تبليغاتX
دکتر مهر افرین

دکتر مهر افرین

هنر و ادبیات

chimney sweepers

در دوره ی ویکتوریا شغل خطرناک لوله پاک کنی(chimney sweeping)بدنام هم شد.کودکان را به این کار می گماردند و انها مجبور بودند در لوله های خانه ها بروند و انجا را تمیز کنند.در داستانهای چارلز دیکنز به این کودکان اشاره ای شده است.انها بیماریهای خطرناکی چون سرطان بیضه ،دفرمیتی های مفاصل و سوختگی را تجربه می کردند.باید این صحنه ها را ببینیم تا چون کارل مارکس به تبیین مانیفستی برسیم.کارل مارکس در لندن زندگی می کرد و زندگی محرومان و کارگران را می دید.خودش هم در وضعیت اقتصادی بدی به سر می برد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 23:56  توسط مهران معمارزاده  | 

ستار خان و نعلبندی

امروزه ما از ماشین استفاده می کنیم و هر از گاهی تایرهایش را عوض می کنیم و بیشتر انرا باد می کنیم ولی در گذشته که اسب وسیله ی نقلیه ی رایج بود شغل نعلبندی بسیار مهم بود.نعل اسب همان کفش اسب است که در سمهایش این ماده ی اهنی را قرار می دادند.متخصص نعلبندی اسب را farrierمی گفتند.جا دارد از ستار قره داغی هم سخن بگوییم که از امیرخیز تبریز برخاست.او مدتی جزو لوطیان بود و نعلبندی می کرد.او بی سواد بود ولی فرهیخته و مبارز.ستارخان در پارک اتابک تیر خورد و سرانجام نیز تاب نیاورد ودرگذشت.

گور سردار ملی در باغ طوطی جنب شاه عبدالعظیم تهران


مدافعین ابلیس در متصوفه

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 15:49  توسط مهران معمارزاده  | 

درگذشت الکساندر سولژنیتسین

درگذشت الکساندر سولژنیتسین ازادیخواه ضد کمونیسم شوروی را به دشمنان راستین کمونیسم تسلیت می گویم.او جهان را از سیستم مخوف گولاگ اگاه ساخت.اردوگاههای کار اجباری یا بهتر بگوییم اردوگاه مرگ.او در دهه ی ۱۹۷۰ جایزه ی نوبل ادبیات گرفت و از شوروی تبعید شد.او ناسیونالیستی پرشور بود و در دهه ی ۱۹۹۰ به روسیه بازگشت.او در اثر عارضه ی قلبی در سوم اوگوست ۲۰۰۸ درگذشت.یاد او را گرامی می داریم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 15:24  توسط مهران معمارزاده  | 

بابوشکا

نظام الدین قاری شاعر قرن ۹ است که شاعر البسه بوده است.او در شعری می گوید :

بغیر روسی و کتان و رختهای نفیس
چه چیز همره او شد بگور تامحشر.

که در اینجا روسی نوعی پارچه منسوب به روسیه است.

سوزن بدرز روسی و والا و بیت کرد
عمری بسر دوید و بآخرمحال یافت


babushka

در کشورهای روسی زبان زن مسن یا مادربزرگ ها (بابوشکا )نقش مهمی دارند.انها را در خیابان زیاد می بینی...

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 1:21  توسط مهران معمارزاده  | 

Московское метро

نخستین بار در ایروان ارمنستان ،مترو سوار شدم و برای بار دوم در تهران.خانه ام در کنار یکی از ایستگاههای متروست.نخستین مترو در انگلستان ایجاد شد.اما متروی مسکو هم دیدن دارد.ایستگاه های متروی مسکو  هنری است و نمونه ای از سبک رئالیست سوسیالیستی است.در ۱۹۳۵ باز شد.کاگانویچ استالینیست سرسخت و متعصبی بود و در ایجاد متروی مسکو نقش مهمی داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 0:58  توسط مهران معمارزاده  | 

گشتی در خاطرات سفر مینسک

در روسی به کلاه ،شاپکا (шáпкa)گویند و کلاه های خزی که گوش را با لبه هایی می پوشاند یوشانکا گویند.یوشانکا نماد استرئوتایپی روسهاست.در سفر روسیه سفید ،یوشانکایی دیدم که ۵۰ دلار بود که من نخریدم.یوشانکا را از پوست گوسفند ،خرگوش یا...می سازند.در سفر مینسک ،سوار قطار شدیم و برای رفتن به قلعه میر رهسپار شدیم.در داخل قطار ،یک بابوشکا (ба́бушка)یا زن پیر با ان روسری های مخصوص که گره اش زیر چانه است امد و بستنی می فروخت.در زبان روسی به بستنی ،ماروژنا (Мороженое)گویند.به هرودنا رسیدیم و از انجا با سختی بسیار به قلعه ی میر رفتیم

قلعه میر گوتیک است ودر سده ی ۱۵ ایجاد شده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 0:41  توسط مهران معمارزاده  | 

