کلوب حشاشین
در دهه های ۱۸۴۰ کلوب حشاشین در پاریس شکل گرفت.انها علاقمند به تجارب ناشی از موادی چون حشیش بودند.در این گروه کسانی چون بودلر ،الکساندر دومای پدر ،دلاکروا ،ژرار دونروال و...عضو بودند.

هنر و ادبیات
در دهه های ۱۸۴۰ کلوب حشاشین در پاریس شکل گرفت.انها علاقمند به تجارب ناشی از موادی چون حشیش بودند.در این گروه کسانی چون بودلر ،الکساندر دومای پدر ،دلاکروا ،ژرار دونروال و...عضو بودند.

سیکلون گرمسیری به برمه خسارات فراوانی وارد کرد.در قربانیان البته باز هم بدبخت و بیچاره ها بودند و گویا اثری از خونتاهای نظامی این کشور نبود.سیکلون یک نقطه ی کم فشار سطح اب و بخار متراکم و حرارت دیده در اطراف این نقطه است.

![]()
سیکلون نرجس که میانمار را با خسارات فراوانی گذاشت
عملکرد خونتای نظامی برمه در مدیریت بحران، افتضاح بود.
خشخاش تریاک در ناحیه ی بین النهرین کشت می شد ولی در سده ۱۹ ساختمان شیمیایی تریاک مکشوف گشت.در همین سده شیمیدان انگلیسی الدر رایت در بیمارستان سن ماری لندن ،فرم استیل الدئید مرفین را ساخت.دی استیل مرفین را هرویین نیز می گویند.اما هرویین با کار شیمیدان المانی در داروسازی بایر سالها بعد معروفتر گشت.او فلیکس هوفمان نام داشت.بایر این ماده را هرویین نامید.
![]()
بطری هرویین بایر
![]()
فلیکس هوفمان هم هرویین را ساخت هم اسپرین
تریاک در گذشته درمانی برای افسردگی محسوب می شد ولی امروزه در اقتصاد جنایی و نارکو تروریسم وارد گشته است.مثلث طلایی ۳۵۰۰۰۰کیلومتر مربع است و چهار کشور برمه ،لائوس ،ویتنام و تایلند را دربر می گیرد.هرویین تولید شده در اینجا به امریکا وارد می شود.امروزه Yabaیا متامفتامین نیز در اینجا تولید می شود که مقصد اصلی ان امریکاست.برمه پس از افغانستان دومین تولید کننده ی تریاک غیرقانونی دنیاست.

مراکز تولید هرویین در جهان
نه وین پس از انحلال پارلمان و از میان بردن نهادهای دموکراتیک و بستن مطبوعات ازاد این کشور ،مرزهای برمه را به روی خارجیان بست و روابط دیپلماتیک این کشور را با سایر ممالک جهان به حداقل ممکن تقلیل داد.ژنرال نه وین به حزب سوسیالیست برمه متکی بود.در سال ۸۸ نخستین تظاهرات اعتراض امیز در رانگون پایتخت برمه روی داد که پلیس ،۳۰۰ نفر را کشت.خانم سوچی از لندن وارد رانگون شد.او فرزند ژنرال اونگ سان بود که قهرمان استقلال برمه محسوب می شد.اودر ۱۹۴۷ به قتل رسید.خانم سوکی هنگام کشته شدن پدرش دو سال داشت .او بعدن به لندن رفت و در همانجا ازدواج کرد.او برای پرستاری از مادرش به رانگون برگشت و از اوضاع نابسامان مردم کشورش به شدت متاثر شد.او سازمان اتحاد ملی برای دموکراسی را تشکیل داد.در ۱۹۸۸ به دعوت سوچی ،تظاهرات عظیمی در رانگون برپا شد.او در این تظاهرات شرکت کرد و مستقیمن ژنرال نه وین دیکتاتور برمه را مورد حمله قرار داد.نه وین به دنبال این تظاهرات میلیونی ،استعفا داد و یک شورای ۱۹ نفری از افسران ارتش برمه زمام امور کشور را به عهده گرفت.ژنرال ساومونگ نخست وزیر شد و امروز هم نظامیان بر اریکه قدرتند.
![]()
ان سان سوچی در کنار عکس پدرش

میانمار یا برمه از سال ۱۹۶۲ به این طرف زیر حکومت دیکتاتوری نظامی به سر می برد.در سال ۱۹۹۰ حزب خانم اونگ سان سوچی بیشترین ارا را برای پارلمان به دست اورد ولی نظامیان از به رسمیت شناختن ان خودداری کردند.رژیم نظامی این کشور با بازداشت خانم سوچی بر سیاست اختناق و خشونت افزود.سوچی در سال ۱۹۹۱ جایزه نوبل صلح را دریافت کرد.برمه تا سده ۱۱ میلادی که زیر سلطه مغولها درامد پادشاهی بود.سرانجام برمه ضمیمه امپراتوری قدیم چین شد.در دهه ۱۸۸۰ انگلیسی ها بر این کشور مسلط شدند.سلطه انگلیسی ها بر برمه تا جنگ دوم جهانی بود و در ۱۹۴۲ ژاپنی ها این کشور را زیر اشغال خود قرار دادند.در سال ۱۹۴۸ انگلیس با استقلال این کشور موافقت کرد.تا سال ۱۹۶۲ این کشور با اصول دموکراسی اداره می شد.اما کودتای نظامی به رهبری نه وین به عمر دموکراسی پارلمانی خاتمه داد.
![]()
snowflakeرا دوست دارم.شکل منظم و هگزاگونالش را.سرما را بیش از گرما دوست دارم.زمینهای پوشیده از برف را دوست دارم.اما خدا نکند بیماری کوری برف یا نیفابلپسیا بگیریم.وضعیت دردناکی که از اشعه های ماورابنفش برخاسته از برف در چشمها ایجاد می شود.

پیوتر ماشروف از رهبران پارتیزانی بیلاروس بود.این کشور پارتیزانهای قدری در برخورد با نازیها داشته است.در دهه ی ۱۹۶۰ او پرزیدنت دوفاکتوی بیلاروس کمونیستی بود.او برای مردمش بسیار کار کرد وحقن او مبدع گلاسنوست در کشورش بود.در۱۹۸۰ در حادثه مشکوک رانندگی کشته شد.بعضی بر این باورند که کا گ ب او را کشته است زیرا او کاندیدای بالقوه ای برای رهبری اتحاد جماهیر شوروی محسوب می گشت.
