تبليغاتX
دکتر مهر افرین

دکتر مهر افرین

هنر و ادبیات

ارمنستان

ارامنه از کهنسالترین اقوام جهان هستند که در حدودسده ۷ پیش از میلاد به شرق سرزمین فعلی ترکیه و ارمنستان کنونی امدند.با گسترش امپراتوری ماد ،ارامنه زیر تسلط مادها درامدند و سپس به قلمرو کورش کبیر پیوستند.پس از مرگ اسکندر گجستک ،زیر حکومت سلوکیان قرار گرفت.بعدن سلاطین اشکانی یر ارمنستان مسلط شدند ولی تیگرانس اولین پادشاه بزرگ ارمنستان به سلطه اشکانیها بر ارمنستان پایان داد.در اواخر سده سوم میلادی به دنبال سلطه ساسانیان بر ایران ،ارامنه دین مسیح را پذیرفتند و به طرف رومیان گرایش یافتند.بعدن ارمنستان بین روم شرقی و ایران تقسیم شد.در زمان عثمان بن عفان ،مسلمانان به ارمنستان حمله کردند.ارامنه بردین خود ماندند.سلطنت اشوت اول در سده ۹ میلادی رونق ارمنستان را ایجاد کرد.اعقاب اشوت با همکاری با خلفای عباسی بر ارمنستان حکومت کردند.

تیگرانس کبیر

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 21:50  توسط مهران معمارزاده 

مرگ سیاه 1

طاعون خیارکی بلای سده ۱۴ میلادی بود.در سده ۱۳ بلای مغول ظهور کرد و در سده بعدی طاعون یا مرگ سیاه.از اسیای مرکزی اغاز شد و تا دهه ۱۳۴۰ میلادی به اروپا کشیده شد.در جهان ۷۵ میلیون مردند که ۲۵-۵۰ میلیون ان در اروپا بود.این بیماری جمعیت و زیر ساختارهای اروپا را تهدید کرد و برای کاتولیسیسم مشکلاتی افرید.یهودی ها را در ایجاد طاعون موثر دانستند و به زجر انها پرداختند.خارجی ها ،گدایان و جذامی ها نیز مقصر شناخته شدند.عبد القادر مراغه ای موسیقیدان بزرگ ایرانی در اثر طاعون درگذشت.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 18:5  توسط مهران معمارزاده 

هرات

شهر هرات در افغانستان از شهرهای علمی بوده است.جامی بزرگترین شاعر سده ۹ هجری از شهر جام به این شهر امد و در انجا سکنا گزید.به دلیل طاعون مدتی به سمرقند رفت و در زیج الغ بیک درس خواند و دوباره به هرات بازگشت.از کارهای او هفت اورنگ و بهارستان بود.در این شهر امام علیشیر نوایی شاعر معروف و وزیر میرزا حسین خان بایقرا نیز بود.در این شهر مکتب مینیاتور تیموری هرات به دست میرک و شاگردش کمال الدین بهزاد به اوج رسید.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 17:42  توسط مهران معمارزاده  | 

national bard

در هر فرهنگی یک سری شعرای ملی یا national bard وجود دارد مثلن در ایران ،فردوسی ،نظامی ،حافظ ،سعدی ،مولوی،خیام و ناصر خسرو از این دسته اند.سر توماس مور شاعر ملی ایرلند ،المقنع را در شعر لاله رخ ستوده است.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:41  توسط مهران معمارزاده 

المقنع

استاذسیس خراسانی در ۱۵۰ هجری در خراسان به خونخواهی ابومسلم قیام کرد.او در سال ۱۵۱ هجری به دستور منصور به دار اویخته شد.منصور دوانیقی حکومت نکبت باری داشت و در ۱۵۸ هجری سقط شد.پس از مرگ او مهدی عباسی امد.در زمان مهدی ،هاشم بن حکیم خراسانی قیام کرد .او از روستاهای مرو بود.بر روی مقنعه می انداخت و او را المقنع می گفتند.او دانشمند و کیمیاگر و شعبده باز بود.او در دوران منصور ،در مرو بساط پیامبری گسترد و منصور او را در بند کرد و به بغداد برد ولی او گریخت و در عهد مهدی به مرو امد.او از چاهی در قلعه سیام ماهی درخشان بیرون می اورد که انرا ماه نخشب می گفتند.ایرانیان خراسان و ماورالنهر به دین او درامدند و عرصه بر مهدی عباسی تنگ شد.پیروان او را سپید جامگان می گفتند.او احکام مزدکی را واجب شمرد و زنان و اموال را مباح.او ۱۴ سال حکومت کرد و مخالفان را می کشت و لشکریان مهدی را پراکنده می ساخت.در ۱۶۹ هجری محاصره شد و با خودکشی در تیزاب سلطانی جسدش  را نابود ساخت.المقنع نقاب سبزی برصورت می گذاشت.ماهواره ای به امر وی همه شب از چاه نخشب طلوع می کرد و سوم خودکشی مرموزش در تیزاب سلطانی(اسید نیتریک +اسید کلریدریک )بود.ابوالعلا معری در چامه های خود به ماه نخشب اشاره می کند.

توماس مور شاعر معروف ایرلندی در اشعاری به نام لاله رخ ،المقنع را ستوده است.

