تبليغاتX
دکتر مهر افرین

دکتر مهر افرین

هنر و ادبیات

Алекса́ндр Иса́евич Солжени́цын

به دستور دوست فرزانه ام شهرام عدیلی پور از الکساندر سولژنیتسین می نویسم.خروشچف ادم قابل احترامی است.این کمونیست اوکراینی ،جنبشی را برای ازادی اندیشه و زندگی در شوروی رهبری کرد.اگر دخالت او نبود پاسترناک خالق دکتر ژیواگو به سیبری تبعید می شد.او از یفتوشنکو در مقابل میراث خواران استالین حمایت کردو از همه مهمتر ،زندگی ایوان دنیسویچ اثر الکساندر سولژنیتسین به کمک مستقیم خروشچف به چاپ رسید.الکساندر در سال ۱۹۱۸ در خانواده ای قزاق و با فرهنگ به دنیا امد.او دانشمندی بزرگ در فیزیک و ریاضی بود ولی ارزو داشت نویسنده گردد.در جنگ جهانی دوم دو مدال گرفت و سروان توپخانه شد.او در نامه ای از اشتباههای نظامی مرد سبیلو -استالین -انتقاد کردو به ۸ سال زندان در یکی از اردوگاههای زندانیان محکوم شد سپس دوران محکومیتش ۳ سال دیگر هم افزایش یافت.وقتی خروشچف امد از زندان ازاد شد و در ۱۹۰ کیلومتری جنوب شرقی مسکو معلم ریاضیات شد.نوشتن را از سر گرفت و به نوع جدیدی از رئالیسم دست یافت.او از اردوگاههای زندانیان سیبری نوشت.با اثار سولژنیتسین در می یابیم که استالین از کشتن لذت می برد ودر ان دوران تمام روسیه ،اردوگاه کار اجباری بود.ترس دائم از دستگیری بدترین چیزی بود که سولژنیتسین در روسیه می دید .کتاب دیگر او طبقه اول بود .عنوان کتاب به نخستین طبقه از دوزخ دانته باز می گردد.ارسطو ،ویرژیل و مشرکان در این طبقه بودند چنانچه قربانیان استالین در شاراشکا (خوابگاه متخصصان )به سر می بردند.کتاب سوم او بخش سرطان بود.الکساندر در اردوگاه اجباری درسیبری به سزطان مبتلا شد.عمل جراحی شد اما عود کرد و او را به درمانگاهی در تاشکند (پایتخت ازبکستان شوروی )فرستادند.اودر این کتاب وضع بیمارستان شوروی را نشان می دهد.او مرد روستا بود و در هوای پاک نفس می کشید ،ریش بلند گذاشت و به شمپانزه ای شاد می ماند.رمان دیگرش مجمع الجزایر گولاگ بود.سولژنیتسین عاشق فرهنگ و ملیت روسیه بود و در طول عمر پربارش زشتی های استالینیسم را نشان داد.این مرد بزرگ در اثر سکته ی قلبی به خاطر فشار خون بالا درگذشت .یاد اورا گرامی می داریم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 23:57  توسط مهران معمارزاده  | 

رنجهای ورتر جوان

امروز دو کتاب را به پایان رساندم.رنج های ورتر جوان از گوته و به ترجمه ی محمود حدادی.مدتها بود دنبال این کتاب می گشتم.کتابی که درباره ورتر جوانی بود که از خود و دنیا ناخشنود بود و سرانجام به دنبال شکست در عشق لوته ،با طپانچه ای به زندگی خود پایان داد.این کتاب شرح حال خود گوته است که به دنبال شکست در عشق جوانیش به فکر خودکشی افتاد ولی با خلق رنج های ورتر جوان این وظیفه را به ورتر محول کرد.کتاب را ناپلئون ۷ بار خواند.این کتاب ورتریسم را به اروپا راه داد.خود گوته می گوید :

المان به تقلید از من روی اورده است،

و فرانسه ،مشتاق اثار من است ،

نیز انگلستان با مهربانی این دوست پریشان خود را پذیرا می شود.

با این حال مرا به این همه چه نیاز ،

جایی که حتا چینی هم با دستی لرزان ،

تصویر لوته و ورتر را بر جام می نشاند.

این اثر در شکل گیری انقلاب فرانسه تاثیر داشت.دراین اثر ستایش طبیعت هم بسیار دیده می شود ،جنگل باران خورده ،درخت های زیزفون ،بوته های تمشک ،دشت پرشبنم،قهوه خوری و هومر خوانی ،چیدن نخود و پوست کندن ان و پختن ان با کره.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 23:20  توسط مهران معمارزاده  | 

سردار اسعد بختیاری

سردار اسعد بختیاری از ایل هفت لنگ و از فاتحان تهران بود.مشروطه خواهان در خارج کشور سه حلقه ی مهم بودند :

۱-پاریس نشین ها :سردار اسعد بختیاری و مخبر السلطنه از این دسته بودند.

۲-لندن نشین ها :تقی زاده از این دسته بود.

۳-ایوردن نشین ها :این شهر درسویس بود و علی اکبر دهخدا جزو این دسته بود.

سردار اسعد بختیاری به گفته ی احمد کسروی ،اگاه دل و دانش دوست بود .

من به سردار اسعد بختیاری احترام می گذارم ولی کلا پیوستن فئودالهای بختیاری و شمالی را به جمع مشروطه خواهان فاتح تهران فاجعه می دانم.خصلت فئودالی اینها مشکلاتی را برای مشروطه ایجادکرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:53  توسط مهران معمارزاده  | 

از ما هم عذرخواهی کنید !

زمانی وزیر خارجه ی اسبق انگلیس -جک استرا -از هندی ها و فلسطینی ها عذرخواهی کرد به خاطر ظلم هایی که بریتانیا درحق این ملتها انجام داده است در حالی که بهتر بود از ایران هم عذرخواهی بنماید.دولتین شوکت ماب روس و انگلیس در ایران بیچاره ،بازی بزرگ انجام می دادند و حتا در ۱۹۰۷ ایران را به دو منطقه ی نفوذ تقسیم کرده بودند که اگر هشیاری مجلسیان نبود ایران به باد می رفت و رسمن مستعمره می شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 22:31  توسط مهران معمارزاده  | 

وصیتنامه ی پطر کبیر

۱۶۷۲-۱۷۲۵

باید تدابیر گوناگون به کار برد که مملکت ایران روز به روز بی پول تر شود و تجارتش تنزل کند و به طور کلی همیشه باید در فکر تنزل این مملکت بود و چنان باید او را در حال احتضار نگاه داشت که دولت هر وقت بخواهد ،بتواند بدون زحمت قادر بر هلاک و خفه کردن او باشد و به اندک فشاری کار او را به اخر برساند.