![]()
پارتیزانهای بیلاروسی در ۱۹۴۳
در پایان اوگوست ۱۹۴۱ المانهای هیتلری بیلاروس رااشغال نمودند.ویلهلم کوبه مدتی را در داخائو انجام وظیفه نموده بود و سپس کمیسر ارشد نازیها در روسیه سفید (بیلاروس )شد.او مرکزش را در شهر مینسک دایر کرد و به از بین بردن یهودیان بیلاروس همت گمارد.اودر سال ۴۲ وحشیگری فراوانی در ماجرای گتوی مینسک انجام داد.کوبه در سال ۴۳ در اپارتمانش در مینسک به قتل رسید.در تلافی کشته شدن کوبه در مینسک ،نازیها ۱۰۰۰ مرد مینسکی را کشتند.
حکیم ابوالقاسم فردوسی بزرگترین شاعر ایرانی از دوستداران ارای شعوبیه بود.او در ذکر مفاخر ملی کاملن شعوبی بود.او را رافضی دانستند .
ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده است کار
که تاج کیانی کند ارزو تفو باد بر چرخ گردن تفو
دقیقی طوسی نیز از دوستداران ارای شعوبیه بود که در کار شاهنامه سرایی پیشرو ی فردوسی بوده است.اما به دستور خلیفه عباسی ،کشته شد.نهضت شعوبیه در سده سوم هجری به نهایت شدت رسید.بابک خرمدین در کوههای ارمنستان متواری شد.حکمران ارمنستان ،سهل بن سنباط به دیدار او رفت و روزی در شکارگاه با تبانی و غدر او را تسلیم افشین کرد.معتصم عباسی از دستگیری بابک شاد شد و افشین را بنواخت.او را در سامرا با جلادی کشتند.مازیار طبرستانی نیز به دستور معتصم در سامرا کشته شد.طاهریان اصلن ایرانی و از مردم پوشنگ هرات بودند.انها اشکارا شعوبی بودند.صفاریان نیز به شعوبیه ارج می نهادند.یعقوب لیث صفار در سیستان رویگری می کرد و مردی میهن پرست بود.دیلمیان هر وقت فرصتی می یافتند به اعراب حمله می کردند و اتش کینه خود را تا حدی فرو می نشاندند.مرداویز زیاری از اغاز جوانی در کوهستانهای شمالی ایران با اعراب می جنگیدند.او در صدد بود پس از انجام مراسم جشن سده در اصفهان که متروک شده بود اهنگ بغداد کند و کاری که یعقوب لیث صفار نتوانسته بود انجام دهد به پایان رساند.او پس از برگزاری مراسم جشن سده ،به تحریک خلیفه عباسی به دست غلامان ترک خود در گرمابه به قتل رسید.
![]()
گنبد قابوس
اما شعوبیه دشمنان معروفی هم داشت.ابن قتیبه دینوری با وجودی که ایرانی بود دست از حمایت اعراب نکشید و تعصب شدید ضد شعوبی داشت.ابن قتیبه معتقد بر فضیلت عرب بر عجم بود.او پس از رد عقاید شعوبی ،فضایل عرب را بر می شمارد.او اعراب را شجاع می داند.از فضایل دیگر انها ،پیاده دویدن (رجلیون )است.اعراب نکاح خواهر و دختر را جایز نمی شمردند و قس علیهذا....جاحظ از ادبای معروف عرب هم دشمن شعوبیه بود.اصعمی ،متنبی (شاعر مشهور )و جارالله زمخشری نیز از دشمنان معروف شعوبیه بودند.
![]()
مسجدی در بلخ
ناصر خسرو قبادیانی از دشمنان شعوبیه است !!!.ناصر خسرودر کتاب وجه دین ،پیروان زرتشت را در ردیف مشرکان و بت پرستان می شمارد
ای خوانده کتاب زند و پازند زین خواندن زند تا کی و چند
ابن مقفع ایرانی و پارسی نژاد بود و از مردم شهر فیروزاباد (گور )فارس بود.مهدی عباسی که زندقه کش معروفی بود گفته است :هرگز کتابی در زندقه ندیدم که اصل و منشا ان ابن مقفع نباشد.ابن مقفع از فصیحان درجه اول زبان عربی بود که شعر هم می گفت.او چندین کتاب پهلوی را به عربی ترجمه کرد.او به دو زبان پارسی و عربی تکلم می کرد.او به دستور منصور عباسی و توسط حاکم سنگدل بصره کشته شد.ابوعبیده راویه یهودی و ایرانی تبار بود.اسحاق موصلی موسیقیدان بزرگ ایرانی تبار درباره او گفته است :خرد و دانش منحصرن نزد ابو عبیده است و تو اگر علم و دانش می خواهی او را بر اصعمی مقدم بدار و بوزینه ،زاده بوزینه را (مقصود اصعمی است )ترک گوی.لازم به ذکرست که اصعمی پرچمدار حزب عربی بود.ابوعبیده کتاب فضایل الفرس و اخبار الفرس را نوشت.دیگر کتاب او لصوص العرب و ادعیا العرب بود.ابوعبیده توسط یکی از عربان با موز مسموم از میان برفت.ابوعبیده دین اسلام را از اعراب جدا می کرد و اعجاز القران را نیز نوشت.
![]()
موزه لوور از کاخ داریوش بزرگ در شوش
ابو نواس در اهواز زاده شد و از شعرای مشهور عصر عباسیان بود که دردربار هارون الرشید ،امین و مامون راه یافت.در لهو و لعب اسراف می کردو در شعر غنایی و خمریات بزرگترین شاعر جهان اسلام بود.ابونواس متهم به زندقه شد و قاضی از او خواست تا بر تصویر مانی اب دهان بیفکند.او با خاندان برمک در تماس بود و به تمدن شکوهمند ساسانی اشاره می کرد.ابوالعتاهیه از شعرای دیگر شعوبی بود که افکار بدبینانه و زاهدانه و مرگ اندیشی داشت.او طرفدار ایرانیان بود و به نژاد خود مفاخرت می کرد.او به ابن حباب که ایرانی بود ولی از انتساب به عرب خشنود بود انتقاد کرد و این شعر را گفت :
اوالب انت فی العرب کمثل الشیص فی الرطب
هلم الی الموالی الصید فی سعه و فی رحب
فانت بنا لعمرالله اشبه منک بالعرب
ای والبه بن حباب !تو در میان عرب مانند خرمای نارس در میان رطب هستی.نزد موالی که بزرگوارو اصیلند بیا ،تا در اسایش باشی .به خدا سوگند ،تو به ماشبیه تری تا به عرب.
ابوالعتاهیه از فساد دربار هارون الرشید انتقاد می کرد و توسط او به زندان انداخته شد.او اشعاری روی دیوار زندان نوشت.
