر شد ولی لویی ۹ دستوری مبنی بر ممنوعیت ان صادر نمود.در سده ی ۱۲ در المان بازی می شد و به جاهای دیگر گسترش یافت.در سده ی ۱۶ قوانین الیزابتی وکلیسا در انگلستان انرا ممنوع کرد ولی تا سده ی ۱۸ بین روحانیون انگلیسی بسیار مقبول بود.در کتاب شورزندگی از ایروینگ استون خواندم که چارلز داروین هم به این بازی علاقه داشت.افلاطون و هومر این بازی را توصیف کرده اند.رومی ها هم این بازی را دوست داشتند.ریچارد شیردل به دلیل مداومت سربازانش به نرد بازی مشکلات زیادی در جنگ داشت و انرا برای شوالیه به پایین ممنوع کرد.در زمان قاجار ،پسر فتحعلیشاه ،محمد امین میرزا به بازیهای رایج در ان زمان پرداخت و یکی از انها نرد بود.او در کتاب خود انها را توضیح داد.جمالزاده و ابوالقاسم تفضلی برادر محمود تفضلی نیز درباره ی نرد نوشته اند.این بازی تقدیر است یا تدبیر؟
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت 0:56  توسط مهران معمارزاده
|

با این که تاریخ اروپا را از برم و حجم فیش ها یی که از فرهنگ غرب تهیه کردم بسیار زیاد است ولی عاشق اروپای شرقیم.رودخانه ی سویسلاچ ادم را هوایی می کند.در کنار هوای خوب ان قدم می زدیم و انگاه از روی پل می گذشتم و به خیابان راه می یافتم .مک دونالدی می خوردم و غرق در ذهنیات خود والبته رفتن در زیر پوست شهر.شیشه های ابجوی شب نشینی های جوانان در کنار رودخانه بود و گاه پیرمرد فقیری را می دیدی که لبی به این شیشه ها می زند و گاهی صحنه ی بدتری می دیدی.شیشه هایی که از سطل فلزی در می اورد و چند قطره الکل به رگ های سرشار از الکل و فقیر از گلبولهای قرمز ،رهنمون می ساخت.گاه می دیدی در کنار پارک ،کلاغ ها گلابی های افتاده از درخت را نوک می زدند.شب هماره روشن بود.نور کهربایی از ساختمانهای نورالوده به چشم می خورد.نئون کازینو نور نارنجی داشت و قمار بازان به ان می رفتند.البته در انها داستایفسکی و لرد ساندویچ را ندیدم.هتل های بیلاروس ساده و جذاب است.از استالین متنفرم ولی معماری نئوکلاسیکش را دوست دارم.در انجا پاچه ی شلوارت خاکی نمی شود ..فرش چمن و سنگفرش از این عارضه جلوگیری می کند.ساخت و سازها چون ایران نیست که هر کسی خانه اش را خراب کند و به فرم ناقص و بی هویتی بسازد.یک موتوری ندیدم و مردم به قوانین راهنمایی و رانندگی اهمیت می دهند.در زیر مجسمه ی پوشکین لختی درنگ می کردم و به یاد می اوردم که چگونه در ان دوئل لعنتی ،جان شیرینش را از دست داد.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 23:32  توسط مهران معمارزاده
|
وقتی به مینسک رفتم ،ابلیسک یا ستون گرانیتی در یکی از میدانهای شهر بود.مینسک جزو شهرهای قهرمان در جنگ جهانی دوم بود و مدال لنین هم دریافت کرده بود.شهرهای قهرمان عبارتند از :

۱-شهر برست در روسیه سفید که در ۱۹۴۱ مورد یورش نازیها قرار گرفت و یهودیان بسیاری در ان دیار قلع و قمع شدند.مناخیم بگین هم در برست زاده شده بود.

۲-شهر لنینگراد یا سن پطرزبورغ که در ۱۹۴۱ نازیها به ان یورش بردند.انجا را بمباران کردند و ادمخواری و گرسنگی و قحطی و سرمازدگی بسیاری را از پا دراورد.

۳-استالینگراد یا ولگوگراد مقاومت جانانه ای دربرابر نازیها داشت.