درباره لاله رخ

لاله رخ

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 1:17  توسط مهران معمارزاده  | 

ابو مسلم خراسانی 1

در سال ۱۲۶ هجری بکیر بن ماهان رییس سازمان مخفی دشمنان بنی امیه در خراسان دستگیر شد و در زندان با جوانی ایرانی به نام ابومسلم اشنا شد.ابومسلم طرفدار عباسیان بود.ابومسلم مروزی یا خراسانی بود و بهزادان نامیده می شد.ابومسلم با تدبیر و شمشیر خلافت را از اموی ایران ستیز گرفت و به عباسیان بخشید.اما برادر ابوالعباس سفاح ،منصور دوانیقی برای کشتن ابومسلم نقشه کشید.سفاح به مرض ابله درگذشت و منصور جای اورا گرفت.در ۱۳۷ هجری ابومسلم خراسانی کشته شد.پس از کشته شدن ابومسلم ،انقلاب و شورش در ایران به خونخواهی او صورت گرفت.سنباد مجوس قیام کرد.او کیش زرتشتی داشت و در یکی از روستاهای نیشابور می زیست.قیام اسحاق ترک هم روی داد.اسحاق به فرمان ابومسلم در میان ترک ها به رسالت رفته بود.قیام راوندیان از همه جالبتر بود.انها ابتدا در اطراف قصر منصور جمع شدند و گفتند منصور خداست انگاه به سمت او حمله کردند و نزدیک بود او را بکشند.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 0:55  توسط مهران معمارزاده  | 

فیروز نهاوندی

اسیران تیزبین ایرانی به مدینه اورده می شدند.عمر بن خطاب دستور یورش به ایران را صادر کرده بود.سازمان زیر زمینی اسیران ایرانی مقیم در عربستان بر ضد عمر شکل گرفت.ایرانیان کینه ی شکست های قادسیه ،جلولا ،حلوان و نهاوند را از او گرفتند.ابولولو فیروز مامور این کار شد.دو سال پس از فتح نهاوند او عمر را به قتل رساند.او نهاوندی الاصل بود.او غلام مغیره بن شعبه شده بود.صنعتگر و نجاری بی نظیر بود.هرمزان سردار ایرانی نیز در این توطئه دست داشت.فیروز عمر را با کارد زد و از مسجد بیرون جست اما پسر عمر به کشتن هرمزان و شبکه قتل پدرش پرداخت.پسر  عمر ،مروارید دختر ابولولو و غلام سعد بن ابی وقاص را هم کشت.هرمزان از سرداران نامی یزدگرد سوم بود.پس از شکست قادسیه ،هرمزان به خوزستان رفت و به مقاومت در برابر اعراب ادامه داد ولی سرانجام درخواست صلح کرد ولی سپس به جنگ پرداخت و در شوشتر به اسیری گرفته شد و به مدینه فرستاده شد.علی (ع ) بر این باور بود که عبدالله به جرم کشتن هرمزان باید کشته شود ولی عثمان به این حرف گوش نداد و از جیب خود مبلغی به عنوان غرامت پرداخت.

یادبود فیروز نهاوندی در کاشان

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 0:18  توسط مهران معمارزاده 

فتوحات اسلام 1

پس از درگذشت پیامبر اسلام ،ابوبکر خلیفه شد.او مشغول برخورد با مسیلمه کذاب و همسرش و اصحاب رده شد.در زمان عمر ،به ایران حمله شد.منطقه سوریه به سرداری خالدبن ولید فتح شد.منطقه ایران به سرداری سعدبن ابی وقاص و منطقه مصر به سرداری عمروبن عاص مورد یورش قرار گرفت.عمر توسط یک ایرانی ترور شد.در زمان عثمان بن عفان که از امویان بود ،اذربایجان و ارمنستان فتح شد و عثمان توسط مصری ها کشته شد.امام علی (ع )خلیفه چهارم شد اما معاویه با او به جدال پرداخت و امام علی (ع )توسط خوارج به شهادت رسید.معاویه سلسله امویان را تاسیس کرد و سیاست عربگرایی و ضدیت با ایرانی ها شکل گرفت.یزید بن معاویه ،امام حسین (ع )را به شهادت رساند.در زمان امویان فتوحات اسلامی شدت یافت و شاخ افریقا و جنوب اسپانیا (اندلس )را دربر گرفت.شکست مسلمانان از شارل مارتل پدر بزرگ شارلمانی در سده ۸ میلادی از نفوذ انها به اروپای غربی و فرانسه جلوگیری کرد.ایرانی ها به کمک ابوالعباس سفاح در کوفه رفتند و مروان حمار اخرین خلیفه اموی در مصر کشته شد.سلسله عباسی شکل گرفت و اموی کشی اغاز شد.

مقبره عمر بن خطاب که توسط یک ایرانی به قتل رسید.

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 23:54  توسط مهران معمارزاده  | 

احمد ابن حنبل

 احمد بن حنبل رییس مکتب فقهی حنبلی است.تبار او ایرانی و از مرو بودند ولی احمد در بغداد به دنیا امد.پدرش افسر عالیرتبه ای در مرو بود.او فقه را زیر نظر قاضی القضات حنفی ابویوسف خواند.اما او به حدیث بیشتر علاقه داشت و سفرهای فراوانی در طلب ان نمود.او به جهاد و حج هم علاقه ای فراوان داشت.او چهل سال از عمرش را در طلب علم گذراند و دایرت المعارف حدیث المسند از اوست.خلیفه مامون عباسی به نفع معتزلیان ،تفتیش عقاید ایجاد کرده بود که انرا محنت می گفتند.ابن جنبل در این محنت اسیر شد زیرا با نظر حدوث قران همدلی نداشت.در سده ۹ میلادی از تب دربغداد درگذشت.ابن تیمیه حرانی و محمد بن عبدالوهاب حنبلی بودند.

