تبليغاتX
دکتر مهر افرین

دکتر مهر افرین

هنر و ادبیات

سایکو هیستوری

لوید دموس متفکر اجتماعی ،روانکاو و پدر علم سایکوهیستوری است.این علم انگیزه های روانی موجود در تاریخ را نشان می دهد.اما روانپزشک دیگر ،رابرت جی لیفتون است که از تاثیرات و علل روانی جنگ و خشونت سیاسی بسیار گفته است.

کتابی از لیفتون درباره مغز شویی در چین

جی لیفتون

گفتگو با جی لیفتون پس از 11 سپتامبر

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 16:19  توسط مهران معمارزاده  | 

سایکو بیوگرافی هیلاری کلینتون

هیلاری  کلینتون پهلوی پدرش خندان است.

رشته ای وجود دارد که سایکو هیستوری نام دارد.یک شعبه ی ان سایکو بیوگرافی است.سایکوبیوگرافی سناتور نیویورک  هیلاری رادهام کلینتون جالب است .

سایکو بیوگرافی هیلاری رادهام کلینتون

در این سایکوبیوگرافی مطالب زیر مطرح شده است :

۱- هیلاری کلینتون غبطه ی احلیل داشت و شدیدن عاشق پدرش بود.

۲-تمایلات همجنس خواهانه ی او به معلمه اش.

۳-عشق به کشیش متدیست نشانه ی عقده اودیپ اوبود.

The relationship with Jones was the visible admission of her earlier Oedipal love for Hugh which was not extinguished.

۴-مازوخیسم و سادیسم هیلاری کلینتون

۵-سردی جنسی در هیلاری کلینتون

و

.....

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 15:47  توسط مهران معمارزاده  | 

هاملت عقده ی اودیپ داشت

فروید ،عقده ی اودیپ را علاوه بر نمایشنامه سوفکل در هملت و برادران کارامازوف هم دید.عقده اودیپ ،حسادت پسر به پدر و علاقه ی شدید او به مادر است.پادشاه تب ،پسرش را در کوه و بیابان رها می کند تا از بین برود زیرا غیبگویان پیش بینی کرده بودند که ادیپ ،پدر را کشته و با مادرش ازدواج می کند.سرانجام چنین می شود.هملت شاهزاده ی دانمارکی بود.عمویش ،پدر هاملت را می کشد و با مادرش ازدواج می کند و به تخت می نشیند.چرا هملت در کین جستن خون پدر مردد بود ؟چون هملت بر اساس عقده ی اودیپ ،از پدرش متنفر بوده است و عاشق مادرش بود.او حتا به خاطر تحریک حسادت مادر به پای اوفلیا می افتد.

هاملت و اوفلیا

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 15:11  توسط مهران معمارزاده  | 

جوزف کمپبل

جوزف کمپبل پروفسور استوره شناسی بر بسیاری تاثیر گذاشته است.او از جیمز جویس تاثیر زیادی گرفته بود.نقاب خدایان از او ۴ جلد است که میتولوژی را از گذشته تا مدرن ودر همه جا روایت کرده است.اطلس تاریخی میتولوژی جهان از او نیز کار فوق العاده ای است.این کتاب شامل قسمتهای زیر است:

The Way of the Animal Powers -- the myths of Paleolithic hunter-gatherers which focus on shamanism and animal totems.

The Way of the Seeded Earth -- the myths of Neolithic, agrarian cultures which focus upon a mother goddess and associated fertility rites.

The Way of the Celestial Lights -- the myths of Bronze Age city-states with pantheons of gods up ruling from the heavens, led by a masculine god-king.

The Way of Man -- religion and philosophy as it developed after the Axial Age (c. 6th century BC), in which the mythic imagery of previous eras was made consciously metaphorical, reinterpreted as referring to psycho-spiritual, not literal-historical, matters.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 14:5  توسط مهران معمارزاده  | 

شاخه ی زرین

 

ادب ژاپنی


شاخه ی زرین در ۱۲ جلد کاری از سر جیمز فریزر استاد دانشگاه لیورپول و زاده ی اسکاتلند مهمترین اثر علمی درباره استوره و مردمشناسی است.فروید ،یونگ ،جویس ،مان و الیوت و بسیاری دیگر از این کتاب تاثیر پذیرفتند.او اساتیر را عمدتن مربوط به باروری می داند.او هسته اصلی اغلب اساتیر را مضمون مرگ و تولد دوباره می شناسد.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 13:50  توسط مهران معمارزاده  | 

روپرت مردوخ

روپرت مردوخ صاحب کانال فاکس از رسانه مداران محافظه کار امریکاست.پدرش صاحب روزنامه های مهمی در استرالیا بود.روپرت مقاله های زیادی برای روزنامه های دانشجویی اکسفورد انگلستان نوشت.در دهه ی ۵۰ از اکسفورد بازگشت و روزنامه ی ساندی تایمز پرث در غرب استرالیا را خرید.او نخستین مجله ی تلویزیونی موفق استرالیا را چاپ کرد.رسانه های زیادی را در استرالیا گرداند و وضعیت قابل اهمیتی در این کشور پیدا نمود.او امپراتوری خود را به بریتانیا کشاند.مردوخ رابطه ی خوبی با تونی بلر و حزب کارگر ایجاد کرد.در دهه ی ۷۰ امپراتوری خود را به امریکا کشاند.او نیویورک پست را خرید.این روزنامه در ۱۸۰۱ توسط الکساندر هامیلتون موسس حزب فدرالیست ها تاسیس شده بود.در دهه ی ۹۰ فاکس را دراختیار گرفت.از نظر سیاسی از دوستان ریگان بود و مدافع حزب جمهوریخواه.او از جرج دبلیو بوش هم حمایت جانانه ای کرد.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:46  توسط مهران معمارزاده  | 

سان میونگ مون و واشینگتن تایمز

سان میونگ مون و روبرت مرداک دو تن از رسانه مداران محافظه کاران درامریکا هستند.سان میونگ مون در کره  به دنیا امد.او در خانواده ای کنفوسیوسی زاده شد که در ده سالگی او به مسیحیت گرویدند.در ۱۶ سالگی او حس کرد که مسیح بر او ظاهر گشت.مسیح به او گفت که ماموریت نیمه تمام اورا به پایان برساند.مون در رشته ی مهندسی الکترونیک درس خواند و به مطالعه انجیل پرداخت.پس از جنگ جهانی دوم به کره رفت تا موعظه کند.مون توسط مسئولان کره شمالی دستگیر شد.در ۱۹۷۱ به امریکا رفت .او از مدافعان نیکسون بود.مون از ریگان هم حمایت می کرد.مون از مخالفان کمونیسم بود ودر دهه ی ۸۰ روزنامه ی واشنگتن تایمز را ایجاد کرد.