![]()
کاخ داریوش بزرگ در شوش
سه مسلک وجود داشت :حزب عربی که عرب را بر سراسر اقوام عالم برتر می شمرد و امویه پرچمدار ان.۲-حزب مساوات که ملل عالم را برابر می دانستند۳-حزب شعوبی که عجم را بر عرب برتر می شمرد و جنس عرب را تحقیر می کرد.زمزمه ی عقاید شعوبی از اواخر عهد اموی از زمان اسماعیل پسر یسار نسایی در دربار هشام بن عبدالملک اغاز شد که مفاخر ایرانیان را می شمرد.اعراب از ایرانیان شعوبی دل پرخونی داشتند و انها را زندیق می نامیدند.جاحظ ،زندیق را به چهار معنی شمرده است :پیروان مانی ،بقا بردیانت پارسی به ویژه کیش مانی ،اعتقاد به کیش مجوس خصوصن مانی ،زبان درازی به دین اسلام.بشار بن برد طخارستانی توسط مهدی عباسی به جرم زندقه به چوب بسته شد و بروی تازیانه زدند و او از بین برفت.ابن مقفع ادیب ایرانی به جرم زندقه کشته شد.اسماعیل و برادرانش ،محمد و ابراهیم پسر یسار نسایی بودند و دارای غرور ملی بودند و با بیچارگی زندگی می کردند و مصون از تعذیب بنی امیه نبودند.بشار بن برد طخارستانی اتش را برخاک برتر می شمرد و ابلیس را برادم فضیلت می داد.او اشعار بسیاری در تفضیل ایرانیان بر عرب داشت.بشار ،هموطنان ایرانی را به ترک موالات و پیوستگی با اعراب و بازگشت به ملیت ایرانی دعوت می کرد.

پدر حسن بصری اهل میسان و ایرانی بود.حسن بصری انسانی پرهیزکار بود و فقیهی زیرک .صوفیان او را از سرحلقه های تصوف می دانستند.او با بنی امیه اشکارا مخالفت می کرد و انها را کافر و گمراه می دانست.او پدر اشعریان است.حسن بصری زودرنج و تند مزاج بود و در اظهارات سیاسی بیباک.پدر ابن سیرین هم ایرانی و اهل میسان بود.ابن سیرین از فقهای بزرگ زمان اموی بود.او خنده رو و بردبار بود.ابن جبیر هم ایرانی تبار بود.او فقیهی بود که توسط حجاج کشته شد.اکثر فقهای مناطق ،ایرانی تبار بودند.اسماعیل پسر یسار نسایی از شاعران شعوبی و ضد عرب بود.ابراهیم موصلی و فرزندش اسحاق موصلی استادان زبردست موسیقی بودند و ایرانی تبار بودند.بشار بن برد طخارستانی و بونواس اهوازی تصنیف و غزل می سرودند.سیبویه وکسایی هردو امامان نحو بودند و هردو ایرانی.واصل بن عطا موسس معتزله و شاگرد حسن بصری از موالی بود.
![]()
حکومت اموی بر پایه تحقیر ملل غیر عرب استوار بود.انها موالیان ایران را احمر (سرخروی )،علوج (خدا نشناس و نادان )می نامیدند.حجاج بن یوسف ثقفی دستهای موالی را داغ می کردتا شناخته شوند.مختار با کمک موالی تمام قاتلان حسین (ع )را کشت.ایرانیان بر ضد عرب بیشتر به صورت نهضت ادبی قیام کردند.شاعران تازیگوی ایرانی نژاد در اثار خود بر عرب مفاخرت کردند.خاندان یسار نسایی به مجد و عظمت باستانی ایرانیان اشاره کردند.اسماعیل یسار نسایی معروفترین شاعر ایرانی تازیگوی در زمان اموی بود.ایرانیان چون ابومسلم خراسانی ،اموی را از بین بردند و عباسی را افریدند.ولا رقیت که معمول اموی بود به ولا اصطناع در عباسی تبدیل شد و ایرانیان حتا به وزارت می رسیدند.عباسیان پایتخت را به عراق منتقل کردند تا به دوستان ایرانیشان نزدیکتر باشند.منصور عباسی دستور داد تا گماشتگانش ،کلاه ایرانی (قلنسوه )بر سر گذارند.اما عباسیان عرب بودند و هنوز سیادت عرب وجود داشت.هارون الرشید ،خاندان ایرانی برمکی را بر انداخت و مامون ،فضل بن سهل خراسانی را کشت.معتصم عباسی ،ترکان را به جای ایرانیان نشاند و متوکل به ایرانیان و شیعیان ستم روا می کرد.ال بویه ایرانی اوضاع را به دست گرفت.
![]()
|
پنجشنبه 19 اردیبهشت1387 ساعت: 23:59 |
توسط:شهبارا | ||||
|
هان اي دل عبرت بين از ديده عبر كن هان | |||||
خاقانی را شاعر صبح می گویند.او به طلوع خورشید علاقه فراوانی داشت و در اشعارش به ان اشاره کرده است.رنگ ابی اسمان و قرمزی ان در طلوع خورشید توسط جان استروت فیزیکدان انگلیسی شرح داده شد که چون لرد ریلی بود انرا Rayleigh scattering گویند.
As light travels through the atmosphere, some of it is scattered at large angles by small particles. This type of scattering, where the particles are much smaller than the wavelength, is called Rayleigh scattering. Because Rayleigh scattering is much stronger for shorter wavelengths, like blue, the light from a clear sky is blue. Likewise, as the blue component is scattered out of a ray of sunlight, the remaining light becomes yellower. At sunrise or sunset the light has traveled a long distance through the atmosphere leaving only the longest wavelengths like orange and red. The reddened sunlight illuminates clouds and other particles. The combination of orange and red clouds and the blue sky can produce a variety of colors.
ابرها به چهار خانواده تقسیم می گردند :
۱-کلاس A:ابرهای بالاتر از ۶۰۰۰ متر که انها را سیروس گویند.ابرها در این ارتفاع از کریستالهای یخ تشکیل شده اند.
۲-کلاس B:ابرهای بین ۲۰۰۰ تا ۶۰۰۰ متر که با پیشوند التو شناسایی می شوند.
۳-کلاس C:ابرهای تا ۲۰۰۰ متر که استراتوس و کومولوس هستند.
۴-کلاس D:ابرهای عمودی که با جریانهای شدید همراهند.
