تبليغاتX
دکتر مهر افرین

دکتر مهر افرین

هنر و ادبیات

گارفیلد

کارتونیست ها زندگی مارا رنگ می کنند.هرژه یا جورج رمی خالق تن تن،والت دیسنی خالق کارتون های زیبا ،هنا و باربارا خالق تام و جری و جیم دیویس کارتونیست خالق گارفیلد.دیویس هم در فیرمونت ایندیانا زاده شد.

جیم دیویس و گارفیلد(گربه تنبلی که لازانیا دوست دارد )

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 21:39  توسط مهران معمارزاده 

جیمز دین

جیمز دین در مزرعه فیرمونت ایندیانا بزرگ شد.در ۹ سالگی مادرش را از دست داد واین حادثه بر او تاثیر فوق العاده ای گذاشت.در فن خطابه ،رویا پردازی ،بسکتبال و دوی با مانع مهارت داشت.به زودی به هالیوود راه یافت.شورش بی دلیل در دهه ۱۹۵۰ با بازی زیبای او همراه شد.شخصیت کمروی او نماد طغیان جوانی در امریکا گشت.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 21:23  توسط مهران معمارزاده 

رورتی

فلسفه اصلی امریکا پراگماتیسم است.بزرگانی چون پیرس و جیمز بانیان ان بودند اما یکی از شخصیت های مهم این مکتب ،رورتی بود.او با تبیین گسست معرفتی در تاریخ فلسفه ،ارزش فلسفه را پایین اورد.او حقیقت فلسفی را منکر بود و فلسفه را تابع تاریخ می دانست.تاریخگرایی او جایگاه فلسفه را پایین اورد.فیلسوف وجود ندارد.

ریچارد رورتی

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 20:15  توسط مهران معمارزاده 

لئو اشتراوس

لئو اشتراوس در هسه المان زاده شد.در دانشگاه هامبورگ فلسفه خواند.در ۱۹۳۸ به امریکا رفت و استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو شد..او از فلسفه در حکم کاشف حقایق مطلق و فرا تاریخی دفاع می کرد و منتقد نسبی گرایی ،تجربه گرایی ،پوزیتیویسم ،فلسفه سیاسی مدرن ،علوم اجتماعی جدید و جدایی علم از ارزش بود.انسان امروز با فاصله گرفتن از مطلق به ورطه نیهلیسم و نسبی گرایی افتاده است.سقراط بنیان گذار فلسفه سیاسی راستین بود.فلسفه سیاسی کلاسیک با سقراط اغاز شد و به فیلسوفان مدرسی ختم شد.انها در پی غایت و کمال زندگی سیاسی و طبیعت حیات سیاسی بودند.باید به فهم ماقبل فلسفی رسید.او از هایدگر تاثیر پذیرفته بود.فلسفه سیاسی کلاسیک نزدیکترین تجربه به تجربه ماقبل فلسفی بود.اما فلسفه مدرن اینچنین نیست و درگیر نظریه پردازی شده است.اندیشه های سیاسی در عصر مدرن فلسفه ،بیانگر حقیقت مطلق نیست.او عصر مدرن را به سه بخش تقسیم می کند :

۱-موج اول مدرنیته از عصر ماکیاولی تا اوائل سده ۱۸

۲-موج دوم با اندیشه کانت و هگل اوج می گیرد.

۳-موج سوم که ما در ان به سر می بریم.

موج اول با حمله روسو به نظریه طبیعی لاک و هابز به بحران رسید.موج دوم با نقد نیچه بر ایدئالیسم المانی به بحران رسید و بحران موج سوم نتیجه سلطه پوزیتیویسم ،تاریخ گرایی و نسبی گرایی است.نسبی گرایی بیماری مدرنی است که دشمن حقیقت است.

-

اشتراوس المانی که نظرات او به شکل گیری محافظه کاری نو در امریکا منجر شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 0:31  توسط مهران معمارزاده 

هولدرلین

سقراط ،افلاطون ،ارسطو که فیلسوف بودند مساله هستی را فراموش کردند ولی هولدرلین شاعر در کنکاو هستی مشغول بوده است.در دهه ۱۸۶۰ دیلتای ،دگر باره شعر هولدرلین را کشف کرد.هایدگر هم نظرش به سوی هولدرلین جذب شد.شعر بازگشت به خانه هولدرلین ماجرای سفر شاعر را از کوه های الپ به موطن خود مطرح می کند.شاعر در کوه های الپ ،سرور را در می یابد.چنین است که هولدرلین از راز هستی اگاه شده است.