مون تئوکرات کره ای و رهبر کلیسا ی کره ای های پروتستان

این روزنامه مورد علاقه ی ریگان بود

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:25  توسط مهران معمارزاده  | 

دیشب یک فوزمن بودم

دیشب خواب عجیبی دیدم.خواب دیدم که دریک فوتبال دستی بزرگ ،فوزمن (foosman )بودم.نمی دیدم چه کسی میله ی حامل مرا می چرخاند.این خواب غریب مرا بر ان داشت که از فوتبال دستی بنویسم.الخاندرو فینیسترو چامه پرداز اسپانیایی این وسیله را افرید

Finisterre was injured during fascist bombings of Madrid in the Spanish civil war. In hospital he saw many children injured and unable to play football. This was his inspiration for foosball, which was born from the concept of table tennis. Alejandro credits his friend Francisco Javier Altuna, a Basque carpenter, for making the first foosball game following Finisterre's directions. Although the invention was patented in 1937, Finisterre had to escape to France from the fascist coup d'etat, and he lost the patent papers in a storm.

After he allegedly invented foosball (Lucien Rosengart claims to have done so as well) he fled Francisco Franco's Spain to Latin America. His leftish ideology, however, would lead him to problems in Guatemala, where he was kidnapped when Carlos Castillo Armas took over the country, and he was sent by airplane to Madrid. During that flight Alejandro threatened the pilot by telling him that he had explosives (one of the first aircraft hijackings).Later in Mexico, he became an editor. He died in Zamora on the February 9, 2007"

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:12  توسط مهران معمارزاده  | 

خواجه نظام الملک

شنیدم گروهی در گور خواجه نظام الملک در اصفهان ،زباله می ریزند.اگر هم این خبر صحت نداشته باشد ،گمنام شدن مردی چون خواجه هم افتی بزرگ برای  فرهنگ ماست.خواجه سیاستنامه نویس بود ،وزیر باتجربه ی سلجوقیان بود.مدارس نظامیه را در دوازده شهر افرید.بزرگان ایران زمین چون سعدی در این مدرسه پرورش یافتند.نباید به بزرگان کشورمان در قرون گذشته با نگاه اعتقادی نظر کنیم.بسیاری از شاعران کشورمان ،سنی بودند.مولوی حنفی ،حافظ شافعی ،سعدی شافعی و نظام الملک شافعی جزو مفاخر ما هستند.

محمود غزنوی و ایاز

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:23  توسط مهران معمارزاده  | 

خواجه نصیر طوسی

یکی از شخصیت های عجیب برای من ،خواجه نصیر طوسی است.او مدتی در قلعه قهستان با اسماعیلیان می زیست سپس از طرف علاالدین محمد هفتمین پادشاه پس از حسن صباح به قلعه میمون دز دعوت شد.پس از فتح قلعه به اردوی هلاکو پیوست و نقش مهمی در ترغیب او در از بین بردن سلسله ی عباسی داشت.جلساتی بین ایرانی ها (خواجه نصیر طوسی ،عطاملک جوینی و شمس الدین محمد جوینی )منعقد شد و انها با نمد هولاکو ،مستعصم عباسی تیره روز را نمد مال نمودند.ابن علقمی ایرانی هم وزیر مستعصم بود و در این توطئه شریک شد.

ای کاش می شد به جای دیدن بازی فوتبال در تلویزیون ،کشتی گیران مغولی را در مراتع مغولستان به تماشا نشست.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:6  توسط مهران معمارزاده  | 

ساختار شکنی دریدا

ژاک دریدا فیلسوف الجزایری فرانسوی در خانواده ای یهودی زاده شد.او بر این باور بود که منتقدان سنتی به کلام محوری معتقد بودند و گفتار از نوشتار در نزد غرب مهمتر است.مثلن افلاتون ،گفتار را بر نوشتار ترجیح می داد.در نزد افلاتون حضور گوینده احتمال بدفهمی را کم می کرد.اما دریدا به ارجحیت نوشتار بر گفتار قائل بود.در نوشتار ،نویسنده غایب است و معنا مستقل نیست.یک دال به دالهای دیگر ارجاع می شود و هیچگاه به یک مدلول نهایی نمی رسیم.با دریدا و ساختار شکنی او معنا نسبی و بی نهایت شد.دیگر دال و مدلول تقابل ندارد بل با هم امیخته شده اند.دال از مدلول، مهمتر و نوشتار از گفتار ،با اهمیت تر شد.پل دمان دوست دریدا و شارح عقاید او در امریکا بود.او هم به عدم قطعیت در متن باور داشت.


دبی و گریفین

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:50  توسط مهران معمارزاده  | 

بنجامین فرانکلین

بنجامین فرانکلین بحر العلوم (polymath)،بسیار دان و مخترع بود.او از پدران امریکا محسوب می گردد ،در بوستن زاده شد و در فیلادلفیا به همراه برادرش جریده در می اورد.او نوازنده چنگ ،گیتار و ویولن و مخترع هارمونیکای شیشه ای بود.در نوشتن اعلامیه استقلال موثر بود و مدتی سفیر امریکا در فرانسه شد.از نظر او ،سعدی شیرازی شاعر ایرانی ارزش فراوانی داشت.او وقتی جمله ای از گلستان را می شنید می گفت بدون شک این جمله یکی از جمله های مفقود شده ی اشعار تورات است.امرسون از رمانتیک های امریکا کتاب گلستان را یکی از انجیل ها می دانست.سعدی بر روح و افکار گوته ،بالزاک ،هوگو و موسه هم اثر گذاشت.