فصل نهم وصیت نامه پطر کبیر امپراتور روسیه

۱۷۹۶-۱۸۵۵

سرانجام در زمان تزار نیکلای اول جنگ ایران وروس شکل گرفت و عهد نامه ی ننگین ترکمانچای بر ما تحمیل گشت.


مبارزه با فساد مالی و اداری

ترفند پونزی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 9:15  توسط مهران معمارزاده  | 

دارالفنون

از مرحوم امیرکبیر نقل کرده اندکه گفته است :خیال کنسطیطوسیون داشتم.کلمه ی مشروطه از طریق منورالفکران عثمانی یا عثمانی دیدگان وارد ایران شد و بر حکومتی که یک نفر تصمیم می گیرد شرطی می گذاشت.فرمان مشروطیت در ۱۳۲۴ هجری قمری صادر شد و مجلس شورای ملی (عدل مظفر )تشکیل شد.گرچه ۲ سال بعد محمد علی شاه توسط لیاخوف ریس قزاقهای تهران ،یوم التوپ را افرید.سلطنت قاجاریه در همزمانی با پیروزی انقلاب کبیر فرانسه شکل گرفت.میرزا تقی خان امیرکبیر در ۱۸۵۱ مدرسه ی پلی تکنیک (دارالفنون )را در تهران شکل داد و چهار سال بعد وزارت علوم شکل گرفت.در عهد مظفری جنبش مدرسه سازی شدت یافت و امین الدوله این امر را شتاب بخشید.در این کار میرزا حسن خان تبریزی (رشدیه )دبستان را در ایران افرید.در مدرسه سازی از سه تن بیش از دیگران باید یاد کرد:مظفرالدین شاه قاجار ،امین الدوله و میرزا حسن رشدیه.شهر تهران یا دارالخلافه ناصری در عصر انقلاب مشروطیت دارای پنج محله مهم بود ،جمعیتش کمتر از ۲۰۰۰۰۰ و محلات وی عبارت بودند از :سنگلج ،چاله میدان ،بازار ،اودلاجان ،ارک.۱۲ دروازه و یک دروازه ماشین دودی حضرت عبدالعظیم داشت.فکر دارالفنون از امیر کبیر بود و در رشته های نظام ،علم وفن ،زبان فرانسوی ،زبان انگلیسی ،زبان روسی و نقشه کشی تنظیم شده بود.ناصرالدین شاه سبب خرابی دارالفنون شد.او مقرر کرد که حکم پذیرش هر دانشجویی باید توسط خودش صادر گردد و اینچنین فقط اعیان به ان راه یافتند.دارالفنون ایران بیست سال جلوتر از دارلفنون توکیو تاسیس شد ولی به روزی افتاد که وسیله ی تفریحات کودکانه عزیز السلطان (ملیجک )و همبازیهایش گشت.انها به کارکنان مدرسه بی احترامی می کردند و شیشه های انجا را می شکستند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 9:0  توسط مهران معمارزاده  | 

جنگ اوستیای جنوبی

جنگ خانمانسوزی بین جدایی طلبان اوستیای جنوبی که طرفدار روسیه هستند و گرجستان در تسخینوالی روی داده است.اینرا باید جنگ روسیه وگرجستان حساب کرد.اوستیایی ها ایرانی محسوب می گردند ودر کوههای قفقاز می زیند.اوستیای شمالی جزو روسیه است و اوستیای جنوبی در گرجستان.اوستیایی ها به زبان اوستی که جزو زبان ایرانی است صحبت می کنند.امروزه بیشتر اوستیایی ها مسیحی شرقی (ارتدوکس )هستند.

کوکویی تی رییس جمهور اوستیای جنوبی

سولژنیتسین در وبلاگ ارمین

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 15:40  توسط مهران معمارزاده  | 

خاویار

در پاریس

بعضی از ماهی های استروژن ،تخم هایی دارند که در انگلیسی به ان roeگویند و اینها وقتی با نمک عمل اید به ان خاویار گویند.من این غذای تجملی را در ایران نخورده بودم و نخستین بار در رستورانی در ارمنستان ،خاویار ،میگو ،سوپ برش سفارش دادم.می گویند خاویار به ذائقه ی ما ایرانی ها جور در نمی اید.این اشتباه است .اصلن به زبان ایرانیان اشنا نشده است که ذائقه ان را ازمایش کند !خاویار از لغت خایا (خایه -خویاکا )که ایرانی است و به معنای تخم امده است و از ایتالیایی یا ترکی وارد انگلیسی و قاموس اروپا شده است.منبع بهترین خاویار دنیا ،دریاچه ی خزر (مازندران )است.خاویار اقسامی دارد :بلوگا -استرا -سوروگا-استرلت.سوروگا بسیار قیمتی است و استرلت به ذائقه ی تزارها ،شاهان و امپراتوران خوش  امده است.


June 2007
The trade in caviar is one of the most lucrative black markets in the world. Kazakhstan's local fishing agencies, meant to protect the beluga sturgeon, are accused of being the primary poachers.
حیدر علیف هم در اران (که به غلط اذربایجان شوروی لقب گرفت )از سران مافیای خاویار بود
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 1:39  توسط مهران معمارزاده  | 

بزهای کوهی تبتی را دریابید !

عمل poachingنشاندهنده ی سبعیت انسان معاصر است.

Poaching is the illegal hunting, fishing or harvesting of wild plants or animals

بزکوهی تبتی از جانوران در خطر است که دزدان و شکارچیان بی رحم انرا می کشند تا از پشمش ،شاه توش بسازند.

Shahtoosh (also written Shatush) - a Persian word meaning "Pleasure of Kings" - was the name given to a specific kind of shawl, which was woven with the down hair of the Chiru or Tibetan Antelope, by the weavers of Kashmir. These shawls were originally very few and it took very skilled artisans to weave the delicate hair (which measured between 9 and 11 micrometres). These factors made Shahtoosh shawls very precious. Shahtoosh are so fine that an average size shawl can be passed through a wedding ring.