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:29  توسط مهران معمارزاده  | 

محمد بن ادریس شافعی

محمد بن ادریس شافعی عرب قریشی بود و در غزه به دنیا امد و به مکه امد.در مدینه در مدرسه مالک بن انس (رییس فقه مالکی )درس خواند.در زمان هارون الرشید قاضی القضات نجران یمن شد ولی انتقادات او سبب شد که برکنار گردد.در بغداد مکتب فقهی خود را تاسیس کرد .او از ابوحنیفه و مالک بن انس تاثیر پذیرفته بود.در سن ۵۴ سالگی در سده ۹ میلادی در مصر درگذشت.

فسطاط مصر مقبره محمد بن ادریس شافعی

+ نوشته شده در  جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 0:8  توسط مهران معمارزاده  | 

مالک بن انس

مالک بن انس رییس مکتب فقهی مالکی است.او سده ۸ میلادی در مدینه زاده شد.تبارش از یمن بودند.زندگی او در مدینه سبب شد تا قران را حفظ کند و تحصیلات اسلامی را در این شهر ادامه دهد.او تابعین را زیارت می کرد .او مخالف هرگونه بدعت و نواوری در اسلام بود و حتا می گفت به بدعت گذاران سلام نکنید.او با کلام و فلسفه دشمنی داشت.فرد صریحی بود و منصور عباسی او را تنبیه کرد ولی بعدن از او معذرت خواست و می خواست که در بغداد سکنا گزیند ولی مالک قبول نکرد.هارون الرشید او را در مدرسه اش در مدینه زیارت کرد.مالک در ۸۹ سالگی در مدینه درگذشت.او را در بقیع (جنات البقیع )به خاک سپردند

مسجد نبوی در مدینه

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:48  توسط مهران معمارزاده  | 

ابو حنیفه

از امامان مهم اهل سنت ،نعمان بن ثابت (ابوحنیفه )است.او از کولی های ایرانی بود و در کوفه زاده شد.او از تابعین بود و انس بن مالک صحابی پیامبر را زیارت کرده بود.در زمان اموی می زیست.پدرش تاجری از کابل بود.در انزمان فرمانداری کوفه با حجاج بن یوسف ثقفی بود و مردم علیه ظلم وستم اموی نالان.پس از مرگ حجاج وضع کوفه بهتر شد.ابوحنیفه مدتی در تجارت ابریشم بود و انگاه در زمان عمربن عبدالعزیز تحصیلات خودرا ادامه داد.مدتی شاگردی امام جعفر صادق(ع) را برگزید.در زمان منصور دوانیقی خلیفه عباسی به او سمت قاضی القضات را پیشنهاد کرد ولی او قبول نکرد و مستقل ماند.شاگرد او ابو یوسف این سمت را قبول کرد.منصور از ابو حنیفه رنجش حاصل کرد و او را به زندان انداخت.در سده ۸ میلادی ابوحنیفه در زندان درگذشت.

مسجد ابو حنیفه در بغداد

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:21  توسط مهران معمارزاده  | 

میرعماد

میر عماد حسنی قزوینی از طایفه ی سیفی های قزوین و از سادات خوشنام ان دیار بود.او از کودکی به کتابت و خوشنویسی علاقه داشت.او مدتی به تبریز رفت.جایی که مهد خوشنویسان مشهور بود و زیر نظر محمد حسین تبریزی این فن را یاد کرد.سپس به ولایت عثمانی رفت زیرا در انجا ثلث نویسان مشهوری داشت.به مکه رفت و انگاه به قزوین بازگشت و انگاه در دستگاه فرهاد خان قرامانلو از سرداران شاه عباس به کتابت مشغول شد.شاه به فرهاد خان مشکوک شد وبه دست الله وردیخان او را به قتل رساند.میر عماد از این حادثه کینه شاه عباس را به دل گرفت.میرعماد در اصفهان مشغول به کار شد و سبک نستعلیق را به اوج رساند.ولی شاه عباس به علیرضا عباسی علاقه داشت و دسایس ،میرعماد را منزوی تر کرد.سرانجام شاه عباس توطئه قتل میر عماد را ریخت .او را به شهادت رساندند و جسد او را در مسجد مقصود بیک اصفهان دفن کردند.به او تهمت سنی بودن زدند.جهانگیر شاه هنر پرور هند مجلس یادبودی برای او برپای کرد و مردم کوچه و بازار اصفهان نام میرعماد را بدون واژه شهید ذکر نمی کردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:3  توسط مهران معمارزاده  | 

ارسطو 2

ارسطو گرایی اسلامی بر مسیحیان اثر گذاشت.ارسطو مشرک بود و کلیسا با فلسفه اش نمی خورد.در قرن ۱۳ هرکه فلسفه طبیعی ارسطو را می خواند تهدید به تکفیر می شد.پس از جنگ های صلیبی نسخه اثار او به زبان یونانی در قسطنطنیه کشف شد و به لاتین ترجمه شد.البرت کبیر کشیش دومینیک روش ارسطو را برای تبیین جهان طبیعی به کار برد .او پروژه همزیستی مسالمت امیز دین و علم را از طریق ارسطوگرایی دنبال کرد و توماس اکویناس شاگرد او این پروژه را ادامه داد.این ارسطو گرایی البته بعدن متصلب شد چنانکه چزاره کرمونینی دانشمند ارسطویی پادوا نگاه کردن از تلسکوپ گالیله را رد کرد.در سده ۱۷ ،فرانسیس بیکن و رابرت بویل مبانی عقلی ارسطو را ویران کردند.توماس هابز متافیزیک ارسطو را یاوه خواند.