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:59  توسط مهران معمارزاده  | 

مجله

مجله یا magazineکار انگلیسی هاست.ادوارد کیو در ۱۷۳۱ میلادی نخستین مجله معتبررا با نام The Gentleman's Magazineایجاد کرد و ثروتمند گردید.او ماهانه گزیده ی خبرها ،تفسیر خبر ،قیمت اشیا و اشعار لاتینی را در این مجله می اورد.ساموئل جانسون ادیب ،شاعر ،شرح حال نویس ولغتنامه شناس هم مدتها با این مجله همکاری کرد و سبب شکوفایی ان گشت.جانسون معروفترین کتاب خود دیکشنری زبان انگلیسی را نوشت.

ساموئل جانسون

نخستین مجله ی معتبر

نامهای دیگر مجله علاوه بر مگزینز ،پریودیکالز و سریالز است.

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 2:42  توسط مهران معمارزاده  | 

سعدی henpeckedشد

الگوهای متفاوتی برای همسران وجود دارد:۱-stereotypes of doormat wives و2-hen-pecked husbands

در نوع اولی زن کاملن منقاد مرد است.ازادیهایش سرکوب می گردد و در نوع دومی مرد منقاد زن است .

Hen-pecked husbands: A man who makes breakfast every morning. His wife will abuses him often in front of others. She controls him and scolds him in front of others. He may have no views of his own. He has to do all the work at home. A man controlled by his wife turns to be hen pecked in reality.

The husband keeps on buying jewellery to his wife every now and then. A henpecked husband will be more ridiculed because he is a disgrace to man who is the symbol of strength.

To be submissive is a tendency to submit without resistance. A submissive partner is someone who at complete cost of his/her own personal freedom and enjoyment always goes on sacrificing while your partner takes you for granted. They are people who are insecure and stick to their spouses because they have nowhere to go. This kind of relationship- the domineering and submissive type is a latent sado-machoistic relationship.

A strong man can earn respect not only from their wife but everyone in their household. A woman can gain respect only when she is strong. If there is a thorough understanding between the partners, there will not be question of submissiveness. In a marital life, you have to rely upon yourself first before submitting your will to the partner

سعدی شیرازی وقتی به اورشلیم رفت ،جنگهای صلیبی بود واسیر گشت.در قلمرو ی مسیحیان به دام افتاد و به جرم مسلمانی و جوانی او را همراه با یهودیان به کار گل گماشتند.کم کم خواجه اسعد ،سعدی را شناخت.او را درست مثل برده ای خرید و دخترش را به زنی به او داد.سعدی گرفتار زنی فتنه انگیز شد و در رنج و تعب افتاد.سعدی henpecked husbandشد اما سرانجام زن را طلاق داد.

زن بد در سرای مرد نکو

هم در این عالم است دوزخ او

زینهار از قرین بد زینهار

وقنا ربنا عذاب النار

باری زبان تعنت دراز کرده همی گفت :تو ان نیستی که پدر من از فرنگ بازخرید.

گفتم :بلی من انم که به ده دینار از قید فرنگم باز خرید و به صد دینار به دست تو گرفتار کرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:43  توسط مهران معمارزاده  | 

مغلطه ی تاثیر

حکیم ابوالقاسم فردوسی بیش از همه مورد نقد اعتقادی (affective fallacy)یا مغلطه ی تاثیر قرار گرفته است.امیر معزی ،شیخ حسن کاشی ،فتحعلیخان صبا و احمد شاملو از ناقدین فردوسی بودند.امیر معزی در سده ی ۶ با حمله به شاهنامه ی فردوسی به رد فرهنگ ایران باستان می پردازد.شیخ حسن کاشی در سده ۸ با احترام به فردوسی ،مطالب شاهنامه را رد می کند و انرا قصه ی مجاز می نامد و انرا گنه نامه می داند.فتحعلیخان صبا از ستایش گبران و مجوسان در شاهنامه ی فردوسی نالان است.اما احمد شاملو هم چون با ناسیونالیسم ایرانی مشکل داشت سخنرانی در رد فردوسی داشت.توده ای ها و کمونیست ها هم در ایران از دشمنان فردوسی بودند.

احمد شاملو چامه سرای بزرگ ایرانی در صحن امامزاده طاهر کرج غنوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:8  توسط مهران معمارزاده  | 

نقد ادبی 2

در نقد ادبی در بین مسلمین بحث درباره ی معنا و لفظ بود.گروهی مانند جاحظ معتقد به برتری لفظ بودند .او چگونه گفتن را از چه گفتن مهمتر می دانست.اگر صحیح باشد که مرتکب خبط اناکرونیسم شویم ،جاحظ فرمالیست مسلمان بوده است.اما عبدالقاهر جرجانی و فخررازی به معنا اهمیت می دادند.جرجانی به معنا و نحو و ترکیب کلام (syntax)وفحوای کلام (context)و حتا محور همنشینی توجه داشت.صوفیه معنا گرا و اهل تاویل بودند.انها به تمثیل و معنای باطنی توجه داشتند.سنایی و عطار شاعران عارف معنا گرا بودند.در سبک خراسانی به لفظ نیک و معنای ساده توجه داشتند.اما سبک عراقی بر برتری معنا بر لفظ توجه داشت.در سبک هندی مسائل دیگری چون نواوری ،تکیه بر مصرع ،معنای تازه و...بود که از دعوای اصالت لفظ و اصالت معنا دور بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:47  توسط مهران معمارزاده  | 

