تبليغاتX
دکتر مهر افرین

دکتر مهر افرین

هنر و ادبیات

یادی از دو نفر

دیدم بهرام مشیری از ذبیح الله منصوری به نیکی یاد نمی کرد.ما کتابهای ذبیح الله حکیم الهی دشتی را خوانده ایم و البته کتاب های معتبر تاریخی را نیز مطالعه کرده ایم.در کتاب خانه ام هیچ اثری از منصوری نیست و پدرم هم فقط خداوند الموت (پل امیر =ذبیح الله منصوری )را دارد.در کتابخانه ام تا دلت بخواهد کتاب تاریخی دارم و انها را چندین بار خوانده ام .هیچوقت از منصوری به زشتی یاد نمی کنم.او تخته پرشی برای وارد شدن در مطالعات تاریخی است.باید از او گذر کنیم و وارد مطالعات جدیتر شویم ولی هرگز او را فراموش نمی کنم.کارهایش را دوست دارم و به خواندن ان مفتخرم.او پاورقی نویس بود و ژورنالیست جماعت باید به جذابیت مطالبشان هم نظر کنند.فرد دیگری که کارهایش را دوست دارم عباسعلی حاتمی بود که او هم در فیلمهایش تاریخ را صادقانه روایت نمی کرد.بر او ایرادی نیست .او هم تخته پرش بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 15:15  توسط مهران معمارزاده  | 

اسپارت ها 1

اسپارتی ها و یونانی ها از نظر فکری در دو نقطه مقابل هم بودند.اسپارت در منطقه جنوب پلوپونزی بود.در این کشور به کاهش نابرابری بین فقرا و ثروتمندان باور داشتند.ارتش بزرگی داشت و زمین ها را بین مردان ازاد کشور تقسیم کرده بودند که از پدر به بزرگترین پسر به ارث می رسید و قابل خرید و فروش نبود.سادگی و تعادل در زندگی ،لباس پشمینه و پابرهنه بودن مردمان،غذای مشترک که سوپ سیاه رنگی از گوشت و خون گراز با سرکه و نمک بود.روزی یک بار ،هر ۱۵ مرد بر سر میز مشترک در بازار  غذا می خوردند.تمرین جنگی اهمیت زیادی داشت.کودکان متعلق به دولت بودند و پسران رنجور و ضعیف در گردنه یا تنگه ای از کوهستان تیگتوس رها می شدند تا از گرسنگی بمیرند.پسران سالم تا ۷ سالگی نزد مادر خود می ماندند و انگاه به اقامتگاهی همگانی منتقل می شدند.در ۲۰ سالگی پسران وارد ارتش می شدند و در ۳۰ سالگی شهروند کامل محسوب می گشتند.دختران نیز امادگی جسمانی می دیدند.زنان در جامعه اسپارتی قدر می دیدند ولی در جامعه یونانی ،زنان تحقیر می شدند.همه فکر می کنند که اسپارتها ،فیلسوف نداشتند .معروفترین فیلسوف اسپارت ،شیلون اسپارتی بود.یونانی ها به ادم کم حرف ،لاکونیک می گفتند .

The word "laconic" is derived from the name of the region by analogy - to speak in a concise way, as the Spartans were reputed by the Athenians to do.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 13:13  توسط مهران معمارزاده  | 

داریک

داریک در وبلاگ فرهنگ و بانک


در پی شنیدن شایعه تغییر پول رسمی ایران بران شدم که درباره پول زمان هخامنشی (داریک )بنویسم.داریک سکه ای طلا در زمان امپراتوری پارس بوده است که خلوصی برابر۹۵.۸۳ درصد داشته است و وزن ان ۸.۴ گرم بوده است.این سکه به تصویر سرباز کماندار و یا شاه پارسی نقش شده است.این سکه به وسیله داریوش اول بین سالهای ۴۶۶ -۵۲۲ پیش از میلاد معرفی شده است و با یورش اسکندر مقدونی گجسته در ۳۳۰ پیش از میلاد پایان یافته است که این سکه پس از ان ذوب شده و سکه های اسکندر را شکل داده است.در قرن ۵ قبل از میلاد ،ساتراپ های ایرانی در اسیای صغیر ،تصمیم گرفتند که سکه های خودشان را داشته باشند ولی داریوش این امر را جرم دانست و مجازات انرا مرگ اعلام کرد.ازاین سکه چندین بار در کتاب اسمانی عهد عتیق (تورات )یاد شده است .زمانی که شاه داوود برای تعمیر معبد از مردم پول خواست ،مردم سخاوتمندانه دهها هزار داریک طلا به وی بخشیدند !!اعتقاد دارند که نام سکه از نام داریوش گرفته شده اما بعضی می گویند این لغت از زریگ (طلا )گرفته شده است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 22:46  توسط مهران معمارزاده  | 

ویولون های استرادیواری

خاندان استرادیواری به ویژه انتونیو استرادیواری بزرگترین سازندگان ویولن ،گیتار ،چنگ و چلو بودند.در ۱۶۶۰ دکان خود را باز کرد.او شاگرد اماتی بود.کرمونا شهر او بود ،شهری در شمال ایتالیا و منطقه لومباردی.

در دوران ممنوعیت مشروبات الکلی در امریکا ،مافیاهای لهستانی نیز ظهور کرد.انها با ال کاپون در شیکاگو همکاری می کردند و به نان و نوایی رسیدند.گروههای گنگ لهستانی در نیویورک چند سال پیش در خبرها بیشتر مطرح شدند.انها در دزدیدن ویولن استرادیواری در اروپا نقش داشتند.ویولنی که ۷۵۰۰۰۰دلار قیمت داشت.


تارنمای زیبینگو پرایزنر اهنگساز فیلمهای کیشلوفسکی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 16:17  توسط مهران معمارزاده  | 

لهستان و امریکا

شیرینی بابکا در سوپرمارکتی در شیکاگو

بیشتر لهستانی -امریکایی ها  در شیکاگو می زیند و لهستان در فرهنگ امریکا نقش زیادی داشته است.برادران وارنر، لهستانی و یهودی بودند و امروزه نقش لهستانیها در اموزش رقص ،توزیع مواد غذایی چون شیرینی بابکا ،سوسیس لهستانی (کیلباسا )و پیروگی ،ایستگاه های تلویزیونی و روزنامه ها مشهود است.مذهب لهستانی ها ،کاتولیک رومی است که کلیساهای ان در امریکا دیده می شود.عروسی های سنتی لهستانی در شیکاگولند انجام می شد و دسته های پولکا ،سازهای ترومپت ،اکوردئون و مراسم رقص لهستانی باعث وجد بینندگان می شد.اما جامعه لهستانی سوژه ی اعمال ضد لهستانی هم در این کشور بوده است.واژه پولاک بار منفی دارد و به لهستانی تبارها اطلاق می گردد .کاتولیک بودن انها و یهودی پرور بودن کشور لهستان علت این افکار ضد لهستانی است.