-

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 0:28  توسط مهران معمارزاده 

هایدگر

مارتین هایدگر فیلسوف بزرگ المانی ،در مرحله فرجامین مدرنیته سه شکل زندگی را مشخص کرد :ا-امریکایی مابی ،مارکسیسم و نازیسم.ویژگی هر سه سلطه دیکتاتور مابانه امر همگانی بر امر خصوصی و غلبه علوم طبیعی و اقتصاد و سیاستگذاری عمومی و تکنولوژی است.امریکایی مابی ،لیبرالیسم یا دموکراسی نیست بل صورت خاصی از پوزیتیویسم منطقی و خادم علم و تکنولوژی است.مارکسیسم ارتقا فرایند تولید به مقام چیرگی است و نازیسم غریزه را به جای عقل می نشاند.هر سه صورت نهادینه شده نیهلیسمند.

-

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 0:24  توسط مهران معمارزاده 

سینمای اکسپرسیونیستی

در سینمای اکسپرسیونیستی المان ،ترس و هراس مسلط بر روح ادبیات و شعر پس از جنگ و امید به ناکجا ابادی دیده می شود.شدت پندارین یا فکرانی هر پلان بیشتر اهمیت دارد.سینما را در ان موقع لیشتاشپیل می گفتند.بازی نور.جادوی نورانی و تاریکی.روح و اشیا به هم می پیوندند و به مرتبه ای ورا مادیت انها می رسند.فیلم گولم از وگنر نمونه بارز ان است.

-

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 0:17  توسط مهران معمارزاده 

هاینه

-

هاینه شاعردر ۱۸۳۲ به فرانسویان هشدار داد:روزی همسایگان المانیتان از ترکیب هولناک ما بعد الطبیعه مطلق گرایانه،خاطرات تاریخی و نفرت ها ،خرافه پرستی و غضب شعله ور می شوند ،بر شما می شورند و بناهای بزرگ تمدن غرب را نابود می کنند.پیروان سرسخت کانت ،پیروان مسلح فیشته و از همه هولناک تر مریدان شلینگ چنین می کنند.انقلاب فرانسه در مقایسه با این حرکت ،شاعرانه و صلح امیز است.زمانی که بربرهای مست از مابعدالطبیعه به راه بیفتند،بهتر است فرانسویان بهوش باشند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 0:15  توسط مهران معمارزاده 

دکتر زائر بروخ

هماره از مشتریان پروپاقرص کتاب های ذبیح الله حکیم الهی دشتی (منصوری )بودم.کتاب جراح دیوانه او را در سن نوجوانی خواندم.داستان دکتر فردیناند زائر بروخ المانی.او تحول شگرفی در جراحی قفسه صدری ایجاد کرد و از کولاپس ریه ها هنگام عمل جلوگیری کرد اما متاسفانه در اواخر عمر دچار دمانس شد و عملهای اشتباه با نتیجه های مرگبار داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 23:45  توسط مهران معمارزاده 

دکتر هاروی کوشینگ

دکتر هاروی کوشینگ پیشرو جراحی مغز است.تشخیص های او جامع و استثنایی بود و عمل های جراحی او دقیق.در جراحی تومورهای مغزی و اعصاب شنوایی و بینایی توانایی بی نظیری داشت.مریدان و شاگردان فراوانی از سراسر دنیا داشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 23:28  توسط مهران معمارزاده 

دیکنز و بالزاک

اشتفان تسوایک در کتاب خود می نویسد:بالزاک اراده خلل ناپذیر معطوف به کلی داشت .او زمانی نوشت انچه را ناپلئون نتوانست با شمشیر انجام دهد من با قلم به پایان می رسانم.رمان های بورژوایی او از تراژدی های رمانتیک ها غم انگیز تر بود.بالزاک به همه چیز اگاهی داشت و دانش شهودی بی مثل و مانندی داشت.اما دیکنز اثرش تجسد سنت انگلیسی بود.اثرش اراده ملت انگلیس بود.انسان های دیکنز همه قانعند ولی قهرمان بالزاک جاه طلب و سیری ناپذیر.سخن پردازی دیکنز اشکارا دموکراتیک است نه سوسیالیستی.دیکنز نابغه بصری است و نگاه او با چشم انسانی اما نگاه بالزاک با چشم روحانی.