![]()
کومولو نیمبوس جزو کلاس دی است
![]()
استراتوس جزو کلاس سی است
![]()
سیروس جزو کلاس ا است
رشته ی ابرشناسی را نفولوژی گویند
ذکر معشوق مذکر در اوایل عهد عباسیان در شعر عرب پیدا شد.شاعری اهل کوفه به نام ابن الحباب مبدع ان بود و شاگرد او ابونواس انرا به شعر فارسی راه داد.ابو نواس در اصل ایرانی بود و در اهواز زاده شد و در بصره تحصیل کرد .در دربار هارون الرشید و امین پسر غلامباره اش ،اعتباری یافت و مورد توجه برامکه قرار گرفت.ابونواس شاعر خمریات هم بود و عشق پسران را بر دختران ترجیح می داد.سعدی درمورد ابونواس می گوید:
هرکه همچون بونواس اندر لواطه نصب شد
از غم نقمات و رنج کدخدایی بی غم است
شمس تبریزی به نحوی شاهد بازی احمد غزالی را توجیه می کرد اما اشکارا شاهدبازی اوحدالدین کرمانی را منکر بود.مولوی به تبعیت مرادش شمس تبریزی و پدرش بها ولد نظر خوشی نسبت به شاهدبازی نداشت.در مثنوی انعکاس این ناهنجاری اجتماعی دیده می شود و غالب صوفیان به این عادت مذموم گرایش داشتند.
![]()
پس از رفتن شمس تبریزی ،مولوی شیفته صلاح الدین زرکوب قونوی شد.او مردی بی سواد اما خوش قلب بود که در قونیه حرفه زرگری داشت.دختر او به عقد پسر مولوی درامد.با فوت زرکوب بنابروصیتش ،جنازه او را در مقبره پدر مولانا دفن کردند.این مراسم همراه با رقص و موسیقی بود
ای زهجرانت ،زمین و اسمان بگریسته
در میان خون نشسته ،عقل و جان بگریسته
پس از مرگ صلاح الدین ،شیفته شاگردش حسام الدین چلبی ارموی شد.حسام الدین سبب شد تا مولوی ،ابیاتی به شیوه حدیقه الحقیقه سنایی و به وزن منطق الطیر عطار بسراید.مثنوی معنوی مولوی زاده شد.
![]()
I died as a mineral and became a plant,
I died as plant and rose to animal,
I died as animal and I was Man.
Why should I fear? When was I less by dying?
Yet once more I shall die as Man, to soar
With angels blest; but even from angelhood
I must pass on: all except God doth perish.
When I have sacrificed my angel-soul,
I shall become what no mind e'er conceived.
Oh, let me not exist! for Non-existence
Proclaims in organ tones,
'To Him we shall return.
از جمادی مُردم و نامی شدم --- وز نما مُردم بحیوان سرزدم
مُردم از حیوانی و آدم شدم --- پس چه ترسم کی ز مردم کم شدم
حملهء دیگر بمیرم از بشر --- تا برآرم از ملایک بال و پر
وز ملک هم بایدم جستن ز جو --- کل شییء هالک الاوجهه
بار دیگر از ملک پران شوم --- آنچه اندر وهم ناید آن شوم
پس عدم گردم عدم چو ارغنون --- گویدم کانا الیه راجعون
در ۶۴۲ شمس تبریزی در قونیه ،مولوی را متحول ساخت.غوغای مریدان مولانا سبب شد تا شمس ،قونیه را ترک کند.مولوی افسرده گشت و پسرش سلطان ولد برای یافتن و برگرداندن شمس به دمشق رفت.شمس بازگشت و کیمیا خاتون را از مولوی خواستگاری کرد.کیمیا دختر زن دوم مولوی ،کسراخاتون بود .پسر دوم مولوی علاالدین هم او را دوست می داشت.پس از جلب نظر کسراخاتون ،مراسم ازدواج شمس و کیمیا خاتون برگزار شد.از اتش عشق کیمیا ،شمس ارام شد و در قونیه ماند و لحن گزنده اش ،ملایم شد..در یکی از روزها ،کیمیا خاتون بدون اجازه شمس برای شرکت در جشنی به باغ بزرگی رفت.پس از بازگشت ،مشاجره سختی بین انها روی داد.کیمیا خاتون بیمار شد و درگذشت.شمس ناپدید شد و دیگر مولوی اورا نیافت.
بی همگان به سر شود ،بی تو به سر نمی شود
داغ تو دارد این دلم ،جای دگر نمی شود.
------
ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم
جان داده و دل بسته ی سودای دمشقیم
مخدومی شمس الحق تبریز گر ان جاست
مولای دمشقیم و چه مولای دمشقیم
----------
![]()
دیوان شمس تبریزی
ایا ازدواج شمس تبریزی پیرمرد با کیمیاخاتون کم سال به نظر شما صحیح بود یا نه؟
![]()
در ۱۸۷۲ میلادی دکتر جرج هانتینگتون بیماری عجیب کره هانتینگتون (داالرقص )را شرح داد.این اختلال ارثی با نقص ژن روی کروموزوم ۴ نسبت داده می شود.علایم تا بزرگسالی و حتا ۵۰ سالگی ظهور نمی کند و از نسلی به نسل دیگر ادامه می یابد.در این بیماری گابا کم و دوپامین افزایش می یابد.علایم ان بی قراری ،رفتار ضد اجتماعی ،عصبانیت ،دمانس ،کره و...است.بسیاری از اشخاصی که در سده ۱۷ به جرم جادوگری محکوم شدند نوادگان بیماران هانتینگتون بودند.در طول تاریخ مصروعین هم به اتهام جن زدگی ،شکنجه و مورد اذیت وازار قرار گرفتند.جوامع مذهبی برای رفتار ناهنجار توجیه مافوق طبیعی داشتند اما امروزه ما اسیب شناسی پزشکی را به کار می بریم.هیتلر هم بیماران هانتینگتونی را از بین می برد.
![]()
سن ویتوس قدیس سیسیلی حامی مصروعین
In the late Middle Ages, people in Germany and countries such as Latvia celebrated the feast of Saint Vitus by dancing before his statue. This dancing became something of a mania and gave the name of "Saint Vitus Dance" to the nervous disorder called chorea. It also led to Saint Vitus being considered the the patron saint of dancers and entertainers in general.[1]
Middle Ages: People with the condition were probably persecuted as being witches or as being possessed by spirits, and were shunned, exiled or worse. Some speculate that the "witches" in the Salem Witch Trials in 1692 had HD
میگرن با سردرد یک طرفه و ضربانی با سستی ،ترس از نور و صدای بلند ،تهوع و استفراغ ظاهر می گردد.بیشتر میگرن ها در خانمها ظاهر می گردد چنانچه در مومنه قرن ۱۲ المان خانم هیلدگارد بینگنی ظاهر شد.اوراهای بینایی در ۱۰ درصد بیماران دیده می شود.معتقدند که انقباض عروق داخل جمجمه و گشاد شدن رگهای خارج جمجمه علل فاز اورا و سردرد به ترتیب است.در مطالعات جدیدتر دیده اند که در ناحیه پس سری و در طی فاز اورا کاهش جریان خون دیده می شود.میگرن بردونوع است :۱- میگرن کلاسیک (همراه با اورا )۲- میگرن شایع (بدون اورا )
For centuries, physicians and migraineurs have been fascinated by the many manifestations of migraine, and especially by the visual hallucinations or auras- similar in some ways to those induced by hallucinogenic drugs or deliria--which often precede a migraine. In this revised edition of his first book, Dr. Sacks describes these hallucinatory constants and what they reveal about the working of the brain, drawing on recent advances in chaos theory and neural simulation. Migraine, he writes, can give us a most direct and privileged view not only of the secrets of neuronal organization, but also of the self-organizing systems of nature--recently described by chaos theorists--which often remain hidden in our daily lives.