چند تم موسیقیایی از کشور لهستان معرفی می کنم :

Click any song title to begin download of a completely free midi or MP3 file of a great old Polish folk or Polka tune.

Bartender Polka   Beer Barrel Polka   Bicycle   Call You Sweetheart  Irresistible You   Polish Medley

 

Polish Christmas Songs

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 8:58  توسط مهران معمارزاده  | 

کازیمیر پولاسکی

کازیمیر پولاسکی نیز در روابط امریکا و لهستان ،جایگاه ویژه ای داشت.او نقش مهمی در اموزش امریکایی ها در جنگ استقلال انها داشت.به راستی پدر هنگ اسب سوار (cavalry)امریکاست.در ۱۷۷۹ زخم بدی از توپخانه ی حریف برداشت و درگذشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 8:32  توسط مهران معمارزاده  | 

کوشیوزکو

روابط امریکا و لهستان به زمانهای دور می رسد و بیشتر این امر مدیون تادئوس کوشیوزکو ست.او رهبر شورش های لهستان علیه امپراتوری روسیه بود.او حرفه ای نظامی داشت و در جنگ های استقلال امریکا هم علیه انگلیسی ها جنگید.او پس از تحصیلات در لهستان ،بورس شاهی گرفت و به پاریس شتافت.او در سالهای قبل از انقلاب در پاریس زیست و این امر در عقاید او تاثیر شگرفی گذاشت.در ۱۷۷۶ به امریکا رفت ودر ویرجینیا توماس جفرسون را ملاقات کرد.انها دوست شدند و تادئوس مهمان مونتیچلو (خانه جفرسون )شد.او مامور به تحکیم استحکامات فیلادلفیا شد و به خوبی از عهده این کار برامد.جورج واشنگتن او را به امور مهندسی گماشت.به او شهروندی امریکا و ترفیع درجه داده شد.پول فراوانی به اوداده شد که برای بازگرداندن سیاه پوستان به سرزمین ازادتری استفاده نمود.پس از بازگشت به لهستان با روسها جنگید.سپس به امریکا و انگاه فرانسه مهاجرت نمود ولژیون لهستان را در ان سامان افرید.این مرد بزرگ در سوییس درگذشت .بعدن جسد او به کلیسای جامع ورشو منتقل شد و در پانتئون شاهان و قهرمانان لهستان به خاک سپرده شد.نام بسیاری از مناطق در امریکا به اسم کوشیوزکو است.او انسانی ازاده و مخالف برده داری نیز بود در حالی که خود از خانواده ای نجیب در لهستان زاده شده بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 8:20  توسط مهران معمارزاده  | 

به یاد داریوش رفیعی

صدای دلنشین داریوش رفیعی ،گوش نواز لحظات تنهاییمان در فیلد بهداشت بود.صدای او بود  و قل قل قلیان و بحث های فلسفی و تاریخی.افسوس که در جوانی درگذشت با همان بیماری فنی زاده یعنی کزاز.تا کی اعتیاد ،هنرمندان جوانمان را پرپر کند ؟گورستان ظهیرالدوله مدفن اوست.او زاده استان کرمان بود و در تهران ،اهنگ های به یاد ماندنیش را اجرا کرد.از او کم می گویند و انگار به حاشیه رفته است.این مطلب را به یادش در این پست اورده ام :

داريوش رفيعي در سال 1306 در بم کرمان به دنيا آمد. از 19 سالگي خوانندگي در راديو را شروع کرد، از سالي که صداي گرم و دلپذيرش او را به شهرت رساند، تحصيل را رها ساخت و بيشتر به موسيقي پرداخت. رديفها را از خوانندگان قديمي از جمله بديع زاده فرا گرفت و به وسيله همين هنرمند بود که به راديو راه يافت.به صدا و شيوه خوانندگي بديع زاده به خصوص مهرباني و گشاده رويي او علاقه بسياري داشت و بديع زاده هم او را به قدري دوست داشت که داريوش در اواخر جزو افراد خانواده او درآمده بود.
هنر او از درد و تالمات روحي خودش مايه مي‌گرفت و به خواندن اشعار محلي رغبت زيادي نشان مي‌داد، صدايش گرفتگي و شور و حال مخصوصي داشت و در آواز تحريرهايش کم بود. در ارکسترها غالبآ ضرب را خودش مي‌گرفت بنابراين ضرب شناسي‌اش که شرط اول تصنيف خواندن به خصوص ضربي خواندن است خوب بود.
اگر چه زندگي هنري‌اش دير نپاييد و در عنفوان جواني چشم از جهان پوشيد ولي آثار زيادي از آهنگهاي محلي و ضربي که خاص او و دوستش "منوچهر همايون‌پور" بود از وي به يادگار مانده است. داريوش رفيعي داراي صفات عالي انساني و خلق و خوي نجيبانه و بسيار لطيفي بود که از اصالت خانوادگي‌اش مايه گرفته بود. حضور او و رفتار گرم و صميمانه‌اش شور و حال خاصي به محفل دوستان مي‌بخشيد.
متاسفانه ديري نپاييد که در سن 31 سالگي، در 2 بهمن 1337 توفان حوادث و حملات بيماري صعب العلاج  کزاز چراغ عمرش را ناباورانه خاموش کرد.
دو آهنگ "گلنار" و "زهره" از معرفترين کارهاي رفيعي مي‌باشند، که آهنگ "زهره" در CD "پنجاه سال موسيقي ايراني" موجود مي‌باشد و اما آهنگ "گلنار" .....