شعر و افلاتون

قدما به علل چهارگانه معتقد بودند .۱-علت مادی ۲-علت فاعلی ۳-علت صوری ۴-علت غایی.در یک ساختمان ،علت مادی اجر و سیمان و چوب و اهن است.علت فاعلی بنا و نجار و سیم کش ،علت صوری ان فضایی است مربع یا مستطیل با کف و سقف و کمد و علت غایی ان سکونت و اسایش ادمی است.در ادبیات ،علل اربعه بر اساس نظر افلاتون و ارستوچنین است ،  علت مادی محاکات است .علت فاعلی شاعر نیست بل جذبه و الهام است .علت صوری عبارات موزون و مقفا است و علت غایی تاثیر و نفوذ در دلها.محاکات بازنمایی جهان درونی و بیرونی از ایینه ذهن و دل شاعر است.افلاتون با علت فاعلی و علت غایی و علت مادی شعر مشکل داشت.علت فاعلی جذبه و الهام بود و شاعر زیر ان بی اختیار سخن می گوید و از روی خرد سخن نمی گوید.بنابراین علت فاعلی مشکل دارد.علت مادی هم محاکات است که تقلید تقلید است و چون جهان واقعی ارزشی ندارد و جهان مثل اعتبار دارد این علت هم مذموم است.علت غایی شعر هم اکثرن در دست شاعران در جهت فساد و تباهی بوده است.

افلاتون در نقاشی رافائل

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:18  توسط مهران معمارزاده  | 

نقد ادبی 1

نقد واژه ای صرافی است.نقد جداکردن سره از ناسره بود.باید زر ناسره را با محک تشخیص می دادند زیرا حقه بازان مس را قاطی زر می کردند.criterionهم از واژه یونانی krineinگرفته شده است که به معنای محک یا ابزار اصلی صراف است.نقد ادبی بر انواع زیر است :

۱-نقد محاکاتی که اثر را بازتاب جهان و زندگی بشری می داند.این شیوه در اثار ارسطو مطرح شد.

۲-نقد کاربردی یا پراگماتیک که بر تاثیر اثر ادبی بر خواننده تکیه می کند و نام دیگر ان نظریه عکس العمل خواننده است.

۳-نقد بیانگرانه یا اکسپرسیو که اثر ادبی را به لحاظ نویسنده بررسی می کند و منتقدان رومانتیک بر این اساس کار می کنند.

۴-نقد عینی یا ابژکتیو که اثر ادبی را پدیده ای مستقل وخودبسنده می داند و انرا با محک های بر امده از خود اثر می سنجد.فرمالیسم روسی ،مکتب شیکاگو  و هرمنوتیک از این لونند.

۵-نقد تاریخی ۶-نقد بیوگرافیک یا شرح احوالی ۷-نقد جامعه شناسانه که شاخه ای از ان نقد مارکسیستی است ۸-نقد روانشناسانه که نقد فرویدی شاخه ای از ان است.۹-نقد ارکیتایپی یا استوره گرا .

باختین فرمالیست روسی از نقد عینی یا اثر محور استفاده می کرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:50  توسط مهران معمارزاده  | 

خلیج فارس 4

ساکنان جنوبی خلیج فارس در زندگی قبیله ای و زد و خوردهای عشیره ای به سر می بردند.انها در هماهنگی کامل با طبیعت بودند.دبی یعنی ملخ کوچک.اسمها دال بر این مدعاست.در دوران صفویه به دستور شاه عباس پای انگلیسیها به ایران باز شد تا پرتغالیها بیرون رانده شوند.به زودی انگلیس قدرت برتر منطقه شد.در دوران شاه سلطان حسین صفوی در ایران ،قبیله های عرب در خلیج فارس به کمک عاملان استثمار،در سواحل ایران راهزنی ،دست اندازی و مشکل افرینی می کردند.نادر شاه با خرید کشتی های جنگی و ساختن کشتی های جدید کوشید تا قوه بحریه ی ایران را نیرومند کند.با ورود سر جان ملکم در ۱۸۰۰ میلادی نفوذ استثماری انگلیس افزایش یافت.فقط در عصر مستعجل امیرکبیر تا حدودی در امور خلیج فارس استقلال داشتیم.انگلیس کوشید تا شیوخ جنوبی خلیج فارس را به ضرر ایران تحت الحمایه خود قرار دهد.پس از فروریختن عثمانی ،کشورسازی ها اغاز گشت.عربستان سعودی ،عراق ،کویت از این دست است.در سال ۱۸۷۰ میلادی شیخ محمد که تمایلات ایرانخواهی داشت از حاکمیت بحرین برکنار و شیخ عیسا عامل استثمار به حکومت بحرین رسید.در روز ۲۸ مرداد ۱۳۴۹ خورشیدی بحرین از ایران جدا شد.در اذر ماه همان سال فدراسیونی از شش امیرنشین به نام امارات متحده عربی در کرانه جنوبی خلیج فارس تشکیل شد و در ۱۳۵۱ راس الخیمه هم به این فدراسیون پیوست.در سراسر منطقه ی جنوبی خلیج فارس علاوه بر هندی ها و پاکستانی ها ،ایرانیان فراوانی نیز از قشرهای ممتاز انجا به شمار می روند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:14  توسط مهران معمارزاده  | 

خلیج فارس 3

سه جزیره نزدیک تنگه ی هرمز داریم.جزیره ابوموسا بیش از ۱۲ کیلومتر مربع مساحت دارد.جزیره تنب بزرگ ۱۱ کیلومتر مربع و جزیره تنب کوچک ۲ کیلومتر مربع.این سه جزیره بر پایه اسناد تاریخی وابسته به ایران و ملوک هرمز و امیران ساحل نشین شمال خلیج فارس بوده است.انگلیسی ها در ۱۸۹۱ در زمان قاجاریه جزیره ابوموسا و تنب کوچک و بزرگ را اشغال کردند که مورد اعتراض ایران و حاکم نشین بندر لنگه قرار گرفت.بعدن حاجی محمد مهدی ملک التجار بوشهری منصوب حکومت بندر لنگه پرچم ایران را در انجا برافراشت.در ۱۸۹۸ لرد کرزن نائب السلطنه هندوستان مجری اقدامات استعماری انگلستان در خلیج فارس شد.ناوگان بریتانیا وارد خلیج فارس شد و کرانه های جنوبی را تسخیر کردودر این جزایر پرچم انگلیس به اهتزاز درامد که بی غیرتی چون مظفرالدین شاه هم به فغان امد و اعتراض کرد.از سال ۱۳۰۵ خورشیدی در پی تلاش های دیپلوماتیک ایران ،پرچم ایران در این سه جزیره به اهتزاز درامد.انگلیس گهگاه مالکیت سه جزیره را به شیخ دست نشانده ی خود در شارجه یاداوری می کرد.

