تبليغاتX
دکتر مهر افرین

دکتر مهر افرین

هنر و ادبیات

مراکش 1

کشور مراکش از همان کودکی مرا به خود جلب کرد.در کارتون سندباد ،اکثر جادوگران تبار مراکشی داشتند.بعدن کتاب ابن بطوطه را خواندم که سیاحی مراکشی بود و ارامگاه وی در طنجه است.فیلم کازابلانکا نیز توجه مرا به خود جلب کرد.فیلمی که از دارالبیضا یا کازابلانکا نیز می گوید.کشور مراکش معجونی از بربرها و اعراب سامی است.کشوری که زیر سلطه عثمانی ها در نیامد و شخصیتی چون سلطان محمد پنجم قهرمان ملی ان دیار در استقلال از فرانسه بود.

الزلیج موزاییک مراکشی است

مراکش یک کشور بربر -عرب است.

کلاه فز

کفتان لباسی که زنان می پوشند

جلابه ،کفتانی است که هود هم دارد

سینماگران محو جذابیت های این کشور می شدند

عروسی یهودی ها در مراکش از اوژن دلاکروا

باغی در مراکش

 ادویه در اقادیر

غذای مراکش

کوس کوس

چای و نعناع

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 3:5  توسط مهران معمارزاده  | 

تارتان

مظاهر ناسیونالیسم، ادمی را به شعف می اورد.مکتب هردر و ناسیونالیسم ملایمش چراغ راه ناسیونالیست های دنیاست.scottish clanاز این مقولات است.خاندان های اسکاتلندی که با تارتان (پارچه های خاص )مشخص می گردند و اعضا ان خاندان دامن ها (kilt)یی دوخته شده از تارتان خاندانی می پوشند.مثلن کلان مک ارتور در سرزمین های کوهستانی شمال و غرب اسکاتلند (highland)با این تارتان مشخص می گردد:

کلان کمپبل از مهمترین کلان های شمال اسکاتلند بود که با این تارتان مشخص می گردد:

تاریخ کیلت

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 2:26  توسط مهران معمارزاده  | 

راشومون و شون کانری

شون کانری بازیگر سری جیمز باند زاده ادینبوروی اسکاتلند است و بر بازویش تاتوی اسکاتلند همیشه(scotland forever) را نقش کرده است.او طرفدار استقلال اسکاتلند از انگلستان است گرچه عده ای او را ملامت می کنند که چرا لقب سر را پذیرفته است.او عاشق اسکاتلند است و در تولید فیلمهایی درباره ی فرهنگ و تاریخ اسکاتلند و در امر صدقات برای بچه های فقیر ادینبورویی فعال است.در افواه است که شون کانری نسبت به زنان خشن بوده است و همین امر سبب شد تا در دادن درجه ی سر به او تاخیر گردد.دولت کارگر انگلستان این دلیل را ذکر کرده است ولی شون کانری حمایتش از استقلال اسکاتلند را عامل این تاخیر می داند و جبهه ازادسازی ریش دلیل تاخیر را ریشو بودن کانری می شناسد.داستان فیلم راشومون کوروساوا شد که روایت ها از حقیقت متعدد گردید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 2:8  توسط مهران معمارزاده  | 

beardism

جریانی در انگلستان ایجاد شده است که جبهه ازادسازی ریش یا ریش گرایی نام دارد که مورخی سوسیالیست به نام کیت فلت انرا بنیان نهاد و غرض ان مبارزه با تبعیضات و جفاهایی است که در حق ریش گذارندگان روا می گردد.این جبهه با تبعیضاتی که در حق ریشوهای مذهبی یا ریشوها در محیط کار می شود مبارزات جانانه ای کرده است.در شرکت اکسون موبیل ریش گذاشتن برای کارگران ممنوع است.فلت این موارد را زیر نظر دارد.فلت گفته است که ریشوها در سیاست مترقی بوده اند و اکثر انقلابی های سوسیالیست ریشو بوده اند.

Beards are politically progressive. All the great revolutionary socialists had a beard. Stalin had a moustache.

علت اینکه شون کانری دیر شوالیه شد ،ریش او بود ،گرچه به نظر می رسد که هواداری او از نهضت استقلال اسکاتلند سبب این تاخیر بوده است.