(6:02)

گلنار، گلنار، کجايي که از غمت
ناله مي‌کند عاشق وفادار
گلنار، گلنار، کجايي که بي تو شد
دل اسير غم ديده‌ام گهربار
گلنار، گلنار، دمي اولين شب
آشنايي و عشق ما به ياد آر
گلنار، گلنار، در آن شب تو بودي و
عيش و عشرت و آرزوي بسيار
چه ديدي از من حبيبم گلنار
که دادي آخر فريبم گلنار
نيابي اي کاش نصيب از گردون
که شد ناکامي نصيبم گلنار
بود مرا، در دل شب تار، آرزوي دیدار
تا به کي پريشان؟
تا به کي گرفتار؟
يا مده مرا، وعده وفا، راز خود نگه دار
يا به روي من، خنده‌ها بزن، قلب من بدست آر
چه ديدي از من حبيبم گلنار
که دادي آخر فريبم گلنار
نيابي اي کاش نصيب از گردون
که شد ناکامي نصيبم گلنار
(لب خود بگشا)2 به سخن گلنار
دل زارم را، مشکن گلنار
(نشدي عاشق)2 زکجا داني
چه کشد هر شب دل من گلنار

  <><><><><><><><><><><>
  <> خواننده : داريوش رفيعي         <>
  <> آهنگساز : مجيد وفادار            <>
  <> آهنگ در مايه : دشتي            <>
  <> شاعر : کريم فکور                  <>

گلهای رنگارنگ

تحریر

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 22:46  توسط مهران معمارزاده  | 

قازان

در روسیران،خبری مبنی بر افتتاح کلوپ همجنس بازان در قازان تاتارستان خواندم.در شهری که دو مذهب مسیحیت ارتدوکس و اسلام اهل سنت غالب است.اما قازان مرا یاد لباچفسکی می اندازد .بزرگمردی که محور دانشگاه دولتی قازان بود.کسی که هندسه ی نااقلیدسی را مطرح نمود.این دانشگاه مهد شیمی الی روسیه هم بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 19:39  توسط مهران معمارزاده  | 

مصاحبه ی روزنامه ی کامرسانت با سفير آمريكا در روسيه

این مصاحبه را جالب یافتم و از تارنمای روسیران اورده ام .

جان بیرل(john beyrle)مدتی سفیر امریکا در بلغارستان بود و اینک سفیر امریکا در روسیه

جان بايرلي سفير جديد ايالات متحده در روسيه، اوايل ماه جولاي وارد مسكو شد كه يك ماه بعد جنگ در گرجستان شروع شد. سفير در اين مصاحبه به تشريح روابط ميان روسيه و ايالات متحده بعد از جنگ پرداخت.

سئوال: روابط بين روسيه و ايالات متحده مرحله دشواري را طي مي‌كند، قبل از همه به خاطر اوضاع گرجستان. ارزيابي واشنگتن از علت اين مناقشه چيست؟

پاسخ: واقعاً، ما در مرحله دشوار براي روابط روسي-آمريكايي زندگي مي‌كنيم. بخش عمده عمرم را به فعاليت در اين زمينه اختصاص داده و شاهد دوره‌هاي بسيار مناسب و نيز موقعيت‌هاي بحراني در روابط ما بوده‌ام. مهمترين نتيجه‌گيري من اين است كه دو كشورمان مسئوليت خاصي بر عهده دارند و روابط بين دو كشورمان بايد به برقراري ثبات در سراسر جهان مساعدت كند. نه تنها هسته‌اي بودن دو كشورمان بلكه ابعاد سرزمين و قابليت مساعدت به حل مسايلي چون عدم اشاعه سلاح‌هاي هسته‌اي، مبارزه با تروريسم بين المللي، گرم شدن هوا و فقر، مد نظر است. به همين دليل بسيار مهم است كه ما در زمان تشنج به گفتگوي خود ادامه دهيم.

در رابطه با وضعيت گرجستان به عنوان نماينده ملت آمريكا و انسان عادي از مرگ مردم و مصيبت‌هايي كه از هر دو طرف مناقشه مشاهده شده‌اند، تأسف مي‌خورم. با ديدن انسانهايي كه به خاطر مرگ نزديكان خود و سربازان كشته شده گريه مي كنند، نمي توان بي‌تفاوت ماند. ما از همان ابتدا تأكيد ميكرديم كه اين مناقشه نمي تواند به وسيله زور حل شود. تا آخرين لحظه طرف گرجي را متقاعد ميكرديم كه به اين كار تن ندهد. و حالا به طرف روس مي‌گوييم كه بايد به توافقات آتش بس احترام گذاشته و نيروهاي خود را از خاك گرجستان بيرون بكشد.

سئوال: هيچ كس از شخصيت‌هاي اول ايالات متحده مانند جرج بوش رئيس جمهور و کندوليزا رايس وزير امور خارجه، هيچ وقت از گلوله‌باران شهر تسخينوالي انتقاد نكرده‌اند. آيا اين بدان معناست كه ايالات متحده از اين شيوه عمل پشتيباني مي‌كند؟

پاسخ: همين امر كه ما با اصرار زيادي طرف گرجي را متقاعد مي كرديم كه به اين كار دست نزند، نشان مي دهد كه ما نمي خواستيم كه اين اتفاق بيافتد. ما طي سالهاي زيادي همراه با گرجستان در مكانيزم‌هاي مختلف بين المللي مانند گروه دوستان دبير كل سازمان ملل در زمينه گرجستان در جهت حل و فصل مناقشات منجمد شده در خاك گرجستان شركت داشتيم. ما نمي خواستيم كه كار به زورگويي برسد كه ايالات متحده اين موضع‌گيري خود را صريحاً‌ اعلام كرده بود. مي بينيم كه نيروهاي روسي دليل داشتند كه به حمله به نيروهاي حافظ صلح فدراسيون روسيه در آستياي جنوبي پاسخ دادند. ولي بعد از آن اين نيروها وارد سرزمين گرجستان شدند و تماميت ارضي گرجستان در معرض خطر قرار گرفت.

سئوال: به عبارت ديگر، واكنش روسيه به حمله به نيروهاي حافظ صلح مشروع بود ولي خروج نيروهاي روسي از حدود منطقه مناقشه غيرقانوني بود؟

پاسخ: ما شاهد ويراني زيرساخت غيرنظامي و دعوت هاي بعضي سياستمداران روس به سرنگوني دولت دمكراتيك انتخاب شده گرجستان شديم. عده‌آي تماميت ارضي گرجستان را زير علامت سئوال مي‌برند. به همين دليل اعتقاد داريم كه روسيه زياده‌روي كرده است. اين تنها نقطه نظر ما نيست. بسياري از اعضاي جامعه جهاني شريك اين ديدگاه هستند.