۴- ادسا در کنار دریای سیاه که اینک در اوکراین قرار دارد.

۵-سواستوپل در اوکراین

۶-مسکو

۷-کیف در اوکراین

۸-نووروسیسک

۹-کرچ در اوکراین

دلم می خواد به مینسکایا برگردم
بازم به ان شهر خدا برگردم
بشینم ،شاد بخونم در کنار سیلسیویچ
بخورم ،من بخورم یه ابجو و دوساندویچ
منظور از ابجو مطلق نوشیدنی و البته نوع غیر الکلی است که من به ضرورت شعری انرا اورده ام.این شعر را براساس ترانه ی معین نجف ابادی که می گفت دلم می خواد به اصفهان برگردم سروده ام و همراهم از شنیدن این شعر بی مایه از خنده روده بر می شد.طنز هماره با من است.رودخانه سیلیسویچ رودخانه ی معروف مینسک است.

تولا که بروجرد روسیه است و سماورسازیش معروف

مورمانسک

اسمولنسک که لئو تولستوی در جنگ و صلح از ان زیاد گفته است.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 23:8  توسط مهران معمارزاده
|
امروز سرماخوردگی شدیدی دارم.سردرد ی در طرف چپ شقیقه ام دارم که ضربان دار است.کمر دردی دارم که همسرم با انژکسیون بتامتازون انرا رفع کرد.حال نوشتن ندارم.

این امپولها در سردابی پیداشده است.یک امپول در ناپل مربوط به ۳۵۰ سال پیش پیدا شده است که با خون سن گنارو پرشده است.اینک این امپول در موزه ی واتیکان است.در فرانسه برای مراسم تاجگذاری شاهان ان دیار از امپول مقدسی که حاوی روغن عهد کلوویس از معبد سن رمی بود استفاده می شد که انقلابیون انقلاب ناکبیر فرانسه انرااز بین بردند.این کارشان بد نبود ولی انقلابشان بد بود!
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 22:19  توسط مهران معمارزاده
|
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 2:52  توسط مهران معمارزاده
|

جان هوستون در ۱۹۶۲ فیلمی درباره فروید ساخت.مونتگومری کلیفت نقش فروید را بازی کرد.جری گلدسمیت موسیقی انرا ساخت.در این فیلم ژان پل سارتر هم با هوستون همکاری کرد.جا دارد از دوست عزیزم حمید هم تشکر کنم که این فیلم را دراختیارم گذاشت.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 2:35  توسط مهران معمارزاده
|

پل مونی بازیگر شهیر تئاتر و سینمای امریکا بود .زیباترین نقش او برای من که بقیه ی فیلمهایش را ندیده ام،نقش لویی پاستور در داستان لویی پاستور (۱۹۳۵ )بود.پل مونی با برادران وارنر درگیر شد و پس از اخراجش ،همفری بوگارت به اوج رسید.من عاشق سریال ها و فیلمهای بیوگرافیک هستم.در ان زمانها سریالی بود که قرن جراحان نام داشت.معرکه بود...
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 2:19  توسط مهران معمارزاده
|

اینجا شهر افسوس در ترکیه است.جایی که هراکلیتوس در ان زندگی می کرد.او با عالم نامعقول سر سازش نداشت و همه چیز را در جهان در حال تغییر می دانست و می گفت که اشیا مدام با هم در تضادند.شما نمی توانید در یک رودخانه دو بار قدم بگذارید.معرفتی که ما از طریق حواسمان به ان دست می یابیم وابسته به ناظر است.معرفت حقیقی از تفکر عقلی بر می اید نه از نگریستن به اشیا.پارمنیدس موسس مکتب الیایی با هراکلیتوس در این امر، هم عقیده است که معرفت تجربی به نحو غیر قابل اعتمادی وابسته به فرد است بنابراین برای اکتشاف حقایق جاودان درباره جهان باید به عقل اعتماد کرد. هراکلیتوس و پارمنیدس هردو ضد تجربه گرایی و در نتیجه عقل باورند ولی هراکلیتوس به حرکت اعتقاد داشت ولی مکتب الیایی ،حرکت و تغییر واقعی را غیرممکن می دانست.