ابن سینا فیلسوفی ارسطویی بود و پدر مکتب فلسفی مشا ست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:50  توسط مهران معمارزاده 

ارسطو

ارسطو در اکادمی افلاطون درس خواند و با ترک انجا ،لیکئوم را تشکیل داد و به درس دادن مشغول گشت.وقتی رم شکست خورد اگاهی از اثار او در اروپای غربی ناپدید شد.الیاییان پیروان پارمنیدس بودند که جهان را بی دگرگونی تلقی می کردندو در بی ایمانی ژرف به تغییر ،زمان و مکان و...به سر می بردند.افلاطون با الیاییان مخالف بود ولی ساحت تغییر ناپذیری را برای صورت های مثالی مطرح کرد.از نظر او غیر مادی ،واقعی و مادی ،غیر واقعی بود.اما ارسطو با نظر افلاطون مخالف بود.او با نظرات الیاییان هم مخالفت کرد.اختلافات ارسطو و افلاطون در مسائل زیر است :

۱-ارسطو به جای کلمه ی افلاطونی مثال ،لفظ صورت را به کار برد.مرد صورت کامل طفل است.مثال یک سرمشق خارجی است و صورت یک نیروی درونی.

۲-خدای افلاطون طراح و سازنده الگوی جهان است و خدای ارسطو محرک صورت جهان.خدای افلاطون فعال و خدای ارسطو منفعل است.

۳-وظایف انسان در نظر افلاطون  پیروی از الگوی کامل است ولی در نظر ارسطو ،به دست اوردن اعتدال و میانه روی.

الیاییان تغییر را محال می دانستند ولی ارسطو تغییر در مقولات را امکان پذیر می داند.مقولات عبارتند از جوهر ،کمیت ،کیفیت ،نسبت ،زمان ،مکان ،وضع ،حالت ،فعل و انفعال.چیزهای اساسی جهان یعنی جوهرها وقتی به وجود می ایند که ماده با صورت ترکیب شود.علیت ،ساختار معرفت عقلی و منطقی سه جنبه ای از اثار ارسطو بود که بر بوعلی سینا و ابن رشد اثر گذاشت.شرحهایی که ابن سینا و ابن رشد بر اثار ارسطو نوشتند بر مسیحیان چون توماس اکویناس اثر گذاشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:39  توسط مهران معمارزاده  | 

تغییرات جدید در فرماندهی نظامی امریکا

در خبرها امد که تغییراتی در فرماندهی نیروهای نظامی امریکا در عراق روی داده است که باید به تایید سنا برسد تا رسمی گردد.ژنرال پتریوس جای دریادار فالون امد و ری ادیرنو جای پتریوس را گرفت.

 

دریادار ویلیام فالون مخالف برخورد نظامی با ایران بود که با چاپ مطلبی از او در واشنگتن تایمز مجبور به استعفا شد وپتریوس تندرو جای اورا گرفت.این تغییرات نشاندهنده این است که برخورد واحدی در سطوح بالای فرماندهی نیروهای امریکا نسبت به ایران وجود نداشته است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 22:39  توسط مهران معمارزاده 

رضا عباسی -2

رضا عباسی به اصفهان بازگشت و رییس کتابخانه سلطنتی شد ولی حضور نقاش فرنگی ،جان هلندی سبب شد تا سبک فرنگی و پرسپکتیو جای سبک عباسی را بگیرد.نقاشی بی زمان و مکان ایرانی از بین رفته بود .رضا هم دیگر دل به کار نمی داد و با اراذل و مردم عادی حشر و نشر داشت.کم کم جای رضا عباسی را نقاشی به نام مولانا حبیب الله گرفت.رضا در نهایت انزوا درگذشت.پسر او شفیع عباسی هم نقاش بود که در دوران انحطاط نقاشی ایرانی در زمان شاه عباس دوم می زیست.او به هند رفت و در انجا در انزوا درگذشت.

شاه عباس اول در چهلستون

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 22:26  توسط مهران معمارزاده 

رضا عباسی -1

رضاعباسی نه ساله بود که همراه پدرش علی اصغر کاشی به اصفهان امد.پدرش نقاش ارزنده ای بود واو از پدر تهیه رنگها و اصول کار را فرا گرفت.پدر نقاشی های کمال الدین بهزاد و میرک را نشانش داد.شاه عباس دستور تاسیس کارگاههای نقاشی را دادو رضا استاد مسلم بود.رضا به کشتی و زورگیری علاقه داشت و دوست نداشت که تحت نظم خاصی دراید.شاه عباس به او سفارش می داد و او مجبور بود هنر سفارشی انجام دهد.او دوست داشت که با سبک ابداعی خود از کمال الدین بهزاد و میرک (هنر تیموری )عبور کند ولی شاه زیر بار نمی رفت.به او سفارش مصور کردن شاهنامه را دادند(شاهنامه ای که اکنون در انگلستان )است.او به مدت ۳ سال این کار را انجام داد .اکنون رضا عباسی در انگلیس و هلند شهرت یافته بود.فشار حکومت بر او سبب شد که به بنگ و افیون روی اورد و روابط شاه با او سردتر شد.رضا به تبریز رفت و مشغول کشتی گرفتن شد.جاسوسان شاه خبر را به شاه رساندند.تابلوهای زیادی به اسم او به بازار راه یافت و این امر اورا افسرده تر ساخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:53  توسط مهران معمارزاده 

کمدی الهی 2

دانته و بئاتریس (معشوقه دوران کودکی )به بهشت می نگرند

بهشت از نه کره تشکیل شده است که در ان افرادی چون توماس اکویناس ،فرانسیس اسیسی ،شاه سلیمان ،شارلمانی حضور دارند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:2  توسط مهران معمارزاده 

کمدی الهی

بسیاری بر این  باورند که کمدی الهی از اسکاتولوژی اسلامی تاثیر پذیرفته است.ویرژیل راهنمای دانته در ۹ حلقه دوزخ است.در حلقه نخست یا لیمبو افراد جالب توجهی مقیمند.ابن سینا و ابن رشد اندلسی در این حلقه هستند.شعرایی چون هومر ،هوراس و اووید و فیلسوفانی چون افلاطون و سقراط.صلاح الدین ایوبی نیز در اینجا مقیم است.در حلقه ششم اپیکور جلب توجه می کند.اسکندر مقدونی در حلقه هفتم.در حلقه هشتم چند پاپ درگیرند.کیمیاگران هم در این حلقه در عذابند.یهودای اسخریوطی در حلقه نهم است.