دیکنز

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 23:7  توسط مهران معمارزاده 

رومن رولان

رومن رولان نویسنده فرانسوی پاسیفیستی حرفه ای بود.دوست اشتفان تسوایک و نویسنده ای که به گاندی و شیوه غیر خشن او دلبستگی داشت.او جایزه ادبیات نوبل را نیز دریافت کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 22:56  توسط مهران معمارزاده 

اشتفن تسوایک

نوشته های اشتفن تسوایک نویسنده اتریشی را درباره نویسندگان بزرگی چون بالزاک ،دیکنز ،داستایفسکی ،تولستوی ،کازانووا و...خوانده ام.بسیار پرمغز است.او در خانواده ای یهودی در وین به دنیا امد و با ظهور هیتلر فرار کرد و بالاخره در برزیل دار فانی را وداع گفت.او هماره مدافع صلح بود.

Stefan Zweig was born on the 28th november 1881 in Wien (Austria). He studied philosophy, and then started writing poetry, dramas and translated many french works into german. Eager pacifist, he was dreaming of an united Europe ; the First World War deeply hurted him and was a turning-point in his career. He started writing short stories, which had great success and made him very famous. But because he was Jew, he had to leave Austria in 1934. Unfortunately nowhere could he find peace of mind, and his despair concerning the war made him commit suicide at Petropolis (Brazil), on the 22th february, 1942.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 22:45  توسط مهران معمارزاده 

نوستراداموس

من قلم محمود طلوعی را دوست دارم.جدیدن نوشته ای از او درباره نوستراداموس خواندم.میشل دو نتردام در فرانسه زاده شد.طب خواند .با رابله پدر رمان اشنا شد و به تشویق او حتا شعر هم سرود.او در سده ۱۶ میلادی می زیست و چامه های او جنبه های پیش بینی کننده دارد

او ظهور هیتلر را اینچنین پیش بینی کرد

در اعماق دور افتاده غرب اروپا

کودکی در یک خانواده فقیر به دنیا می اید

او با زبانش توده های مردم را اغوا خواهد کرد

و با نیروی عظیمی به شرق خواهد تاخت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 3:11  توسط مهران معمارزاده 

گراهام گرین

گراهام گرین نویسنده کاتولیک انگلیسی انسان عجیبی بود.تم کاتولیکی در اثارش ،انتقاد از امپریالیسم امریکا و گرایش سیاسی چپش که حتا باعث شد در کنار مارکز به ینگه دنیا ممنوع الورود گردد و بیماری روانی دو قطبیش که در کارش بسیار تاثیر گذاشت.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 2:43  توسط مهران معمارزاده 

شیمبورسکا

لهستان را دوست دارم.کیشلوفسکی ،پولانسکی ،شوپن ،ماری کوری ،کپرنیک و....بالاخره شیمبورسکا شاعره لهستانی.البته باید اشعارش را رضا سلجوقیان عزیز که در فن ترجمه شعر دستی دارد به پارسی برگرداند ولی نمونه ای از ان را در زیر اوردم:

Three Oddest Words


When I pronounce the word Future,
the first syllable already belongs to the past.

When I pronounce the word Silence,
I destroy it.

When I pronounce the word Nothing,
I make something no nonbeing can hold.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 2:33  توسط مهران معمارزاده 

هنری فورد

ابتدا اسب وسیله نقلیه رایج و غالب بود اما هنری فورد زاده ایالت میشیگان در ۱۹۰۹ اتومبیل فورد مدل تی را افرید.در ۱۹۲۷ دست کم ۱۵ میلیون از این اتومبیلهای جالب فروخته شده بود.او ابتدا تراکتور ساز بود اما اتومبیل چهار سیلندر از جنس فولاد وانادیوم و خط انتقال تولید در ساختن اتومبیل از کارهای اوست.ابتدا رنگ سیاه رنگ غالب ماشینها بود چون زود خشک می شد و در خط تولید خللی ایجاد نمی کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 1:45  توسط مهران معمارزاده 

نیکلای واویلوف

کمونیسم شوروی که خود را علمی می دانست دست به تفتیش عقاید در عالم علم نیز زد و ژنتیک دان بزرگ شوروی نیکلای واویلوف را به اردوگاه کار اجباری و گولاگ کشاند.رژیم کمونیستی نظرات ژنتیکی او را مخالف ماتریالیسم دیالکتیک می دانست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 1:32  توسط مهران معمارزاده 