عنکبوتی بر شبکه جهانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:27  توسط مهران معمارزاده  | 

خلیج فارس 2

همزمان با تاراج هستی اقتصادی مردم خلیج فارس یعنی نفت ،مردکی انگلیسی به نام چارلز بلگریوفتنه انگیزی می کند.او رهبر ۳۰ سال فتنه انگیزی استثمار انگلیس در منطقه بود.او گرایش ضد ایرانی شدیدی داشت.در کتابش نوشت :

خلیج فارس که اعراب انرا خلیج عربی می گویند.

هرگز تا انزمان ،اعراب به خلیج فارس نام دیگری نداده بودند و او با فریبکاری این واژه را به اعراب اموخت.

چارلز بلگریو

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:10  توسط مهران معمارزاده  | 

خلیج فارس 1

خلیج فارس هماره خلیج فارس نامیده می شود و خلیج فارس خواهد بود اگرچه شیوخ حقیر پاره سرزمین های حاشیه ان انرا به اسم دیگری بخوانند یا ابراهیم حامدی (ابی )رنگ کهربایی ویسکی را بر رنگ نیلی ان رجحان بخشد یا مطربه های بی وطن و حامیان رسانه دارشان در لوس انجلس ،دبی دبیشان گوش فلک را کر کند.خلیج العربی البته در ان سوی جزیره العرب است و نام ان بحر احمر نامیده می شود.دریای جنوبی ایران را رود تلخ یا نامرتو می نامیدند،پس از مهاجرت اریائیان به جنوب کشور ،قوم پارس نام خود را به خلیج داد ،در ان زمان هنوز دبی نبود.از دوره ی هخامنشیان اینجا را دریای پارس می گفتند.اسکندر گجستک خودرا به دریای پارس رساند و در انجا کشتیرانی کرد.مورخان یونانی و رومی اینجا را دریای پارس ذکر می کردند.در دوره اسلامی همه مورخان و جغرافی دانان مسلمان اینجا را بحر فارسی ،خلیج الفارسی ،خلیج فارس ودریای پارس اورده اند.بنابر این تا عصر حاضر ،در منبع و سند نام خلیج فارس هیچ شکی باقی نمانده است.

اشنایی با حمید شب خیز ،علیرضا امیر قاسمی و مورتن مظاهری

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:3  توسط مهران معمارزاده  | 

اباما در سقوط

news break

خبر فوری

 

از ابتدا مشخص بود که اباما بختی در رییس جمهور شدن در امریکا ندارد و حال داستان ارتباط رایت و اباما مطرح شده است.جرمی رایت، پاستور (کشیش =شبان )کلیسای سیاهان درشیکاگو بود.برک حسین اباما نخستین بار در دهه ی ۱۹۸۰ ،رایت و کلیسایش را زیارت کرد.عاقد ازدواج اباما و همسرش ،میشله ،او بود.هر دو فرزندان انها توسط رایت ،غسل تعمید یافتند.اما مشکل این است که اباما از کسی الهام یافته است که سخنرانیهای فراوانی درباره بدی امریکا داشته است و این برای رییس جمهور شدن این کشور گویا فاجعه ای محسوب می گردد.

نظرات رایت درباره امریکا

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:22  توسط مهران معمارزاده  | 

کاهو

در کاهو ماده ای مشابه مواد تریاکی وجود دارد .مصریان و رومی ها این قضیه را می دانستند و پس از مصرف غذا ،کاهو می خوردند که به خواب روند.یزیدی های عراق ،خوردن کاهو را تابو می دانند.در پزشکی هم تا مدتی ماده ی موثره ی کاهو برای درمان استفاده می شد.شیخ الرییس بوعلی سینا پزشک ایرانی از دانه های کاهو برای انستزی (بیحسی و بیهوشی )استفاده می کرده است و این نکته رادر قانون (بزرگترین کتاب پزشکی )اورده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 16:29  توسط مهران معمارزاده  | 

کندی ادیسون داشت

جان اف کندی رییس جمهور کاتولیک و ایرلندی تبار امریکا بود که در ۱۹۶۳ در دالاس ترور شد.او از بیماری مرگبار ادیسون هم رنج می برد.به قولی بن لادن و چارلز دیکنز هم از این بیماری بی نصیب نبوده اند.در این بیماری ،غده فوق کلیوی نارسایی دارد و هورمونهای مینرالو کورتیکویید و گلوکو کورتیکویید ترشح نمی گردند بنابراین بیمار از ضعف و بیحالی ،ضعف عضلانی ،استفراغ ،سردرد ،تعریق و اسهال رنج می برد.این بیماری را پزشک معاصر توماس هوچکین ،توماس ادیسون انگلیسی نخستین بار شرح داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 16:9  توسط مهران معمارزاده  | 

توماس هوچکین

ادبیات المانی با نیما

در سده ی ۱۹ مردی در انگلیس زاده شد که بعدن پاتولوژیست (اسیب شناس )ی بی نظیر شد.نام او هنوز بر بیماری مرگبار لنفوم هوچکین (نوعی بیماری خونی )است.توماس هوچکین در خانواده ای کواکر زاده شد و پس از تحصیلات پزشکی در دانشگاه ادینبوروی اسکاتلند به فرانسه و ایتالیا رفت و کار با استتوسکوپ (اختراع لانک )را یاد گرفت.او دوست موسا مونته فیوره بود و اورا تا فلسطین همراهی کرد و در اثر اسهال در حیفا درگذشت و در همانجا مدفون گشت.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 15:50  توسط مهران معمارزاده  | 

بن کینگزلی کواکر است

بن کینگزلی هنرپیشه ی شهیر انگلیسی هم کواکر است.او را در فیلم گاندی از ریچارد اتن برو دیدیم و هم چنین در فهرست شیندلر از اسپیلبرگ.