شیطان در حلقه نهم دوزخ

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:53  توسط مهران معمارزاده 

دانته 1

دانته بزرگترین شاعر قرون وسطا است.در نه سالگی عاشق دختر زیبایی شد اما دخترک چون بزرگ شد با نجیب زاده ای وصلت کرد.دانته نام اورا در دو کتاب خود -زندگی نو - و -کمدی الهی جاویدان کرده است.دانته جسمی نامتناسب و هیکلی ناساز و مغزی فروزان داشت.در تکلم زبانش می گرفت.فلورانس در ان روزگار متلاطم بود.دانته مردی ازاد اندیش بود و کوشید حزبی ورای دو حزب ازادی خواه و محافظه کار ایجاد کند.مدت کوتاهی خود از روسای انتخابی شهر شد و رهبران دو حزب متخاصم را اخراج کرد.در خانواده ناراضی بود.زنش زبانی گزنده داشت.نارضایی خانوادگی سبب خشم او شده بود چنانکه در ماموریتی سیاسی با خشم به انتقاد از پاپ پرداخت.پاپ به حکمرانان فلورانس دستور داد او را به جرم اهانت نفی بلد کنند.او سرگردان شد.او زندگی محقر و ناگواری یافت.حکمرانان فلورانس او را بخشیدند ولی دانته بخشش انها را قبول نکرد.کم کم او شاعری بزرگ شد.دانته منظومه دوزخ یا اینفرنو را سرود.دوزخش را به ۲۴ منطقه تقسیم کرد.او جغرافیای دوزخ را مجسم ساخت .او دشمنان خود و خدا را در جهنم جای داد.روح از دوزخ عبور می کند و به برزخ یا اعراف می رود و انگاه پس از تزکیه به بهشت.دانته سفر تخیلی خود را به راهنمایی ویرگیلیوس شاعر رمی انجام می دهد.خاتون نور معشوقه دوران کودکی اش است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 18:29  توسط مهران معمارزاده 

دانشگاه پادوا

در سده ۱۳ دانشگاه پادوا تاسیس شد وقتی که پروفسورها و دانشجویان برای ازادی اکادمیک بیشتر ،دانشگاه بولونا را ترک گفتند.از فارغ التحصیلهای معروف انجا کاشف گردش خون ویلیام هاروی ،منجم شهیر گالیله ،نخستین چاپ کننده انجیل به زبان اسلاوی ،اسکارینا ،اناتومیست معروف وسالیوس بود.

وسالیوس

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:12  توسط مهران معمارزاده 

دانشگاه بولونا

دانشگاه بولونا از قدیمیترین دانشگاههای قرون وسطا بود.شاید بشود انرا نخستین دانشگاه قرون وسطا در غرب دانست.بزرگترین چهره های پزشکی و ستاره شناسی از این دانشگاه بودند.مارچلو مالپیگی از غولهای پزشکی و کوپرنیک از انقلابیون نجوم به این دانشگاه تعلق داشتند.سده ۱۷ عصر طلایی دانشگاه بود.مالپیگی از میکروسکوپ  و تشریح استفاده می برد.از فارغ التحصیلهای معروف دیگر می توان به دانته ،پترارک ،البرشت دورر ،پاراسلسوس ،لوئیجی گالوانی ،کامیلو گلژی ،اومبرتو اکو و رومانو پرودی اشاره کرد.

دانشگاه بولونا در ایتالیا

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:57  توسط مهران معمارزاده 

سوربن

دانشگاه سوربن فرانسه از دانشگاه های سده های میانه (قرون وسطا )است .رابرت سوربن از الهیات دانهای فرانسوی بود که در سده ۱۳ میلادی کالج سوربن پاریس را بنیان نهاد.او شفقت بر خلق داشت و چهره ای کلیسایی بود.لویی نهم مدافع او بود.کالج Maison de Sorbonneبرای تعلیم الهیات به  ۲۰ دانشجوی فقیر از طرف رابرت سوربن تاسیس شد.این کالج توسط شاه لویی و پاپ زمان مورد حمایت قرار گرفت.ارتباط این کالج با کلیسا سبب شد تا مغضوب انقلابیون انقلاب ناکبیر فرانسه قرار گیرد و بسته شود ولی در زمان ناپلئون دوباره باز گشت.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 14:2  توسط مهران معمارزاده 

مولوی

ایالات متحده امریکا و هالیوود به سوی مولوی گرایش یافته است.البته ممکن است این گرایش هم در امریکا خالی از ابتذال باقی نماند.کلکسیون دیپاک چوپرا به نام A Gift of Love: Love poems inspired by Rumi توسط چهره هایی چون مدونا ،دمی مور و...خوانده شده است.