In 1998 the BLF expressed outrage at actor Sean Connery being denied a knighthood, claiming that "normally reliable New Labour sources" had told them that the reason was his beard.[12] Connery himself claims that his knighthood was delayed because of his support for Scottish independence,[13] while others have pointed out his tax exile status and previous remarks that some complained condoned violence against women.[14] Connery was eventually knighted in 2000.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 1:52  توسط مهران معمارزاده  | 

نژاد پرستی وارونه

ادم نژاد پرستی نیستم ولی نمی توانم به سیاهپوستان اعتماد کنم.امان از تحقیر ،وقتی به اباما می نگرم فکر می کنم سینه اش حامل تحقیر تاریخی ست.تحقیر سیاه پوستانی که در جنوب لینچ می شدند.تحقیر ناشی از نژاد پرستی دوفاکتویی که در امریکا ساری و جاری بود.نژاد پرستی وارونه هم بد است .سیاهان هم نژاد پرستی وارونه ای دارند که باید سفید ها تحقیر گردند.نهضت رستافاریان را هم از یاد نبریم.جریانی که هایلاسلاسی شاه اتیوپی (حبشه )را تجسد خداوند روی زمین می داند.در این جریان فکری ،نوعی افریقا محوری دیده می شود.مارکوس گاروی را از یاد نبریم که پان افریکانیسم را در جامائیکا در زبانها انداخت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 0:32  توسط مهران معمارزاده  | 

کشته های راک اندرول

نمی توان بین راک اندرول و فساد اخلاقی و اعتیاد به مواد مخدر و مرگ های زودرس رابطه ی علی و معلولی یافت.در موسیقیدانان کلاسیک هم بیماری سیفلیس و اعتیاد به الکل دیده شده است.در موسیقی سنتی خودمان هم اشتیاق به تریاک فراوان بوده است ولی راک اندرول کشته های فراوانی داشته است.برایان جونز یکی از انهاست.گیتاریست رولینگ استونز.او در سن ۲۷ سالگی درگذشت.مصرف فراوان ماری جوانا کار او بود.

جیمی هندریکس فرد دیگری بود که کشته ی راک اندرول محسوب می گردد.او از بهترین گیتاریست های جهان بود که در اثر اوردوز و مصرف باربیتورات درگذشت.

کشته دیگر یانیس جوپلین بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 22:2  توسط مهران معمارزاده  | 

مسیحی شدن لیتوانی

اگر به کشورهای بالتیک نظر کنید درمی یابید که کشور لیتوانی ،کاتولیک است.لیتوانی اخرین کشور paganدر اروپا بود که به جامه ی مسیحیت درامد.Jogailaدوک اعظم لیتوانی و شاه لهستان بود.سده ی ۱۴ میلادی بود و در اثر رادمردی او لیتوانی مسیحی شد.برخورد لیتوانی ها با مسیحیت معروف بود و انها در پذیرش این دین سرسختی نشان می دادند.در ۱۳۸۷جوگیلا به لیتوانی بازگشت و مراسم مسیحی شدن نجبا و دهقانان در ویلینوس پایتخت لیتوانی روی داد.کلیسای جامع ویلینوس بر خرابه های معبد پاگان ها ساخته شد.اداب پاگانی در بین دهقانان باقی ماند و به کلی از بین نرفت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 9:31  توسط مهران معمارزاده  | 

Baptism of poland

مسیحی شدن لهستان در سده ی دهم میلادی (Baptism of poland)نقش مهمی در گسترش کاتولیسیسم داشت.میژکو اول از خاندان پیاست ،مسیحی شد و به مصداق الناس علی دین ملوکهم ،لهستان به لباس مسیحیت درامد.مقدر بود که میژکو اول مسیحی گردد تا بعدن پاپ ژان پل دوم از این کشور رهبر کاتولیک های دنیا گردد.

بعدن کلیساها ساخته شد و روحانیون پرورش یافتند.میژکو به مسیحیت به عنوان ابزاری برای اتحاد و قدرت لهستانیان نظر داشت .تا قرن ۱۳ مسیحیت کاتولیک رومی مذهب لهستان شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 9:16  توسط مهران معمارزاده  | 

LSD

در سال ۱۹۳۸ دکتر البرت هافمن LSDرا شناخت و دکتر تیموتی لیری اعلام کرد که این ماده به خودشناسی و درک ضمیر ناخوداگاه مدد می رساند.او همراه با دوست روانشناس خود الپرت در مکزیک انجمن بین المللی مبارزه برای ازادی درونی را تاسیس کرد.اشنایی بیتلز با این ماده در ۱۹۶۵ روی داد.دندانپزشکی این ماده را به چای جان لنون و جورج هریسون افزود.انها به بیان تجربه خود در اهنگهایشان پرداختند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 8:49  توسط مهران معمارزاده  | 

البینونی

دوست عزیزم دکتر امید قوامی دهکردی مرا با دو اهنگساز اشنا کرد ،یانی و توماسو البینونی.این اهنگساز باروک ونیزی با اداجیوی Gمینورش معروف است که اتفاقن همین قطعه را قوامی به من شناساند .بارها انرا شنیدم و هر بار بیشتر مفتون ان می شدم.یوهان سباستین باخ به البینونی دلبستگی داشت که  قدر این اهنگساز را بیشتر می کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 0:7  توسط مهران معمارزاده  | 

ویوالدی

از انتونیو ویوالدی سپاسگذارم که با چهار فصلش گوش مرا نواخت.این کشیش ونیزی ،اهنگساز باروک بود و مدتی در یتیم خانه ای در ونیز به اموزش ویولن مشغول بود.او در وین درگذشت .