کاترین کبیر

کاترین دوم یا کاترین کبیر تزارینای روسیه بود.او به ادبیات و دستاوردهای غرب به ویژه کارهای دیدرو و ولتر دلبستگی داشت اما انقلاب فرانسه سبب فرانسه ترسی او شد و روابط تیره گشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 3:1  توسط مهران معمارزاده 

پتر کبیر

پتر کبیر معمار مدرن سازی روسیه است.غربگرایان روسیه بسیار او را دوست داشتند ولی برای ایران او منادی دسترسی به ابهای گرم خلیج فارس بود که جالب نبود.او دستور داد تا ریشها دو تیغه شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:55  توسط مهران معمارزاده 

ما و روسیه

روابط دیپلماتیک ما با روسیه به زمان ایوان مخوف می رسد.در زمان شاه طهماسب صفوی ارتباط با دربار ایوان مخوف ایجاد می گردد.در زمان پتر کبیر (البته از نظر روسها )و تزارینا کاترین این ارتباط دیگر حسنه نبود.ترکمنچای و گلستان و کشته شدن گریبایدوف (شاعر روس)در ایران به وخیم تر شدن اوضاع مدد رساند.

ایوان مخوف

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:46  توسط مهران معمارزاده 

رئالیسم جادویی

در رئالیسم جادویی بین دنیای خارج و داخل (عین و ذهن )در هم امیختگی ایجاد می گردد گوییا واقعیت و خیال امیزش می کنند.الخو کارپنتیه ،بولکاکوف ،بورخس ،استوریاس و...در فضای این سبک قلم می زدند

سلمان رشدی نویسنده مرتد ایات شیطانی نیز از این سبک استفاده نمود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:26  توسط مهران معمارزاده 

الخو کارپنتیه

در میانه های سده بیستم اثار نویسندگان امریکای لاتین به اروپا رفت و در انجا اقبال بسیاری یافت.کارهای رئالیسم جادویی این قاره جلب توجه می کرد.

یکی از انها الخو کارپنتیه نویسنده کوبایی بود.او کمونیست بود و به فرانسه تبعید شد.با محفل سوررئالیست ها اشنا گشت.بعد از انقلاب ۱۹۵۹ کوبا به این کشور بازگشت و سفیر کوبا در فرانسه شد.سبک او رئالیسم جادویی بود.در پاریس درگذشت و به کوبا بازگردانده شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:17  توسط مهران معمارزاده 

بورخس

بورخس نویسنده مشهور ارژانتینی برای داستان های کوتاهش معروف است.او از کافکا و شوپنهاور تاثیر بسیاری پذیرفته بود.ارژانتین کشوری چند فرهنگی بود و تاثیرات مذهبی ایین هایی چون اسلام و بودانیز در کارهایش دیده می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 2:5  توسط مهران معمارزاده 

مارکز

اگر زمانی بورخس بر تمام ادبیات امریکای لاتین تسلط داشت،امروز گارسیا مارکز چنین است.او از کلمبیا یا اتن امریکا ست.نخستین داستانی را که نوشت داستان دختری بود که پروانه می شود و بعدن با رمان مسخ کافکا با ترجمه بورخس اشنا شد.روزنامه نگاریش سبب شد تا نوشته های ادبیش پخته تر گردد.او تمایلات سوسیالیستی و ضد امپریالیستی دارد و دوست کاسترو است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 1:51  توسط مهران معمارزاده 

والت دیسنی

والت دیسنی زاده کانزاس بود و به کالیفرنیا رفت و کار انیمیشن را ادامه داد.در دهه ۱۹۲۰ که صوت به سینما امد ،میکی موس را ساخت و پس از تولید فانتزی های گوناگون ،شاهکارش سفید برفی و هفت کوتوله را افرید.این شاهکار دردهه ۱۹۳۰ زاده شد.والت دیسنی با یهودیها و کمونیست ها همدلی نداشت و دنیای انیمیشن او دنیای سفید پوست ها بود.در دهه ۱۹۶۰ والت دیسنی در گذشت و این مرکز بزرگ انیمیشن به دست مایکل ایزنر یهودی افتاد.انیمیشن ها از لون دیگری شد.شمایل سامی و یهودی به قهرمانان کارتونی بدل شدند.ازدواج های بین نژادی ترغیب شد.کارتون شرک که البته از کمپانی دریمز ورک است به خوبی این خط مشی را نشان می دهد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 1:12  توسط مهران معمارزاده 