سئوال: کندوليزا رايس مي گويد كه واكنش روسيه نامتناسب بود. به نظر شما، واكنش متناسب روسيه بايستي چگونه باشد؟

پاسخ: الآن براي روسيه مهم است كه برنامه 6 ماده‌اي پيشنهادي رئيس جمهور فرانسه را رعايت كند كه توسط همه طرف‌هاي مناقشه امضا شده است. نيروهاي روسي هرچه زودتر به مواضع قبل از آغاز مناقشه عقب‌نشيني كنند، ما زودتر مي توانيم ناظران بين المللي و احتمالاً نيروهاي حافظ صلح بين المللي را به منطقه بفرستيم و بعد از آن به حل مناقشات بپردازيم.

سئوال: به عبارت ديگر، حضور نيروهاي حافظ صلح بين المللي در آستياي جنوبي ضروري است؟

پاسخ: ورود آنها ميتواند در مرحله بعدي صورت بگيرد. در حال حاضر سازمان امنيت و همکاري اروپا اعزام 20 ناظر اول به منطقه را كه بايد در اسرع وقت صورت بگيرد، هماهنگ كرده است. اميدواريم كه بزودي 100-80 نفر ناظر بين المللي به آنها ملحق شوند. قرائن نشان ميدهد كه براي حل اين مناقشه تلاش‌هاي بين المللي لازم است.

سئوال: برداشت ايالات متحده از نحوه اجراي بند 6 طرح مدودف- ساركوزي چيست؟ روسيه تاكيد مي‌كند كه امنيت آبخازستان و آستياي جنوبي ميتواند تنها از طريق تغييرات در رژيم حقوقي آنها تأمين شود.

پاسخ: اين روند بايد از شناسايي رسمي تماميت ارضي گرجستان در حدود مرزهاي بين المللي آن شروع شود. اين تصميم همچنين بايد اصل تعيين سرنوشت ملت‌ها را در نظر بگيرد. گفتگو با مشاركت روسيه، گرجستان و نيز ايالات متحده، اتحاديه اروپا و مقامات آبخازستان و آستياي جنوبي بايد از همينجا شروع شود. همه ما بايد اين واقعيت را در نظر بگيريم كه تماميت ارضي گرجستان به وسيله حقوق بين المللي شناخته شده است.

سئوال: دو اصلي كه شما ذكر كرديد، با هم به تضاد در مي‌آيند.

پاسخ: ناگفته پيداست كه بعد از اين مناقشه احساسات خيلي شديد شده است. شروع اين روند و به پايان بردن آن، كار ساده‌اينيست ولي ما بايد حل و فصل مناقشات را به عنوان هدفي قابل دسترسي و امكان‌پذير تلقي كنيم.

سئوال: آيا روند حل و فصل اين مسأله مي تواند مطابق با الگوي صربستان و كوزوو ادامه يابد؟

پاسخ: مواضع ما اين است كه كوزوو، مورد خاصي است كه نميتواند سابقه ايجاد كند. سرشت و ترتيب رويدادهايي كه به استقلال كوزوو منجر شدند، بي‌سابقه بودند. كوزوو طي 9 سال توسط سازمان ملل اداره مي‌شد. طي اين مدت قابليت خودگرداني اين منطقه تا سطح امروزي ارتقا يافته بود. كار تحت سرپرستي سازمان ملل در جهت دفاع از اقليت‌هاي قومي و حفظ ميراث فرهنگي دو سال ادامه داشت. طي سالهاي زيادي تلاش براي پيدا كردن راه حل قابل قبول طرفين ادامه داشت ولي بعد از 11 سال مذاكرات فشرده همه امكانات ته كشيد. استقلال كوزوو بلافاصله توسط كشورهاي زيادي به رسميت شناخته شد كه تا كنون حدود 50 كشور و اكثريت قريب به اتفاق اعضاي اتحاديه اروپا اين كار را كرده‌اند. ولي در آستياي جنوبي زورگويي تازه به پايان رسيده و احساسات هنوز سرد نشده است.

سئوال: بعد از قتل عام در كوزوو، تماميت ارضي صربستان، نقطه مبدأ مذاكرات نبود. چرا الآن اين اصل بايد در صدر برنامه مذاكرات گذاشته شود؟

پاسخ: فكر نميكنم كه شما بتوانيد نمونه‌هاي كاملاً مستند تصفيه‌هاي قومي بر اثر فعاليت‌هاي رژيم ميلوشويچ را به آنچه كه در آستياي جنوبي و آبخازستان رخ داد، تشبيه كنيد. درست است كه حوادث اوايل سالهاي1990 و زمان اخير در اين دو منطقه، فاجعه بزرگي بود. بايد تحقيقات كاملاً فعاليت‌هاي طرفين را به عمل آورد. به همين دليل مداخله بين المللي لازم است. ولي فكر نميكنم كه اين دو موقعيت با هم قابل مقايسه باشند.

سئوال: آيا مناقشه در آستياي جنوبي بر تصميمات اجلاس ماه دسامبر شوراي ناتو درباره خواهش گرجستان مبني بر واگذاري برنامه آمادگي براي عضويت در ناتو بررسي خواهد شد، اثر خواهد گذاشت؟

پاسخ: فعلاً زود است كه در اين مورد صحبت كنيم. فكر مي‌كنم كه احترام روسيه به وعده‌هاي خود و عقب‌نشيني نيروهاي روسي بر اين مسأله اثر مهمي خواهد گذاشت. اجراي تعهدات طرف گرجي هم بي‌تأثير نخواهد بود. در جريان نشست ناتو در بروكسل، ايالات متحده بيانيه‌اي را امضا كرد كه در آن صريحاً اعلام شده است كه همه اعضاي پيمان از تمايل گرجستان به الحاق به برنامه آمادگي براي عضويت پشتيباني مي‌كنند و اينكه ما و متحدان ما در ناتو مايليم در ماه دسامبر مايليم اين مسأله را جدي بررسي كنيم. طبيعتاً همه تحولات از امروز تا ملاقات ماه دسامبر در نظر گرفته خواهد شد.