استالین زدایی در کنگره ی بیستم

سرانجام کتاب خاطرات میخائیل گورباچف را در دست گرفتم و شروع به خواندنش کردم.سال ۱۹۵۶ مهم بود.خروشچف در بیستمین کنگره ی حزب در پشت درهای بسته ،استالین زدایی کرد و گورباچف بولتن اطلاعات کمیته ی مرکزی را خواند و این اقدام مهم را دریافت.اندروپوف سفیر شوروی در مجارستان بود.او همشهری و پارتی گورباچف نیز بود.زمانی رییس کا گ ب شد .ماتیاس راکوسی رهبر حزب کمونیسم مجارستان به اندروپوف گفت :کاری که شما در کنگره تان کردید فاجعه بود و من نمی دانم چه پی امدی خواهد داشت ،در کشور شما یا کشور من.در ۱۹۵۶ شورش مجارستان روی داد و خروشچف با سبعیت ان را سرکوب کرد. 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 0:39  توسط مهران معمارزاده  | 

داچا

اینجا да́ча(داچا )ی بوریس پاسترناک است.این خانه ها در حومه شهرهای روسیه است و از زمان پتر کبیر تزار روسی رایج شد.در دوره ی روشنگری داچا محلی شد تا اریستوکرات های روسی گرد ایند و تغییرات اجتماعی و فرهنگی شکل گیرد.این داچاها با نمایش های بالماسکه و اتش بازی همراه بود.پس از انقلاب کثیف بلشویکی ،بسیاری از داچاها ملی شدند و محلی برای طبقه ی کارگر محسوب می شدند.افراد نخبه ی حزب کمونیست هم داچا داشتند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 0:4  توسط مهران معمارزاده  | 

ماست و بلغار

در اشعار فارسی سخن از بلغار هم امده است.پوست بلغار و زیبارویان بلغار در ادبیات ما شهره بوده اند.سعدی می گوید :

هر بنده ای که هست به بلغار و هند و روم
آن بنده را به سیم و زر خود خریده گیر.

باید از بلغاری ها سپاسگذار باشیم چون انها ماست را به بشریت هدیه نمودند.با تخمیر شیر در پوست های بز این هدیه نصیب ادمیان گشت.در این پروسه ی تخمیری ،لاکتوز (قند شیر )به اسید لاکتیک (ماست )تبدیل می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 16:2  توسط مهران معمارزاده  | 

the prayer

اگر با شیوه ی عرفا و دکتر سروش دمساز گردیم انگاه صراط های مستقیم داریم و طرق الی الله بعدد النفوس.در این صورت می توان با the prayerهم با خدا راز و نیاز کرد.

The Prayer
 
Celine Dion  & Andrea Bocceli
 
I pray you'll be our eyes,
and watch us where we go
And help us to be wise,
in times when we don't know
Let this be our prayer,
when we lose our way
Lead us to the place,
guide us with your grace
To a place where we'll be safe.
La luce che TU dai
I pray we'll find your light
Nel cuore resterà
And hold it in our hearts
A ricordarci che
When stars go out each night
L'eterna Stella sei
Nella Mia preghiera
Let this be our prayer
Quanta fede c'è
When shadows fill our day
Lead us to a place
Guide us with your grace

Give us faith so we'll be safe
Sognamo un mondo senza più violenza
Un mondo di giustizia e di speranza
Ognuno dia la mano al suo vicino
Simbolo di pace e di fraternità

La forza che ci dai
We ask that life be kind
È IL desiderio che
And watch us from above
Ognuno trovi amor
We hope each soul will find
Intorno e dentro a sè
Another soul to love
Let this be our prayer
Let this be our prayer
Just like every child
Just like every child

Need to find a place,
guide us with your grace
Give us faith so we'll be safe
E la fede che
Hai acceso in noi
Sento che ci salverà
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 1:5  توسط مهران معمارزاده  | 

کلیسای نوتردام

با دوستم از گاسترونومی و تاریخ اروپا می گفتم.او از سفرش به فرانسه و المان گفت و من مشتاقانه خواستار عکس های سفرش شدم.او از کلیسای نوتردام پاریس هم گفت و یاداور شد که پیانوی بزرگی از سقف انجا اویزان کرده اند.!!من به نوتردام از سه جهت علاقه دارم:۱-زیگموند فروید به ان علاقه داشت .به انجا می رفت و به ان ساعتها می نگریست ۲-اینجا شاخصه ی معماری گوتیک است که بعدن توسط معماری رنسانس شکست خورد و مقبولیتش کاسته گشت ۳-ویکتور هوگو ،گوژ پشت نوتردام را نوشته است که جزو سبک رمانتیسم فرانسه محسوب می گردد.نوتردام به معنای Our lady است و به مریم باکره اطلاق می گردد.وحشی های انقلاب فرانسه به این کلیسا هم رحم نکردند و خسارات زیادی به اینجا رسید.لعنت به انقلاب فرانسه که گیوتینها را برافراشت ،سر پدر شیمی مدرن را برید ،وحشت و مرگ افرید و به دیکتاتوری ناپلئون منجر شد.در سده ی ۱۲ میلادی در زیر حاکمیت لویی ۷ این کلیسا ساخته شد.انچه دوستم اویخته به سقف دید البته پیانو نبود بلکه ارگ بوده است.غیر از وحشی های انقلاب فرانسه در سده ۱۸ ،هوگونت ها (پروتستانهای )شورشی فرانسه هم در قرن ۱۶ این کلیسا را مظهر بت پرستی دانستند و به ان خسارت وارد کردند.


باکو شهری ایرانی از شهربراز

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 0:44  توسط مهران معمارزاده  | 

پل ورلن را معاینه کردم !