در این فیلم بن کینگزلی در نقش یک ایرانی روبروی شهره اغداشلو بازی کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 15:37  توسط مهران معمارزاده  | 

نیکسون کواکر بود

ریچارد نیکسون رییس جمهور کواکر امریکا بود.باورهای کواکری او سبب شد تا افریننده عصر تشنج زدایی یا دتانت باشد.علارغم اموزه های  کواکری در جنگ جهانی دوم در نیروی دریایی امریکا خدمت کرد.

نیکسون و مک کین

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 15:28  توسط مهران معمارزاده  | 

ویلیام پن

ویلیام پن موسس پنسیلوانیا ،کواکر بود.او در سال ۱۶۸۱ از شاه چارلز دوم ،مالکیت سرزمینی وسیع در جنوب نیویورک را گرفت که جنگلهای فراوانی داشت و به جنگل پن یا پنسیلوانیا شهره گشت.او قصد داشت محلی برای پناه دادن همکیشان ازار دیده اش فراهم سازد.او فیلادلفیا یا شهر محبت برادرانه را پایه نهاد.ازادی کامل فراهم شد.شهرسازی زیبا و ازادی به جا اوردن فرایض دینی.کیفر مرگ فقط برای قتل و جنایت بود.در انگلیس ،۲۰۰ جرم مستوجب اعدام و مرگ بود.مهاجران زیادی از ایرلند و المان هم امدند که اکثرن پروتستان بودند.در این محیط مساعد بعدن بازرگان جوان بوستونی ،بنیامین فرانکلین استعدادهایش را بروز داد.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 15:19  توسط مهران معمارزاده  | 

کواکرها

از مخالفان زندان ،کواکرها یا انجمن مذهبی دوستان بودند.انها در سده ی ۱۷ میلادی به رهبری جرج فاکس تشکیل شدند.فاکس در کودکی شاگرد کفش دوزی بود.او کار را رها کرد ،جامه ای چرمین در برش و کلاهی پهن و لبه دار بر سرش .او در پشت خرمن های کاه بر مزارع نمناک می خسبید.جورج فاکس با کلام خدا ،دشمنانش را به لرزه می انداخت .پیروان او را لرزانندگان یا کویکرز نامیدند.بیشتر عمر او به وعظ و زندان گذشت.وضع کویکر ها در مستعمره نشینان امریکا هم بد بود.در بوستن ،۴ تن از رهبران کویکرز به دار اویخته شدند.فاکس به امریکا رفت و در نرم کردن دل پیوریتن ها کوشید که توفیقی نیافت.فاکس معلم دوستی و صلح در بشریت بود.

تیر و تیغست بر دل و جگرم

غم و تیمار دختر و پسرم

همه بدینسان گدازدم شب و روز

غم و تیمار مادر و پدرم

جگرم پاره است و دل خسته

از غم و درد ان دل و جگرم

نه خبر می رسد مرا زایشان

نه بدیشان همی رسد خبرم

از ضعیفی دست و تنگی جاه

نیست ممکن که پیرهن بدرم

از غم و درد چون گل نرگس

روز و شب با سرشک و با سهرم

یا زدیده ستاره می بارم

یا به دیده ستاره می شمرم

بودم اهن کنون ازو زنگم

بودم اتش کنون ازو شررم

ای جهان !سختی تو چند کشم ؟

ای فلک !عشوه ی تو چند خرم ؟

مسعود سعد سلمان

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 15:5  توسط مهران معمارزاده  | 

اصلاحگر زندان

در سده ۱۸ میلادی مردی در لندن زاده شد که او را پدر اصلاحات زندان لقب دادند.جان هوارد در خانواده ای ثروتمند زاده شد ودر ۵ سالگی مادرش را از دست داد.پدر او دیسپلین فوق العاده ای داشت و عمیقن مذهبی بود.پس از مدرسه در بقالی مهمی شاگردی کرد تا فنون تجارت را بیاموزد اما او ناشاد بود.پس از مرگ پدرش ،لندن را به قصد فرانسه وایتالیا ترک گفت.او سپس به انگلستان بازگشت.حوالی زلزله عظیم لیسبون در ۱۷۵۵ او در حال سفر به هانوور بود که فرانسوی ها او را دستگیر کردند و او زندانی شد.پس از بازگشت به انگلستان در مزرعه ی بزرگش در کاردینگتون مقیم شد.جان کلانتر اعظم بدفورد شایر شد و وضعیت زندانها ی منطقه را بازرسی می کرد.او از دیدن وضعیت نکبت بار زندانها شوکه شد و به تحقیق در زندانهای انگلستان پرداخت.او این وضعیت نکبت بار را به کمیته ی مجلس عوام کشورش بازتاب داد .او با دیدن زندانهای دیگر در اسکاتلند ،ولز و جاهای دیگر اروپا ،کتابی نوشت که وضعیت زندانها را شرح می داد و ابزار مناسبی برای بهبود اوضاع در انها شد.او ۸۶۰۰۰ کیلومتر برای بررسی اوضاع زندانها پیمود.او به اروپای شرقی ،کریمه و اوکراین و روسیه هم رفت.متاسفانه تیفوس گرفت و در ساحل دریای سیاه مدفون گشت.۸۰ سال پس از مرگش انجمن جان هوارد در لندن تاسیس شد که هدف ان اجرای اهداف این مرد بزرگ بود.

تندیس جان هوارد در بدفورد انگلستان

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 13:58  توسط مهران معمارزاده  | 

مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان بهترین حبسیه سرای ایران بل جهان بود.او در دوران غزنویان در لاهور می زیست و در اثر توطئه ی بدخواهان به زندان افتاد.اوبیست سال در زندانهای مختلف بود و اشعار او فضای قرون وسطایی زندانها را نشان می داد.بعدن کسانی چون خاقانی ،فرخی یزدی و بهار حبسیه (ادبیات زندان )سرودند ولی هیچکدام به پای او نرسیدند.