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 1:55  توسط مهران معمارزاده
|

زمان امر مهیبی است .من از ان وحشت دارم.زمان مرا مشوش می کند.پارمنیدس و افلاتون به ابدیت باور داشتند و با تغییر به عنوان پدیده ای عام و فراگیر مخالف بودند.تنها نادانان بر این باورند که تغییر یگانه حقیقت جهان است.او تجربه را خطا می دانست.عجیب است که پزشک هم بود.پزشک تجربه ناباور ندیده بودم !

دلم می خواهد بر سنگفرشهای این خیابان یونانی در شهر ولیای ایتالیا راه بروم .ولیا همان الیاست که مکتب ان در فلسفه معروف بود.مکتب الیا بزرگانی چون پارمنیدس و زنون را درخود پرورده است.زنون الیایی شاگرد و دست پرورده ی پارمنیدس بود.زنون براین باور بود که اشیل در مسابقه از لاک پشت می بازد.ارسطو به تناقضات زنون پاسخ می گفت.پارادوکس های زنون چالش سختی برای فلاسفه قدیمی و قرون وسطا ایجاد کرد.
In a race, the quickest runner can never overtake the slowest, since the pursuer must first reach the point whence the pursued started, so that the slower must always hold a lead.
+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 1:30  توسط مهران معمارزاده
|

هنری ماتیس از بنیانگذاران نقاشی مدرن است.مکتب ددگرایی در نقاشی با ان رنگهای زیبا و جالبش مرا به خود جذب می کند.ماتیس از نقاشی های رضا عباسی نقاش دوران صفویه نیز بهره می برد.او این نقاشی ها را در موزه ی لوور دیده بود.


+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 0:59  توسط مهران معمارزاده
|

چندی پیش خبری امد که از تغییر رفتار لوکاشنکو در روسیه سفید خبر می داد و اتحادیه اروپا به این فکر افتاد که تحریم ها را از این کشور شل تر نماید.او مخالفان را از زندان ازاد کرد ولی اینک معلوم شده است که او همان فرد سابق است ومشخص شد که استانداردهای موردنظر در انتخابات پارلمانی رعایت نشده است.مخالفان لوکاشنکو حتا یک کرسی در مجلس به دست نیاورده اند.الکساندر لوکاشنکو از ۱۹۹۴ تا کنون رییس جمهور روسیه سفید است.زیر حکومت او روابط خوبی با روسیه ایجاد شده است.لوکاشنکو افسر نظامی دوران کمونیسم شوروی بودواینک نگاه به شرق دارد.کوندالیزا رایس او را اخرین دیکتاتور اروپا دانسته است واین کشور به فقدان دموکراسی متهم است.لوکاشنکو جزو کومسومول بود و بعدن در دهه ی ۱۹۷۰ افسر نظامی شد و در دهه ی ۸۰ مسئولیت مزارع اشتراکی را به عهده داشت.در دهه ی ۹۰ مسئولیتی در کمیته ی پارلمانی ضد فساد داشت.او افراد رده اولی چون شوشکویچ را به فساد متهم نمود.گناه شوشکویچ حمایتش از اصلاحات دموکراتیک و بازار ازاد بود.در ۱۹۹۴ لوکاشنکو با ۴۵ درصد ارا برنده ی ریاست جمهوری شد.او بارها هیتلر را ستوده است و گفته های ضدیهودی داشته است.پرچم کشور که سفید -قرمز -سفید بوده است را به سبز و قرمز تغییر داده است.در روسیه ی سفید سازمانی از جوانان به نام zubrوجود دارد که مخالف لوکاشنکو و طرفدار الکساندر میلینکویچ است.سالها پیش انقلاب جین پوشان یا دنیم در مینسک در اعتراض به لوکاشنکو روی داد ولی هرگز بختیار و کامیاب نبود.