Beyond this, Dr. Sacks finds a fascination in the multiple forms of migraine and the many triggers which may set them off--and of the crucial importance of considering the role played by migraine in each individual's life.
My firstborn, written in a burst (nine days!) in 1967, stimulated in part by working in a migraine clinic and in part by a wonderful book (Liveing's On Megrim) written a centruy earlier.
"Written by one of the great clinical writers of the twentieth century, Migraine , intended for the general public, should be read as much for its brilliant insights into the nature of our mental functioning as for its discussion of migraine."
"I am sure...that any layman who is at all interested in the relation between the body and mind...will find the book as fascinating as I have."
"Balanced, authoritative...brilliant."
"Oliver Sacks's commentary is so erudite, so gracefully written, that even those people fortunate enough never to have had a migraine in their lives should find it equally compelling."

کتاب های سیروس شمیسا را دوست دارم.شاهد بازی در ادبیات فارسی و نقد ادبی او به زعم من شاهکارهای اوست.
هیلدگارد عارفه ی شهیر قرون وسطا ،قوه ی بصیرت خود را که باورداشت از سوی خدا به او اعطا شده است با جزییات نقاشی کرده است.این نقاشی ها دوایر متراکم ،اشکالی شبیه استحکامات و ستارگان در حال سقوط است.پزشکان انها را بررسی کردند ودریافتند که اینها علایم میگرن بینایی بوده است.عصب پژوهی اساس فیزیکی اختلالات بینایی هیلدگارد را توضیح می دهد.به زعم عصب پژوهان این مومنه ی قرن ۱۲ توانسته است به تعبیری روحانی از میگرن بینایی برسد.
Hildegard's vivid description of the physical sensations which accompanied her visions have been diagnosed by neurologist (and popular author) Oliver Sacks as symptoms of migraine. He details his studies in his book Migraine.
![]()
الیور ساکس نورولوژیست لندنی بر این باور است که هیلدگارد میگرن بینایی داشته است
![]()
مادر روحانی هیلدگارد بینگنی عارفه ای تمام عیار بود.او شماری از مشاهدات عرفانی خود را به نحوی دراماتیک و جذاب نوشت.در طول حیات غیبگو و شفابخش بود.او پاپ را قانع کرد تا به او اجازه دهددرسراسرمناطق رودخانه راین موعظه کند.این مورد برای یک زن انهم در قرون وسطا موقعیتی منحصر به فرد بود.او یکی از بزرگترین نویسندگان زن در قرون وسطا محسوب می گردد.او دختر یک خانواده ثروتمند در المان بود.در سن ۱۸ سالگی به صومعه ی بندیکتی دیسبادن راه یافت.قبل از ۴۰ سالگی مادر روحانی شد.زندگی عرفانی او با مکاشفه ای در ۳ سالگی اغاز شد.او نوری دید که نفسش به لرزه افتاد.مکاشفات او مبتنی برنور بود.معروفترین شاهکار او سیویاس بود که شرح مفصل بر ۲۶ رویا و مکاشفه درباره ارتباط خداوند با انسان ها بود.
![]()
کارناوال Bincheهر سال در این شهر بلژیک انجام می شود و افراد زیادی را به این شهر می کشاند.
Since the 14th century, the town of Binche has celebrated the arrival of spring each year through its carnival. It is the only opportunity for the people to see a procession by the “real” Gilles, who are famous for their costume and for throwing oranges.
The town of Binche, in the centre of Hainaut province, has remained unwaveringly faithful to the centuries old tradition of its carnival. This popular gathering celebrates, symbolically, the return of spring. The “Gille” is the central character in these festivities. He embodies the soul of the people of Binche.
There are many legends which attempt to explain the birth of the “Gilles” of Binche. The most famous mentions a carnival-like ceremony organized in 1549 by Maria of Hungary in honour of her brother Charles V and his son Philip II of Spain. To celebrate the recent achievements of the Spanish conquistadores, courtiers travelled in procession disguised as Incas. A variant of this legend claims that real Incas were present. The population of Binche, fascinated by the costumes, then adopted the habit of holding a procession each year with the same type of costume.
Researchers date the origin of the Binche carnival to around 1395, under the name Quaresmiaux. It is derived from pagan rites which then merged with religious festivities.
The Binche carneval lasts for three days but, in accordance with tradition, Shrove Thuesday is the only time when the “Gilles” appear in traditional costume and throw their oranges.
The hat is one of the main components of the costume. Today it consists of ostrich feathers. The “Gilles” also wear a mask made of canvass covered with wax, a pair of glasses, a moustache and a beauty spot in the style of Napoleon III, for their procession on Tuesday.
Other components and costumes: the belt, to which six to nine little bells are attached and the chest bell, borrowed from horses and worn on the breast plate. The bells are of different weights, the sound depends on the size of the bell. The shirt and the trousers are made of burlap onto which are sown the motifs of lions and black, red and yellow stripes.
The clogs, the basket, the inner sock and broom complete the dress of the “Gilles”. Dancing and tapping the ground with their clogs, they drive away the spirits of winter and welcome in the spring.
On 7 November 2003, UNESCO's Director-General proclaimed the list of 28 new masterpieces of the oral and intangible heritage of humanity. Among them…. the carnival of Binche (Fr).

ژان ماری پفاف از بهترین گلرهای فوتبال دنیا بلژیکی است.
فوتبال در بلژیک اقبال عامه دارد
![]()
ادی مرکس از بهترین دوچرخه سوارهای جهان ،بلژیکی است
دوچرخه سواری در بلژیک اقبال عامه دارد
![]()
Brussels waffle
![]()
وقتی میانه امریکا و فرانسه شکراب شد نام french fri به freedom fri تبدیل شد در حالی که ریشه ی این غذا از بلژیک است.
mussels
![]()
InBevبزرگترین کمپانی فقاع دنیا
لازم به ذکر است که فقاع در اسلام حرام است و فقط در مذهب حنفی حرمت ندارد.
بلژیک شکلات هاو praline های خوبی تولید می کند.