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 23:54  توسط مهران معمارزاده  | 

پاگانینی

از کسانی که روز مرا رنگ می کنند نام خواهم برد.از نیکولو پاگانینی سپاسگذارم .در سلفونم ،اهنگی از او ذخیره است.او بزرگترین نوازنده ی ویولن بود.حیف که بیماری سیفلیس گرفت و از جیوه برای درمانش استفاده نمود.سم جیوه سلامتیش را به خطر انداخت و در اثر سرطان گلو درگذشت.او در سبک رمانتیک اهنگ می ساخت.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 23:42  توسط مهران معمارزاده  | 

راک اندرول

امروز برای خریدن کتاب مورد نیاز همسرم به کتابفروشی جهاد دانشگاهی رفته بودم.کتابی نظرم را جلب کرد.تاریخچه ی موسیقی راک از جرمی پاسکال و برگردان بابک شهاب.گمشده را یافتم در جایی که اصلن انتظار ان را نداشتم.الان فرید دی جی سی ساله ای بود که در ایستگاه رادیویی در کلیولند کار می کرد.او از اقبال جوانان سفید پوست به موسیقی سیاهان تعجب کردو راک اند رول را جزیی از زبان روزمره ی مردم نمود.برنامه های رادیویی او در بین جوانان کلیولند چه سیاه چه سفید شهرتی بی سابقه یافت.او مامای راک اندرول در دهه ی ۱۹۵۰ شد.موفقیت فرید بی سابقه بود.اما فرید خواننده نبود.بیل هیلی خواننده ی میشیگانی دو سبک ریتم اند بلوز سیاهان را با کانتری سفیدان ترکیب نمود و راک اندرول را افرید گرچه نامش را فرید اختراع کرده بود.

بیل هیلی ستاره ای بزرگ شد و فیلم جنگل تخته سیاه از اهنگ او استفاده نمود.در این دهه ،مارلون براندو ،جیمز دین و...هم در سینما رشد یافته بودند.جوانان به راک اندرول اقبال نشان می دادند.جامعه محافظه کار امریکا در هراس بود.اگر بیل هیلی پدر راک اندرول باشد.الویس پریسلی سلطان ان است.

امروز از سایت 4 sharedاهنگ blue suede show را به خوانندگی او گرفتم .عالی بود گرچه من محافظه کارم و با موسیقی کلاسیک بیشتر حال می کنم.در اوایل سال ۱۹۵۶ الویس با اهنگ heartbreak hotelخواننده شماره یک امریکا شد.چاک بری در شیکاگو می زیست و او نخستین شاعر راک بود او می گفت باید صفحه ی بتهوون را برگرداند و رفت سراغ ریتم اند بلوز.

او گیتارزنی استاد بود و در کلوپ های شیکاگو نزد استادان بزرگ بلوز شاگردی کرد.در سال ۱۹۵۹ الویس به خدمت سربازی اعزام شد و پس از بازگشت انسان دیگری بود.بزرگان دیگر هم مردند ،بدنام شدند ،به مذهب روی اوردند یا به زندان رفتند.راک اندرول مرد و عصر موسیقی پاپ اغاز شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 23:16  توسط مهران معمارزاده  | 

حکایت مسخره ایست !

عجیب است wikipediaهم رویه خود را تغییر داده است.در نوشته قبلی ویکی پدیا امده بود که گلنار کریمف دختر اسلام کریمف ،دختران ازبک را به دبی می فرستد و کاباره ها ی ازبکستان زیر کنترل اوست ولی اکنون از او شخصیتی هنر پرور و ورزش دوست و خیرخواه یاد شده است.

گلنار کریمف

این داستان همه موسسه های جهانی است.علی دایی یک شبه لژیونری اروپانشین می شود .عباس کیارستمی توسط جشنواره کن جایزه می گیرد .نشنال ژیوگرافیک خلیج فارس را خلیج عربی می شناسد.خواننده ایرانی برای فیلم ۳۰۰ نغمه سرایی می کند.شهره اغداشلو در فیلمهای هالیوودی بازی می کند...حکایت مسخره ایست !!

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 1:23  توسط مهران معمارزاده  | 

قزاقستان

قزاقستان هم از چند لحاظ معروف است.رییس جمهورش نورسلطان نظربایف از گورباچفیست ها بود و اصلاح طلب محسوب می شد.پایگاه فضایی بایکونور در اینجاست جایی که یوری گاگارین و البته انوشه انصاری از ان به فضا رفتند.ازسیاست های استالین می توان به قزاق زدایی اشاره کرد ،سیاستی که به گرایش قزاقها به هیتلریسم منجر شد.

در این عکس ،شوکان ولیخانف پدر تاریخنگاری قزاقستان در کنار فئودور داستایفسکی نشسته است.قزاقها ملتی ورزشکار هستند و در وزنه برداری ،مشت زنی و هاکی روی یخ صاحب مدالند.

بش بارمک درسفره ی قزاقها هم ارجی دارد.قزاقها و قرقیزها در فرهنگ به هم شبیهند.