گور مولوی شاعر و عارف ایرانی در قونیه ی ترکیه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 13:41  توسط مهران معمارزاده 

سهروردی 1

شهاب الدین سهروردی در روستای سهرورد زنجان به دنیا امد.در مراغه به کسب دانش پرداخت و انگاه به اصفهان رفت و با سنت فلسفی بوعلی سینا اشنا شد.عاقبت به حلب رفت و با فتوای فقهای قشری به امر صلاح الدین ایوبی به قتل رسید.او می خواست مشرب و مذهب حکمای باستانی ایران را درباب نور و ظلمت در اثارش احیا کند.معروفترین کتاب او حکمت الاشراق است.فلسفه او با جذبه و سیر و سلوک روحانی درهم امیخته بود.فلسفه ارسطوییان بر پایه واجب ،ممتنع و ممکن بود ولی فلسفه او دوگانه بود.نور و ظلمت.نور جایگاه عقول ،ارباب انواع و نفوس بود و ظلمت جایگاه جسم ها ،اجرام مادی و عرض ها.اگر شی از هستی خود اگاه باشد نور مجرد است مانند باری تعالی ،عقول عشره ارسطو و عقول عرضیه افلاطون که عبارت از ارباب انواع باشد مانند جان های ادمیان.اگر شی اگاه از ذات قائم به غیر باشد وبرای وجود یافتن نیازمند وجود دیگری باشد نور عرضی است مانند نور ستارگان و اتش.اگر شی اگاه از ذات خود نباشد ولی در هستی خارج پاینده به خود باشد ان را غسق گویند مانند همه اجسام و اگر شی غافل و بی خبر از خود قائم به غیر باشد هیئت است مانند رنگ ،بو و طعم.

Al-Suhrawardi, whose life spanned a period of less than forty years in the middle of the twelfth century ad, produced a series of highly assured works which established him as the founder of a new school of philosophy in the Muslim world, the school of Illuminationist philosophy (hikmat al-ishraq). Although arising out of the peripatetic philosophy developed by Ibn Sina, al-Suhrawardi's Illuminationist philosophy is critical of several of the positions taken by Ibn Sina, and radically departs from the latter through the creation of a symbolic language to give expression to his metaphysics and cosmology, his 'science of lights'. The fundamental constituent of reality for al-Suhrawardi is pure, immaterial light, than which nothing is more manifest, and which unfolds from the Light of Lights in emanationist fashion through a descending order of lights of ever diminishing intensity; through complex interactions, these in turn give rise to horizontal arrays of lights, similar in concept to the Platonic Forms, which govern the species of mundane reality. Al-Suhrawardi also elaborated the idea of an independent, intermediary world, the imaginal world (alam al-mithal). His views have exerted a powerful influence down to this day, particularly through Mulla Sadra's adaptation of his concept of intensity and gradation to existence, wherein he combined Peripatetic and Illuminationist descriptions of reality.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 19:54  توسط مهران معمارزاده 

علامه مجلسی

محمد باقر مجلسی پسر محمد تقی در سال ۱۰۳۷ هجری قمری (۱۶۱۶ میلادی )در اصفهان زاده شد.او گرایش عجیبی به حدیث داشت و حتا از پیشوای اخباری ها (ملا محمد امین استرابادی )با تقدیر یاد می کرد.پدر مجلسی نزد شیخ بهایی درس خوانده بود.با تاسیس حکومت صفوی حوزه جبل عامل لبنان به اصفهان منتقل شده بود.در عهد شاه سلیمان صفوی به سال ۱۰۹۸ محمد باقر شیخ الاسلام اصفهان شد.پس از مرگ شاه سلیمان و جلوس شاه سلطان حسین صفوی بر تخت سلطنت در همین سمت ابقا شد.در اغاز سلطنت شاه حسین صفوی به درخواست محمد باقر مجلسی شرابخواری ممنوع شد.او به وجوب نماز جمعه در عصر غیبت باور داشت.او با فلسفه میانه ای نداشت و صوفی ستیز بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 17:29  توسط مهران معمارزاده 

علامه طباطبایی

سید حسین نصر از فیلسوفان بزرگ ایران در پاییز ۱۳۳۷ با علامه طباطبایی اشنا شد و گروه کوچکی شکل گرفت.در این جلسات اسفار ملاصدرا و مباحث فلسفه تطبیقی مطرح می شد.این جلسات برای دو دهه در تمام سال برگزار می شد.علامه طباطبایی بزرگترین فیلسوف اسلامی بود که در ادبیات و تفسیر هم استاد بود.هانری کوربن پروفسور مطالعات اسلامی در دانشگاه سوربن فرانسه نیز گاهی در این جلسات شرکت می کرد.او ابتدا به ارا هایدگر علاقمند شد ولی در کلاس درس لویی ماسینیون با سهروردی فیلسوف ایرانی اشنا شد و وطن معنویش ایران گشت.