نالم به دل چو نای من اندر حصار نای

پستی گرفت همت من زین بلند جای

لاهور

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 13:20  توسط مهران معمارزاده  | 

چامسکی و خمرهای سرخ

 

کاغذهایم تمام شده

بنیاد سید حسین نصر 

 گولم سکوت را شکست

شهبارا


 

نوام چامسکی انارشیست چپ گرای امریکا از مدافعان خمرهای سرخ بوده است.

Chomsky has been criticized for opinions voiced in a number of articles and books in which he discusses the political situation in Cambodia between 1975 and 1979 and the contemporary media response in the US during that period.

In 1977 Chomsky, with Edward S. Herman, published a review article, "Distortions at Fourth Hand." Examining reports of mass atrocities committed by the Cambodian Khmer Rouge, they argued that there were "sharply conflicting assessments" of events in Cambodia and that the American media were selective in publishing the most anti-communist accounts. The media were creating "a seriously distorted version of the evidence available, emphasizing alleged Khmer Rouge atrocities and downplaying or ignoring the crucial U.S. role, direct and indirect, in the torment that Cambodia has suffered." Chomsky and Herman wrote:

Space limitations preclude a comprehensive review, but such journals as the Far Eastern Economic Review, the London Economist, the Melbourne Journal of Politics, and others elsewhere, have provided analyses by highly qualified specialists who have studied the full range of evidence available, and who concluded that executions have numbered at most in the thousands; that these were localized in areas of limited Khmer Rouge influence and unusual peasant discontent, where brutal revenge killings were aggravated by the threat of starvation resulting from the American destruction and killing.

They also made this comment about Cambodia under the Khmer Rouge:

But if postwar Cambodia is more similar to France after liberation, where many thousands of people were massacred within a few months under far less rigorous conditions than those left by the American war, then perhaps a rather different judgement is in order. That the latter conclusion may be more nearly correct is suggested by the analyses mentioned earlier.[10]

This argument was expanded in the pair’s 1979 book After the Cataclysm: Postwar Indochina and the Reconstruction of Imperial Ideology.

Subsequently, Chomsky was accused of "minimising the Khmer Rouge atrocities in Cambodia".[11] According to Fred Barnes, writing for the U.S. magazine The New Republic, he had observed Chomsky at a seminar and felt that he "seemed to believe that tales of holocaust in Cambodia were [...] propaganda." Barnes speculated whether Chomsky felt the notion of genocide in Cambodia was "part of an effort to rewrite the history of the Indochinese war in a way more favorable to the U.S."[12] Commenting in defence of Chomsky on this incident, Christopher Hitchens noted that

since this meeting took place in the year after Chomsky and Herman had written their Nation article, and in the year when they were preparing The Political Economy of Human Rights, we can probably trust the documented record at least as much as Mr. Barnes's recollection... It is interesting, and perhaps suggestive, that Barnes uses the terms "genocide," "holocaust," and "mass murder" as if they were interchangeable. His last two sentences demonstrate just the sort of cuteness for which his magazine is becoming famous.[12]

When one examines the source material that Chomsky and Herman cite, the alleged contradictions are not apparent. The largest alleged contradiction is “repeated discoveries that massacre reports were false”, but alas “space limitations preclude” them from providing any examples. Another alleged contradiction is:

To cite a few cases, they state that among those evacuated from Phnom Penh, “virtually everybody saw the consequences of [summary executions] in the form of the corpses of men, women and children rapidly bloating and rotting in the hot sun,” citing, among others, J.J. Cazaux, who wrote, in fact, that “not a single corpse was seen along our evacuation route,”

The context of Cazaux's remark was his complaint that the Khmer Rouge tightly controlled what foreigners could see: “all that is certain is that none of the foreigners who saw the start of the revolution will be able to witness its progress.” The “virtually everyone” refers to Cambodians, not foreign newsmen. Most of the newsmen in Cazaux's group commented that what they saw was unlikely to resemble what Cambodians saw, thus in context, no contradiction. Under a communist regime, it is entirely unsurprising that foreign newsmen fail to see what escapees report seeing.

In the New Criterion, Keith Windschuttle described Chomsky as the Pol Pot regime’s "most prestigious and most persistent Western apologist." Noting Chomsky's statement that "the United States and Israeli leadership should be brought to trial" for war crimes, Windschuttle wrote:

Yet Chomsky’s moral perspective is completely one-sided. No matter how great the crimes of the regimes he has favored, such as China, Vietnam, and Cambodia under the communists, Chomsky has never demanded their leaders be captured and tried for war crimes. Instead, he has defended these regimes for many years to the best of his ability through the use of evidence he must have realized was selective, deceptive, and in some cases invented.[13]


گولم سکوت را شکست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 17:6  توسط مهران معمارزاده  | 

خمر سرخ

در خبرها شنیدم یکی از سیاستمداران مربوط به خمرهای سرخ دارد مجازات می گردد.خمر های سرخ کمونیست های کامبوج بودند که در دهه ی ۱۹۷۰ جنایات زیادی افریدند و میلیونها نفر را با تصفیه ی طبقاتی از بین بردند.رهبر این جنایت پیشگان چپ ،پل پوت بود.این جماعت با سلاح های چینی مسلح شده بودند و اکثرن جوانان کم سن و سال بودند.خمرهای سرخ با حمله نیروهای ویتنامی در ۱۹۷۸ به کامبوج رانده شدند.