سئوال: آيا توافق درباره استقرار ضد موشكهاي آمريكايي در لهستان، پاسخي به بحراني گرجستان شده است؟

پاسخ: قبل از همه بايد گفت كه تأسيسات پدافند ضد موشكي بايد از اروپا در برابر خطر از سوي خاورميانه و كشورهايي مانند ايران دفاع كنند. اين سيستم عليه روسيه ساخته نمي‌شود. ما نگراني‌هاي روسيه را مبني بر اينكه اين تأسيسات مي‌توانند بخشي از شبكه جهاني عليه روسيه را تشكيل دهند، دقيقاً مي‌شنويم. اين ادعا درست نيست ولي ما نگراني‌‌هاي شما را در نظر مي‌گيريم. اين بود كه گفتگويي براي بررسي بعضي مسايل شفافيت برقرار شد كه اميدواريم نگران‌هاي روسيه را برطرف كند. مي دانم كه دولت روسيه مايل است اين مذاكرات را از سر بگيرد و اميدوارم كه در آينده بسيار نزديك اين كار را بكنيم. ما به روسيه پيشنهاد كرديم كه شريك ما در زمينه ايجاد پدافند ضد موشكي جهاني شود كه اين امر در بيانيه سوچي دقيقاً منعكس شد.

سئوال: در رابطه با خطرات از سوي خاورميانه، آيا واشنگتن معتقد است كه گفتگو بين روسيه و ايالات متحده بر سر ايران ميتواند در نتيجه حوادث اخير لطمه بخورد؟

پاسخ: روسيه، شريك بسيار ارزنده‌اي در روند مذاكرات پيرامون مسأله هسته‌اي ايران است. اين امر به ويژه ارزش دارد كه مسكو با رياست ايران روابط خوبي دارد. ولي اين چيزي مانند منت از سوي روسيه نيست. روسيه از منافع ملي خود دفاع مي‌كند چرا كه به مسلح شدن ايران به بمب هسته‌اي علاقه‌مند نيست.

سئوال: آيا مناقشه در گرجستان بر روابط اقتصاد روسيه با ايالات متحده و دورنماي الحاق روسيه به سازمان تجارت جهاني اثر خواهد گذاشت؟

پاسخ: ايالات متحده صريحاً از عضويت روسيه در سازمان تجارت جهاني طرفداري مي كند. اعتقاد داريم كه اين امر جوابگوي منافع روسيه و سراسر جهان است. توسعه سريع روابط اقتصادي بين روسيه و ايالات متحده مي‌تواند در شرايط نابساماني‌هاي سياسي بين مسكو و واشنگتن نقش برق‌گير را بازي كند. ولي اكنون سرمايه‌گذاران امريكايي با نگراني به اوضاع روسيه مي‌نگرند و سئوالاتي مطرح مي‌كنند.

سئوال: اين بار اول نيست كه شما به روسيه آمده‌ايد و كشورمان را خوب مي‌شناسيد. آيا در ايالات متحده اين نگراني وجود دارد كه روسيه تحت فشار غرب به انزواطلبي دست بزند؟

پاسخ: واقعاً بخش عمده فعاليت حرفه‌اي من با روسيه و اتحاد شوروي سابق ارتباط دارد. سفير بود، افتخار بزرگي است ولي براي من انجام خدمت ديپلماتيك در روسيه همچنين امتياز بزرگي به حساب مي‌آيد. پدرم تنها سرباز امريكاييبود كه در زمان جنگ جهاني دوم طي مدتي در ارتش شوروي خدمت كرده بود. او عضو نيروهايي بود كه در سال 1944 در نورماندي پياده شده بودند ولي بعد از آن به اسارت آلماني‌ها افتاد. پدرم اوايل سال 1945 از محل حبس خود در لهستان امروزي فرار كرد. يك واحد ارتشي او را با خود برد و او در چارچوب اين واحد جنگيد تا بالاخره مجروح شد. پدرم را به بيمارستان نظامي فرستادند كه او آنجا موفق به آشنايي با مارشال ژوكوف شد كه به او كمك كرد از طريق مسكو به ايالات متحده برگردد.

همانطور كه اشاره كردم، از تجربه كار در شرايط بحراني و در مواضع تشنجات در مناسبات بين دو كشورمان برخوردارم. از سوي ديگر، شاهد همكاري تنگاتنگ بين دو كشورمان شده‌ام. ما همكاري با روسيه را ضروري مي‌دانيم زيرا در شرايطي كه روسيه شريك آمريكا باشد، آمريكا آسانتر مي تواند به اهداف خود برسد و مسايل خود را حل كند. ايالات متحده و روسيه بايد روابط خود را بر همين اساس برقرار كنند زيرا ثبات نه تنها دو كشورمان بلكه سراسر جهان به روابط ما بستگي دارد. ما نميخواهيم كه روسيه خود را از مابقي جهان منزوي كند. تاريخ مراحل انزواي روسيه را مي‌شناسد كه براي جهان عواقب خوبي نداشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 3:43  توسط مهران معمارزاده  | 

استهلال

ماه رمضان امد و بار دیگر استهلال مطرح شده است.روایتی وجود دارد که می گوید :

صوموا للرؤیه وافطروا للرؤیه

با دیدن هلال رمضان روزه بگیرید و با دیدن هلال شوال عید فطر کنید.

بنابراین پای محاسبات نجومی در این وسط چوبین می گردد و دیدن هلال مطرح می گردد امسال دیدم تلسکوپ های فراوانی در اختیار بینندگان هلال گذاشته شده بود تا از عدسی یا اینه ی تلسکوپ بر ماه نظر کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 3:15  توسط مهران معمارزاده  | 