دمبرا ساز سنتی قزاقستان است.

عروس و داماد قزاق !

از قزاق های معروف می توان به فارابی فیلسوف ایرانی اشاره کرد.الکساندر سولژنیتسین هم قزاق تبار بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 1:4  توسط مهران معمارزاده  | 

قرقیزستان

خبردار شدم که هواپیمایی در قرقیزستان سقوط کرد و دهها ایرانی درگذشتند.خبر ناگواری بود .وقتی ادم می شنود که همزبانش کشته شده است دلش به درد می اید.اما قرقیزستان هم نامش دوباره در اخبار امد.پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ،نام کشورها ردیف می گردد و مجبوری که جغرافیای انجاها را یاد بگیری.پیشترها یکی از انقلاب های رنگی (انقلاب لاله )در قرقیزستان روی داد و عسگر اقایف که سودای ریاست جمهوری دائم داشت متواری شد و به روسیه گریخت.عروس ربایی یا Bride kidnappingدر قرقیزستان شایع است.

این مرد شعر حماسی مناس را روایت می کند.او را مناشی گویند

کموز ساز قرقیزی است

بش بارمک غذای سنتی قرقیزستان است که پنج انگشت معنای ان است چون باید با دست بخوری.

قمیز شیر مادیان تخمیر شده ،مشروب الکلی قرقیزستان است

اکثر قرقیزها مسلمانند و اسلام را از سلجوقیان گرفته اند ولی فرهنگشان بیشتر متاثر از مغولهاست.

چنگیز اتماتف بزرگترین نویسنده قرقیز

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 0:23  توسط مهران معمارزاده  | 

به یاد چارلز داروین

وقتی زندگی چارلز داروین را می خواندم ،پیش خود فکر کردم که در دهه ی سوم زندگیم هستم و سرانجام پرونده ی زندگیم بسته خواهد شد ،چه کاری در پیش بردن قافله ی تمدن انجام داده ام؟هیچ.احساس ناامیدی به ادمی دست می دهد.چارلز داروین شجاعترین دانشمند بوده است.بسیاری از دوستانش چون سجویک پس از طرح نظریه انواع با او دشمن شدند.ناخدای کشتی بیگل که او را به امریکای جنوبی برد با او خصومت ورزید و از تمام منابر کلیساهای انگلیس ندای دشمنی با او به گوش می رسید،حتا همسرش هم از عقاید او می ترسید.کالبد او در وست مینستر خفته است و نظرات او هنوز ساری و جاری است.


بانکداری در سوییس در فرهنگ و بانک

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 20:16  توسط مهران معمارزاده  | 

در کنار رودخانه تایمز

لندن به رودخانه ی تایمز متکی بود.پل لندن شهر را به حومه ی southwarkمتصل می کرد.ابگیر ،حوضچه ی رود و بندر لندن با لنگر گاه و باراندازها و جنگلی از دکل ها در پایین دست پل قرار داشت.بارکشهای ذغال سنگ بین انجا و نیو کاسل در رفت و امد بود و کشتی های حامل ماهی در اسکله ی دیگری پهلو می گرفتند.بشکه های حاوی مواد از رودخانه راین ،فرانسه ،پرتغال ،اسپانیا و جزایر قناری وارد ان می شد.رودخانه به طرف دریا می رفت و لندن در سمت چپ تایمز بود.شهر واقعی با کلیسای سن پل و برج لندن در سمت چپ رود مشخص می شد.دیوارهای قدیمی شهر در جای دیوارهای باستانی رومی قرار داشت.در زمان الیزابت اول و شکسپیر ،قلب لندن در منطقه ی درون دیوارهایش می تپید.در زمان الیزابت اول ،کمپانی هند شرقی بنا شد و رونق انگلستان روی داد.بازار معاملات ارزی (royal exchange)که در ۱۵۶۶ بنیان نهاده شده بود به خوبی کار می کرد.شدت زندگی در بازارهای لندن منعکس بود.وست مینستر در بالا دست لندن شهری قدیمی و زنده بود.قصر وست مینستر در کنار abbeyکه هنری هشتم انرا متروک رها کرده بود به مقر پارلمان و دادگاه های اصلی بدل شد.خانواده سلطنتی سکونتگاه خود را کمی بالاتر در whitehallکنار رودخانه تایمز قرار داده بود.در سده ۱۷ و ۱۸ بخشهای ناخوشایند در کرانه های شهر شکل گرفت.اتش سوزی ۱۶۶۶ قلب لندن را از بین برد.ثروتمندان لندن به طرف غرب خزیدند و شرق لندن محل پرولتاریا و فقرای ایرلندی و یهودیان اروپای مرکزی شد.ایرلندیهای فقیر با پرولتاریای انگلیسی در رقابت بودند و یکشنبه ها در مجالس شرابخواری زد و خورد بود.یهودیان از تعقیب و ازار در بوهم (۱۷۴۴ )و لهستان (۱۷۷۲ )می گریختند و معمولن از هلند به لندن می امدند.انها در بوکس حرفه ای هم موفقیت هایی داشتند.درام لندن ،دنیای زیرزمینی اش ،شرخری ،مشاغل پست چون دباغی و کفاشی و...شد اما تسطییع و سنگفرش کردن خیابانها ،تامین اب اشامیدنی ،نظارت بر کار ساختمان سازی ،پیشرفت در برق کشی شهر نیز جلوه های دیگر بودند.سازندگان عصر جدید ،شهرهای پرولتاری چون منچستر ،بیرمنگام ،لیدز و گلاسکو بود.دیدن عکسی از لندن بر روی قوطی چای مرا بر ان داشت تا از ان بنویسم.لندن را در اثار چارلز دیکنز و دیوید لین دوست دارم و به ان احترام می گذارم چون داروین و فروید و بسیاری دیگر در ان نفس کشیده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 9:3  توسط مهران معمارزاده  | 