همي گويم و گفته ام بارها .... بود کيش من مهر دلدارها

پرستش به مستي است در کيش مهر .... برونند زين جرگه هشيارها

به شادي و آسايش و خواب و خور .... ندارند کاري دل افگارها

به جز اشک چشم و به جز داغ دل .... نباشد به دست گرفتارها

کشيدند در کوي دلدادگان .... ميان دل و کام، ديوارها

چه فرهادها مرده در کوهها .... چه حلاجها رفته بر دارها

چه دارد جهان جز دل و مهر يار .... مگر توده هايي ز پندارها

ولي رادمردان و وارستگان .... نبازند هرگز به مردارها

مهين مهر ورزان که آزاده اند .... بريزند از دام جان تارها

به خون خود آغشته و رفته اند .... چه گلهاي رنگين به جوبارها

بهاران که شاباش ريزد سپهر .... به دامان گلشن ز رگبارها

کشد رخت،سبزه به هامون و دشت .... زند بارگه ،گل به گلزارها

نگارش دهد گلبن جويبار .... در آيينه ي آب، رخسارها

رود شاخ گل در بر نيلفر .... برقصد به صد ناز گلنارها

درد پرده ي غنچه را باد بام .... هزار آورد نغز گفتارها

به آواي ناي و به آهنگ چنگ .... خروشد ز سرو و سمن، تارها

به ياد خم ابروي گل رخان .... بکش جام در بزم مي خوارها

گره را ز راز جهان باز کن .... که آسان کند باده، دشوارها

جز افسون و افسانه نبود جهان .... که بستند چشم خشايارها

به اندوه آينده خود را مباز .... که آينده خوابي است چون پارها

فريب جهان مخور زينهار .... که در پاي اين گل بود خارها

پياپي بکش جام و سرگرم باش .... بهل گر بگيرند بيکارها

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 17:9  توسط مهران معمارزاده 

توماس اکویناس -2

توماس اکویناس بزرگترین فیلسوف مدرسی بود.او پسر کنت و از خویشان امپراتور فریدریک دوم بود.او بران شد تا راهب گردد نه درباری.پدرش که مشتاق ترقی او بود اورا به دانشگاه ناپل فرستاد.او تحصیلات کلیسایی را به پایان رساند.پدرش دوست داشت که اسقف یا پاپ شود و از فروتنی پسرش خشمگین شد.او را در برج قلعه شان زندانی کرد.برای او زن ،شراب و کتاب های محرک اوردند ولی توماس همه را پس فرستاد.یکبار کنده ی سوزانی از میان بخاری برداشت و به زنی که برای عشق بازی نزد وی فرستاده بودند ،حمله کرد.دزدانه از برج زندان گریخت و به کلن رفت و به شاگردی البرتوس ماگنوس درامد.البرتوس ماگنوس متولد المان بود و در پادوا و بولونی درس خوانده بود.او از پیروان ارسطو بود و مغزی پربار داشت.او به همزیستی مسالمت امیز مسیحیت و علم باور داشت.اکویناس در ۴۷ سالگی درگذشت اما تعلیمات تومیستی او بر فراز فلسفه مدرسی قرار گرفت.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 16:54  توسط مهران معمارزاده 

کوردوبا

قرطبه یا کوردوبا از مراکز مهم فلسفه و علم بود.ابن رشد اندلسی فیلسوف مسلمان و موسی بن میمون فیلسوف یهودی از این شهر بودند.در سده ۶ هجری قمری المنصور بالله جای پدرش نشست و فقهای بزرگ را به قرطبه فراخواند و اثار ابن رشد را در اختیار انها نهاد.ابن رشد به زندقه و کفر و تبعید محکوم شد.او را به دهکده یهودی یسانه در نزدیکی قرطبه تبعید کردند.منصور دستور تحریم فلسفه را داد.اشتغال به فلسفه حرام اعلام شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:35  توسط مهران معمارزاده 

عکس 1

نانسی پلوسی کاتولیک و ایتالیایی تبار دست پاپ را می بوسد.او از حزب دموکرات و سخنگوی نمایندگان است.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:26  توسط مهران معمارزاده 

Ave Maria! maiden mild!

کلی کلارکسون خواننده پاپ -راک در سفر پاپ بندیکت ۱۶ به امریکا،اوه ماریا ی شوبرت را اجرا کرد :

Ave Maria! maiden mild!
Listen to a maiden's prayer!
Thou canst hear though from the wild,
Thou canst save amid despair.
Safe may we sleep beneath thy care,
Though banish'd, outcast and reviled -
Maiden! hear a maiden's prayer;
Mother, hear a suppliant child!
Ave Maria!

Ave Maria! undefiled!
The flinty couch we now must share
Shall seem this down of eider piled,
If thy protection hover there.
The murky cavern's heavy air
Shall breathe of balm if thou hast smiled;
Then, Maiden! hear a maiden's prayer;
Mother, list a suppliant child!
Ave Maria!

Ave Maria! stainless styled!
Foul demons of the earth and air,
From this their wonted haunt exiled,
Shall flee before thy presence fair.
We bow us to our lot of care,
Beneath thy guidance reconciled;
Hear for a maid a maiden's prayer,
And for a father hear a child!
Ave Maria!

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:11  توسط مهران معمارزاده 

المپیک تابستانی برلن 1936

هیتلر با مشورت گوبلز می کوشید تا از المپیک برلن ۱۹۳۶ حداکثر بهره برداری را برای ایدئولوژی غیر انسانیش بنماید.لنی ریفنشتال فیلمساز زن نازیها فیلم المپیا را ساخت.اما جسی اوونز دونده سیاهپوست الابامایی با پیروزیش مشت هیتلر را باز کرد.هیتلر با اوونز دست نداد اما واکنش بدتر را فرانکلین دلنو روزولت انجام داد چنانکه اوونز گفت :

When I passed the Chancellor he arose, waved his hand at me, and I waved back at him. I think the writers showed bad taste in criticizing the man of the hour in Germany.

He also stated:[7]

Hitler didn't snub me—it was FDR who snubbed me. The president didn't even send me a telegram.

اوونز در المپیک ۱۹۳۶ تابستانی برلن

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:53  توسط مهران معمارزاده 

torch relay

مشعل المپیک از شهرهایی چون بوئنوس ایرس ،دارالسلام ،مسقط ،اسلام اباد ،بمبئی و...گذشته و بالاخره در ماراتونی به بیجینگ چین خواهد رسید.این مشعل نماد دزدیده شدن اتش از زئوس توسط پرومته است.تبتی های مخالف اشغال تبت توسط چین اختلالاتی در مسیر اوردن مشعل ایجاد کردند گرچه دالای لاما خواست که خشونت بر مسیر مشعل نباشد.