ترکیه و چالشها

سلطان سلیمان قانونی در زمان طهماسب صفوی می زیست

کنیز روسی سلطان سلیمان قانونی و مادر سلطان سلیم دوم

ترکیه هم از مناطق بحرانی در اینده است.اینجا محل امپراتوری عثمانی بوده است که اسلام را به قلب اروپا بردند.عثمان رهبر ترکمن ها به حکومت سلجوقی مدد می رساند.در سده ۱۳ عثمان امپراتوری عثمانی را بنیان نهاد.ظهور تیمور لنگ گورکانی برای عثمانی ها خوب نبود.سرانجام سلطان محمد دوم در ۱۴۵۳ قسطنطنیه را تصرف کرد.نام انرا استانبول نهادند و سپس یونان ،فلسطین ،مصر و عربستان را فتح کردند.امپراتوری عثمانی در سده ۱۶ و در زمان سلیمان باشکوه به اوج فرهنگی و سیاسی ش رسید.بخش اعظم بالکان ،شمال افریقا و خاورمیانه زیر سلطه این امپراتوری قرار گرفت.او ۳۰۰ زن صیغه ای داشت و سلیم پسر او از کنیز روسیش به نام رکسلانا بود.در فاصله بین جنگها شعر می سرود و اثار ارسطو را مطالعه می کرد.روزهای جمعه برای برگزاری نماز به سوی مسجد ایاصوفیه می رفت.پس از سلیمان ،امپراتوری به قهقرا رفت و بیمار اروپا شد.یونانی ها در ۱۸۳۰ به کمک روسیه ،فرانسه و بریتانیا مستقل شدند.استقراض از کشورهای اروپایی افزایش یافت و در ۱۸۷۵عثمانی اعلام ورشکستگی کرد .سلطان عبدالحمید دوم سلطان شد .او اصلاحات دموکراتیک را نمی پذیرفت.صربستان ،بلغارستان و رومانی در ۱۸۷۸ مستقل شدند.شورش ها در ارمنستان ،کرت و مقدونیه ادامه یافت.حمید فرمان کشتار ارمنی ها را در سراسر کشور صادر کرد.ترکان جوان در جهت نوسازی کشور کوشیدند و عبدالحمید تبعید شد.ترکان جوان ارمان خود را به ترک گرایی تغییر دادند.طلعت پاشا وزیر کشور ،جمال پاشا وزیر دریاداری و انور پاشا وزیر جنگ معروفترین انها بودند.انور پاشا کشور را به المان نزدیک کرد.ارمنی ها در شرق کشته می شدند و در غرب ترکیه ،جنگ گالیپولی روی داد که سرهنگ مصطفا کمال نیروی های انگلیسی را شکست داد.اما سرانجام امپراتوری عثمانی فروپاشید..مصطفا کمال رییس مجلس ملی شد.ترکیه قانون مدنی سوییس و قانون جزایی ایتالیا را برگزید و تقویم اروپایی را جایگزین تقویم اسلامی کرد.در دهه ی ۱۹۳۰ کمالیسم روی داد.جمهوری گرایی ،مردم گرایی ،دولت گرایی ،انقلاب گرایی ،سکولاریسم و ملی گرایی.نوسازی روی داد و استفاده از فینه ممنوع شد.اما حزب رفاه حزبی اسلام گراست  و در ۱۹۹۶ نجم الدین اربکان دبیر کل این حزب نخست وزیر شد اما ارتش که پشتیبان ارمان سکولار بود او را وادار به استعفا کرد.در ترکیه فضایی دو قطبی شدت یافته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 2:36  توسط مهران معمارزاده  | 

پاکستان و فضای دو قطبی

من به وضع پاکستان ،خوش بین نیستم.اینجا یکی از بحرانی ترین کانونها در اینده خواهد بود.محمد علی جناح قائد اعظم پاکستان و از حزب مسلم لیگ حامی تشکیل یک کشور مسلمان جداگانه از هند بود.کشوری که بعدن پاکستان نامیده شد.انگلیسی ها در ۱۹۴۷ از هند رفتند اما پاکستان جدا شد و جناح فرماندار کل پاکستان شد گرچه چندی بعد از سل درگذشت.ضیا الحق مسلمانی باورمند بود و با نظریه ی کشور مسلمان سکولار که از سوی جناح مطرح شد مخالف بود.با امدن ضیاالحق ،بنیادگرایی در پاکستان شدت یافت.ضیاالحق ،بی نظیر بوتو را به انگلستان تبعید کرد.در ۱۹۸۸ پاکستان به بمب اتمی دست یافته بود.ژنرال پرویز مشرف در ۱۹۹۹ قدرت را به دست گرفت.او در خانه سگ نگه می داشت در حالی که این حیوان از نظر اسلام نجاست ذاتیه دارد.او الکل می خورد و کت و شلوار مارک armaniمی پوشید ،گلف بازی می کرد .ایلا بزرگترین دختر مشرف در رشته معماری کالج درس خواند .مشرف متجدد بود و با نادیده گرفتن خواست بنیادگراها ،ژنرال های طرفدار طالبان را برکنار کرد. رهبران دینی طراز اول طرفدار طالبان را در خانه هاشان حبس کرد و دفترهای سازمان های اسلامی بنیادگرا را بست.او افسری تحصیل کرده غرب بود که پس از اسلامی کردن ارتش پاکستان به دست ضیاالحق ،ارتش را ترک کرد.به نظر می رسد دو قطبی شدن در پاکستان شدت یافته است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 1:50  توسط مهران معمارزاده  | 

مارکوس اورلیوس

تصور کنید که در روم باستان ،چگونه گلادیاتورها وحشیانه به جان هم می افتادند تا خوی وحشیگری و سبعیت ادمها را سیراب کنند.کسانی چون کلاودیوس ،نرون ،گالیکولا و...این وحشی گریها را به اوج رساندند و فرهیختگانی چون مارکوس اورلیوس و تیبریوس با این مسابقه ها میانه ای نداشتند.نقل است که اورلیوس اگر از روی اجبار در امفی تئاتر حضور می یافت ،مسابقه را نمی دید بل خود را مشغول مطالعات فلسفی و رویت گزارشهای دولتی می نمود.سرانجام مسیحیت و کنستانتین کبیر کسی که در سده ۴ میلادی مسیحی شد به این بازیها پایان داد.البته امروز هم فوتبال ،کشتی کج و مسابقاتی از این دست ،بدبختی و اسارت را برای بازیکنانش اورده است.لژیونر هم موجود بدبختی است.به پول فراوانش نظر نکنید.انها هم چون گلادیاتورها بدبختند.از مارکوس اورلیوس گفتم.او را بسیار دوست دارم .او امپراتوری خوب و نمونه بود و فیلسوفی رواقی (stoic philosopher).البته او رقیب پارتیها (ایرانیان )در جنگ بود ولی این مسئله سبب نمی شود که از خصایل او سخن نگوییم.رواقیان تنها راه رسیدن به سمت زندگی خوب را ایمان داشتن به عقل و بی اعتقادی کامل به احساسات انسانی می دانستند.مارکوس اورلیوس به ارمانهای شهروندی جهانی و برابری ادمیان باور داشت.او کتاب meditationsرا به یونانی نوشت که فلسفه ی رواقی او را شرح می دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 1:18  توسط مهران معمارزاده  | 

body of lies

گلشیفته فراهانی در فیلمی از ریدلی اسکات با بازی دی کاپریو و راسل کرو بازی نمود ودر نقش پرستاری به نام عایشه قرار گرفت.این فیلم درباره ی عملیات ضدتروریستی علیه القاعده است و در ضمن ، بدون حجاب بودن او در تیزر فیلم و هنمشینی اش با کسانی چون دی کاپریو به ممنوع الخروجی وی از کشور منجر گشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 17:11  توسط مهران معمارزاده  | 

فروهر را چه به پیروان انگره مینو !

