وبلاگی بر ضد صوفیان دیدم که مطلبی از ان را به عینه اورده ام.دوست دارم نظرات خوانندگان راستین وبلاگم را ببینم.
1) افراطیون
این گروه تعدادی از بزرگان صوفیه هستند که به شیفته سماع بوده و آن را یکی از برترین اعمال یا حتی بهترین عمل نزد خداوند می دانند. مولوی ، شمس تبریزی ، فخرالدین عراقی ، اوحدالدین کرمانی ، روزبهان بغلی شیرازی از این دسته اند.
مولوی می گوید :
پس غذای عاشقان باشد سماع که در او باشد خیال اجتماع
وی حتی سماع را برتر از نماز می داند. افلاکی شاگرد مولوی در مناقب العارفین می نویسد :
روزی در حضور مولانا رباب می زدند و مولانا ذوق ها می کرد. از ناگاه عزیزی (یکی از مریدان) درآمد که نماز دیگر (اذان) می گویند. (مولوی) لحظه ای تن زد (صبر کرد) و فرمود : نی نی آن (اذان) نماز دیگر و این سماع نماز دیگر.هر دو داعیان حقّند. یکی (اذان و نماز) ظاهر را به خدمت می خواهد و این دیگر (سماع) باطن را به محبّت حق می خواند. (احیاءعلوم الدین/ص406— مولاناجلال الدین/ص342)
در جایی دیگر ، در مقابل حدیث پیامبر اکرم (ص) که می فرمایند : « حبب الی من الدنیا النسا و الطیب و قره عینی الصلوه » ، مولوی می گوید : ما از این عالم سه چیز را اختیار کردیم : یکی سماع و یکی فقاع (آبجو) و یکی حمام. (مناقب العارفین/ص406 و مولانا جلال الدین ص342)
آیا بدعت از این واضح تر می توان یافت؟
فرزند خلف مولوی نیز می گوید : انبیا توجه و رویکرد به خدا را در قالب نماز به مردم می رساندند؛ اما اولیا (صوفیه) آن نماز حقیقی را به صورت سماع به عالمیان رساندند. (ولدنامه/ص112 و مناقب العارفین/ص394)
نجم الدین کبری می گوید : شیخ جنید بغدادی در سماع حاضر بود و سماع در نمی گرفت. شیخ فرمود : بنگرید که هیچ عامی (منظور غیر صوفی) در میان ما هست؟ نیافتند و ... . شیخ فرمود : بهتر طلب کنید! کفش عامی با کفش صوفی عوض شده بود و به این دلیل در نمی گرفت. (اندر غزل خویش نهان خواهم گشتن/ص23)
و از قول مولوی می نویسد : العشق یزید بالسماع . (سماع عشق آفرین است/ص436)
2 ) غیر افراطی
این دسته اگر چه سماع را مستحب و قرب آور می دانند و نوعا هم خودشان اهل سماع بوده اند ، اما به اندازه گروه اول دیدگاه افراطی ندارند. علاء الدوله سمنانی ، عز الدین محمود کاشانی ، عزیز الدین نسفی ، محمد غزالی و هجویری از این گروه اند.
3 ) مخالفین سماع
این گروه در بین متصوفه اندک هستند ؛ اما با سماع مخالفت جدی داشته اند. بهاء الدین نقشبند ، محی الدین عربی و احمد جام از این دسته اند.
محی الدین عربی در رساله روح القدس فی محاسبه النفس ذیل بحث سماع می گوید: بعد از مراسم پر هیاهوی سماع ، به یکدیگر به جهت اعمال خود تحنیت می گوئیم ؛ در حالی که فرشتگان در ملأ اعلی به ما به موجب از دست دادن دین و عقل خود ( به واسطه سماع) تسلیت می گویند.
وی سپس می گوید : ای نفس ! به جهت این اعمال از خدا حیا نمی کنی . تو در طول شب و (در حال سماع) در تسخیر و قبضه شیطان بودی و بازیچه دست او. با این همه ، تو ذوق می کردی و لذت می بردی.
بعد تصریح می کند : از همه بدتر و از هر مصیبتی بزرگتر و از هر فاجعه ای سنگین تر و از هر دردی جانکاه تر این که در این حال ادعا می کردی که من با خدا و در خدا بودم و به خدا برخاستم و در خدا شطحیات بر زبان راندم.
و همچنین در رساله شاهد می گوید :
رقص و پایکوبی لایق حضرت حق نیست ؛ شهود حق متوقف بر هیبت است و هیبت موجب سکون و آرامش می شود ؛ نه حرکت جنبش.
و بعد می گوید : رقص کنید و بدانید که تنها رقاصید و بدانید که هنوز در مرحله نفسانیات باقی هستید. هرکس در سماع جست و خیز کند و مدعی شود که شهود خدا کردم و خدا من را به خود نمود ، پس دروغگو است. (رساله شاهد / ص 4 )
به هر حال آنچه مسلّم است این است که به دلایل گوناگون اسلام این عمل را نمی پذیرد و با آن مخالف است ؛ چنانکه شیعه نیز حکم به حرمت سماع داده اند.

مولوی می گوید : ما از این عالم سه چیز را اختیار کردیم : یکی سماع و یکی فقاع (آبجو) و یکی حمام. (مناقب العارفین/ص406 و مولانا جلال الدین ص342)