در پزشکی قانونی در واحد معاینات بالینی بیشتر دو مورد تصادف و دعوا دیده می شود.دعواهای عجیب و غریب دیده ام و به این نتیجه رسیده ام که نمی توان پزشک بود و در پزشکی قانونی کار نکرد.هر پزشکی باید در دو قسمت معاینات و تشریح اموات کار کند تا انبان تجاربش پر گردد.امروز وقتی معاینه می کردم در حین دیدن مصدومی در یک دعوا یاد پل ورلن افتادم.شاعر بزرگ سمبولیسم فرانسه.او در ۱۸۷۱ با ارتور رمبو شاعر دیگر در پاریس ملاقات کرد و به اتفاق یکدیگر به لندن و بروکسل رفتند.در ۱۸۷۳ در پی یک منازعه ،ورلن گلوله ای به رمبو شلیک کرد و به دوسال زندان محکوم شد.مرغ خیالم به محل نزاع دو شاعر پرواز کرد.ورلن در سالهای زندان عمیقن به خدای خویش نزدیک شد و اشعاری سرود که در مجموعه ی sagesse(فرزانگی )به چاپ رسید.پس از بازگشت به خانه دنبال گزیده شعرهای پل ورلن (عاشقانه های بی کلام )با انتخاب و ترجمه زهرا تعمیدی گشتم.این کتاب را در هنگام ازدواجم برای یار سفرم خریده بودم.انرا یافتم و اشعار انرا دوباره خواندم.معاینات امروز بسیار پر برکت بود چون به ورلن نزدیکتر شدم.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 0:23  توسط مهران معمارزاده  | 

صفویه اتحاد صوفیگری و ثروت و قدرت

 

دوستی از همکاران پزشکی قانونی به اردبیل رفته بود .به او یاداور شدم که به بقعه ی شیخ صفی الدین اردبیلی برود.قدرت شاهان صفوی بر سه پایه استوار بود :۱- نظریه حق الهی (فر ایزدی )ایرانی ۲-نماینده بودن اخرین امام شیعیان و ۳- مرشد کامل پیروان طریقت صوفیه.در حدود ۲۰ سالگی ،شیخ صفی الدین به شیراز رفت و انگاه به توصیه ی دراویش ان دیار در جستجوی شیخ زاهد گیلانی به دهکده ای در کنار دریای خزر رهسپار شد.صفی الدین با دختر شیخ زاهد وصلت کرد و دختر خود را به ازدواج پسر شیخ زاهد دراورد !!شیخ زاهد ،صفی الدین را به ریاست طریقت زاهدیه برگزید و اینچنین حسادت مریدان را برانگیخت.شیخ صفی از عایدات و نذورات و اموال و املاک ،ثروتمند شد.عجیب است که صوفیگری اینچنین با ثروت اندوزی گره خورد .صدرالدین پسر شیخ صفی الدین پس از او ریاست زاهدیه را برعهده گرفت و بنای زیارتگاه خاندان صفوی را در اردبیل اغاز کرد.همان بنایی که به دوستم گفتم برود.بسیاری از امرای ایلخانی و اشراف مغول در شمار مریدان مشایخ اردبیل درامدند.شبکه ی تبلیغاتی صفویه گسترش عجیبی یافته بود و در زمان صدرالدین امپراتوری ایلخانی در ایران و میان رودان از بین رفت.او درگذشت و پسرش خواجه علی ماهیتی شیعی به تعالیم طریقت صفویه داد.ابراهیم پس از خواجه علی امد و مقبره ی صفویه چنان غنی بود که شیخ چون شاهان روزگار می گذراند.جنید فرزند ابراهیم روی کار امد و تمایلی به قدرت دنیوی در صفویه شدت گرفت.جنید در جنگ کشته شد و حیدر جانشین شد.او کلاه دوازده ترک قرمزی را برای پیروان خود (قزلباش )ابداع کرد.از پسران حیدر ،اسماعیل بود که سلسله ی صفویه را بنا نهاد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 0:1  توسط مهران معمارزاده  | 

اوه ماریا

اندریا بوچلی خواننده ی نابینای اپرای ایتالیایی از بزرگان این هنر است.چندی پیش از کنار دبستانم (ناطق اصفهانی )می گذشتم اگهی فوت امید علی نحوی را دیدم.استاد نابینایی که اکاردئون می نواخت و در مدرسه ما مسئول سرودهای دبستانی بود.نابینایان در هنر موسیقی پیشرفت فراوانی دارند.در اوکراین نابینایان موسیقی سنتی ان دیار را گسترش داده اند.او با سلن دیون the prayerرا خواند.دو کاتولیک با زبان لاتینی یکی از کانادا و دیگری از ایتالیا.سلن دیون درباره ی او می گوید :اگر خدا صدایی داشت ،صدای بوچلی می بود.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 22:41  توسط مهران معمارزاده  | 

امرود

بازآ که گلابی دو چشمم
بی روی تو از گلاب خالی است .


فرهنگ و زبان کار جدیدی در اموزش زبان از مهران معمارزاده

ابو اسحاق اطعمه

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 2:13  توسط مهران معمارزاده  | 

خربزه

سعدی شیرازی علیه الرحمه می گوید:

نیکوتر از این میوه همه عمر که خورده ست
شیرین تر از این خربزه هرگز که بریده ست
.