نسبت دادن نماد فروهر به شیطان پرستان وطنی هم از ان حرفهاست!این نگاره ترکیبی از انسان و شاهین است و در نماد شناسی جایگاه بلندی دارد.این نماد نشاندهنده ی نیروی مینوی در نزد پیروان اشو زرتشت است همو که حتا پیش از امدن مسیح ،نبرد کیهانی خیر و شر را در افکند.این نماد گرایش ادمی را به نیکی (سپنتا مینو ) و گریزش از انگره مینو (بدی )را نشان می دهد .روا نیست که این نماد را با پیروان انگره مینو نسبت دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 16:52  توسط مهران معمارزاده  | 

شمشیر

شمشیر (شیر سرد )در ایران باستان با اهن نرم ،اهن سخت و پولاد ساخته می شد.گرچه ریشه شناسی دیگری هم وجود دارد و ان پنجه ی شیر است چون شمشیر ایرانی ،انحنا (curve)داشته است واین الهام بخش ملل دیگر گشته است.

curved like the lion's claw

تیغه های انحنا دار (شمشیر )در جنگ سربازان هخامنشی در یونان دیده شد.شمشیر خویشاوندانی دارد .

سیف (عرب ها )،تلوار (هندیان )،پلوار (افغانیان )،کیلیج (عثمانیان )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 9:16  توسط مهران معمارزاده  | 

توپ (cannon)

باروت در چین به دست امد اما استفاده از ان در جنگ در اروپا شکل گرفت.به قول مورخی ،باروت در چین شکل گرفت اما ماشین باروت (توپ )در اروپا.راجر بیکن حکیم الهی اکسفورد در سده ۱۳ از ترکیب باروت سخن گفت.مسلمانان به مصداق واعدوا لهم مااستطعتم من قوه از ابزار جنگی مدد می جستند و در سده ۱۳ توپ های مورها (moorish cannon)وحشت فراوانی را در اردوگاه مسیحیان اسپانیولی افرید.مورها بربر ها و اعراب مسلمان شمال افریقا بودند که عزم فتح اندلس و اروپا را داشتند.توپ در سده ۱۴ به انگلستان شناسانده شد و این کشور در برخورد با اسکات ها از این وسیله مدد جست.این توپ ها در جنگ های صد ساله بین فرانسه و انگلیس هم استفاده شد(قرن ۱۴ و ۱۵ ).معروفترین جنگ در جنگ های صدساله ،battle of crecyبود که در شمال فرانسه رخ داد و به نظر مورخان ،پایان شوالیه گری بود.در این جنگ ترکیبی از تاکتیک و سلاح جدید به کار رفت.در این جنگ تیرو کمان انگلیسی و توپ ها برتری را برای نیروهای ادوارد سوم شاه انگلیس افرید.سلطان محمد فاتح عثمانی در گشایش قسطنطنیه از توپ های مجاری مدد جست و به برتری رسید.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 8:48  توسط مهران معمارزاده  | 

دیوید کاپرفیلد و اب حیات

باهاما در نزدیکی فلوریدای امریکا و کوبا قرار دارد و جزیره ای وابسته به انگلیس بود و اکنون جزو کشورهای مشترک المنافع بریتانیا محسوب می گردد.این کشور در ورزش kartingو در هنر داستانگویی سرامد است.اما در ۲۰۰۶ دیوید کاپرفیلد جادوگر و چشم بند معروف یهودی امریکایی ادعای عجیبی کرد .او گفت که چشمه ی اب حیات را در این جزیره یافته است.او ادعا کرد که این اب می تواند مردگان را به زندگی بازگرداند.او زمین شناسان و زیست شناسانی را برای تحقیق روی اثرات بالقوه این اب استخدام کرده است.نمی دانیم این ادعا صحیح است یا داستان سرایی دیوید است.جستجو برای یافتن اب حیات فعالیتی دیرینه و تاریخی بوده است و بسیاری فکر می کردند که این چشمه در فلوریداست.در قرون وسطا ،خضر را با اب حیات مربوط می دانستند وبعدن نخستین فرماندار پورتوریکو خوان پونس دو لئون در سده ۱۶ جهت یافتن این چشمه به فلوریدا رفت.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 1:23  توسط مهران معمارزاده  | 

...

از خوانندگان عرب ،صدای شادروان عبدالحلیم حافظ از مصر و راغب علامه از لبنان را دوست دارم.

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 3:43  توسط مهران معمارزاده  | 

مهرجان

در تعریف (مهرجان =festival)در ویکیپدیای عربی امده است :

المهرجان هو احتفال عام يكون عادة في إطار ثقافي أو ديني. ويرجع أصل الكلمة إلى كلمة Mehregan في اللغة الفارسية ، وهو من الأعیادالقدیمة فی إیران .مشتق من الشهور الایرانی/شهر الاول من فصل الخزان .