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 1:13  توسط مهران معمارزاده  | 

پانداها را دریابید!

پاندا در باغ وحش سان دیه گو

پانداها در خطرند.نمی توان از انسانها که میلیونها نفر از هم نوعان خود را مثلن در رواندا در چند روز از بین می برند تقاضای رحم به این جانوران زیبا را داشت.امروزه پاندا در کنار اژدها نماد چین شده است و چینی ها هم دیپلماسی پاندارا از دهه ی ۱۹۵۰ زنده کرده اند،سنتی که به اهدای پانداها به امپراتور ژاپن باز می گردد.دولت چین از پاندا استفاده ی سیاسی می کند و انرا به کشورهای دیگر قزض می دهد.وقتی ریچارد نیکسون برای تشنج زدایی (دتانت )به چین امد ،مائو با سخاوت دو پاندا به او پیشکش کرد.نیکسون در پاسخ به او یک جفتmuskox(فکر کنم همان بوفالو باشد،سینا ی عزیز که در ینگه ی دنیا متوطن است بهتر می داند !)فرستاد.پانداها میل و رغبتی به جفت گیری (mating)ندارند و به پاندای نر ویاگرا می دهند.

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:59  توسط مهران معمارزاده  | 

مراسم افتتاحی المپیک تابستانی بیجینگ 2008

پاندا که در حال خطر است و نشاندهنده ی هماهنگی بشر و طبیعت است و سمبل ملی چین و نهضت حفظ محیط زیست

در دیگرگاهان جشن گشایش بازیهای المپیک تابستانی ۲۰۰۸ را در کانال تلویزیونی کویت به شکل مباشر (زنده )به تماشا نشستم.الحق و الانصاف که شاهکاری بود و چینیان هنر دیرینه ی خود را بار دیگر اثبات کردند.رژه ی کشورها بسیار جالب بود و مراسم افتتاحی برگرفته از فرهنگ قدیمی چین نشان داد که حتا یک دولت انترناسیونالیست و کمونیست برای نشان دادن شکوه کشورش به ناسیونالیسم نیاز دارد.

اتش که روح سزعت بیشتر و بالاتری را در بازیها نشان می دهد

ناسیونالیسم حق است و کسی را یارای در هم شکستنش نیست.لنین و استالین و...که موفق نشدند و سرانجام ناسیونالیسم روسیه و ملتها ،کمونیسم را درهم شکست.استادیوم بیجینگ شکوهی عجیب داشت.وقتی صحبت از بیجینگ می شود ادمی یاد شهر ممنوعه می افتد که بزرگترین ساختمان چوبی جهان است.این شهر در سلسله ی مینگ و در سده ی ۱۵ میلادی ساخته شد و اقامت گاه امپراتوران اسمانی چین گشت.

بزکوهی تبتی در حال خطر است و سمبل تبت و سین کیانگ است وswiftnessرا نشان می دهد

.ماسکوت های ان fuwaاست که عروسک های خوشبخت هستند.مراسم المپیک بر اساس افسانه ها توسط هرکول پسر زئوس ایجاد شد و جالب است که اینک این عروسک های کوچک و شاد دنباله روی هرکول قوی تن می باشد.

پرنده ی swallowکه پیام اور بهار و شادی در فرهنگ چین هستند

چین باید متناسب با این بازیها تغییراتی نیز در مشی سیاسی اش ایجاد کند و مانع رویاهای شهروندانش که حق انهاست نشود.زیرا شعار این المپیک یک دنیا و یک رویاست.

ماهی که نشاندهنده ی فراوانی و ثروت است

به امید انروز

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:22  توسط مهران معمارزاده  | 

یورو

یورو واحد پول مشترک ۱۵ کشور اتحادیه ی اروپاست و استفاده ی ان در اول ژانویه ۲۰۰۳ در کشورهای المان ،فرانسه ،ایتالیا و...اغاز شده است.هم اکنون در کشورهای یوروزون (فرانسه ،المان ،اتریش ،اسپانیا ،اسلوونی ،ایتالیا ،ایرلند ،بلژیک ،پرتغال ،فنلاند ،قبرس ،لوکزامبورک ،مالت ،هلند و یونان )در جریان است و بالغ بر ۳۲۰ میلیون از اروپایی ها از این پول استفاده می کنند.تا سال ۲۰۰۶ بیش از ۶۱۰ بیلیون یورو در جریان بود.مدیریت یورو در بانک مرکزی اروپا در فرانکفورت المان انجام می گیرد.براساس پیمان ماستریخت ،کشورهای اتحادیه ی اروپا باید یورو را قبول می کردند ولی انگلیس و دانمارک قبول نکردند و سوئد در ۲۰۰۳ رفراندومی جهت رد یا قبول یورو برگزار کرد که یورو رد شد.

منافع واحد پول یورو در اروپا

۱-سود اشکار این پول خارج شدن از هزینه های تعویض پول در تجارت است.۲-از نظر تئوری تجارتهای غیر سوداور به تجارت های پرسود تبدیل می شود۳-بانک های یوروزون به صورت فرامرزی معاملات تجاری را برای کلیه ی اعضا به صورت یکسان انجام می دهد.۴-طبق قانون International risk sharing modelپول واحد در منطقه ی جغرافیایی وسیع ،شوکهای اقتصادی ناشی از جنگ ،قحطی و...را بهتر تحمل می کند.۵-تفاوت قیمت مخصوصا سطوح قیمتی طبق قانون تک قیمت بودن کالاها ،کاهش می یابد .۶ -یورو می تواندبه پایداری اقتصاد کلان کمک نماید.۷-یک واحد پول در کنار دلار می تواند در اقتصاد دنیا ایفای نقش کند.