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 22:11  توسط مهران معمارزاده
|
|
یکشنبه 7 مهر1387 ساعت: 0:20 |
توسط:پایین |
|
در عکاسانِ مستندِ جهان، جوزف کودلکا عکاسِ موردِ علاقهِ من است.

|


+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 2:37  توسط مهران معمارزاده
|

کارل لوگر رهبر حزب سوسیال مسیحی اتریش به سمت شهردار وین انتخاب شد ولی امپراتور یوزف فرانتس به علت ضد یهود بودن او مانع انتصابش شد.بعدن دوباره انتخاب شد و تا زمان مرگش سخنی از یهودستیزی نگفت.هیتلر در زمانی که در وین بود شدیدن از او الهام گرفت.

ادولف هیتلر در اتریش بالا به دنیا امد.در مونیخ چند دوره درس نقاشی گرفت و بعد به وین بازگشت.ان واپس زده فقر زده به طرف لوگر جذب شد.پس از تورم سالهای ۱۹۲۹ به بعد ،او خودرا بالا کشید و همه کاره شد.در ۱۹۳۸ارتش المان به اتریش یورش برد و انرا تصرف کرد.

امپراتور فرانس جوزف از سلسله هابسبورگ ،اتریش و مجارستان و بوهمیا را در قدرت داشت.او امپراتور خوبی بود و مردم وی را بسیار دوست می داشتند.زیگموند فروید عاشق او بود.

ارشیدوک فرانس فردیناند برادرزاده ی امپراتور فرانس جوزف بود.او به مردم کروات قول داده بود که پس از سلطنت به انها خودمختاری بدهد.یکی از ملیون صربی او را بر روی پلی در سارایوو از پای دراورد.صرب ها نمی خواستند که کروات ها به دست ارشیدوک مستقل شوند.جنگ جهانی اول اغاز شد..اتریش به صربستان اعلان جنگ داد.روسیه به نفع صربستان بسیج شد.المان به روسیه اعلان جنگ داد.المان به فرانسه اعلان جنگ داد.انگلیس به خاطر بلژیک به المان اعلان جنگ داد.المان و اتریش شکست خوردند و عهد نامه خفت بار ورسای بر انان تحمیل شد.جنگ در ۱۹۱۸ به پایان رسید.امپراتور کارل جانشین فرانس جوزف با انقلابی کوچک سرنگون شد.خانواده ی هابسبورگ رفت.هنگری (مجارستان )استقلالش را اعلام کرد.امپراتوری برچیده شد.اتریش جمهوری شد.

کارل اخرین امپراتور
نمی شود از اتریش گفت ولی از صدراعظم شوچینگ نگفت.او رهبر قدرتمند و اتریشی متعهد و ضد هیتلر بود.ولی هیتلر در ۱۹۳۸ به اتریش حمله کرد.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 2:0  توسط مهران معمارزاده
|

وضعیت اقتصادی امریکا بحرانی شده است و این عارضه به تمام سیستم های اقتصادی جهان سرایت کرده است.بدهکاران قادر به پرداخت وام هایی که از بانک گرفته بودند نیستند.شرکت های مهم و ریشه داری در اقتصاد امریکا ورشکست شده اند.سازمان FBIجهت بررسی فساد مالی در این شرکت ها به قضیه اهمیتی جنایی داده است.پس از حادثه ی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ ،سیاست های بانک مرکزی امریکا به رهبری الن گرین اسپن اقتصاد دان نیویورکی و مجاری تبار در جهت کاهش نرخ بهره شکل گرفت.این نرخ از ۳۰۵ درصد به ۳ رسید.در ۲۰۰۲ بدنبال رسوایی های مالی ،این نرخ حتی به ۱درصد نزول یافت.این سیاست سبب افزایش قیمت خانه شد.گرین اسپن که توسط ریگان به این سمت تعیین شده بود توسط روسای جمهور بعدی نیز ابقا شد.این سیاست او و انتقاد او از ِِِARMsسبب شد تا شاهد حباب اقتصادی بزرگی باشیم که وضعیت فعلی ناشی از ان است.دولت امریکا وضعیت اضطراری اعلام کرده است،وضعیتی که تنها با همکاری کشورهای دیگر بهبود می یابد.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 1:3  توسط مهران معمارزاده
|