بلژیک تا پایان سده ۱۸ جزو امپراتوری خاندان هابسبورگ بود و سپس به دست فرانسوی ها افتاد.در ۱۸۱۵ پس از شکست ناپلئون ،کنگره وین خاک فعلی بلژیک را ضمیمه هلند کرد اما بلژیکی ها در سال ۱۸۳۰ علیه سلطه هلند ی ها قیام کردند.در ۱۸۳۱ هلندی ها استقلال این کشور را به رسمیت شناختند.در ۱۸۸۵ کنگو زیر سلطه بلژیک قرار گرفت.بلژیک در جنگ جهانی دوم مورد حمله المان قرار گرفت.شاه بلژیک اسیر و زندانی شد.در ۱۹۶۰ به استقلال کنگو گردن نهادند.۷۵ درصد مردم بلژیک کاتولیک و زبان اکثریت مردم هلندی است.
![]()
لئوپولد ۲ شاه بلژیک یک قلمرو شخصی در دل افریقا ایجاد کرد.نام این کشور ،کشور ازاد کنگو بود.لئوپولد ،شیرابه ی کائوچو می خواست.او یک حکومت وحشت ایجاد کرد.فورس پوبلیک ارتشی از تبهکاران بود که مردم کنگو را به قتل می رساندند.بین ۵تا ۲۰ میلیون کنگویی در دو دهه حکومت لئوپولد از بین رفتند.پارلمان بلژیک در ۱۹۰۸ مالکیت شخصی را از لئوپولد سلب کرد و کنگو را زیر اداره دولت بلژیک قرار داد اما لئوپولد هرگز مجازات نشد.
![]()
در سده ۱۹ بین کمپانی هند شرقی انگلستان و چین (خاندان qing)جنگ تریاک نخست روی داد که انگلیسیها بردند.انها می خواستند تریاک را وارد چین سازند ولی خاندان Qingزیر بار نمی رفتند.در این جنگ ،هنگ کنگ به تصرف انگلیس درامد.مسئول قاچاق مواد مخدر (drugtrafficking)در چین انگلیس بود.جنگ دوم تریاک هم جنگ فرانسه و انگلیس با خاندان Qingبود.
![]()
اموندسن نروژی نیز قطب پیمای دیگر بود.او هم به قطب جنوب رفت و هم به قطب شمال.متاسفانه او در یک حادثه هواپیمایی دارفانی را وداع گفت.
![]()
در ایام تحصیلات راهنمایی عاشق خواندن زندگی قطب پیمایان بودم.یکی از انها نانسن نروژی بود که به قطب شمال رفت.نانسن پروفسور جانورشناسی و اقیانوس شناسی بود.نانسن در رشته عصب شناسی هم صاحب نظر بود.
prank callیا مزاحمت های تلفنی از کارهای زشتی است که خود من یک سال درگیر ان بودم.مزاحمت تلفنی گستره وسیعی دارد که از جک تا ازار روانی را شامل می گردد.افراد متنوعی نیز قربانیان این دژخویی هستند.حتا ملکه الیزابت دوم ،فیدل کاسترو و هوگو چاوز نیز قربانیان ان بوده اند.ایستگاه رادیویی ال زول در میامی به هوگو چاوز زنگ زد ووانمود کرد که فیدل کاسترو با او حرف می زند سپس به کاسترو زنگ زدند ووانمود کردند که هوگو چاوز هستند.
Two other particularly famous examples of prank calls were made by the Miami-based radio station Radio El Zol. In one, they telephoned Venezuelan president Hugo Chávez and spoke to him, pretending to be Cuban dictator Fidel Castro.[2] They later repeated the prank, except that they called Castro and pretended to be Chávez. El Zol was also fined by the Federal Communications Commission (FCC).
در امریکا این عمل جرم شناخته می گردد و حتا تا دو سال زندان دارد.
وقتی کوهنوردان بالاتر از ۲۴۰۰ متر قرار میگیرند به دلیل کاهش فشار نسبی اکسیژن و فشار هوای پایین دچار بیماری altitude sicknessمی شوند.گاهی این بیماری پیشرفت می کند و ادم ریوی و مغزی ایجاد می شود.علایم ان سردرد ،تهوع ،بیحالی ،ادم اندامها ،سرگیجه و...است.استازولامید ،برگ کوکا و اکسیژن درمان این حالت است.
![]()
اورست
![]()
شناخت ما از کرات دیگر بیش از معرفتمان به اقیانوسهاست.اپی پلژیک تا ۲۰۰ متری است که نور کافی در ان به فتوسنتز می انجامد.در این ناحیه ماهی تن ،جلی فیش ،کوسه و دلفین ها قرار دارند.مزوپلژیک از ۲۰۰ تا ۱۰۰۰ متر است که در ان نور کافی برای فتوسنتز وجود ندارد و حیواناتی چون ماهی شمشیری در اینجاست.باثی پلژیک از ۱۰۰۰تا ۴۰۰۰متر است و این ناحیه فاقد نور و تاریک است .موجودات عجیبی در اینجا هستند.ابیسوپلژیک از ۴۰۰۰ تا پایین که اصلن نور به ان نفوذ نمی کند.
![]()
sword fishیا ماهی شمشیری در منطقه twilightیا مزو پلژیک
![]()
giant squidدر منطقه dark یا باثی پلژیک
![]()
Mariana Trenchدر اقیانوس پاسفیک (ارام )عمیق ترین قسمت اقیانوسهای جهان است.پلیت پاسیفیک با پلیت فیلیپین برخورد کرده اند و این عمق ۱۱ کیلومتری را به وجود اورده اند.
![]()
فلسفه زبان با گوتلوب فرگه اغاز شد.او بین معنا و مصداق (تحقق ان معنا در جهان خارج )فرق می گذاشت.ستاره ی سحری ،ستاره ی شب ،ستاره ی زهره سه معنای مختلفند اما مصداق هر سه یکی است.البته هم معنا وجود حقیقی دارد و هم مصداق.در زبان شعری ،مفهوم مطرح است نه مصداق مثلن سیمرغ در شعر فارسی مصداق ندارد و مفهوم دارد.معنی جملات مستقل از گوینده است.یکی از شاگردان فرگه ،کارناپ بود.