به نقل از فرهنگ و بانک

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 22:25  توسط مهران معمارزاده  | 

عرفای لوتری

بومه پسر کشاورزی المانی بود که در سن ۱۴ سالگی دریک کفاشی کاراموز شد.در سن ۲۰ سالگی با زنی که جهیزیه ی خوبی داشت وصلت کرد.او با نظر به یک بشقاب مسی ،نخستین تجارب عرفانی خود را پیدا نمود.او در سده ۱۶ -۱۷ می زیست و می گفت :من به الوهیت صعود نکردم بل الوهیت برمن وارد شد.او مجموعه اثار خود را در ۲۰جلد نوشت.بومه عارفی لوتری بود که تعصبات دینی را مردود می شمرد و بر ناشکیبایی مذهبی خرده می گرفت.او وحدت وجودی بود و خدا را در همه ی اشیا لحاظ می کرد که مواهب روحانی را به رایگان به یهودیان ،ترک ها ،مسلمانان ،کافران و...می بخشاید.او متدین و کلیسا رو هم بود و به ایین تعمید و عشا ربانی دل می بست.او الهامبخش فیلسوفانی چون هگل و عارفانی چون لاو ،بلیک و رومانتیک ها شد.عارف دیگر امانوئل سودنبورگ است.او در غایت نعمت بود . نخستین مجله ی علمی سوئد را بنا نهاد.او مخترع نابغه ای بود.وی رویاهایی درخشان و روشن می دید و مکاشفاتی را تجربه می کرد.او با ارواح مجرده و ارواح نفوس مرده در ارتباط بود.او منکر وجود شیطان و معاد جسمانی هم بود.امانوئل کانت کتابی درمورد او نوشت.او بر بلیک ،بالزاک ،بودلر ،امرسون ،ییتز و استریندبرگ تاثیر نهاد.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 1:53  توسط مهران معمارزاده  | 

حسین فاطمی

رئیس‌جمهور با اشاره به مبارزه جوانمردانه دکتر حسین فاطمی در راه آرمان خود گفت: تاریخ همیشه از دکتر فاطمی به نیکی یاد خواهد کرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، دکتر محمود احمدی‌نژاد در دیدار با همسر دکتر حسین فاطمی وزیر امور خارجه دولت ملی در محل دفتر رئیس جمهور با اشاره به اینکه نسل جوان و نسلهای آینده باید بدانند که ملت ماچه سرمایه های عظیمی داشته است، تصریح کرد: در طول تاریخ نقش ملت ایران برای رساندن بشریت به جایگاه واقعی خود همیشه ممتاز بوده است.همسر دکتر فاطمی همچنین با بیان اینکه با انتخاب دکتر احمدی‌نژاد به عنوان رئیس‌جمهور زندگی‌ او دچار تحول شده است برای وی در خدمت هر چه بیشتر به ملت ایران آرزوی سلامتی و تندرستی کرد.


روحانی معروف نائین سید محمد نائینی پسری داشت که حسین نام گرفت.او به اصفهان امد و به کالج انگلیسی ها رفت.حسین مقالات ادبی هم می نوشت که مورد توجه ملک الشعرا بهار قرار می گرفت.او به تهران شتافت و به روزنامه ی ستاره راه یافت.او به مجلس می رفت و اخبار پارلمان را می نوشت.به اصفهان بازگشت و عملن مدیر روزنامه ی برادرش -باختر -شد.درتهران بعداز شهریور ۲۰ غلغله ای بود.حسین باختر را درتهران چاپ کرد.او با محیط طباطبایی (اهل زواره -ولایت نیاکان من-بود)،صادق هدایت ،دکتر بقایی ،محمد مسعود و...اشنا شد.مقالات او همه انتقادی بود.سید حسین به پاریس رفت و رشته ی حقوق خواند.در اوایل سال ۲۷ تز دکترایش را در پاریس نوشت.دکتر حسین فاطمی به ایران امد.در مرداد ۲۸ روزنامه ی باختر امروز را چاپ کرد.مقالات تند بود و روزنامه توقیف می شد.جبهه ی ملی تشکیل شد که رهبر ان دکتر مصدق و سرپرست کمیسیون تبلیغات ان دکتر فاطمی گشت.سرمقاله های باختر امروز نقش مهمی دربرکشیدن مصدق در عالم سیاست داشت.حسین فاطمی وزیر خارجه ی مصدق بود و در ۱۳۳۱ نامه ای با دستینه ی سید به ۹۳ سال روابط ایران و بریتانیا پایان داد.در ۱۳۳۲ دستگیر شدودر ۱۳۳۳ کشته گشت.ارامگاه او در ابن بابویه است.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم مرداد 1387ساعت 1:23  توسط مهران معمارزاده  | 

انتونین دورژاک

انتونین دورژاک اهنگساز دیگر چک است که سبکش رومانتیک است و از اسمتانا بسیار تاثیر پذیرفته است .سمفونی new worldاو را دوست دارم که ادرس ان در زیر امده است.

 

New World Symphony by Antonin Dvorak. Wiener Philharmoniker. Herbert von Karajan, conductor
 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 16:36  توسط مهران معمارزاده  | 

بدریش اسمتانا

از پوئم سنفونیک vltava یا Moldauاز بدریش اسمتانا اهنگساز نامی رمانتیک چک بسیار خوشم می اید.متاسفانه هنوز به نعمت اینترنت پرسرعت دست نیافته ام (این مسئله را هماره پشت گوش انداخته ام )که از youtubeانرا ضبط نمایم ولی ادرس انرا به شما می دهم.

Smetana - Ma Vlast (Moldau) Vltava

Rafael Kubelik - Czech Philharmonic Orchestra

1990 Prague's Spring
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 16:2  توسط مهران معمارزاده  | 

دربند

اخ جگرمان خون شد و اب در دیده مان درخشید.اینجا دربند است که در عهدنامه ی ننگین گلستان در ۱۸۱۳از ایران جداشد و به امپراتوری روسیه ملحق گشت.اینجا جزو جمهوری خودمختار داغستان محسوب می گردد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 2:0  توسط مهران معمارزاده  | 

کالمیکی

الیستا مرکز کالمیکی

جمهوری خودمختار کالمیکی در روسیه است و دو ویژگی مهم دارد:تنها جایی در اروپاست که مذهب بودایی در ان غالب است و مرکز شترنگ دنیا نیز می باشد.اینجا موی دماغ کمونیسم شوروی نیز بود و بسیار لطمه دید.پایبندی مردم این دیار به سنت و ریشه داربودن ناسیونالیسم ضد کمونیسم از ویژگیهای این منطقه بود.استالین گجستک دستور بستن معابد بودایی و سوزاندن متون مذهبی کالمیکی را داد.او راهبان بودایی و رهبران مذهبی را به سیبری تبعید کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 1:50  توسط مهران معمارزاده  | 

به به عجب ارامشی

این مرد داغستانی عجب ارامشی دارد.داغستان به معنای کوهستانی است و از جمهوریهای خودمختار روسیه است.دلم می خواست مدتی به داغستان بروم ودر این منطقه از قفقاز شمالی،اکسیژن خالص ببلعم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 1:36  توسط مهران معمارزاده  | 