در خانه ی پدری امروز خر (کلان )بزه (خوشبودار )خوردیم.خربزه میوه ای است که به حد کلان و زیاد خوشبودار و شیرین است.هیچ میوه ای چون او نیست.خربزه سلطان میوه هاست.خربزه ی خراسان و گرگاب اصفهان را نیکو دیدم.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 2:6  توسط مهران معمارزاده  | 

به

میوه ی به در دربار ساسانی نماد پادشاهی بوده است.در میان پیشکش های روز مهرگان که به شاه ساسانی تقدیم می شده ،میوه به بود.حدیثی در کتاب مجلسی امده است :خداوند هیچ پیامبری را نفرستاده مگر با رایحه ی به.

و ما بعث الله نبیا الا و معه رایحه السفرجل

میوه ی به بهترین میوه برای مارمالاد و مرباست.به میوه ی پاییزی است وجزو دسته ی سیبهاست که انرا ابی ،بهی و سفرجل هم گویند.در سراسر جنگلهای کرانه ی دریای مازندران فراوان است و نیاز به خاکی ژرف دارد.به بومی ایران و نماد پادشاهی ساسانیان بود.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 1:47  توسط مهران معمارزاده  | 

خورش فسنجان

ایرانیان به تمدن بشری بسیاری چیزها بخشیده اند.از ریاضی و سیستم های سازه های بزرگ گرفته تا پزشکی و اشپزی و پیل الکتریکی و پست و قس علیهذا.یکی از اختراعات بزرگ ما در عرصه ی اشپزی ،خورش فسنجان یا فسوجن است که با رب انار و گردو و ماکیان پخته می گردد.مطابق با عادت دیرینه و مالوف به لغت نامه ی علامه دهخدا تفالی می زنم.خورشی است خاصه گیلانیان نیکو پزند.از مغز گردو و ناردان و گوشت ترتیب دهند.از گوشت ماکیان ،اردک ،مرغابی یا گوسفند با مغز گردو و روغن و رب تهیه می شود و انرا فسوجن هم گویند.

خورش اختراع پارسی است و به نظر من گل سر سبد خورشها ،فسنجان است .نسیم شمال هم فسنجان و فرنی رویخی را بسیار دوست داشت.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 1:17  توسط مهران معمارزاده  | 

انار

در زواره ی اردستان انار به وفور وجود داشت.در ایام سربازی (پیام اوری بهداشت )در استان یزد به عقدا رفتیم  و در انجا انار خوردیم.انار بومی ایران است و از این کشور به جاهای دیگر رفته است .به انار pomegranateگویند که به معنای سیب دانه دار است .

The pomegranate originated from Persia and has been cultivated in the Mediterranean region for several millennia

اعراب در یورش به ایران با انار اشنا شدند و در دوره ی تسلط مورها در اسپانیا شهر قدیمی گرانادا با این میوه اشنا شد.میسیونرهای اسپانیایی ،در سده ۱۶ ،امریکای لاتین ،مکزیک و کالیفرنیا را با انار اشنا ساختند.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 1:1  توسط مهران معمارزاده  | 

هلو

در بی برقی ،هلو می خوردیم.به دیکشنری انگلیسی -روسی اکسفورد نظری انداختم.peachدر روسی می شود :Персик(پرسیک ).هلو بومی ایران بوده است و نامهای دیگر ان این است :

prunus persica

persicum malum

persian apple

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 18:25  توسط مهران معمارزاده  | 

کلیسای استخوانی

رفتن به کلیسا سبب تشدید روحیه ی مازوخیستی بشر می گردد اما وقتی این کلیسا با استخوان مردگان تزیین شده باشد دیگر نور علا نور است.این کلیسا در چکسلواکی سابق ودرsedlec قرار دارد.

کلیسای استخوانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 2:10  توسط مهران معمارزاده  | 

جنگ کوزوو

در سده ۱۴ میلادی ،عثمانی های خونریز در کوزوو با صرب ها و بوسنیا یی ها جنگ کردند که به جنگ کوزوو مشهور گشت.در این جنگ ،گرچه سلطان عثمانی مراد اول توسط یکی از نجبای صرب به نام ابیلیچ کشته شد ولی عثمانی ها قاهر و مسلط شدند.جنگ کوزوو در یاد صرب ها ماند و سبب احیای پاتریوتیسم و ناسیونالیسم صرب در سده ۱۹ شد و بعدن به شکل دیوانه واری در کشتار مسلمانان در جنگ کوزوو در سده ی بیستم ظاهر گشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 1:58  توسط مهران معمارزاده  | 

بدون شرح

این عکس رادوان کارادزیچ مراشوکه کرد.صدام حسین هم با ریشی بلند دستگیر گشت و اکنون رادوان شاعر و روانپزشک و البته جنایتکار جنگی.صربهایی او را قهرمان می شناسند .البته باید به تحقیر تاریخی ملت صرب توسط عثمانی ها توجه داشت اما این دلیل نمی شود که نسل کشی بی گناهان صورت پذیرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 1:41  توسط مهران معمارزاده  | 

Хохлома

Virtually no visitor returns from Russia without a painted wooden souvenir reflecting the traditional ‘Khokhloma’ folk art. Khokhloma ware has a very long tradition and can be traced back to both the monastic and peasant culture of the seventeenth century. The predominant materiel used in making these various decorated containers and tableware is Birch, Lime and Maple.