![]()
کارناپ ارای فرگه را بسط دادو به نظر او مفاهیم هم مانند کلمات هم معنا دارند هم مصداق.کواین، فیلسوف معروف شاگرد کارناپ بود.برتراند راسل و نورث وایتهد پایه گذار منطق سمبلیک هستند که همان منطق ریاضی است.منطق ارسطویی منطق اجناس و انواع و منطق راسل منطق قضایاست.مثلن ارسطو انسان است قضیه اتمی است.اما ارسطو و افلاطون انسانند قضیه مولکولی است زیرا مرکب از دو قضیه است.راسل واقعیت های جهان خارج را اتمی می داند بنابراین در جهان امر کلی نیست.هر انسانی فانی است واقعیت ندارد بل مصادیق ان واقعیت دارد.ویتگنشتاین ابتدا به نظریه تصویری زبان باور داشت.زبان تصویر کننده جهان است.در دهه ۱۹۳۰ در دانشگاه کمبریج اتمیسم منطقی را رها کرد و نظریه تصویری زبان را رها کرد.متن صحنه ی بازی های بی حد و حصر است.هر زبان بر مبنای قواعد بازی خود،بیانگر حقیقتی است..کارناپ موسس حلقه وین یا پوزیتیویسم منطقی بود.قضایا یا ترکیبی است که موضوع و محمول ان ها دوامر مختلفند که با هم ترکیب شده اند و جهت تعیین صدق یا کذب انها باید دست به عمل تجربه زد مثلن اب در حرارت منبسط می شود ترکیبی است اما قضایای تحلیلی قضایایی هستند که صدق و کذب انها از معنی لغوی انها معلوم است مثلن همه مادران بچه زاییده اند تحلیلی است چون معنای محمول در موضوع است چون بچه زاییدن در معنای مادر مستتر است.بنابراین بسیاری از گزاره های مذهبی به زعم اینان بی معنا و غیر قابل تحقیق است یا چون جملات تحلیلی توتولوژیک و اینهمان گوست.
![]()
ژولیا کریستوا فیلسوف و روانکاو بلغاری-فرانسوی فمینیست است.فمینیست ها با فروید و لاکان میانه خوبی ندارند.انها ایندو را به phallogocentrismمتهم می کنند.او در مقاله ی زمان زنان می گوید :
که ایا این امر حقیقت ندارد که فروید از سویی به منزله تحقیر کننده زنان و حتا استثمار کننده انان و از سوی دیگر به عنوان یک فالوکرات کسل کننده ی وینی پنداشته می شده است؟و زنان را صرفن به منزله خوار مرد و مردانی اخته تلقی می کرده است ؟
برک اباما در وبلاگ استانلی فیش

Stanley Fish is the Davidson-Kahn Distinguished University Professor and a professor of law at Florida International University, in Miami, and dean emeritus of the College of Liberal Arts and Sciences at the University of Illinois at Chicago. He has also taught at the University of California at Berkeley, Johns Hopkins and Duke University. He is the author of 10 books. His new book on higher education, "Save the World On Your Own Time," will be published in 2008.
لارنس استرن نویسنده ی سده ۱۸ کتاب پست مدرنیستی تریسترام شندی را نوشت.در این کتاب ،خواننده هم مشارکت می کند ،بعضی فصول نیم سطری است ،جملاتی را ناقص رها کرده است و صفحاتی را سفید گذاشته است .طرح و نقاشی دارد،پر از بازی زبانی است و به نحوی طنز است.لارنس ،ایرلندی بود و بسیاری از نویسندگان بعدی را زیر تاثیر خود قرار داد.
![]()
این داستان معروف از ازوپ است.
![]()
محل زندگی او مشخص نیست.او در یونان می زیست و به قولی افریقایی بود.داستانهای کودکان از اوست گرچه سقراط درزندان در شعر کردن این داستانها کوشیده است.
![]()
فیلم مستندی دیدم که لاک پشتهای کوچک دریایی از تخم ها برون امدند و سر از ماسه های ساحل بلند کردند و غریزی به سوی اب اقیانوس رهسپار گشتند.انها به میدان مغناطیسی زمین حساسند و از ان برای جهت یابی استفاده می کردند.۳۶ ساعت شنا کردند و لختی اسودند ،گاه خود را از کوسه ها مخفی می کردند.راز طبیعت مرا بران داشت که جل الخالق گویم.لاک پشت خزنده است و با پوسته اهکی سختش از اجداد خزنده اش متمایز شده است.لاک پشت سانان دارای چهار پا و فاقد دندان و واجد ارواره های منقاری شکل استخوانی هستند و تخم می گذارند.لاک پشتهای دریایی در ابهای گرم اقیانوس ارام و اطلس و هند به وفور هستند.این فیلم مستند نقطه شروع شکستن تخم ها را در فلوریدا نشان داد.انها در خارج از دریا تخم می گذارند و پس از مدتی بچه لاک پشت ها به طور دسته جمعی به اب می روند.
![]()
بوکانیرها یا دزدان دریایی معمولن انگلیسی هایی بودند که حملات خود را علیه مستعمرات اسپانیا در قاره امریکا و اکثرن کاراییب تدارک می دیدند.انری مورگان اهل ولز بود و در سده ۱۷ می زیست.او رهبر دزدان دریایی در کارائیب بود.او با پول غنائم ،مزارع و کشت و زرع و برده خرید .او حتا نائب فرماندار جامائیکا شد.دزدان دریایی زندگی پر مخاطره ای دارند.الکل انها رام است که از تقطیر عصاره نیشکر درست می شود.اهل دخانیات هستند و توتون را می جوند.بازی ورق قمار انهاست.به طوطی علاقه دارند ،ولخرجند.اهل تجارتند و زندگی شاهانه هم دارند.
![]()
سر فرانسیس دریک برای انگلیسی ها یک قهرمان و برای اسپانیایی ها یک دزد دریایی بود.او در دوره الیزابت اول می زیست و نشان شوالیه گری را اخذ کرده بود.فیلیپ دوم شاه اسپانیا برای سر او جایزه تعیین کرده بود.در ۱۵۷۷ الیزابت او را برای تفحص در ساحل امریکا علیه اسپانیاییهافرستاد.شکست ناوگان ارمادا که از اسپانیا بود کار وی محسوب می گشت.او با اسهال خونی در پاناما درگذشت.
![]()
الیزابت اول فرزند هانری هشتم بود.به دنبال شکست انگلیس در جنگهای صدساله با فرانسه ،انگلیس متصرفات خود را در فرانسه از دست داد.هانری تودور سرسلسله خاندان تودور به سلطنت رسید.اخرین پادشاه این خاندان الیزابت اول بود.او قریب ۴۵ سال سلطنت کرد و در دوران او انگلیس نیرومندترین کشور زمان شد.قاره تازه کشف شده امریکا و فتوحات انگلیس در اقصا نقاط جهان حاصل این دوره بود.در این دوره ادبیات با مارلو ،شکسپیر و بن جانسون شکوفایی داشت.با مرگ او در ۱۶۰۳ دوران سلطنت تودور به سر امد و استوارت ها به ریاست جیمز اول روی کار امد.