ترکستان چین یا سین کیانگ

در غرب چین ایالت خودمختار سین کیانگ وجود دارد که شهر تورفان در انجاست.تورفان شهری بود که مانی پیامبر بابلی در انجا زمانی سکنا گزید.شهر کاشغر هم در اینجاست شهری که درکنار جاده ی ابریشم بود.در سین کیانگ مسلمانان نماز را به فارسی می خوانند.مهمترین شهر سین کیانگ ،اورومچی است.اسلام در چین سابقه ی طولانی دارد.سعدبن ابی وقاص در سده ی ۷ میلادی به چین امد،او نماینده ی رسمی و سیاسی عثمان بود.امپراتور سلسله ی تانگ ،پیام را دریافت کرد و دستور به ساختن مسجد در چین داد.بازرگانان ایرانی و عرب به چین می امدند.امروزه بیشتر مسلمانان چین در این ایالت غربی چین زیست می کنند.اما گروهی از مسلمانان هم در این منطقه و تبت قصد های جدایی طلبانه دارند.

جنبش اسلامی ترکستان شرقی در ایالت خود مختار سین کیانگ توسط حسن محسوم اویغور ایجاد شد.این جنبش ،جدایی طلب است و توسط دولت چین در لیست تروریستی قرار گرفته است.محسوم با بن لادن هم روابطی داشت و سرانجام در وزیرستان جنوبی در پاکستان کشته شد.دولت چین ،این جنبش را به کشتن دیپلمات چینی در قزقیزستان و گذاشتن بمبهای ماشینی در سین کیانگ متهم می سازد اما این گروه نه انکار کرده است و نه قبول کرده.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 1:4  توسط مهران معمارزاده  | 

خیانت به سوسیالیسم (پس پرده ی فروپاشی اتحاد شوروی )

نیکلای بوخارین

کتاب خیانت به سوسیالیسم (پس پرده ی فروپاشی اتحاد شوروی )از روجر کیران و توماس کنی به دیلماجی محمد علی عمویی را خواندم.کتاب خوبی بود گرچه نویسندگان ان از دلدادگان لنین و استالین بودند و چرخش گورباچف به راست را گناه او می دانستند.گورباچف با پروستریکا و گلاسنوست و با مشاورانی چون یاکوولف سبب فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد.نویسندگان و احتمالن خود مترجم از این واقعه ناراحت به نظر می رسند.در کل من از خواندن این کتاب لذت بردم چون اطلاعات فراوانی نیز یافتم.شکاف در حزب به زعم نویسندگان با بوخارین اغاز شد و خروشچف  و گورباچف دنباله روی بوخارین بودند.

محمد علی عمویی

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 20:39  توسط مهران معمارزاده  | 

ستارخان و روسها

ولادت امام حسین (ع )و حضرت عباس (ع )را شادباش می گویم


ازادیخواهان روسی به ستارخان نظر مساعدی داشتند و مسایل ایران را زیر نظر داشتند :

روزنامه تفلیسکی لیستوک در 25 فوریه 1907 نوشت: «تبریزکه گهوارة اولیة شاه بود، پیشگام جنبش است. چشم دیگر شهرها به آن دوخته شده و همه انتظار حوادث بزرگی را در اینجا دارند.»

در یکی از اسناد بایگانی مربوط به اوایل فوریه 1907 گفته میشود که:

«تبریز مرکز انقلاب ایران است و حتی شرایط خود را به مجلس تهران دیکته میکند. این شهر حتی از پاییز گذشته در چند رویارویی بر ولیعهد غالب آمده و بدون در نظر گرفتن موقعیت شاه، میداند که چگونه باید با او رفتار کند. در پس تبریز رشت قرار دارد که با باکو ارتباط دارد. اصفهان اگر چه انقلابی است ولی خطرناک نیست.»

لنین که وقایع انقلابی تبریز را به دقت زیر نظر داشت، در همان روزها مینویسد:

«میتوان گفت مبارزهی خونین تبریز و موفقیت انقلابیانی که به دفعات ضربههای سنگین متحمل شدند، نشان میدهد که برنامههای شاه که مورد یاری لیاخوفهای روسی و دیپلماتهای انگلیسی قرار داشت، با جدیترین مقاومت از پایین روبرو شد.»

برخی روزنامههای ارتجاعی در روسیه مانند «نووی ورمیا» که از پیشرفت حرکات انقلابی آذربایجان به رهبری ستارخان به هراس افتاده بودند، با هدف مداخلهی نظامی امپریالیستها در ایران مینوشت:

«خودسری در تبریز به درجهای بینظیر رسیده است. شهر توسط انقلابیان نیمه وحشی، بحال نیمه ویران درآمده و چپاول گردیده است.»

لنین نوشت:

«پیروزی انقلابیان در تبریز، موجب وحشت مطبوعات نیمه رسمی در روسیه گردید.»

مطبوعات منتسب به طبقات بورژوا- زمیندار برای کاهش نفوذ ستارخان وی را «گاریبالدی ایران» و یا «پوگاچف ایران» مینامیدند. حتی روزنامهی «وستنیک باکو» با هدف لکهدار کردن ستارخان نوشت که ستارخان در اوایل انقلاب در سلماس عضو حزب داشناک بوده و در این حزب خدمت مینمود. (20 دسامبر 1908)

در همان زمان روزنامه «روسسکی ودوموستی» در شمارهی مورخ 16 نوامبر 1908 در مقالهای به قلم آ. تر. آ. وا دربارهی زندگی ستارخان ادعاهایی غرض ورزانه دربارهی وی آورد. در روزهایی که این مطبوعات، ستارخان را «قلدر» و «آواره» مینامیدند، لنین ستارخان را «رهبر ارتش ایران انقلابی» نامید.

نامهایی که دانشجویان مسکو و پترزبورگ مبنی بر همرأیی به ستارخان فرستادند، از این نظر قابل ارزیابی است. این نامه که با امضای 756 نفر از دانشجویان دانشگاه مسکو به ستارخان فرستاده شده در شمارهی مورخ 14 محرم 1908 روزنامهی مساوات چاپ شد. در نامه آمده است:

« ما امضاء کنندگان ذیل دانشجویان دانشگاه مسکو احساس صمیمی و مسرت خود را به ستارخان که در راه آزادی ایران فداکارانه میجنگند، ابلاغ میکنیم و آرزو مینماییم پرچم آزادی که تاکنون برافراشته دائماً در اهتزاز نگهدارد، آن را محافظت نماید، به پیروزی رساند و به هدف خود دست یابد.»