اعتراض در لندن در جریان torch relay

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:38  توسط مهران معمارزاده 

البرتوس مگنوس

سن البرتوس مگنوس استاد توماس اکویناس ،دومینیکن و بزرگترین فیلسوف و الهیات دان المانی سده های میانه بود.او به همزیستی صلح امیز علم و مذهب دلبستگی داشت.او نخستین الهیات دانی بود که ارای ارسطو را با مسیحیت وفق داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 3:38  توسط مهران معمارزاده 

توماس اکویناس

توماس اکویناس کشیش و فیلسوفی بزرگ در جهان غرب بود که در پادشاهی سیسیل به دنیا امد.در ۱۶ سالگی به دانشگاه ناپل رفت و شش سال تحصیل کرد.او دومینیکن بود و در اواخر ۱۲۴۴ به کلن رفت جایی که البرتوس مگنوس ،فلسفه و الهیات درس می داد.به همراه استاد به دانشگاه پاریس رفت.اکویناس به روش ارسطو علاقه داشت.اکویناس زیر تاثیر اندیشه های غزالی ،ابن سینا ،ابن رشد و الکندی نیز بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 3:33  توسط مهران معمارزاده 

غزالی

دشمنان فیلسوفان دو دسته بودند :متکلمانی چون غزالی و فخر رازی و صوفیان و عرفا.غزالی از مقاصدالفلاسفه اهنگ تهافت الفلاسفه کرد.امام فخر رازی هم علارغم گرایشش به علوم عقلی ،سرانجام مانند غزالی به تصوف گرایید.خاقانی فلسفه را قفل استوره ارسطو ،نقش فرسوده ی فلاطون و بدتر از همه علم تعطیل می نامید.

مقبره غزالی در طوس ؟

تاثیر غزالی را با توماس اکویناس مقایسه می کنند گرچه غزالی فلسفه ستیز بود و با ارای ارسطوییان مقابله می کرد و توماس اکویناس از  ارسطو استقبال می کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 3:18  توسط مهران معمارزاده 

از سبوی ادبیات بنوشیم 1

قلندران حقیقت به نیم جو نخرند

قبای اطلس ان کس که از هنر عاری است

این بیت از حافظ شیرازی است.بین عبا و قبا تفاوت وجود دارد.اغلب مشایخ از پوشیدن قبا ننگ داشتند.قبا جامه ی شاهان ،امیران و عوانان بود.بسیاری از مشایخ از پارچه های شیرازی نفرت داشتند چون این پارچه های لطیف و متنوع به کار تهیه قبا می خورد.عطار قبا پوشی را نشان دلباختگان دنیا می داند.عبا جامه درویشی و قبا جامه توانگری و عزت است.صوفیان ،خرقه ،مرقعه و دلق می پوشیدند.جامه صوفیان سه خصیصه دارد :خشونت جنس ،کهنگی و کوتاهی.یا پلاسین است (بافته از موی شتر یا بز )یا صوفی (پشمی ).بلندی جامه نشان تبختر و تکبر بود و کوته استینی نشان صوفی.

حافظ شیرازی

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:59  توسط مهران معمارزاده 

مدرسه اتنی ها

مدرسه اتنی ها کار مشهوری از رافائل است که فیلسوفان را تصویر می کند.ابن رشد اندلسی با عمامه در گوشه ای از نقاشی دیده می شود.ابن رشد اندلسی با ترجمه کارهای ارسطو نقش مهمی در فرهنگ فلسفی اروپا بازی کرد .ابن رشد را پدر اندیشه های سکولاریستی اروپای غربی می دانند.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:45  توسط مهران معمارزاده 

ابن رشد اندلسی

ابن رشد اندلسی در سده ۱۲ میلادی در کوردوبا به دنیا ودر مراکش درگذشت.او پدر اندیشه سکولار در اروپای غربی بود.او فیلسوف ارسطویی بود و از حامیان اندیشه بوعلی سینا محسوب می شد.امام محمد غزالی با نوشتن تهافت الفلاسفه به اندیشه های فلسفی یورش برد و ابن رشد با نوشتن تهافت التهافت به او پاسخ داد.او فقیهی مالکی نیز بود.پزشکی مبرز که از پارکینسون ،مشکلات جنسی ،مسائل افتالمولوژی سخن گفت.اوpolymathبود.در فیزیک هم ید طولایی داشت.ابن رشد در کتاب کمدی الهی دانته و داستانهایی از بورخس و اولیس جیمز جویس هم نامبرده شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:36  توسط مهران معمارزاده 

فلسفه ایرانی

مراغه زمانی محل بزرگ علمی بود.دو مرد بزرگ ایرانی در این مکتب درس خواندند و همکلاس بودند.شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی و امام فخر رازی.اولی فیلسوف بزرگی بود که حکمت پهلوی یا خسروانی ،اسلام و فلسفه یونانی (افلاطون )را با هم سنتز کرد و حکمت مشایی را با ذوق عرفانی درهم امیخت.دومی اما متکلم اشعری بزرگی بود که او را امام المشککین لقب می دادند.هردو شاگرد مجدالدین جیلی بودند.دربعضی از کارهای شیخ اشراق تمایل به داستانگویی وجود دارد مثلن عقل سرخ از این لون است.

فارابی فیلسوف بزرگ ایرانی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 1:38  توسط مهران معمارزاده