![]()
تئاتر در انگلیس ریشه ای دیرینه دارد.درام نویسهای بزرگ چون مارلو ،شکسپیر و بن جانسون گواه این مدعایند.ولی این هنر در سده ۱۶ ودر دوره الیزابت خالی از خطر هم نبود.بن جانسون به علت نقشی که در نمایشنامه تحریک امیز جزیره ی سگها داشت به زندان افتاده بود.اجرای این نمایشنامه سبب شد که همه تئاترهای لندن از ژوئیه تا اکتبر ان سال بسته شود.یک سال بعد جانسن به اتهام کشتن یکی از بازیگران در دوئل محاکمه شد.او از طناب دار جان دربرد اما شستش را داغ کردند و همه اموالش به مصادره دربار درامد.جانسن عملن مجاز به فعالیت درتئاتر نبود.تماشاخانه مکانی ناسالم بود و به هنگام طاعون نخستین جایی بود که بسته می شد.پیوریتن ها به تئاتر حمله می کردند.

گور ویلیام شکسپیر در کلیسای ترینیتی مقدس در استراتفورد است.در پایان قرن ۱۶ به لندن رفت و نمایشنامه نویس و بازیگر شد.او به همراه معاصرینش چون بن جانسون و کریستوفر مارلو برای کارهای دراماتیکش معروف است.او متعاقب شرابخواری مفصلش با بن جانسون و مایکل درایتون ،تب کرد و دارفانی را وداع گفت.
![]()
ساختار تئاتر او نمادین بود.او تئاتر را گلوب (کره )می نامید و می گفت جهان سراسر صحنه ی بازی است.
به قول سر والتر رالی :
زندگی چیست ؟رنجنامه ای بر صحنه
خنده های ما ،نوایی ناجور و پرهیاهو
زهدان مادران رخت خانه ای که در ان
خود را می اراییم برای این مضحکه ی کوتاه
اسمان ،تماشاگری تیزبین
که می نشیند و نشان می کند هر بازیگر خطاکار را
گورهای ما که پنهانمان می کنند از چشم افتاب کنجکاو
پرده ای که فرو می افتد در پایان بازی
بدین سان ،بازی کنان می رویم تا واپسین استراحت
تنها ،ما به مرگی راستین می میریم
و این دیگر بازی نیست.
کریستوفر مارلو معروفترین تراژدی نویس انگلیس پیش از شکسپیر بود.او در دوره الیزابت می زیست.او ماجرای دکتر فاستوس را نوشت.
![]()
مارلو را اتئیست و جاسوس می شمردند و سرانجام به قتل رسید.
On the 30th May 1593 Marlowe was killed by Ingram Frizer in a private meeting room in a house in Deptford. However, there is considerable conjecture regarding the circumstances of Marlowe's death.
Despite his skill as a poet, Marlowe is chiefly remembered for his dramatic works such as Tamburlaine, Dr Faustus and The Jew of Malta.
گور مارلو در کلیسای سن نیکلاس لندن
![]()
ما کویری تباران به زیارت اهل قبور بسیار علاقه داریم.مرگ اندیشی کویری ها و توجه به نیاکان ،تاریخ گرایی همه و همه به این میل مدد می رساند.سر والتر رالی را زیارت می کنیم.والتر ،شاعر ،کاشف و تاریخ دان انگلیسی سده ۱۶ بود.

سر والتر رالی از شهر طلایی در امریکای جنوبی شنید و به سوی انجا کشتی رانی کرد.پس از مرگ الیزابت در اثر شایعه دست داشتن در توطئه علیه جیمز اول به زندان برج لندن کشانده شد.پس از ازادی ،دوباره به امریکای جنوبی رهسپار شد.پس از بازگشت به انگلستان ،دستگیر شد و سر او قطع گردید.رالی یکی از مهمترین شاعران عهد الیزابت بود.
گور سر والتر رالی نزدیک صومعه وست مینستر لندن
In 1603 Ralegh was implicated in the Bye plot to oust James I. He was initially sentenced to be hung, drawn and quartered but this was transmuted to 13 years imprisonment. However, he was released from the tower in order to undertake a voyage to Guiana to hunt for gold and silver mines. Unfortunately, his voyage was unsuccessful and when he returned, he was subsequently beheaded.
جان لنون در i am so tiredاو را هجو کرد
The song also mentions famed English author and explorer Sir Walter Raleigh by name in an ironic context, calling him a "stupid get" for bringing the tobacco plant to England ("get" being a Liverpudlian variation of "git", meaning "idiot" - a "get" is also another word for bastard), or perhaps also for the sentiment expressed in Raleigh's The Nymph's Reply to the Shepherd.
از دوران کودکی به تاریخ علاقه ویژه ای داشتم.هیچ چیزی عشق تاریخ خواندن را از من نمی تواند بستاند.هرکسی که بخواهد تاریخگرایی را حذف کند دشمن من است.به فرمالیسم و نقد نو ادبی علاقه ندارم چون در بررسی متن ،تاریخ زدایی می کنند.اما به استفن گرینبلات دلبستگی دارم.او موسس تاریخ گرایی جدید است.این مکتب عکس العملی به ساخت شکنی بود که به تاریخ توجه نداشت.تاریخ گرایی جدید در مقابل نقد نو بود که در مطالعه ی متن به پیش زمینه های تاریخی و شرح احوال توجه ندارد.درتاریخ گرایی جدید ،ادبیات و تاریخ یک دوره را دوباره بازخوانی می کنند و عدم انسجام را نشان می دهند.گرینبلات در مقاله گلوله های نامرئی به انهدام و تغییر مذهب سرخپوستان برای تاسیس نظام جدید مهاجر نشین ها می رسد .او با اتهام الحاد و کفر به کریستوفر مارلو و توماس هریوت اغاز می کند و تاریخ را دیگرگونه خوانی می کند.او اتللو را هم بازخوانی کرد و به نتایج جالبی رسید.

Playwright. Cogan University Professor of the Humanities at Harvard University. Founder of the “new historicism,” Greenblatt is a specialist in Shakespeare, sixteenth- and seventeenth-century English literature, the literature of travel and exploration, and literary theory. Former president of the Modern Language Association, he is also a fellow of the American Academy of Arts and Sciences and the American Philosophical Society and a permanent fellow of the Institute for Advanced Study in Berlin. Greenblatt is the author and editor of numerous books, including Will in the World (2004; a New York Times Best Seller), Hamlet in Purgatory (2001), The Norton Anthology of English Literature (general editor, 2006), Practicing New Historicism (with Catherine Gallagher, 2000); Norton Shakespeare (general editor, 1997), New World Encounters (editor, 1993), Marvelous Possessions (1991), Learning to Curse (1990), Shakespearean Negotiations (1988; winner of the MLA’s James Russell Lowell Prize), and Renaissance Self-Fashioning (1980), among others; he is the founding editor of the journal Representations. Recipient of the Mellon Distinguished Humanist Award, his research has been supported by the National Endowment for the Humanities, the Guggenheim, Fulbright, the American Council of Learned Societies, and other funding agencies.