Iran's glory has always been its culture

زعفران همان زرپران است که ویکی پدیا (سایت معتبر و غیر ایرانی )می گوید :

Ancient Persians cultivated Persian saffron (Crocus sativus 'Hausknechtii') in Derbena, Isfahan, and Khorasan by the 10th century BC. At such sites, saffron threads were woven into textiles,[24] ritually offered to divinities, and used in dyes, perfumes, medicines, and body washes.[35] Thus, saffron threads would be scattered across beds and mixed into hot teas as a curative for bouts of melancholy. Non-Persians also feared the Persians' usage of saffron as a drugging agent and aphrodisiac.[26] During his Asian campaigns, Alexander the Great used Persian saffron in his infusions, rice, and baths as a curative for battle wounds. Alexander's troops mimicked the practice and brought saffron-bathing back to Greece.[36]

در زمان تسلط مورها در اسپانیا ،زعفران که توسط تازیان در ایران شناسایی شده بود به اسپانیا رفت.وامروز زعفران اسپانیا اعتبار یافته است و زعفران ایران از یادها رفته است.

فرش یا قالی از ایرانیان بوده است.در ۱۹۴۹ در یخهای سیبری ،تکه فرش پازیریک یافته شد.در منشا ان اختلاف نظر است .بعضی بر این باورند که Scythiansخالقان این فرش بوده اند که سکاها طبق نظر سایت معتبر و غیر ایرانی ویکی پدیا، ایرانی بوده اند.

the Scythians as a branch of the ancient Iranian peoples expanding into the steppe regions north of Greater Iran from around 1000 BCE.[1] [2]

گروهی بر این باورند که فرش پازیریک کار هخامنشیان است.

متاسفانه امروز واژه اسب عربی در افواه رایج گردیده است در صورتی که بسیاری از صاحب نظران چنین ابراز می کنند:

However, other scholars, noting that horses were common in the Fertile Crescent but rare in the Arabian peninsula prior to the rise of Islam, theorize that the breed as it is known today only developed in large numbers when the conversion of the Persians to Islam in the 6th century A.D. brought knowledge of horse breeding and horsemanship to the Bedouin.[24]

به نظر نمی رسد اقوام بدوی شبه جزیره عربستان تربیت کننده اسب باشند بلکه در هلال خضیب اینکار بوده است و پس از تسلط اعراب در ایران ،ایرانی های مسلمان اینکار را به بدوی ها یاد دادند

اسب عربی !!!

به این سایت مراجعه کنید

نخستین پیل الکتریکی کار ایرانیها بود.در زمان پارتی ها ساخته شد و در بغداد یافت شد.

The ancient battery in the Baghdad Museum, as well as those others which were unearthed in Iraq, are all dated from the Parthian occupation between 248 BCE and 226 CE. However, Dr. Konig also found copper vases plated with silver in the Baghdad Museum, excavated from Sumerian sites in southern Iraq, dating back to at least 2500 BCE. When the vases were lightly tapped, a blue patina or film separated from the surface, which is characteristic of silver electroplated onto copper base. It would appear then that the Parthians inherited their batteries from one of the earliest known civilizations.

 

نخستین سیستم پست از ایران بوده است.ویکی پدیا سایت معتبر و غیر ایرانی چنین می گوید :

The first credible claim for the development of a real postal system comes from Persia (present day Iran) but the point of invention remains in question. The best documented claim (Xenophon) attributes the invention to the Persian King Cyrus the Great (550 BC), while other writers credit his successor Darius I of Persia (521 BC).

داریوش بزرگ

 

. Hence the first sentence of prominent Iranologist Richard Nelson Frye's latest book on Iran reads:

"Iran's glory has always been its culture

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 23:19  توسط مهران معمارزاده  | 

خیابانی به نام فردوسی در شهر رم ایتالیا

پیشکش به دشمنان  فردوسی به ویژه ابراهیم گلستان

گوستینوس امبروزی مجسمه ساز ایتالیایی پس از بازدید از تندیس فردوسی در ویلا بورگز رم در دفتر یادبود نوشت :

«دنیا بداند، من خالق مجسمهٔ فردوسی را میکل انژ ثانی شرق شناختم. میکل آنژ بار دیگر در مشرق زمین متولد شده‌است.»