بوریس پاسترناک

بوریس پاسترناک نویسنده رمان ایدئالیستی دکتر ژیواگو در غوغای رئالیسم سوسیالیستی بود.شولوخوف خشمگینانه او را مردی که روحش از کشورش به سوی غرب گریخته است لقب داد.چاپ کتاب او هماره ممنوع بود.مطبوعات شوروی او را مایه ننگ ،خوک و سگ وفادار بورژوازی لقب دادند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 0:53  توسط مهران معمارزاده 

شولوخوف

میحائیل شولوخوف از نویسندگان معروف روسیه است.در ناحیه ای قزاق نشین به دنیا امد و با انتخاب قزاقها همچون دستمایه رمان ،دن ارام را خلق کرد.شولوخوف به قزاقها عشق می ورزید.او توده های مردم را تصویر می کرد.در سال ۱۹۶۰ خروشچف او را با خود به امریکا اورد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 0:43  توسط مهران معمارزاده 

باکونین

نامه سرگشاده بلینسکی منتقد غربگرای روسیه به گوگول

باکونین از جامعه بورژوایی بدش می امد.انارشیست بود .از تزار نفرت داشت و به روستاییان روسیه باور داشت.بر ضد لیبرالیسم و دیانت بود.حکومت فدرال و سوسیالیسم پرودونی را تجویز می کرد.او دوست هرتزن نیز بود و با تورگنیف در دانشگاه برلن درس خواند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 0:28  توسط مهران معمارزاده 

هرتزن

سرمای زمستان با ادبیات روسیه لذت بخش است.در روسیه سه گرایش وجود داشت:دیدگاه غربگرا که الکساندر هرتزن انرا رهبری می کرد.هرتزن را پدر سوسیالیسم روسی می دانند.۲-گرایش اسلاوگرا ۳- گرایش نیهلیستی.

هرتزن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 0:10  توسط مهران معمارزاده 

امیل زولا

در حال خواندن ژرمینال از امیل زولا هستم.زولا پیشوای ناتورالیست ها بود و به جبر محیط ووراثت علاقه داشت.ژرمینال اما از لون دیگری است و الگوی تمام عیاری برای رمان نویسی نوین پرولتاریایی شد.این اثر گرایش زولا را به فلسفه کارل مارکس نشان می دهد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 23:53  توسط مهران معمارزاده 

تولستوی

تولستوی بیانگرا بود و نویسنده ای اخلاقی.هنر کنیزک اخلاق است و تاریخ باید تجربه ذهنی را نشان دهد.جنگ و صلح او ضد تاریخ است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 9:15  توسط مهران معمارزاده 

تورگنیف

در ۱۸۸۳ جسد ایوان تورگنیف از پاریس به سن پطرزبورگ امد و در کنار بلینسکی به خاک سپرده شد.معروفترین و جنجالی ترین اثر او پدران و فرزندان بود که توسط چپ ها و راست ها به یک اندازه تقبیح شد.بازاروف قهرمان اثرش نخستین بلشویک روسیه بود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 9:9  توسط مهران معمارزاده 

گوگول

بلینسکی بزرگترین منتقد ادبی روسیه  نامه سرگشاده ای به گوگول نوشت و او را تقبیح کرد.گوگول از طرفداران سرفداری ،سیستم تزاری بود و بلینسکی غربگرا و مخالف کلیسا.

گوگول

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 9:2  توسط مهران معمارزاده 

پوشکین

پوشکین به نوعی پدر ادبیات روسیه است.شاعری رومانتیک که در دوئل کشته شد.لرمانتف ،دستگاه تزاری را در مرگ شاعر دخیل دانست و اینچنین به قفقاز تبعید شد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 8:52  توسط مهران معمارزاده 

داستایفسکی

در ادبیات روسیه ،داستایفسکی ،تولستوی و گوگول راست گرا بودند و گنچارف ،چخوف ،هرتسن ،بلینسکی وتورگنیف غربگرا .داستایفسکی تاملات فلسفی خود را با رویکردی اگزیستانسیالیست در کارهایش بازتاب می داد.تاملاتش درباره شر و ازادی.انسان ازاد افریده شده است بنابراین شرور سبب ناخرسندیش خواهد شد.داستایفسکی لیبرال ستیز بود .اخلاق از نظر او ریشه ای مسیحی داشت.او دین باور و اگزیستانسیالیست بود.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 8:47  توسط مهران معمارزاده