دانشجویان سوسیال دموکرات دانشگاه سن پترزبورگ در تلگرافی جسورانه به ستارخان، مطالبی را بر علیه حکومت تزار نیز بیان کردند:

«از پترزبوگ دور دست به ستارخان پیروز! دانشجویان روس به ستارخان که ابرهای اسارت را از کشور شیر و خورشید دور کرده سلام میرسانند. دشمن ما دشمن شماست، ستارخان! و دشمن در شخص امپراتور، دشمن تو لیاخوف نوکر حاکم. ما شرمندهایم که لیاخوف هموطن ماست. ما نیز بر علیه اسارت و استبدادی میجنگیم که تو با آن مبارزه میکنی. ما اکنون ضربه خوردهایم ولی شکست نخوردهایم. ما دوباره به پا خواهیم خاست! دشمن ما مشترک، مقصدمان مشترک است ستارخان!

سلام و احترام سرشار از مسرت ما را بپذیر! بگذار، پیروزی آزادی در ایران همواره در نزد تو باشد! زنده باد مبارزین آزادی! بگذار دشمنان آن نابود گردند.»


دوستاق اولموش آذربایجان

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 15:42  توسط مهران معمارزاده  | 

مارکس و ایران

کارل مارکس به مسائل اسیا (ایران ،هند و چین )کاملن واقف بوده است.این مطلب را از ارشیو مارکس انگلس انتخاب نموده ام.مارکس این نوشته را در ۱۸۵۷ نوشت که در روزنامه نیویورک دیلی تریبون چاپ شد:

جنگ عليه ايران

کارل مارکس


براى درک علل سياسى و هدف جنگى که اخيرا انگلستان عليه ايران آغاز کرده و بنا به اخبار رسيده اخيرا شدت بيشترى هم يافته است، لازم است نگاهى به گذشته داشته باشيم تا معلوم شود چرا دولت انگلستان ميخواهد شاه ايران را به زانو درآورد. در سال ١٥٠٢ سلسله ايرانى (صفوى) توسط اسماعيل تأسيس شد. وى خود را وارث شاهان ايرانى تلقى ميکرد. اين سلسله به مدت دو قرن دولتى مقتدر و توانا را بنياد گذاشت. در سال ١٧٢٠ ايرانيان شکست فاحشى از ياغيان افغانى، که در ايالات شرقى ميزيستند، خوردند. آنان به بخش غربى ايران حمله بردند و دو امير افغانى توانستند به مدت چند سال خود را بر اريکه شاهى ايران نگهدارند. پس از اندک مدتى افغانها توسط نادر[١]، که در آغاز فرماندهى کل قوا را بعهده داشت، از کشور بيرون رانده شدند. وقتى که نادر تاج سلطنت را تصاحب کرد، افغانهاى ياغى را سرکوب کرده، لشگرکشى معروف خود را به هند راه انداخت. بدين سان او به از هم پاشيدن سلطنت متزلزل مغول در هند يارى رساند و اين امر موجب شد که راه نفوذ انگليسيان بر هند هموار گشته، سپس سلطه آنان بر اين کشور برقرار شود.

در سال ١٧٤٧ بدنبال هرج و مرج ناشى از مرگ نادر در ايران، احمد دورانى[٢] در افغانستان حکومت مستقلى مرکب از ايالات اميرنشين هرات، کابل، قندهار، پيشاور و سرزمينهايى که بعدها بوسيله "سيک‌ها" تصاحب شد، بوجود آورد. اين پادشاهى که فقط به ظاهر يکپارچگى داشت پس از مرگ مؤسس آن فروريخت و سرزمين‌هاى تشکيل دهنده آن از هم جدا شدند. عشاير خودسر افغان، که در اثر خصومتهاى دائمى و خودرايى رؤساى آنها، تجريه شده بودند، فقط بطور اتفاقى، در اثر تهديدهاى ايران، استثنائا با هم متحد ميشدند. مخاصمات سياسى افغانستان و ايران ناشى از اختلافات ايلى است که سابقه تاريخى دارد. اختلافات مرزى و ادعاها و نيز اختلافات مذهبى پيوسته به اين مخاصمات دامن ميزنند. بايد دانست که افغانها پيرو تسنن هستند در صورتى که ايران دژ شيعه، مبتنى بر امامت موروثى، محسوب ميشود.

به رغم اين مخاصمات شديد و همه‌جانبه بين ايران و افغانستان يک نکته مشترک وجود داشته است و آن عبارت از مخالفت با روسهاست. در زمان پتر کبير، براى بار نخست، روسيه به ايران حمله کرد ولى نتايج چشمگيرى بدست نياورد. الکساندر اول[٣] خوش‌اقبال‌تر بود، زيرا که در پى قرارداد گلستان، ايران مالکيت ١٢ ايالت خود را، که اکثرا در جنوب قفقاز قرار داشتند، از دست داد. به دنبال جنگهاى ١٨٢٦ و ١٨٢٧ که منجر به عقد قرارداد ترکمانچاى شد، نيکلا[٤] نواحى ديگر ايران را به تصرف درآورده اين کشور را از حق کشتيرانى در سواحل متعلق به خود، واقع در بحر خزر، محروم کرد. خاطره تجاوزات گذشته، محدوديتهاى کنونى، که ايران از آنها رنج ميبرد، بيمناکى از تجاوزات ديگر و نيز تحريکات رقابت‌آميز، ايران را بر آن داشته است که مخالف سرسخت روسها باشد. از سوى ديگر هر چند که افغانها مستقيما با روسها اختلافى نداشتند، ليکن بر حسب عادت، روسيه را دشمن ابدى مذهب خود پنداشته به مثابه غولى ميانگارند که آماده بلعيدن آسياست. ايرانيان و افغانها که روسها را دشمن ديرين خود ميانگارند به اين نتيجه رسيده‌اند که انگلستان (در اين ماجرا) هم‌پيمان طبيعى آنهاست. به همين مناسبت براى حفظ برترى خود، انگلستان مجبور بود نقش ميانجى‌گرى خيرخواه را بين ايران و افغانستان ايفا کند و خود را مخالف مصمم تجاوزات روسيه بنماياند. از يک سو انگلستان تظاهر به دوستى مينمايد و از سوى ديگر (در برابر خواستهاى يکجانبه آنها) مصممانه پايدارى ميکند. بيش از اين هم نيازى نبود.