Khokhloma artists at work.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 13:51  توسط مهران معمارزاده  | 

Сбербанк

برگرفته از وبلاگ فرهنگ وبانک

sberbankبزرگترین بانک در روسیه و اروپای شرقی است .مرکز ان در مسکو است و تاریخ ان به ۱۸۴۱ بر می گردد.درامد خالص ان در ۲۰۰۶ ،۸۹.۳بیلیون روبل بوده و عایدی ان ۳۴۸.۷بیلیون روبل بوده است.تعداد کارکنان ان ۲۴۲۰۰۰ نفر است.این بانک تبحر زیادی در خدمات بانکداری پیچیده ،حمایت های مالی از سرمایه گذاری و برنامه های اجتماعی درروسیه دارد.بعد از بحرانهای مالی روسیه در۱۹۹۸،این بانک به سمت سرمایه گذاری در بخش خصوصی پیشروی کرد.وام دادن ان افزایش یافت و اجاره دادنش در بخش نفت ،گاز طبیعی ومعدن فزونی یافت.بانک مرکزی روسیه (بانک روسیه )بزرگترین سهامدار این بانک است .ده کمپانی قرض گیرنده از این بانک در سال ۲۰۰۴ ،۲۹۷ بیلیون روبل دریافت کردند و پروژه هایی چون کشتی سازی ،ساخت توربین های گازی نیروگاههای برق ،تولید کلر و سودا و شبکه مخابراتی سن پترزبورگ توسعه یافت.

Sberbank
Type Joint stock company
Founded 1841
1988 (transformed to present status)
Headquarters Moscow, Russian Federation
Key people German Gref
Industry Banking
Products Financial Services
Revenue RUB 348.7 billion (2006)
Net income RUB 89.3 billion (2006)
Employees 242,000

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 13:32  توسط مهران معمارزاده  | 

فرهنگ روسیه 4

матрешка

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 12:46  توسط مهران معمارزاده  | 

فرهنگ روسیه 3

سوپ نقش مهمی در غذای روسی دارد.معروفترین سوپ ،borschtاست که از چغندر و مایع گوجه فرنگی ساخته می شود.shchiسوپ دیگری با کلم است.

بیف استروگانف گوشت گوساله و خامه است.خاندان استروگانف از نجبای روسیه بودند.بعد از انقلاب کثیف بلشویکی ۱۹۱۷ اموال این خاندان مصادره شد.

خاویار و ماهی ها نیز در غذای روسها جای زیادی دارند

پلمنی خمیری پر شده از گوشت است.ششلیک ،جوجه کیفی ،پیلاف از غذاهای دیگر است.بنابراین شما پیش غذا را با یک سوپ شروع کنید.غذای اصلی باید ،پلمنی ،شیشلیک ،جوجه کیفی ،پیلاف ،کتلت ،سوسیس و...باشد و انگاه کفیر ،کمپوت یا کیزل مناسب است و برای دسرتان پیروگی خوب است.

سالاد روسی  یا سالاد اولویه،سس مایونز به علاوه سبزیجات و گوشت است.

Lucien Olivier (Russian: Люсьен Оливье) (1838 - 1883) was Russian chef of Belgian origin. He was the owner of Hermitage restaurant in a center of Moscow in early 1860's. Olivier is known for the creation of the famous salad recipe, named in honor of its founder - Olivier. The secret of the recipe was never disclose until his death. Lucien Olivier died in Moscow at age 45 in 1883 and was buried at Vvedenskoye Cemetery. Like his recipe location of his tomb was lost and was found only in May of 2008.

 

 

Olivier salad was invented in 1860s by a Frenchman Lucien Olivier, co-owner of the famous Moscow Ermitage restaurant. The salad was one of the restaurant's main attractions. Lucien Olivier kept the recipe secret and took it to his grave. The salad's approximate recipe was later restored.

Салат Оливье изобрел в 1860-х годах повар-француз Люсьен Оливье - совладелец известного Московского ресторана Эрмитаж. Cалат был одной из главных достопри- мечательностей этого ресторана. Способ приготовления салата Оливье держал в тайне и унес его с собой в могилу. Впоследствии примерная рецептура салата была воспроизведена.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 2:59  توسط مهران معمارزاده  | 

فرهنگ روسیه 2

اسبیتن

گاسترونومی یا ارتباط فرهنگ با معده در شناخت روحیات یک ملت مهم است.بررسی نوشیدنیها و خوراکیها در این حیطه است.نوشیدنیهای روسها اینچنین است:

۱-водкаیا ودکا نوشیدنی الکلی با تقطیرهای متعدد از سیب زمینی ،جودوسر ،گندم و ملاس چغندر قند است که ۴۰ درصد الکل دارد.در زبان روسی به اب водаگویند که این نشان می دهد ودکا برای روسها چون اب می ماند.این الکل قوی سبب اشوب گوارشی و بیماریهای دیگر می گردد و بازار سیاه ان bathtub vodkaسبب سیروز و نابینایی هم شده است.

۲-medovokha:در سرزمین اسلاوها ،عسل فراوان بود وانها ابتدا با تخمیر عسل ،شراب فراهم کردند و در سده ی ۱۴ تانک تقطیر امد و مدووخا را با تقطیر شراب عسل ساختند.در سده ی ۱۷ ودکا امد و بازار مدووخا کساد شد.

