لئو اشتراوس در هسه المان زاده شد.در دانشگاه هامبورگ فلسفه خواند.در ۱۹۳۸ به امریکا رفت و استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو شد..او از فلسفه در حکم کاشف حقایق مطلق و فرا تاریخی دفاع می کرد و منتقد نسبی گرایی ،تجربه گرایی ،پوزیتیویسم ،فلسفه سیاسی مدرن ،علوم اجتماعی جدید و جدایی علم از ارزش بود.انسان امروز با فاصله گرفتن از مطلق به ورطه نیهلیسم و نسبی گرایی افتاده است.سقراط بنیان گذار فلسفه سیاسی راستین بود.فلسفه سیاسی کلاسیک با سقراط اغاز شد و به فیلسوفان مدرسی ختم شد.انها در پی غایت و کمال زندگی سیاسی و طبیعت حیات سیاسی بودند.باید به فهم ماقبل فلسفی رسید.او از هایدگر تاثیر پذیرفته بود.فلسفه سیاسی کلاسیک نزدیکترین تجربه به تجربه ماقبل فلسفی بود.اما فلسفه مدرن اینچنین نیست و درگیر نظریه پردازی شده است.اندیشه های سیاسی در عصر مدرن فلسفه ،بیانگر حقیقت مطلق نیست.او عصر مدرن را به سه بخش تقسیم می کند :
۱-موج اول مدرنیته از عصر ماکیاولی تا اوائل سده ۱۸
۲-موج دوم با اندیشه کانت و هگل اوج می گیرد.
۳-موج سوم که ما در ان به سر می بریم.
موج اول با حمله روسو به نظریه طبیعی لاک و هابز به بحران رسید.موج دوم با نقد نیچه بر ایدئالیسم المانی به بحران رسید و بحران موج سوم نتیجه سلطه پوزیتیویسم ،تاریخ گرایی و نسبی گرایی است.نسبی گرایی بیماری مدرنی است که دشمن حقیقت است.

اشتراوس المانی که نظرات او به شکل گیری محافظه کاری نو در امریکا منجر شد