والبته نظر او به شادروان ابوالحسن صدیقی مجسمه ساز ایرانی بود.شهرت فردوسی در جهان هرچه می گذرد افزون تر می گردد.به راستی افتاب را با کاه گل نمی توان پوشاند و چراغی که ایزد برفروزد گرابله پف کند ریشش بسوزد.خبردار شدم که خیابانی به اسم فردوسی در شهر تاریخی رم ایتالیا مزین شده است.این خبر خوش را در این بایکوت فرهنگی ایران زمین به تمام ایران دوستان خوش باش می گویم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 16:3  توسط مهران معمارزاده  | 

لی تای -پو بزرگترین چامه پرداز چین

لی تای -پو شاعر دربار چانگ ان پایتخت باشکوه سلسله تانگ بود ودر سده ۸ میلادی می زیست.سلسله تانگ در تاریخ چین عصر طلایی را افرید.در این سلسله ،چین ابرقدرت شد و از مرزهای پیشین عبور کرد.حکومت مرکزی مقتدر و نظام اداری -دولتی منسجم.این دوره عصر طلایی شعر و شاعری هم بود.شکار و ورزش چوگان (که از ایران امده بود )،موسیقی و ساز ،تساهل مذهبی و فضای باز فرهنگی مشخصه ان دوران بود.متاسفانه مغولها یورش بردند و ان دوره طلایی تمام شد.لی تای پو چامه پرداز بزرگی بود و اشعارش متاثر از فلسفه تائویسم بود.موضوع طبیعت و عواطف انسانی در چامه هایش به چشم می خورد.اروپاییان او را بزرگترین شاعر چین می دانند ،گرچه بعضی این مقام را برای دو فو شاعر دیگر سلسله تانگ می دانند.این شاعر راحت طلب در مصرف الکل زیاده روی می کرد و سبب خشم درباریان شد.تبعید گشت و زمانی که مست پرسه می زد ،چشمک زدن ماه را در رود یانگ تسه دید و خود را در اب انداخت تا ماه را در اغوش بگیرد.او به خاطر زیاده روی در شرابخواری از پای درامد.او شاعر اثرگذاری نیز در اروپا بود.ازرا پوند اثار او را از ژاپنی ترجمه کرد.


Dog’s bark through water’s sound
Peach blossoms the dew weighs down
In deep woods, glimpses of deer
At brook’s edge, no noon chimes
Wild bamboo part blue mists
Spring falls from emerald cliffs
No one knows where he is gone
Weary, I rest against some pines


Two men drinking together. Mountain flowers blossom.
One cup, one cup, again another cup.
I’m drunk, on the edge of sleep – you’d better go.
At dawn, if you desire, come back with your guitar.


You ask me why I dwell on the emerald mountain.
I laugh, without answering, my heart at ease.
Peach flowers in the water’s current linger into vanishing.
Heaven and earth are different here than in the world of men.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 9:22  توسط مهران معمارزاده  | 

مکاتب چین

چین با بالاترین مدال طلا همچنان رکورددار است ،پس از او ایالات متحده و بعد روسیه.چین دو رودخانه ی بزرگ دارد :رود زرد در شمال که اطراف ان ارزن کشت می شد و رود یانگ تسه در جنوب که بزرگترین رود اسیاست و اطراف ان برنج کشت می شد.سه تفکر رایج این کشور عبارت بود از کنفسیوسیسم ،تائوئیسم و بودیسم.کنفوسیوس انسان را عضوی از جامعه می دانست و تعالیمی در نظم حکومت و تربیت اخلاقی انسانها داشت.لائوتسه مبدع تائوئیسم انسان را به صورت فرد در نظر می گرفت و به هماهنگی با طبیعت نظر داشت.سیدارتا گوماتا (بودا )در هند می زیست و همزمان با کنفوسیوس.جهان پر از رنج است و باید چرخه فناپذیری جهان را با هشت روش مقدس ،ایمان درست ،نیت درست ،گفتار درست ،رفتار درست ،معاش درست ،تلاش درست ،هوشیاری درست و مراقبه و مکاشفه درست شکست.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 9:0  توسط مهران معمارزاده  | 

نخستین مدال افغانستان در المپیک

افغانستان با مدال برنز روح الله نیکپای نخستین مدال المپیکش را دریافت کرد.موجی از شور در قندهار بالا گرفت.مردم افغانستان دلشان با مدال برنز تکواندو شاد شد.حامد کرزای رییس جمهور این کشور بی درنگ به او تلفن زد و به وی شادباش گفت و خانه ای به عنوان پیشکش برایش کنار گذاشت.ای کاش دل مردم ایران هم با مدالهای فراوان شاد می شد اما افسوس که کاروان ورزشی ما بسیار بد ظاهر شد.نیکپای هم در ایران زندگی کرده است و در تهران ارایشگر است.او گفته است :