The festival is to celebrate the year is normally under a cultural or religious. This is due to call out the word Mehregan in the Persian language, a Alaiadalkadimh in Iran. Derivative months of the Iranian / month of the first

اعراب برای فستیوال از کلمه ی مهرجان استفاده می کنند که معرب مهرگان فارسی است.مثلن وقتی می خواهند بگویند فستیوال سینمایی کن می گویند المهرجان السینمایی کن

 

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 3:27  توسط مهران معمارزاده  | 

روسوفوبیا

روسوفوبیا یا روسیه ترسی اصطلاحی در سیاست است.این حالت  در اثر سیاست روسی سازی مناطق چه در زمان تزارها و چه در زمان بلشویکی به ویژه درزمان استالین در مردمان مناطقی روی داده است.سیاست پترکبیر درباره ی کشورمان ایران بر ضعیف کردن اقتصاد ایران و تسلط روسیه بر ابهای گرم خلیج فارس استوار بود.در زمان نیکلای اول بسیاری از مناطق ایران جدا شد.بازی بزرگ در ایران بین انگلیس و روسیه جریان داشت.در انگلیس هم روسوفوبیا وجود داشت و روسها را ملتی اسیایی و بی فرهنگ می دانستند.این تبلیغات انگلیسی در سرتاسر دنیا نسبت به روسیه پخش شد و در ادبیات هم بازتاب یافت.جوزف پیلسودسکی در لهستان از سیاست پرومتئیسم استفاده می نمود و هدف وی تضعیف حکومت تزاری و بعد جانشینان کمونیستی انها در روسیه بود از طریق رشد ناسیونالیسم در کشورهای هم مرز روسیه.قیام مجارستان در ۱۸۴۸روحیه ای ضد روسی داشت.ادولف هیتلر در دهه ۱۹۳۰ سعی کردد اولگوی ضد روسی را تقویت نماید.مقامات روسی مرتب از اجحافاتی که در حق روسها در استونی و لتونی انجام می شود دادسخن می گویند.بر اساس نظرسنجی در فنلاند ،۶۲ درصد فنلاندی ها نظر بدی به روسیه دارند.و ۵۶ درصد نظر بدی به امریکا داشتند.طرح روسی کردن فنلاند در زمان تزاری وجود داشت .در ژاپن هم احساسات ضدروسی کم نیست.در لهستان دید منفی نسبت به روسیه وجود دارد.مشاور پوتین در سفرش به ورشو اعلام کرد :

Poles talk about Russians the way anti-Semites talk about Jews

نگاه مطبوعات غربی نسبت به روسیه خوب نیست.مقالات روسی اعلام کرده اند که تبعیض زیادی نسبت به کمپانی های روسی در تجارت جهانی وجود دارد.بیشتر روحیه ضد روسی در امریکا به خاطر جنگ سرد شکل گرفته است.احساسات نسبت به روسیه در اوکراین گستردگی دارد.در جنوب و شرق اوکراین تمایل حسنه ای نسبت به روسها وجود دارداما غرب اوکراین و کیف تمایل منفی نسبت به روسیه دارند.ویکتور یوشچنکو غرب گراست و با روسها میانه ای ندارد اما یاناکویچ دوست روسهاست.در چچن و شمال قفقاز ،در قزاقها ،رومانی وترکمنستان نیز روحیه بد نسبت به روسیه وجود دارد.


اموزش زبان در فرهنگ و زبان

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 0:50  توسط مهران معمارزاده  | 

معاونین رییس های جمهور دموکرات و جمهوریخواه

جان مک کین نامزد جمهوریخواهان برای ریاست جمهوری ،سارا پالین فرماندار الاسکا را برای معاون ریاست جمهوری انتخاب کرد.او در ایداهو زاده شد و در کودکی او ،خانواده اش به الاسکا رفت.پالین در رشته ی ژورنالیسم از دانشگاه ایداهو لیسانس گرفت.

پالین از مسیحیان باور مند است و می تواند لایه های مذهبی جامعه را جذب کند.او ورزشکار (بسکتبالیست )و ماهیگیر خوبی هم هست.از مخالفان سرسخت سقط جنین و ازدواج همجنس گرایان است.همسر او نیمه سرخپوست است و اسنو موبیل هم دارد.

اما برک حسین اباما ،جوزف بایدن را برای معاونت ریاست جمهوری خود برگزیده است.او در پنسیلوانیا زاده شد و از طرفداران ارتباط با تهران بوده است.او طرحی برای فدرالیزه کردن عراق اعلام کرد که با مخالفت دولت بوش مواجه شد.تجربه ی او در سیاست خارجی می تواند به ناپختگی اباما در این امر مدد رساند.

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 0:10  توسط مهران معمارزاده  | 

مک دیارمید ناسیونالیست و کمونیست اسکاتلندی!

عشق من به اسکاتلند با کتاب جزیره سیاه نوشته جرج رمی نویسنده کتاب های تن تن و میلو شروع شد.اما رنسانس اسکاتلند در سده ی بیستم هم جالب است که جریانهای ادبی این کشور را در بر گرفت.گرچه در سایر زمینه ها از قبیل موسیقی و سیاست هم نفوذ کرد.ادبا توجه زیادی به مدرنیسم فلسفی و تکنولوژی نشان دادند.این رنسانس با احیای سلتیسم در قرن نوزدهم و ناسیونالیسم هم مرتبط بود.Macdiarmidمهمترین چامه پرداز اسکاتلندی قرن بیستم بود که رنسانس اسکاتلند با او رقم خورده است.یکی از ویژگیهای شاخص او این بود که کمونیست بود ولی در عین حال ناسیونالیست اسکاتلندی.بد نیست توده ای های ایران و کمونیست های این مرز وبوم یاد بگیرند.وقتی جرج اورول لیست کمونیست ها را لو داد ،مک دیارمید هم در ان بود.او عضوی از کمونیست های بریتانیای کبیر بود.او انگلوفوبیا را به عنوان سرگرمی خود اعلام کرد.

ادبیات اسکاتلند و چامه های مک دیارمید

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 17:42  توسط مهران معمارزاده  | 

استانداردهای دوگانه

امروز علیرضا امیر قاسمی به همراه خانمی در برنامه he said ,she said درد و دل می کرد.من معمولن کانالهای ایرانی را نمی بینم و شبکه های تاریخی ،علمی و هنری را می بینم .history channel ،Arte،russia todayو...را می بینم.در زپینگ متداول به این شبکه رسیدم.دیدم درباره انتخابات امریکا سخن می گویند.از اباما تمجید و تعریف می کردند و ازجان مک کین  به اسم جانی که فکر کنم مفهوم جنایتکار مد نظرش بود نام می برد.ان زن روی میز رنگ می گرفت و اباما جان ،اباما جان می گفت.این کانالهای به اصطلاح انتر تینمنتی ایرانی در لوس انجلس از سویی می گویند ما سیاسی نیستیم از سوی دیگر از سیاست می گویند.ریاکاری عجیب و استانداردهای دوگانه ای در کارشان مشهود است.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 15:43  توسط مهران معمارزاده  |