با تمام اين احوال، نميتوان گفت که انگلستان از مزاياى چنين موقعيتى به نحو احسن بهره‌بردارى کرده است. در سال ١٨٣٤ هنگامى که قرار بود وليعهد (ايران) تعيين شود، انگليسيان نظرات روسها را پذيرفته موافقت خود را در مورد شاهزاده پيشنهادى روسى اعلام کردند و سال بعد با زر و زور افسران انگليسى اين شاهزاده را کمک کردند تا بتواند به رقباى خود فايق آيد. سفراى انگلستان مأموريت يافتند که دولت ايران را از درگيرى با افغانها و نيز تضييع منابع برحذر دارند. ليکن موقعى که سفراى انگليس خواستار قدرت براى پيشگيرى از چنين جنگى شدند وزير ايرانى ماده‌اى از قرارداد مربوط به سال ١٨١٤ را يادآورى کرد که بر طبق آن دولت انگلستان حق ندارد در اختلافات ايران و افغانستان ميانجيگرى کند، مگر اين که دولت ايران خواستار آن باشد. بنا به عقيده نمايندگان انگلستان در هند، روسها به جنگ اخير دامن زده‌اند. آنان ميخواهند از پيشروى ايرانيان به طرف مشرق بهره‌بردارى کنند تا روزى بتوانند از همين راه لشگريان خود را به سوى هند روانه کنند. اين مسائل ظاهرا هيچ اثرى روى "لرد پالمرستون"[٥] نگذاشته است. وى در آن موقع وزير امور خارجه بود. در سپتامبر ١٨٣٧ لشگريان ايران به افغانستان حمله بردند. بعد از چند پيروزى کوچک ايرانيان به دروازه شهر هرات رسيدند و در مقابل آن اردو زده تحت نظر مستقيم "کنت سيمونيچ"[٦] سفير روسيه در دربار ايران، شهر را محاصره کردند.

در طى عمليات جنگى، "مک نيل"[٧]، سفير انگلستان، در اثر دستورات ضد و نقيض (مقامات متبوع خود) سردرگم شد. از يک سو "لرد پالمرستون" (وزير امور خارجه انگلستان) دستور ميداد که "از بحث درباره رابطه ايران با هرات خوددارى کند"، زيرا که اين مسأله به هيچ وجه به انگلستان مربوط نيست. از سوى ديگر "لرد اوکلند"[٨]، فرمانده کل هندوستان، ميخواست که شاه ايران را وادارد که عمليات جنگى را متوقف سازد. در آغاز جنگ، "م. اليس" افسران انگليسى را که در ارتش ايران خدمت ميکردند احضار کرد، ليکن "پالمرستون" دوباره آنان را به خدمت بازگرداند. فرمانده کل هندوستان، بار ديگر به "مک نيل" دستور داد که افسران انگليسى ارتش ايران را ترک کنند، ولى مجددا "پالمرستون" اين تصميم را نقض کرد. در ٨ مارس ١٨٣٨ "مک نيل" به داورى ايرانيان رفت و نه بنام انگلستان، بلکه بنام هندوستان، پيشنهاد ميانجيگرى کرد. پس از گذشت ٩ ماه از محاصره شهر هرات، در اواخر ماه مه ١٨٣٨ "پالمرستون" پيام تهديدآميزى به دربار ايران فرستاد و طى آن براى نخستين بار مسأله هرات را بهانه قدرت‌نمايى قرار داده، براى اولين دفعه، شديد به "بند و بست ايران با روسيه" اعتراض کرد. همزمان با اين اقدام حکومت هند به ناوگان خود دستور داد که بسوى آبهاى خليج فارس روانه شوند و جزيره خارک را به تصرف درآورند. اين همان جزيره‌اى است که اخير بار ديگر بوسيله انگليسى‌ها اشغال شده است. در همين اواخر بود که فرستاده انگلستان تهران را به قصد ارض روم ترک کرد و سفير ايران را به انگلستان راه ندادند. در خلال اين مدت، به رغم محاصره طولى، حملات ايرانيان به شهر هرات دفع شد و در ١٥ اوت ١٨٣٨ شاه ايران (محمدشاه) مجبور شد از محاصره دست بردارد و با شتاب ارتش خود را از افغانستان بيرون ببرد. بنابراين گمان ميرفت که عمليات نظامى انگلستان نيز پايان پذيرد، ولى بر خلاف تصور، مسائل جنبه خارق‌العاده‌اى پيدا کردند. ظاهرا چنين بنظر ميرسيد که ايرانيان بنا به تحريک روسها به هرات لشگر کشيده‌اند و روسها ميخواستند از اين فرصت استفاده کرده بخشى از افغانستان را بتصرف خود درآورند. انگليسى‌ها به بيرون راندن ارتش ايران قناعت نکرده، خود رأسا به تصرف سراسر افغانستان اقدام کردند. از همين جاست که جنگ معروف انگلستان با افغانستان آغاز شد. نتيجه نهايى اين جنگ براى انگلستان مصيبت‌بار بود. مسئول اصلى چنين شکستى هنوز هم شناخته نيست.جنگ کنونى انگلستان عليه ايران ناشى از حوادثى است که شباهت زيادى به جنگ پيشين (ايرانيان) با افغانستان دارد؛ بدين معنا که ايرانيان به هرات حمله کرده اين بار آن را به تصرف درآوردند. ليکن تاکنون انگلستان چنان عکس‌العملى از خود نشان داده است که گويى هم‌پيمان و مدافع "دوست محمد خان"[٩] است، در صورتى که (چندى پيش) انگليسى‌ها در صدد برآمدند که وى را از سلطنت برکنار کنند ولى در اين کار ناکام شدند... حالا باقى ميماند که ببينيم آيا اين جنگ نيز، همانند جنگ گذشته نتايج خارق‌العاده و غيرمنتظره‌اى ببار ميآورد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 15:5  توسط مهران معمارزاده  | 

مارکس

چهارشنبه 16 مرداد1387 ساعت: 0:15 توسط:نیما

مهران عزیز، گمان نکنم بشود کارل مارکس را صرفاً یک کمونیست خواند. او بیش از هر چیز یک سنجشگر اجتماعی و اقتصاددان است، که با نابرابری‌ها و ناهنجاری‌های اجتماعی سَر ِ ستیز دارد. مارکس یک نظریه‌پرداز انقلابی و بی‌تردید دنباله‌روی اصحابِ روشنگری‌ست.