امیدوارم این مدال پیام صلح کشور مرا پس از 30 سال جنگ به جهانیان برساند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 8:41  توسط مهران معمارزاده  | 

پلپل

ناحیه ی مالابار در هند مرکز فلفل دنیا بوده است.امروز به نفت ،طلای سیاه می گویند ولی زمانی به فلفل این لقب را می دادند.غربی ها به خاطر ادویه و به خصوص پلپل (فلفل )به هند یورش بردند.امروزه ویتنام بزرگترین صادر کننده ی فلفل است.فلفل در سوراخ بینی مومیایی رامسس دوم یافت شد.فلفل کالایی مهم و استراتژیک در اروپای قرون وسطا بود.من نیز پلپل را در دوغ می ریزم و از ان لذت می برم.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 3:4  توسط مهران معمارزاده  | 

سیر

در سفره هفت سین ،سیر نماد اهورامزداست.بنابراین شان ان نزد ایرانیان اشکار است.مسیحیان بر این باورند که وقتی شیطان از بهشت رانده شد.در طرف چپ جای پای او سیر درامد و در طرف راست ان پیاز.ولی بسیاری از فرهنگ ها سیر را برای مبارزه با اهریمن ،جادو و دراکولا در نظر می گیرند.در فیلمی از رومن پولانسکی این خصیصه به خوبی نمایش داده شده است.سیر بخورید تا چربی بالا و فشارخون بالا سراغتان نیاید.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 2:47  توسط مهران معمارزاده  | 

پیاز

پیاز را می ستایم چنان که پابلو نرودا انرا در چامه ای ستود.عادت دارم ظرف بزرگی محتوی دوغ تهیه شده از ماست مشک را با پیاز و گیاهان خشک شده و فلفل سیاه و...فراهم سازم ودر ان نان ترید کنم.پیاز را ما به جهان شناساندیم.ولی متاسفانه دیگر جزو صادر کنندگان برجسته ی ان نیستیم..پیاز با مواد گوگردیش اشکمان را در می اورد ولی گیاهی مقوی ،بهداشتی ودرمانگر است.

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 2:38  توسط مهران معمارزاده  | 

کافور

وقتی دانشگاه بودم ،در سلف انجا غذا نمی خوردم و از نعمت خوردن غذا در خانه برخوردار بودم.اشپزی مادرم استادانه و نیکوست و خوشبختانه همسرم نیز در این هنر ماهر است.ان زمانها شایع بود که در غذای پسران برای کاهش میل جنسیشان ،کافور می ریزند و در غذای دختران لیمو عمانی.هیچگاه درستی این ادعا را درنیافتم .کافور درختی بزرگ در برنئو و تایوان (فرمز )دارد.در سده ی ۱۸ لئوپولد اوئن بروگر پزشک اتریشی از کافور برای درمان مانیا (سرخوشی فوق العاده )استفاده می کرد و از سوی دیگر این ماده در غذاهای چینی و هندی به کار می رفت.در صورت درست بودن این شایعه ،نمی دانم اینکار در جهت شق اول بوده است یا شق دوم.الله اعلم بالصواب

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 2:25  توسط مهران معمارزاده  | 

نیشابور

نیشابور را بسیار دوست دارم.جلگه ای سرسبز در کنار کوه های بینالود ،در کنار جاده ی قدیمی جاده ی ابریشم.سرشار از فیروزه و ریواس(rhubarb).با این شهر گنبدهای فیروزه ای اصفهان شهره شد.شاپور اول ساسانی انرا بنا نهاد و بزرگانی چون عطار ،خیام و ابو سعید ابی الخیر از ان برخاستند.در سده ۱۳ میلادی ،مغولها از کشته ها پشته ها ساختند و هرمی از جمجمه ها تشکیل شد.مدتهاست که به انجا نرفته ام.یادم است زمانی که محمد رضا شجریان در ان دیار کنسرت داشت در انجا بودم...

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 2:7  توسط مهران معمارزاده  | 

یاقوت

یاقوت (ruby)از سنگ های قیمتی است که ۹۰ درصد ان از برمه (میانمار )صادر می شود.کشوری که زیر سلطه ی دیکتاتورهای نظامی است ،کسانی که ان سان سوچی را در مقابل خود دارند.دره ای در برمه است که موگوگ نام دارد و بسیاری از سنگ های قدیمی (احجار کریمه )در ان به عمل می اید.شرایط کار در این معادن بسیار بد است.باید توجه کرد که وقتی یاقوتی بر انگشتری ثروتمندی در اروپا می درخشد ،کارگرانی نیز از تنگی نفس در این دره رنج می برند...گویا حرف های فیلسوف تریر پر بیراه هم نبوده است !در این دره ،برای بهبود کار ،داروهایی بر روی کارگران استعمال می گردد.مصرف سوزنهای مشترک ،ایدز را افزایش داده است.