۳-sbiten :معجونی از عسل ،اب و ادویه ها بود که با امدن چای کساد شد اما امروزه دوباره احیا شده است.

۴-kvass:نوشیدنی الکلی ملایمی از نان جودوسر(rye) یا نان سیاه

۵-چای :در سده ۱۷ از چین به روسیه امد و جای اسبیتن را گرفت.

۶-قهوه :پتر کبیر این ماده را به روسیه شناساند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 2:24  توسط مهران معمارزاده  | 

فرهنگ روسیه 1

روسیه جدااز اهداف استثماریش نسبت به ایران هماره برایم جذاب بوده است.ابن خلدون جامعه شناس عرب ،اقلیم چهارم را برای ابادانی و تمدن سازی سازگارتر می بیند .اما صقالبه را از اعتدال خارج می بیند چون در اقلیم های دور از اعتدال زندگی می کنند.صقالبه همان اسلاوها یعنی نیاکان روسها بودند.ابن خلدون انها را از اعتدال خارج می شناسد و سرشت انها را به جانوران شبیه می داند.سرمای مفرط این ولایات در این خوی و احوال بی تاثیر نیست.ابن سینا در ارجوزه ی طبی خود می گوید :مردم صقلب (اسلاو )سفید پوست شده اند تا انجا که پوست بدن انان نرم و شفاف می باشد.شمس تبریزی از مولوی خواست که مثل روسها لباس بپوشد و مدتی به کبریت فروشی تن دهد.او می خواست تا مولوی راه عرفان را بیابد و از سجاده نشینی و انانیت دور گردد.در ان زمان روسها مردمانی فقیر و مفلوک بودند و در قونیه به مشاغل پست و کم درامد چون کبریت فروشی مشغول بودند.داریوش شایگان ،روسها را فطرتن اهل افراط و تفریط می داند.انها یا نیهلیست هستند یا اخرت نگر.روس هیچگاه میانه رو نیست.شادخواری های طوفانی انها ،جنبه ی دیونیزوسی روحشان ،رقص ،اواز و موسیقی شان ،باده گساری های شب های سن پترزبورگ گاه چند شبانه روز طول می کشید.روسی احساساتی است.این احساسات گاه به شکل باده گساری و رولت روسی در می اید و گاه به صورت انقلابی گری افراطی و متعصب گونه.گاه به شکل قماربا زندگی و شلیک گلوله ای در مغز نجیب زاده ها (رولت روسی)گاه به صورت  فداکاری و مهر افراطی به مسیحیت وانکار نفس.در روسیه مسائل لعنتی (questions maudites)در بین اینتلیژنتسیا مطرح بود.این مسائل درباره ی موقعیت روسیه در برابر غرب سوال می کرد.ایا باید غربگرا بود و متجدد یا وفادار به اسلاویسم.داستایفسکی می گفت :ما روس ها همه نیهلیست هستیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 1:18  توسط مهران معمارزاده  | 

چلوکبابی

برای شهبارا که دوست ندارد ،دوستش تازی بنویسد


چندین گاه است که از خوردن چلوکباب رستوران محمد درچه شاد نمی شوم و سرانجام در فرجامین رفتنم به درچه با این رستوران بدرود گفتم.چلوکباب باید با گوشت بهترین گوسپند که در زبده ترین خلنگزارها چریده باشد و با بهترین برنج پخت گردد .دیگر نشانی از چاشنی هایی چون پیاز و سماق نیست.باید اوندی که چلوکباب در ان گذاشته می شود پاکیزه و در چشم برجسته اید.باید اتش ذغال برافروخته گردد و گوشتهای نیکو بر ان فراز اید.گویند که شاه ایران ،چلوکباب را از قفقاز گردیش به ایران اورد و فردی به نام غلامحسین نایب در شکوفایی چلوکباب پزی در کشورمان بسیار کوشید.پدر غلامحسین دوست ناصرالدین شاه در تبریز بود.او و شش تن دیگر در دربار قاجار در زمان ولایتعهدی ناصرالدین شاه در تبریز کباب می پختند.ناصرالدین ،شاه می شود و ان هفت تن را به دربار تهران می برد و به روش تبریز کباب پخت می کردند اما امیر کبیر برای پاسداری پرستیژ ایران نزد فرنگیان ،شاه را وادار می کند تا ان هفت تن را از خود براند.اما نایب در کنار کاح گلستان و در بازار کباب پزی باز می کند.کباب پزی نایب.اما چلوکباب خوری با غلامحسین نایب در ایران شکوفایی می یابد.غلامحسین نایب از مشروطه خواهان بود.شمشیری هم داماد خانواده ی نایب بود و با برادرزاده ی غلامحسین خان پیوند یافت و او هم از دوستداران مصدق شد.چلوکبابی حسن شمشیری هم شهره شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 2:39  توسط مهران معمارزاده  | 

از گذشته ها...