 

A spectre is haunting Europe -- the spectre of communism.  All the
powers of old Europe have entered into a holy alliance to exorcise this
spectre: Pope and Tsar, Metternich and Guizot, French Radicals and
German police-spies. 

دوست عزیز و فرزانه ام نیما که هماره از دانش ژرفش در ادبیات المانی استفاده نموده ام به نکته ی جالبی اشاره کرد.متافیزیک برای طبیعت ،تحول قائل نیست و انرا ثابت می داند اما متد دیالکتیکی هیچ چیز را ابدی یا غیر قابل تغییر نمی داند.هگل از این متد برای تحول روح (ذهن )استفاده نمود ولی تحول طبیعت و جامعه را رد کرد چون او ایدئالیست بود ولی مارکس این متد را از استاد گرفت و ماتریالیسم دیالکتیک را ایجاد کرد.فوئرباخ هم ماتریالیست غیر دیالکتیک بود.مارکس معلومات دایرت المعارفی داشت و از فلسفه المان ،اقتصاد سیاسی انگلیس و سوسیالیسم فرانسه بهره گرفت.هگل سرمایه داری را قبول داشت اما مارکس ،مالکیت خصوصی و بورژوازی را رد کرد و به اتحاد پرولتاریا باور داشت.او به تغییر جهان می اندیشید نه تفسیر جهان.در فوریه ی ۱۸۴۷ از مارکس و انگلس دعوت شد که به اتحادیه ی عادلان بپیوندند.انها مانیفست کمونیست را نگاشتند وشبح کمونیسم را بر فراز اروپا رها کردند.حق با نیمای عزیز است .مارکس بیشتر یک جامعه شناس است و به ازادی (در شکل اقتصادیش ) می اندیشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 9:9  توسط مهران معمارزاده  | 

اندروپف

با ان که من از لحاظ ذهنی با کمونیسم همخوان نیستم اما شخصیت هایی از این مشرب را دوست دارم.خارا خواننده ی شیلیایی ،چگوارا مبارز ارژانتینی ،اندروپف صدر حزب کمونیسم شوروی و البته خود مارکس و انگلس.اندروپف در استاوروپل زاده شد و پدرش کارگر راه اهن بود.در ۱۶ سالگی مدرسه را ترک کرد و تلگرافچی و قایق ران ولگا شد.در ۱۹۳۶ عضو کومسومول شد و در مرز فنلاند کار کرد.علیه نازیها پارتیزان شد.مدتی سفیر شوروی در مجارستان گشت.در زمانی که بحران ۱۹۵۶مجارستان بود.او مجاری یاد گرفت و با فرهنگ ان سامان اشنا گشت.اخلاق کاری او ،ساده زیستی وی ،روشنفکری و بازرسی و پیگیری او در مبارزه با فساد در مقامات بالا ویژگی های بارز او بود.متاسفانه بیماری کلیوی او را از پا دراورد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 20:56  توسط مهران معمارزاده  | 

شیطان پرستی در روسیه

شیطان پرستی در روسیه شدت گرفته است و اعمال زشتی چون کشتن ادمیان ،شکنجه ی جانوران ،حرکات فاشیستی و نژاد پرستانه ،ضدیت با کلیسا و مسیحیت و ارجی های مهوع و مصرف مواد مخدر فزونی گرفته است.شیطان پرستی فلسفی در سان فرانسیسکو و توسط انتون لاوی شکل گرفت و هرگز به زشتی این فرم روسی نبود.لاوی می گفت :حیوانات را ازار مده مگر به تو حمله کنند یا بخواهی شکارشان کنی و قس علیهذا.ولی شیطان پرستی روسی بسیار غیر انسانی است.

"In Russia today" writes Toby Westerman in the International News Analysis, "ritual killings of adults and children are becoming common. Security personnel attribute satanists with an increase of rapes, church and grave desecrations, animal torture and dismemberment, drug abuse and the practice of sexual orgies."

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 20:35  توسط مهران معمارزاده  | 

نازیها و سیگارت

A Nazi anti-smoking ad titled "The chain-smoker" saying "He does not eat it (the cigarette), it eats him"

نازیها دشمنان کشیدن سیگار بودند.بیشتر تحقیقات درباره ی مضرات سیگار و اثرات بد ان روی تندرستی را از زمان رایش سوم داریم.هیتلر ابتدا یک سیگار کش حرفه ای بود و تا ۴۰ نخ در روز دود می کرد ولی انرا ترک کرد و به مخالفت شدید با ان پرداخت.

Adolf Hitler was a heavy smoker in his early life when he used to smoke approximately 25 to 40 cigarettes daily, but gave up smoking after coming to the conclusion that it was a waste of money.[15] In later years, Hitler viewed smoking as "decadent"[10] and "the wrath of the Red Man against the White Man, vengeance for having been given hard liquor",[15] lamenting over the fact that "so many excellent men have been lost to tobacco poisoning".[16] Hitler is often considered to be the first national leader to advocate nonsmoking.[17] He was unhappy because both Eva Braun and Martin Bormann were smokers and was concerned over Hermann Göring's continued smoking in public places. He became angry when a statue of Göring showed a cigar in his mouth

نازیها کاپیتالیسم یهودی را مسئول گسترش سیگارت در اروپا می دانستند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 0:26  توسط مهران معمارزاده  | 

چک

فردوسی بزرگ می گوید :

 هیتال تا پیش رود ترک
به بهرام بخشید و بنوشت چک .

به قیصر سپارم همه یک به یک
ازین پس نوشته فرستیم و چک

چو باشد مناره به بیش ترک
بزرگان به پیش من آرند چک .

کلمه ی چک هم فارسی است و به زبانهای دیگر رفته است.ویکی پدیا می نویسد :

During the 3rd century AD, banks in Persia and other territories in the Persian Empire under the Sassanid Empire issued letters of credit known as Ṣakks.

Muslims are known to have used the cheque or ṣakk system since the times of Harun al-Rashid (9th century). In the 9th century, a Muslim businessman could cash an early form of the cheque in China drawn on sources in Baghdad,[6] a tradition that was significantly strengthened in the 13th and 14th centuries, during the Mongol Empire.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 0:6  توسط مهران معمارزاده  |