These rubies are red with the blood of young people

بنابراین پشت یاکند (یاقوت )حقیقت تلخی وجود دارد.در قدیم محل یاقوت را سرندیب یا سری لانکا می دانستند و بر این باور بودند که یاقوت خون را در تن صافی کند و از صرع و خمود و سکته ایمن می سازد ولی واقعیت امروز در دره موگوگ چیز دیگری را نشان می دهد...

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 1:24  توسط مهران معمارزاده  | 

یک شب گردی ...

از تعطیلی ادینه دلمان گرفت.ماشین را روشن کردیم و در ظلمات شب به سوی دستگاه خود پرداز رهسپار شدیم.مطابق معمول پول نداشت یا خراب بود.این خود پردازها بسیار نارفیق شده اند و در زمان نیازمان به پول ،خنجر در کمرمان فرو می کنند.سرانجام مبلغ مختصری وصول شد و به سوی پیتزا پدربزرگ مرداویج رفتیم.پیتزای سیسیلی با سیب زمینی تنوری.شماره ی ۱۰۸ بودیم و بهتر بود کمی در سیاهی شب ،ماشین سواری می کردیم.سوپری در برج با خط درشت نوشته بود ،خاویار ایران موجود است.پیش خود فکر کردم در این دوران شکراب شدن روابط با خاویار پسندان اروپا نشین ،خاویار را به بازارهای داخلی روانه کرده است.پیتزا را گرفتیم و در پارک مرداویج مشغول به تناول ان شدیم.پیرمردها داشتند تخته نرد بازی می کردند.کیوسک نیروی انتظامی هم دایر بود.عجیب است تخته نرد و شترنگ در حرام بودن در یک رده اند...یاد ایامی افتادم که در این پارک جلساتی داشتیم.همه بودند و...به خانه امدیم.ساعت ۱۱.۴۵ دقیقه ی شب است و هنوز خیابانها شلوغ...در طول راه غیر از درد دلهای مرسوم بین دو همسفر ،به یاقوت و زلزله ی لیسبون فکر می کردم که بهتر است پست جداگانه ای گردد...

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 1:2  توسط مهران معمارزاده  | 

درخت زیرفون

در ادبیات المانی به ویژه گونه ی رمانتیکش از درخت زیرفون بسیار نام برده می شود.جلسات دادگاهی ژرمن ها (فهمه مقدس )در زیر درخت زیرفون انجام می شد.درخت زیرفون یا نمدار یا tiliaدر استوره شناسی ژرمن ها پیش از مسیحیت جایگاه ویژه ای داشت و چنانکه گفتم ،پس از مسیحیت هم جایگاه داوری بین ژرمن ها بود.

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 13:56  توسط مهران معمارزاده  | 

المانی ها و ایران باستان

فهرست واژگان انگلیسی با ریشه ی فارسی

ریشه یابی کلمه ی پارسی

المانی ها به شناسایی فرهنگ ایران باستان بسیار مدد رساندند.فرانسوی ها بیشتر به مصر علاقه داشتند و مصر شناسی با ناپلئون اغاز گشت و با کشف بزرگ شامپولیون یعنی خواندن هیروگلیف به اوج رسید.گروتفند المانی با بررسی نسخه های پارسی موفق شد تا دبیره (خط )سومری را رمز زدایی کند.

فرد دیگر ارنست هرتسفلد بود که در باستانشناسی تخت جمشید بسیار سنگ تمام گذاشت.

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 1:10  توسط مهران معمارزاده  | 

کاپوچینو و سرداب کاپوچین در پالرمو

دیشب در مطب کتاب مومیایی ها را می خواندم.به خانه امدم و ناگهان ظلمات شد.برق رفت .موهای بدنم سیخ شده بود.نمی دانم چرا ادمی از مردگان می هراسد.فکر می کردم که مومیایی ها از جای لباسهایم به طرف من می ایند...فرقه ی کاپوچین که گروهی از فرانسیسکن ها بودند و به تقوا ،فقر و رهبانیت باور داشتند ،راهبان مرده را در زیرزمینی قرار می دادند و وضعیت هوا چنان بود که این اجساد مومیایی می شدند.بعدن اشخاص دیگری از پزشک و داروساز وقاضی و...وصیت می کردند پس از مرگ در این سرداب قرار گیرند.هزاران جسد که به طور طبیعی مومیایی شده بودند با لباسهای خود ،سرداب پالرموی سیسیل را پر کردند ...

امشب با همسر و خواهرم قهوه ی کاپوچینو و شاتوت گلاسه می خوردیم ناگهان یاد این داستان افتادم.علت نام قهوه ی کاپوچینو این است :

کاپوچین نام فرقه‌ای از راهبان کاتولیک است که معمولا چهرهٔ رنگ پریده‌ای دارند و کلاه سیاهی به سر می‌گذارند.»[۱] ایتالیایی‌ها کف شیر و قهوهٔ پاشیده شده‌ی روی آن را شبیه راهبان کاپوچینو می‌دانند به همین دلیل این نام را بر آن نهاده‌اند.

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 0:30  توسط مهران معمارزاده  |