پیشکش به پدربزرگوارم حسین معمارزاده

اکبر مشدی قدیمی‌ترین بستنی فروشی تهران است که هنوز به کار خود ادامه می‌دهد. بستنی اکبر مشدی در ۱۱/۴/۱۳۵۴، با سرمایه حاج علی اکبر جعفری تأسیس شد. این بستنی ابتدا در خیابان ری آماده و فروخته می‌شد و اکنون شعبه‌ای از این بستنی فروشی در میدان تجریش دایر است که بستنی‌های آماده شده در خیابان ری را در میدان تجریش به خریداران می‌رساند. اکبر مشدی لقب محلی سازنده بستنی سنتی است‌.


چندی پیش با پدرم در اولین سالگرد ازدواجم سخن می گفتم.از گذشته ها برایم می گفت ،از وقتی که چلوکباب ۲۰ ریال و چلوخورش ۱۲ ریال و گوشت ،یک کیلو ۲۵ ریال و نان ده شاهی و بسته قوطی کبریت سه ریال و لیموناد اریال و پپسی وکانادا ۲ ریال و ده شاهی و پالوده و بستنی ۵ ریال بود.او چون شغل اداری داشته است و حسابهای یومیه ی زندگیش را با نظم و ترتیب می نویسد می تواند پاسخگوی پرسشهای من باشد.این رقم ها در دهه ی ۱۳۳۰ بود.از اکبرمشتی و چلوکباب فرهادیان در کوچه ی تلفنخانه برایم گفت و از این ابیات در گرمابه های ایران :

هرکه دارد امانت موجود

بسپارد به من به وقت ورود

نسپارد اگر شود مفقود

بنده مسئول او نخواهم بود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 1:31  توسط مهران معمارزاده  | 

بدنامان و افواه ایرانی

زمانی عکسهای مجلات پیش از انقلاب را داشتیم که معلوم نشد چطور شدند.عکسهای ورزشکارانی چون حسن روشن ،علی پروین ،اندرانیک اسکندریان و قس علیهذا.در یکی از این مجلات عکس پری بلنده روسپیگر معروف بود.او در انقلاب دستگیر و اعدام گشت.نام  او وارد ادبیات فارسی شد و هوشنگ گلشیری در یکی از رمانهای خویش -ولایت هوا-تلمیح گونه از او  نوشت .یکی دیگر از بدنامانی که در افواه ایرانی ،نامش جاری شد اصغر قاتل بود.علی اصغر بروجردی اولین قاتل زنجیره ای ایران بود.در ۱۳۱۳ در تهران دستگیر و اعدام شد.او در عراق و تهران به کودکان تجاوز می نمود و انها را می کشت.وی در مورد جنایاتش در عراق می گفت :

درعراق‌ در قهوه‌ خانه‌ برادرم‌ هر چه‌ پول‌می‌گرفتم‌ خرج‌ اطفال‌ میکردم‌. مدتی‌ هم‌ درمساجد درس‌ آجیل‌ می‌فروختم‌ و با اطفال‌ رابطه‌برقرار می‌کردم‌ تا این‌ که‌ به‌ علت‌ فریب‌ دادن‌ 5بچه‌ از فرزندان‌ متمولین‌ آنجا و فریب‌ دادن‌ آنهانه‌ سال‌ حبس‌ کشیدم‌. پس‌ از آزادی‌ از برادرم‌خواستم‌ که‌ برایم‌ زن‌ بگیرد ولی‌ قبول‌ نکرد. دیگرهمیشه‌ با اطفال‌ بودم‌ تا این‌ که‌ یک‌ شب‌ یک‌شاگرد نجار به‌ نام‌ حسن‌ را فریب‌ دادم‌ با پنج‌ نفردیگر به‌ او تجاوز کردیم‌ به‌ خاطر همین‌ دو سال‌حبس‌ کشیدم‌ و از طرف‌ محکمه‌ تحت‌ نظر پلیس‌بودم‌. هر شب‌ پلیس‌ در خانه‌ می‌امد و بودن‌ مرادر خانه‌ کنترل‌ می‌کرد، تصمیم‌ گرفتم‌ به‌ هر پسری‌که‌ تجاوز می‌کنم‌، او را به‌ قتل‌ برسانم‌ در بغداد ۲۵ پسر را سر بریدم‌ اغلب‌ جنازه‌ را در شط غرق‌می‌کردم‌، برخی‌ را هم‌ به‌ قدری‌ ماهر شده‌ بودم‌که‌ از سر بریدن‌ هیچ‌ آثاری‌ نمی‌گذاشتم‌ آخرین‌بچه‌ را که‌ می‌کشتم‌ کودک‌ دیگری‌ مرا دید و به‌طرف‌ شرطه‌ دوید که‌ من‌ از همانجا به‌ ایران‌ فرارکردم‌

اصغر قاتل در ایران هم بامیه فروشی می کرد و همچنان به اعمال زشتش ادامه می داد.او را دستگیر کردند و وارونه دار زدند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 1:14  توسط مهران معمارزاده  | 

دستگاه های موسیقی ایرانی

برق رفتن های پیاپی سبب شده است که تمایل من به دستگاه سه گاه افزون گردد.این دستگاه ،غم و اندوه را نشان می دهد.البته گاهی اهنگهای شادی مثل امشب که مست مستم در این دستگاه است که جزو نوادر است و النادر کالمعدوم.در موسیقی غربی تمایلم به گام های مینور است نه ماژور که انهم نشان دهنده غم ذاتی ماست.مخلوط گام سه گاه و همایون ،چهارگاه است .چهارگاه هم غم در خود دارد هم شادی.این دستگاه کمال بیشتری دارد و مشخصه ای کاملن ملی دارد و برای تصانیف ملی میهنی و حماسی معرکه است.اما ماهور شاد است و شاید مناسب حال ما نباشد.همایون هم حالت اسرارامیز و محزونی دارد.شور و نوا و پنج دستگاه هم سه دستگاه دیگرند.هر چه می گذرد دلمان از ماهور می گریزد و به سه گاه می گراید.ماهور گام بالارونده ای است و شاد، شور و همایون پایین رونده.چهارگاه هم بالارونده است هم پایین رونده بنابراین ذو خصلتین است.راست پنج دستگاه شبیه ماهور است و نوا شبیه شور.