جمجمه ی قربانیان

جسد پل پوت رییس خمرهای سرخ

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 16:56  توسط مهران معمارزاده  | 

خیام

حکیم عمر خیام ریاضیدان و شاعر ایرانی سالهاست که دل انگلیسی زبانان را ربوده است.تقدیر از فیتز جرالد مترجم رباعیات خیام و استقبال از لذت گرایی باعث تشکیل کلو پ های عمر خیام در انگلیس و امریکا شد.در سال ۱۸۹۲ کلوپی در انگلستان به ریاست ادموند گاس تشکیل شد.تعداد اعضا از ۵۹ بیشتر نبود .این عدد همان سالی است که فیتز جرالد برای نخستین بار رباعیات را ترجمه کرده بود.هدف اصلی کلوپ ،اجتماعی بودنه ادبی.جلسات هر سه ماه یکبار و طی مراسم شامی از رستوران پاگانی اغاز شد و به رستورانهای فلورانس و فراسکاتی منتقل شد.بر رومیزی ویژه مراسم ،نقش های متفاوتی از جام ،خورشید و ۵۹ سیب تصویر شده بود.۵ سیب به نشانه ی بنیانگذاران اصلی انجمن هماره در سمت راست میز بود.در این جلسات گاه غولهای ادبی چون هاردی ،اندرولانگ ،هنری جیمز و...شرکت می کردند.در سال ۱۹۰۰ شعبه امریکایی کلوپ خیام تاسیس شد.

ارامگاه حکیم عمر خیام در نیشابور

ادوارد فیتز جرالد

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 16:32  توسط مهران معمارزاده  | 

ابوریحان بیرونی

شکسپیر و ابوالقاسم خان ناصرالملک

در غزنین افغانستان مردی غنوده است که بزرگترین منجم ایران در قرون وسطا به شمار می رفت.ابوریحان بیرونی زاده خوارزم بود که در دربار سلطان محمود غزنوی مشغول به پژوهشهای هندشناسی و نجوم و تاریخ بود.ابوریحان دوست بوعلی سینا هم بود و تا قبل از مرگ شیخ الرییس از مرض قولنج با او مکاتبه داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 16:10  توسط مهران معمارزاده  | 

الکساندر هامیلتون 2

الکساندر هامیلتون از پدری اسکاتلندی و مادری هلندی در انتیل به دنیا امد و روحیه ای جاه طلب ،سریع الانتقال و متکبر داشت.قابلیت فعالیت او به حد افراط بود.در جنگهای استقلال ،افسر توپخانه بود.جرج واشنگتن او را به سمت اجودان مخصوص خود انتخاب کرد.وی تشنه ی سازماندهی ،اعمال مدیریت و انضباط بود.او دوست داشت کشور به دست اشراف و نجیب زادگان اداره شود تا نظم برقرار گردد.او شیوه ی حکومتی انگلستان را می ستود.او دموکراسی و ازادی را باور نداشت و توده ی عوام امریکا را قادر به حاکمیت و اداره امور خود نمی دانست.باید اتحاد عملی حکومت فدرال و طبقه ی ثروتمند به وجود اید.

ارامگاه ابدی الکساندر هامیلتون در نیویورک

برخلاف هامیلتون ،جفرسون مرد تفکر و اندیشه بود و به ازادی و حکومت حداقلی و پیشرفت کشاورزی علاقه داشت.هامیلتون وزیر خزانه داری واشنگتن شد و جفرسون وزیر خارجه.هامیلتون طرح سازمان امور مالی دولت فدرال را تکمیل کرد و مالیات مستقیمی در مورد ویسکی به تصویب رساند.او بانک فدرال را تاسیس کرد.طرفداران او فدرالیست بودند ومخالفان او دموکرات.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 0:16  توسط مهران معمارزاده  | 

عکس 2

ایا first ladyایالات متحده امریکا خواهد شد؟

یا

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:55  توسط مهران معمارزاده  | 

وسپ

نخبگان اولیه ی امریکا یعنی نخبگان پروتستان ،waspبودند.از ابتدای تاسیس امریکا تا دهه ی ۱۹۶۰ پروتستان های سفید پوست انگلو ساکسون موقعیتی برتر و مسلط در جامعه ی امریکا داشتند.روسای جمهور ،وزرای خارجه ،فرمانداران ،روسای صنایع ،سران انجمنهای وکلا و روسای دانشگاهها همگی wasp بودند.از اواخر دهه ی ۱۹۶۰ و اوایل دهه ی ۱۹۷۰ کلوپهای وسپ به روی عموم گشوده شد .یهودی ها ،کاتولیک های ایرلندی ،ایتالیاییها ،زنان ،سیاهپوستان ،اسیاییها ،لاتینی تبارها روامدند.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:51  توسط مهران معمارزاده  | 

اگوستین قدیس

اگوستین قدیس از ابای کلیسا قبل از تشرف به دین مسیحی ،مانوی بود.او کتاب شهر خدا را نوشت که کتاب فلسفی اوست.او اسقف هیپو شهری در نزدیکی کارتاژ در افریقای شمالی بود.او جلال شهر خدا را در برابر پوچی شهرهای ادمیان به رشته تحریر دراورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:40  توسط مهران معمارزاده  | 

مانی

در سده ی ۳ میلادی مانی کیشی را در بابل پایه گذاشت.کیشی که اثر ان در اروپا ،دالماسی و بوسنی از یکطرف تا ترکستان به پادشاهی خاقان های اویغور دیده می شد.مانی به دست بهرام اول ساسانی کشته شد و سرکوبی های فراوانی شامل حال مانویان در زمان بهرام دوم و شاپور دوم شد.مانویان به خراسان تا ماورالنهر مهاجرت کردند.در سده ۵ مزدک که تا حدی از دوگانه باوری مانی الهام می گرفت شروع به تبلیغ کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:33  توسط مهران معمارزاده  | 

رازی

رازی از بزرگترین پزشکان و کیمیاگران ایرانی است.در ری زاده شد و در بیمارستانهای بغداد و ری استاد بود.او الکل و اسید سولفوریک را ساخت ودر کلیه ی رشته های پزشکی پیشرو بود.در فلسفه مخالف روش ارسطویی بود و دوگرایی رازی از نوع مانوی (زروانی )از دیرباز مورد انتقاد بوده است.رازی مورد طعن سران اسماعیلیه چون ابوحاتم رازی و ناصر خسرو بلخی بوده است.اسماعیلیان ارسطو گرا و مزدکی بودند ولی رازی مانوی گر و زروانی و فیثاغورسی گرا ودر مجموع ضد ارسطویی.رازی بر این باور بود که در عالم وجود شر بیشتر از خیر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:18  توسط مهران معمارزاده  |