واما نظر دوست فرزانه ام شهرام عدیلی پور

دكتر مهران عزيز موسيقي سنتي هفت دستگاه دارد و دو مقام . و هر دستگاه حدود 100 گوشه دارد . برخي از گوشه ها شاد هستند و برخي اندوه گين ؛ نمي توان دستگاهي را كه حدود 100 گوشه دارد به طور كلي شاد يا اندوه گين دانست و نتيجه ي كلي گرفت ؛ براي نمونه شور كه از غم انگيزترين و سنگين ترين دستگاه هاست گوشه هاي شادي هم دارد كه شايد نتوان تصور كرد اصلن از دل دستگاه شور در آمده است ؛ در مقابل دشتي و ابوعطا كه از زير مجموعه هاي شور هستند بسيار اندوه گين و سنگين هستند و بيشتر نوحه ها در اين مقام ها هستند . سه گاه از اتفاق از آن دستگاه هايي ست كه به سنگيني و غمناكي شور و همايون نيست . براي نمونه تصنيف معروف من از روز ازل ديوانه بودم از غلام حسين بنان كه در سه گاه است چندان غمناك نيست و اگر ريتم آن كمي تندتر اجرا شود شاد هم هست يا تصنيف در خيال شجريان ( آمده ام كه سر نهم عشق تو را به سر برم ) كه شور انگيز و پر تپش است و انسان را به وجد و حركت مي آورد . از آن گذشته ماهور هم كه اشاره كرديد گوشه هاي اندوه گين دارد و مرغ سحر نمونه ي روشن و مشهور آن است . از همه ي اين ها كه بگذريم بايد دقت كرد كه جنس شادي و غم در ترانه ها و قطعه هاي آوازي مختلف با هم خيلي فرق دارد و اين در موسيقي ملل ديگر هم پيداست . براي نمونه بيات ترك و بيات اصفهان كه محبوب من هستند و خيلي دوست شان دارم غمگين و سنگين هستند اما غم و اندوهي زيبا و متعالي و ژرف و تاثير گذار . غمي انساني ؛ عرفاني و فلسفي كه به درد حالات نفساني و عاطفي والا و جاودان مي خورد اين جنس از غم فرق دارد با غمي كه در نوحه ها و روضه خواني ها به كار مي رود كه سطحي و ملال آور است و افسردگي مي آورد و دل را تاريك مي كند و مي ميراند . اين جنس از غم در دشتي و ابوعطا كاربرد زياد دارد و بيشتر به درد ترانه هاي چوپاني و عوامانه مي خورد . اما غمي كه در اصفهان و بيات ترك و همايون هست تعالي دهنده و بيدار كننده است مثل غمي كه در باخ هست يا براي نمونه موسيقي زبيگنيو پرايزنر يا برخي تم هاي ونجليس .

خب از موسيقي كه بگذريم من كمي حرف دارم در مورد زبان نوشته ي شما كه در بيشتر نوشته هاي ات به كار مي بري . من با اين زبان كمي مشكل دارم . من به فارسي نويسي تا آن جا كه ممكن باشد باور دارم . براي من پرسش است و كمي سنگين است كه چرا دكتر معمارزاده كه شيفته ي ايران و فرهنگ و ادبيات فارسي و زبان زيباي فارسي و خورشيد ادبيات ايران و جهان فردوسي بزرگ است گاهي اين همه از واژگان غلنبه سلنبه ي عربي آن هم از نوع بد آخوندي اش استفاده مي كند ؟!!!! النادر كالمعدوم ؟!!! ؛ ذو خصلتين ؟!!!!


پاسخ به دوست عزیزم

نوشتن لغات عربی در متون مربوط به گذشته برای من یک حس نوستالژیک دارد.به زمانی بر می گردد که اموختن زبان تازی را خوش داشتم و تمام لغات انرا از بر می کردم.پالودن زبان فارسی نیاز به یک عزم ملی دارد و من در انزمان فارسی سره خواهم نوشت.تلمذ عبدالکریم سروش  در میان نوشته هایش نیز مرا عربی نویس کرد.من از فیلمهای حاتمی و گویش قاجاری لذت می برم گرچه در دل ایران دوستی بی مدارا با دشمنان ایران هستم.لازم به ذکر است که عربی مورد استفاده ی ما ایرانیان قابل فهم برای تازیان نیست و استفاده از لغات عربی در ساختار دستورزبان فارسی یک پدیده ی کاملن بومی است.در رابطه با مطالب مربوط به موسیقی کاملن حق با توست و بسیار اموختم.

ارادتمند

مهران معمارزاده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت 0:30  توسط مهران معمارزاده  |